کارکنان دانشگاه

دانلود پایان نامه

مقایسه نتایج بدست آمده بین نمونه مورد بررسی در کارکنان دانشگاه علوم پزشکى بقیه الهو افراد خارج از دانشگاه در رابطه با اهمیت دادن به خواندن نماز، بیانگر وجود تفاوت معنادار (P<0.01) بین آنها است.( آقایانی چاوشی،1386)
جهت گیری مذهبی درونی شده به عنوان یک عامل کلیدی برای سلامت روانی نقش ایفا می کند. توجه به مذهب درونی در مداخله های پیشگیرانه و درمانی می تواند عامل موثری در سلامت روانی به حساب آید.(جان بزرگی ، تهران، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، دانشکده پزشکی،1387)
بین جهت گیری مذهبی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی، واحد آزادشهرو اضطراب و افسردگی آنان رابطه تنگاتنگی وجود دارد لذا به نظر می رسد تقویت و درونی سازی ارزش های دینی می تواند منجر به افزایش سطح سلامت روانی دانشجویان گردد.( بیانی ،1387)
جهت گیری دینی درونی ،خود مهارگری افراد( دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه گیلان) را قوی می کندو باعث می شود که افراد حتی در غیاب منبع قدرت بیرونی نیز به طور مطلوب و مولد عمل کنند .بنابراین از طریق درونی سازی دین و آموزه های دینی می توان انسان هایی را تربیت کرد که از خودمهارگری بالایی برخوردار باشند.( حسین خانزاده ،1387)
بین جهت گیری مذهبی دانشجویان (دانشگاه آزاد اسلامی واحد آزادشهر)و اضطراب و افسردگی آنان رابطه تنگاتنگی وجود دارد ،لذا به نظرمی رسد تقویت و درونی سازی ارزش های دینی می تواند منجر به افزایش سطح سلامت روانی دانشجویان گردد.(دکتر بیانی،1387)
بین دانشجویان دختر و پسر دانشگاه محقق اردبیلی از نظر جهت گیری مذهبی و از نظر ویژگی های شخصیتی تفاوت معنادار به دست آمد(دکتر میکائیلی ،1388)
بین نمره مذهب درونی دانشجویان دانشکده پرستاری مامایی زنجان، باسن ،شغل ،مقطع تحصیلی(کاردانی یاکارشناسی)ارتباطی مثبت وباحضوردرمراسم مذهبی ووضعیت تاهل ارتباطی منفی و معنی داری داشت.( اقوامی ،1390)
بین جهت گیری مذهب بیرونی و سرسختی روانشناختی (دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول)تفاوت معنی داری وجود دارد(یاسمی نژاد،،1390)
دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی با جهت گیری مذهبی درونی نسبت به دانشجویان با جهت گیری مذهبی بیرونی دارای اضطراب مرگ پایین تر و دانشجویان زن نسبت به مرد دارای اضطراب مرگ بالاتری بودند.( منصورنژاد،1390)
باورهای مذهبی می تواند پیش بینی کننده سلامت روان در دانشجویان(دانشگاه هرمزگان)باشد.( صادقی فرد؛1391)
درتحقیقی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه نشان داد بین جهت گیری مذهبی و سلامت روان افراد رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد (عارفی،1388)
2-3-بررسی نظریه های سلامت روان :
در سال 1930 اوّلین کنگره بین المللی بهداشت روان با شرکت نمایندگان پنجاه کشور در واشنگتن تشکیل شد و مشکلات روانی کشورها و مسائلی از قبیل تاسیس بیمارستان ها, مراکز درمان سرپائی, مراکز کودکان عقب مانده ذهنی و نظایر آن مورد مطالعه قرار گرفت. ولی در 18 سال بعد یعنی در سال 1948 در سومین کنگره بین المللی بهداشت روان که در لندن تشکیل شد اساس فدراسیون جهانی بهداشت روان بنیان گذاری شد و در همان سال این فدراسیون به عضویت رسمی سازمان یونسکو و سازمان بهداشت جهانی درآمد بطوریکه سازمان جهانی بهداشت در ژنو نقش رهبری رسمی فدراسیون جهانی بهداشت روان را به عهده گرفت. از آن تاریخ به بعد هر سال یک جلسه بین المللی و هر چهار سال یکبار کنگره جهانی تشکیل شده و می شود. در نتیجه تلاش و کوشش های پیگیر روز 18 فروردین مطابق با هفتم آوریل روز جهانی بهداشت اعلام گردیده در سراسر جهان مسائل بهداشتی کشورها مورد بررسی قرار می گیرد. از مسئولین بهداشتی کشورهای مختلف خواسته شده تا برنامه های بهداشت روانی را جزء برنامه های بهداشت عمومی قرار دهند.
