پیشرفت تحصیلی دانش آموزان

دانلود پایان نامه

عابدی (1389) در مطالعهای با عنوان «اثربخشی مداخلات عصب روانشناختی (تقویت توجه، کارکردهای اجرایی در سطح برنامهریزی و سازماندهی، حافظه کاری، مهارتهای زبان و پردازش بینایی- فضایی) بر بهبود عملکرد تحصیلی کودکان دچار ناتوانیهای یادگیری ریاضی» دریافت که این مداخلات در بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای ناتوانیهای یادگیری ریاضی موثر هستند. همچنین، عابدی و ملک پور (1389) مطالعهای با هدف «بررسی اثربخشی مداخلات زود هنگام آموزشی- روانشناختی بر بهبود کارکردهای اجرایی و توجه کودکان با ناتوانیهای یادگیری عصب- روانشناختی» انجام دادند. آنها به منظور انجام این پژوهش، ۴۰ کودک دارای ناتوانی یادگیری عصب- روانشناختی را از میان جامعه کودکان شش ساله پیش دبستانی شهر اصفهان به شیوه نمونهگیری تصادفی خوشهای چند مرحلهای، انتخاب و با روش تصادفی به گروههای آزمایشی و کنترل (هر گروه 20 نفر) تقسیم کردند. ابزارهای مورد استفاده، آزمون عصب-روانشناختی وپسی پیش دبستانی وکسلر و فهرست وارسی تشخیص کودکان دارای ناتوانی یادگیری عصب- روان شناختی بود. سپس، مداخلات زود هنگام آموزشی روانشناختی را بر روی گروه آزمایش اجرا نمودند و گروه کنترل درمانی دریافت نکرد. دادههای به دست آمده نیز با روش آماری تحلیل کواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که مداخلات زود هنگام آموزشی بر بهبود کارکردهای اجرایی و توجه کودکان دارای ناتوانیهای یادگیری عصب- روانشناختی مؤثر است.
جدای از مشکل توجه و مداخلات مربوط به آن، همان طوری که اشاره شده این کودکان با مشکلات مربوط به ادراک، حس، و حرکت نیز درگیر هستند (نوربخش و همکاران، 1382). به نظر میرسد که کودکان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری به دلیل داشتن بدکارکردیهای مغزی، اطلاعات را به شیوهای متفاوت از کودکان عادی دریافت و پردازش کنند. برای آزمون این فرضیه، پژوهشی توسط بشرپور و همکاران (1391) با هدف مقایسه الگوی پردازش اطلاعات حسی در کودکان دارای ناتوانی یادگیری و کودکان عادی انجام گرفت. نموونه پژوهش از سه گروه مبتلا به ناتوانی یادگیری (15 دانش آموز دارای نارساخوانی/ نارسانویسی، 15 دانش آموز دارای اختلال یادگیری ریاضی، و 15 دانش آموز دارای نارسایی مختلط از هر سه اختلال) که از بین دانش آموزان مراکز ناتوانیهای یادگیری اداره آموزش و پرورش شهر ارومیه به روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شده بودند تشکیل میشد. البته یک گروه تصادفی 15 نفری از دانش آموزان عادی نیز در قالب یک مطالعه مقطعی- مقایسهای حضور داشته و مورد بررسی قرار گرفتند. بعد از انجام مصاحبه بالینی ساختار یافته مربوط به اختلالات یادگیری جهت تأیید یا رد نوع تشخیص، از مادران این کودکان خواسته شد به پرسشنامه نیمرخ کوتاه حسی پاسخ دهند. نتایج این بررسی که به واسطه تحلیل واریانس چند متغیری و آزمون تعقیبی انجام شد حاکی از وجود تفاوت آماری معناداری بین میانگین نمرات گروهها در مؤلفههای حساسیت لمسی، احساس خواهی، فیلتر کردن اطلاعات شنیداری، حساسیت دیداری/ شنیداری و همچنین نمره کلی نیمرخ حسی بود، ولی در مؤلفههای حساسیت بویایی/ چشایی، میزان انرژی و حساسیت به حرکت تفاوت بویایی/ چشایی تفاوت معناداری بین گروهها یافت نشد. این نتایج مبین وجود نارساییهایی در پردازش اطلاعات لمسی، دیداری/ شنیداری، احساس خواهی و توانایی فیلتر کردن اطلاعات شنیداری در کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری میباشند. ضمنا، نمره کلی پردازش حسی نیز در سه گروه مبتلا به ناتوانی یادگیری به طور معناداری کمتر از گروه عادی بود (بشرپور و همکاران، 1391).
