کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی

دانلود پایان نامه

شیوه هایی که بطور معمول در آموزش ذهن آگاهی بکار می روند در راستای این تعاریف و توضیحات قرار می گیرند. افرادی که در فرایند آموزش ذهن آگاهی شرکت می کنند اغلب تشویق می شوند که توجهشان ر ابه انواع خاصی از محرک هایی که در زمان حال وجود دارند، نظیر صداهایی که شنیده می شوند یا حرکاتی که در محیط وجود دارد و یا تنفس متمرکز سازند. اگر افکار، شرایط عاطفی، علایق یا دیگر تجربیات برانگیخته شود، شرکت کنندگان تشویق می شوند که آنها را مشاهده کنند. نام گذاری خلاصه و جزئی تجربیات قابل مشاهده، با استفاده از کلمات و عبارات کوتاه، مورد تشویق قرار می گیرد. به طور معمول، از شرکت کنندگان خواسته می شود که حالت پذیرش (اعتقاد)، تمایل، اجازه دادن، صراحت، کنجکاوی، مهربانی و صممیت را در تجربیات مشاهده شده بگنجانند و از تلاش هایی در خصوص ارزیابی، قضاوت، تغییر و پایان یافتن از آنها، حتی اگر نامطلوب و ناخوشایند باشند، خودداری نمایند. مهارت های پائین شامل غیر قابل قضاوت بودن (پذیرش،اجازه یا خودداری از ارزیابی)، تک بعدی فکر کردن (با تمایل و گرایش متمرکز )و مؤثرتر بودن (استفاده از ابزارهای مهارتی) است.
این مجموعه از تعاریف، توصیفات و ساختارهای در آموزش ذهن آگاهی، بیانگر این است که ذهن آگاهی ممکن است به عنوان ساختاری چند بعدی در نظر گرفته شود که شامل توجه به (مشاهده و بیان) تجربیات لحظه ای فعلی، نام گذاری آن با کلمات و انجام آن با آگاهی یا خودداری شروع خودکار آن است. ویژگی های خاص توجه بسیار مهم بنظر می رسد. اصطلاحاتی که برای این ویژگی ها بکار می رود عبارتست از: پذیرش، صراحت، عدم قضاوت، تمایل، مهربانی و کنجکاوی(دیدونا، 2009).
شاید هیچ وضعیتی بهتر از تجربه درونی ترس رابطه ی عمیق بین مغز و رفتار ذهن و جسم را تشریح نمی کند. با توجه به اینکه علم آسیب شناسی روانی با گرایش اضطراب برای اجتناب از تجربه درونی ترس معرفی می شود، فرض ما بر این است که تمرین ذهن آگاهی می تواند موجب ارتباطی منطقی با تجربه جسمی، احساسی و شناختی در فرد حتی در زمان نگرانی یا ترس شدید شود. علاوه بر آن ما می گوییم که آن ارتباط منطقی که با استفاده از توجه شدید، آگاهی متمرکز شده در زمان حال، پذیرش و خود اگاهی بهبود می یابد می تواند موجب رهایی روانشناختی از اضطراب مستمر و انعطاف رفتاری بیشتر در فرد گردد.تمرین ذهن آگاهی ابزار مؤثر و سالم تری در ارتباط با تجربه درونی ترس و اضطراب از طریق خود تنظیمی عمومی آگاهی بدون قضاوت محسوب می شود.تمرین ذهن آگاهی با بکارگیری فرایند های درونی تفکر و احساس همراه با تثبیت الگوهای ناخودآگاه در بدن و ذهن در تعامل با رابطه ای منطقی بر اساس پذیرش، شامل تمام حیطه تجربه بشری در هر لحظه صورت می گیرد. فواید تمرین ذهن آگاهی در شرایط ترس و اضطراب از این ارتباط آگاهانه و منطقی منتج می شود (دیدونا، 2009).
سایر عبارت های کوتاه مرتبط که ممکن است در ذهن آگاهی درمانی استفاده شود شامل، هوشیـاری محبت آمیـز، پـذیرش ذهن آگاهی، شخصیت بـی غل و غـش و توجـه به دلسـوزی می باشد. افزایش وضوح در پذیرش فرمول ذهن آگاهی، برای درمان گران روانی، معنایی ایجاد می کند. وقتی بیماران به روان درمانی می آیند، اغلب تحت فشار شدیدی هستند و در جستجوی فردی می گردند که برای فهمیدن اینکه آنها چه کسانی هستند و چرا عذاب می کشند زمان بگذارد و با آنها صحبت کند. آنها شدیداً خواستار نوعی استراتژی برای آرامش هستند. اگر ما بدون فراهم کردن پذیرش و دلسوزی، کمکی به بیماران خود کنیم این فرد به سادگی احساس گیجی و سردر گمی می کند (دیدونا، 2009).
به صورت مشابه، در روابط درمان شناسی شخصی، دلسوزی نیز مهم است. دلسوزی و پذیرش شخصی «ابزارهای مهارتی » هستند. برای آگاه بودن و تلاش کردن تحت شرایط و موفقیت های مختلف و برای داشتن چشمان باز به قلبی باز نیز نیاز داریم (دیدونا، 2009).