در کشور ایران نیز علیرغم آنکه از زمان محمدبن زکریای رازی و بعد، ابوعلی سینا به بیماران روانی (دیوانگان آن زمان) توجه داشته و برای آنها از دستورات مختلف داروئی و روش های گوناگونی همچون تلقین استفاده می کردند، ولی بطور رسمی در سال 1336 برنامه های روانشناسی و بهداشت روان از رادیوی ایران آغاز شد و در سال 1338 اداره بهداشت روانی در اداره کلّ بهداشت وزارت بهداری وقت، تشکیل گردید. اگرچه از سال 1319 تدریس بیماری های روانپزشکی دانشگاه تهران آغاز شده بود با قبول استراتژی P.H.C توسط جمهوری اسلامی ایران و ایجاد شبکه های بهداشتی درمانی، در کشور، موضوع بهداشت روان به منزله جزء نهم خدمات اوّلیه بهداشتی پذیرفته شد و در حال حاضر نیز از موضوعات بسیار ضروری در کشور، مورد توجه قرار دارد.
یکی از محورهای ارزیابی سلامت جوامع مختلف ،بهداشت روانی آن جامعه است.سلامت روانی ،نقش مهمی در تضمین پویایی و کارآمدی هر جامعه ایفا می کند و از آن جایی که دانشجویان از اقشار برگزیده جامعه و از سازندگان فردای هر کشور می باشند بنابراین سلامت روانی آنان از اهمیت ویژه ای در یادگیری و افزایش آگاهی علمی برخوردار است(دادخواه 1385). از ضروریات اساسی زندگی دانشجویی که توجه به آن در رشد و توسعه جامعه اثر مستقیمی دارد و پرداختن به آن شرط اساسی در بهره وری بهینه از نیروهای کارآمد و تحصیل کرده می باشد ،بهداشت روانی دانشجویان است.دوران دانشجویی به دلایلی از جمله میل به تفریحات متعدد اجتماعی در مقابل تمایل به درس خواندن ،احتیاج به پیشرفت در دروس در برابر احساس بی کفایتی ،ترس از ابراز شخصیت در برابر میل به خودنمایی ،میل به ازدواج در برابر موانع ،ارتباط با جنس مخالف ،تنفر از دیگران در برابر ناتوانی در بروز احساسات خود و مشکلات اقتصادی که مانع رسیدن به هدف ها ی هنریاست ؛دوره خاصی از زندگی تلقی می شود(ادهم ،سالم صافی،امیری ،دادخواه ،علی محمدی،مظفری،ستاری و رادیشان،1387).
سازمان بهداشت جهانی در سال 1948 ابعاد سه گانه سلامتی ،یعنی رفاه کامل جسمی ،روانی و اجنماعی را مطرح کرده است .که هر سه بعد لازم و ملزوم و مکمل یکدیگرند. به خاطر اهمیت مساله ،بهداشت جهانی سال 2001 را به عنوان سال بهداشت روانی اختصاص داده است. و در این سال تمام ملل جهان این وظیفه را به عهده داشتند که سطح بهداشت روان خود ،خانواده و جامعه شان را ارتقا دهند(شاه محمدی ،1379).از سوی دیگر تلویحاَّ چنین معلوم است که سلامت روانی را می توان عکس بیماری عکس بیماری روانی تعریف نمود.با چنین فرضی فقدان پسیکولوژی معادل رفتار بهنجار شمرده می شد.اخیرا تردیدهایی در مورد مفید بودن این فرض ابراز شده و ارائه مفاهیم و تعاریف دقیق تری برای سلامت روانی و بهنجاری اهمیت فزاینده ای یافته است .روان پزشکان با بیرون آمدن از مطب ها و ورود به اجتماع با گروه هایی از جمعیت مواجه شده اند که قبلا آن را ندیده بودند(سادوک ،1988).در همین رابطه بررسی بهداشت روانی دانشجویان به عنوان آینده سازان این مملکت از جایگاه والایی برخوردار است چرا که با ارتقای بهداشت روانی دانشجویان می توان انتظار داشت که در عرصه های علم و ادب گام های موثری بردارند .