زارعی زوارکی (1385) دریافت که تواناییهای حرکتی (مهارتهای حرکتی درشت و ظریف، هماهنگی حرکتی، سرعت حرکتی، و تعادل ایستا) در این دانش آموزان ضعیفتر از دانش آموزان عادی است. بررسی نظری و همکاران (1392) نیز نشان داد که توانایی ادراکی- دیداری کودکان دارای ناتوانی یادگیری از کودکان عادی ضعیفتر است. همچنین، حقیقتزاده (2012) در پژوهشی با عنوان «تاثیر آموزش ترکیبی ادراک حسی- حرکتی بر عملکرد خواندن در کودکان دبستانی دچار دیسلکسی در اصفهان» 30 دانشآموز دچار اختلال یادگیری را در دو گروه 150 نفری آزمایش و کنترل مورد بررسی قرار داد. نتایج پس آزمون نشان داد که بین دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد و آموزش تلفیقی ادراک حسی- حرکتی بر عملکرد خواندن کودکان دچار دیسلکسی به طور موثری تاثیرگذار است. به علاوه، نتایج یک بررسی دیگر حاکی از آن بود که درمان به روش چند حسی بر بهبود اختلال نارساخوانی تاثیر دارد (خانجانی و همکاران، 1391).
نتایج مطالعات درباره بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای حرکتی ظریف بر یادگیری مفاهیم ریاضی در کودکان دارای اختلالات یادگیری ریاضی بیانگر تاثیر مثبت این مداخلات هستند (تقوی، 1380؛ عبدالحسین زاده، 1382؛ اسدی دوست، 1387؛ مسعود نیا، 1387؛ اخواست، 1388؛ وصالی ناصح، 1388). در همین راستا، پژوهشی با هدف «بررسی اثربخشی بازیهای حرکتی ریتمیک بر میزان کارکردهای اجرایی کودکان با ناتوانیهای یادگیری عصب- روانشناختی» صورت گرفته است (دهقانی و همکاران، 1391). جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان پسر پیش دبستانی 5 تا 6 ساله شهر بابل بوده است. محققان برای انتخاب نمونه 20 کودک پسر که در سال تحصیلی 1391 نمره کمتری در پرسشنامه عصب- روانشناختی کانرز و آزمون برج نپسی دریافت کردند به شیوه نمونهگیری چند مرحلهای تصادفی اتنخاب نموده و به صورت تصادفی در دو گروه 10 نفره کنترل و آزمایش قرار دادند. سپس، فعالیت بازیهای حرکتی ریتمیک به مدت سه ماه و هر هفته 2 جلسه (45 دقیقهای) به صورت فردی-گروهی بر روی گروه آزمایش انجام شد. دادهها نیز به روش توصیفی و تحلیل کواریانس چند متغیری تجزیه و تحلیل شدند. یافتههای این بررسی نشان داد بازیهای حرکتی ریتمیک در بهبود عملکرد آزمودنیها در مقیاسهای مشکلات توجه، حافظه، یادگیری و عملکرد حسی- حرکتی مؤثر است و سبب کاهش این مشکلات میگردد. همچنین این بازیها سبب افزایش مهارت حل مسئله، برنامهریزی و مهارت سازماندهی رفتاری- هیجانی در کودکان دارای ناتوانی یادگیری عصب- روانشناختی در دوره پیش از دبستان میشود.
نتایج بررسی درتاج و عاصمی (1391) با عنوان «بررسی میزان تاثیر برنامه منتخب حرکتی بر توانمندی ادراکی- حرکتی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دیر آموز پایه دوم» نشان داد که این برنامه بر روی پیشرفت توانمندی ادراکی- حرکتی که شامل تعادل پویا، تعادل ایستا، سرعت عمل، هماهنگی، دقت و قدرت است تأثیر مثبت داشته است. اما در خصوص عامل قدرت هیچ تفاوت چشمگیری بین دو گروه مشاهده نگردید. همچنین، نتایج بررسی زیدآبادی نژاد و همکاران (1392) که با هدف «بررسی اثربخشی آموزش مهارتهای روانی- حرکتی بر کارکردهای اجرایی (حل مسئله، برنامهریزی و سازماندهی رفتاری- هیجانی) کودکان پیش دبستانی دارای اختلالات یادگیری غیرکلامی شهر اصفهان» انجام شد، 20 کودک پنج تا شش و نیم ساله مورد ارزیابی قرار گرفتند. اطلاعات لازم با استفاده از پرسشنامه عصب- روانشناختی کانرز جمعآوری و با روش آماری کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافتهها حاکی از آن بودند که در پس آزمون عملکرد دو گروه آزمایش و کنترل در پرسشنامه عصب- روانشناختی (در خرده مقیاس سازماندهی رفتاری- هیجانی) تفاوت معناداری دارند. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که آموزش مهارتهای روانی- حرکتی باعث بهبود عملکرد آزمودنیها در مقیاسهای عصب- روانشناختی (سازماندهی رفتاری-هیجانی) شده و توانسته است به کاهش این مشکلات در کودکان پیش دبستانی دارای اختلالات یادگیری غیرکلامی منجر شود.
مطالعه دیگری با هدف «تعیین اثربخشی آموزش مهارتهای حرکتی ظریف، بر یادگیری مفاهیم ریاضی در کودکان دارای اختلالات یادگیری ریاضی پایه سوم تا پنجم دوره ابتدایی شهرستان میبد» انجام گرفته است که در قالب آن 30 دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری ریاضی به صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. سپس، گروه آزمایش آموزش مهارتهای حرکتی ظریف را طی 10 جلسه دریافت نمودند و گروه کنترل درمانی دریافت نکرد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش آزمون هوش وکسلر و آزمون ریاضیات ایرانی کی- مت بود. به منظور آن که کودکان انتخاب شده دارای ناتوانی ذهنی نباشند و به عبارتی حصول اطمینان از این که مشکل هوشی نداشته باشند، از آزمون هوش وکسلر استفاده شد و آزمون ایرانی کی- مت در مراحل پیش آزمون و پس آزمون مورد استفاده قرار گرفت. نتایج تحقیق به واسطه استفاده از روش آماری تحلیل کواریانس نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد؛ بدین معنا که آموزش مهارتهای حرکتی ظریف بر یادگیری مفاهیم ریاضی در کودکان دارای اختلالات ریاضی موثر است (کارگر شورکی و همکاران، 1389).
هدف اصلی مطالعه سلمان و همکاران (1388) «بررسی تأثیر تمرینهای ادراکی- حرکتی بر بهبود قابلیتهای حرکتی کودکان با اختلال هماهنگی رشدی» بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دوره ابتدایی دارای اختلال هماهنگی رشدی از سه منطقه انتخابی شهر تهران بوده که در سال تحصیلی 1387 مشغول تحصیل بودند. نمونه آماری شامل 194 کودک بود که به صورت تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. سپس، گروه آزمایشی به مدت 2 ماه (24 جلسه) فعالیتهای ادراکی- حرکتی را انجام دادند و بعد از طی این مدت، پس آزمون برای هر دو گروه به اجرا درآمد. این کودکان توسط آزمون ارزیابی حرکتی که شامل مهارتهای دستی، تعادل ایستا و پویا و مهارتهای توپی بود، مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج پژوهش بیانگر بهبود اختلال هماهنگی رشدی گروه آزمایشی نسبت به گروه کنترل بود. محققان از یافتههای این تحقیق استنباط کردند که تمرینهای ادراکی- حرکتی سبب بهبود اختلال هماهنگی رشدی کودکان میشوند. بنابراین پیشنهاد نمودند برای افزایش آمادگی حرکتی کودکان در مدارس و در نتیجه بهبود اختلالهای رشدی، برنامههای تمرینی ادراکی- حرکتی اجرا شود.