سلامت جسم و روان تواما یکی از اساسی ترین نیازهای بشر می باشد.همانطور که سلامت جسمی برای انسان لازم است و باعث تداوم زندگی شخص می شود ،سلامت روان نیز یکی از نیازهای حیاتی انسان می باشد .اگر عقل سالم در بدن سالم است ،اگر تن آدمی به خستگی نااستوار می گردد و کسالت نصیب انسان می سازد ،روان آدمی نیز اوقات بسیاری در برابرمصائب ،ناروائی ها،نابهنجاریهای اجتماعی ،خستگی های ناشی از زندگی ماشینی شتاب زده ،تبعیض ها ،بهتان ها و…پریشان می گردد.انسان همچون طفلی ناآرام به دنبال آن می گرددتاخسته و روح پریشان خویش را به آرامش برساند(مقیمی ،1382)
یکی از هدفهای پیگیر روانشناسی نیز بررسی ماهیت رفتار انسان است .به طور کلی هر موجود زنده ای جز از راه شناخت رفتار در موقعیتهای مختلف شناخته نمی شود .چون آدمی مخلوق انگیز ها ،کششها و احساس های هوشیار و همچنین استعدادها و امکانات فطری خویش است .بنابراین رفتار انسان هنگامی بهنجار است که موازنه یا تعادلی میان این عوامل برقرارگردد.در واقع تن و روان چنان با هم ارتباط نزدیک دارند که هر دگرگونی در یک ،موجب دگرگونی در دیگری می شود.از سوئی ،وقتی شخصی گرفتار بیماری مزمن است ممکن است چنان بر اعصاب و عوامل انگیزشی او فشار و تنش وارد گردد که رفتار و کردارش به وضع نابهنجار درآید ،و نشانه های بیماری روانی مانند نوروز و پسیکوز در او نمایان گردد؛از سوی دیگر اختلال و بیماری روانی ممکن است چنان تاثیر نامطلوبی در تن به وجود آورد که دستگاهها و اعضاء دیگر تن نتواند وظائف خود را به خوبی انجام دهند و در نتیجه عوارض و اختلال های بدنی پدید آید .اکثر ناسازگاهری های فکری ،عاطفی و اجتماعی براثر همین ناراحتی های بدنی روانی به گونه ای متقابل ایجاد می گردد.بهداشت روانی تنها به درمان محدود نمی شود،بلکه وظیفه اصلی آن پیشگیری از بروز بیماری های روانی است و تا زمینه های ایجاد این بیماری ها روشن نگردد نمی توان به اهمیت بهداشت روانی پی برد(اطیایی،1381).
کوریسنی (2002)بهزیستی را در حالت تهی از خوب بودن که شامل شادمانی ،عزت نفس و رضایت زندگی است تعریف کرده است ،او معتقد است که سلامت روان حالتی از ذهن است که بوسیله بهزیستی هیجانی،رهایی نسبی از اضطراب ونشانه های ناتوان کننده و ظرفیتی برای ساختن روابط سازنده و انطباق با درخواست های معمول و استرس های زندگی مشخص می شود.
کریتس(2000)سلامت روانی را در حالت کامل بهزیستی جسمانی ،روانی و اجتماعی می داند و صرفا فقدان بیماری یا معلولیت (ناتوانی)سلامت نیست ،سلامت کامل و حقیقی شامل پیشگیری از نابهنجاری و بیماری و نیز ارتقاء سلامت مثبت است.
هدف بهداشت روانی این است تا با جلوگیری و پیش گیری از عدم تعادل های روانی و اضطراب یک حیات پرآرامش و سراسر موازنه برای افراد بوجود بیاورد.یکی از نکاتی که برای بهداشت روان بسیار مفید می باشد،این است که شخص به محدودیت ها و جایز الخطا بودن انسان معتقد باشد و گمان نکند که همه اغراد می توانندمانند معصومین و مردمان انگشت شماری که از لحاظ تکامل روحی و تهذیب اخلاقی در میان بشریت برجسته هستند ،باشند.زیرا کسی که چنین بیندیشد چون در خویشتن کاستی و زبونی بسیار به خود خواهد پیچید و چون خود را کامل نخواهد یافت بسیاری عوارض وخیم در وی پدید خواهد آمد.
سلامت روان یعنی اینکه چگونه یک شخص به هنگام مواجهه با موقعیتهای زندگی ،فکر،احساس و عمل می کند ؛سلامت روان یعنی اینکه چگونه افراد به خودشان ،زندگی شان و افراد دیگری که در زندگی آنها هستند می نگرند،چالش ها و مشکلات خود را ارزیابی می کنند و انتخاب هایی انجام می دهند.سلامت روان همچنین کنترل تنیدگی ،ارتباط با افراد دیگر و تصمیم گیری ها را در بر می گیرد(نقل از سواری،1387)
یکی از مهمترین اصول بهداشت روان ،به کار بردن روش تفکرعلمی و منطقی در حل مشکلات عاطفی و مسائل روزمره می باشد.زیرا انسان دائما مواجه با مشکلاتی است که بایستی با درست بکاربردن خرد خود راه حل صحیح را برای مشکلات و تناقضات و سرگردانیهای خویش بیابد و در رفع آنها اقدام نماید(اردوبادی ،1384)
اریک فروم روانکاو و جامعه شناس بزرگ در کنگره جهانی بهداشت روانی دانشجویان که در دانشگاه پرینسون آمریکا به سال1956برقرار گردید ،تعاریفی از بهداشت روانی نموده است که در اینجا به اختصار ازآن یاد می نمائیم:

مطلب مشابه :  نظریه سرمایه اجتماعی