نهایتا، نتیجه بررسی حیدری و همکاران (1389) با عنوان «بررسی تاثیر و مقایسه دو روش درمانی چند حسی فرنالد و ادراکی حرکتی کپارت در کاهش اختلال دیکته نویسی دانش آموزان» که 84 نفر را تحت بررسی داشت نشان داد که هر دو روش در بهبود عملکرد این کودکان موثر هستند. این دو روش در بهبود حافظه دیداری و شنیداری، حساسیت شنیداری، تمیز دیداری، حافظه توالی دیداری، و دقت و توجه تاثیر معناداری داشتند و در این بین روش چند حسی از روش ادراکی- حرکتی کپارت موثرتر بود.
جمعبندی
در مجموع، نتایج بررسیهای خارجی و داخلی از مشکلات کودکان با ناتوانیهای یادگیری در زمینه دقت و توجه و نیز ادراک حسی- حرکتی حکایت دارند. با توجه به مطالب ذکر شده در بخش قبل، بیش از 20 پژوهش خارجی و نزدیک به 6 مطالعه داخلی وجود مشکلات توجه در این کودکان را تایید کرده و 17 مطالعه خارجی به همراه 6 پژوهش داخلی مداخلات عصب شناختی از جمله آموزش و تقویت مهارتهای دقت و توجه را کارآمد و موثر برآورد نمودهاند. از سوی دیگر، نتایج بیش از 13 مطالعه خارجی به همراه 6 بررسی داخلی از وجود مشکلاتی در زمینه ادراک حسی- حرکتی در این کودکان حکایت دارند و 15 پژوهش خارجی به همراه 13 مطالعه داخلی نیز اثربخشی برنامههای تقویت ادراک حسی- حرکتی را تایید نمودهاند. بدین ترتیب، تعداد پژوهشهای و آماری حاصل از آنها به صورت همسو و یکسانی از اثربخشی مداخلات عصب شناختی ویژه برای کودکان با ناتوانیهای یادگیری حکایت دارند.
فصل سوم
روش پژوهش
فصل سوم
روش پژوهش
روش پژوهش
با توجه به هدف کاربردی پژوهش، شیوه اجرای مطالعه حاضر به صورت آزمایشی است. بدین صورت که گروه آزمایش مداخلهای به صورت آموزش تقویت مهارتهای دقت و توجه و ادراک حسی- حرکتی دریافت نموده ولی افراد گروه کنترل آموزشی نگرفتند.
جامعه آماری
جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پسر دارای اختلال یادگیری ریاضی پایه سوم و چهارم ابتدایی مراجعه کننده به مراکز اختلالات یادگیری ویژه شهر کرمانشاه در سال تحصیلی 1393-1392 هستند.
نمونه و روش نمونه گیری
نمونه این پژوهش شامل ۳٠ نفر از دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی بوده که به صورت همتا شده به دو گروه آزمایشی و کنترل (هر کدام ۱۵ نفر) تقسیم شد. با توجه به ماهیت پژوهش، برای انتخاب افراد نمونه از روش نمونهگیری هدفمند استفاده شد. در این روش، انتخاب آزمودنی بر اساس خصوصیات یا صفاتی خاص صورت گرفت و افرادی که واجد آن ملاکها نبودند حذف شدند. ضمنا، در این مطالعه مداخلات روانشناختی در گروههای زیر به عمل آمد:
گروه آزمایشی که تحت آموزش تلفیقی مهارتهای دقت و توجه و ادراک حسی- حرکتی قرار گرفت.
گروه کنترل که هیچ گونه مداخله روانشناختی خاصی دریافت نکرد.
آزمودنیها
نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی است که دامنه سنی آنها در محدوده 10- 8 سال با میانگین سنی 9 سال قرار دارد.

مطلب مشابه :  کشورهای توسعه یافته، همکاریهای اقتصادی، کشورهای پیشرفته