2-5-2-2-کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی
بر اساس نظر کابات زین (1990) ذهن آگاهی به معنی توجه کردن به طریق خاص، معطوف به هدف، در زمان حال و بدون داوری است. در ذهن آگاهی فرد می آموزد که در هر لحظه از حالت ذهنی خود آگاهی داشته و توجه خود را به شیوه های مختلف ذهنی خود متمرکز نماید. ذهن آگاهی روشی است که شامل آگاهی غیرتصادفی لحظه به لحظه از تجارب داخلی و خارجی است . از جمله افکار و احساسات بدن، و تا حد زیادی موجب کاهش استرس شده و ابزاری برای ارتقای علائم مرتبط با امراض درمانی مختلف از جمله سرطان است. وى در کلینیک کاهش استرس خود، به شرکت کنندگان تمرین آرامش ذهنی همراه با حضور ذهن می داد. این کوشش ها به شکل گرفتن مدل مبتنی بر کاهش استرس انجامید. MBSR شامل گروهی از مداخلات درمانی از جمله مراقبه ذهن آگاهی و یوگای آرام است که برای کاربردهای استرس، درد و بیماری طراحی شده است. این برنامه به صورت کیفی مجزا از اشکال دیگر مراقبه درک می شود .به طور مثال بر اساس مانترا) هدف آن دستیابی به وضعیت ریلکسیشن نیست، بلکه بیشتر در ایجاد بینش و درک خود و روابط با خود از طریق عملکرد ذهن آگاهی مدنظر می باشد.
در چارچوب عدم قضاوت، پذیرش و عملکرد، افراد آموزش می بینند تا توجهی متمرکز بر تنفس، حس بدن و اشیا دیگر داشته باشند (افکار و احساسات به میدان آگاهی وارد می شوند).
در حال حاضر رایج ترین روش، آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس است، که سابق بر این تحت عنوان برنامه کاهش استرس و تن آرامی شناخته می شد (کابات زین، 1990).
این روش در ساختار طب رفتاری و برای دامنه وسیعی از افراد مبتلا به اختلالات مرتبط با استرس و درد مزمن طراحی شد. روش مذکور، به شکل یک برنامه 8 تا 10 هفته ای برای گروه هایی که بیش از 30 شرکت کننده دارند، اجرا می شود. به علاوه جلسات به طور هفتگی و هر جلسه حدود 2-5/2 ساعت برگزار می گردند. دستور جلسات شامل تمرین مهارت های مراقبه، بحث در مورد استرس، روش های مقابله ای و تکالیف خانگی می باشند. جلسات متراکم ذهن آگاهی نیز تشکیل می شوند که یک روزه هستند و حدود7-8 ساعت طول می کشند و مهارت های مراقبه ای متعددی آموخته می شوند. برای مثال، وارسی بدنی تمرینی است که در آن شرکت کنندگان روی زمین دراز می کشند و با چشمان بسته حدود 45 دقیقه، توجه خود را به طور متوالی روی نقاط مختلف بدن معطوف می سازند و احساسات مربوط به هر ناحیه از بدن به دقت مشاهده می گردند. در مراقبه نشسته، شرکت کنندگان در یک حالت آرام و کاملاً بیدار با چشمان بسته به حس های تنفس تمرکز می کنند. از ژست های یوگا، برای آموزش ذهن آگاهی از حس های بدنی نیز استفاده می شود. هم چنین شرکت کنندگان، حضور ذهن داشتن را در طول فعالیت های روزمره نظیر پیاده روی، ایستادن، و خوردن به کار می گیرند.
در تمامی تمرینات ذهن آگاهی شرکت کنندگان آموزش می بینند تا بر فعالیت های خود (نظیر تنفس یا پیاده روی) تمرکز کنند و در هر لحظه از احوال خود آگاه باشند و هرگاه هیجانات، حس ها یا شناخت ها پردازش می شوند، بدون قضاوت مشاهده کنند. زمانی که شرکت کنندگان در می یابند که ذهن در درون افکار، خاطرات یا خیالپردازی ها سرگردان شده در صورت امکان و بدون توجه به محتوا و ماهیت آنها، توجه خود را به زمان حال باز می گردانند. بنابراین، شرکت کنندگان آموزش می بینند تا به افکار و احساساتشان توجه کنند، اما به محتوای آن نچسبند (کابات زین، 1990). حتی به افکار قضاوتی خود مثل “این یک اتلاف وقت احمقانه است” بدون آن که درباره آن ها داوری کنند، توجه نمایند. یکی از پیامدهای تمرینات ذهن آگاهی این است که افراد در می یابند، اکثر حس ها، افکار و هیجانات دارای نوسان، یا زودگذرند و مانند امواج دریا عبور می کنند (لینهان، 1993). ذهن آگاهی شیوه ای است برای پرداختن توجه که از مراقبه شرقی نشأت گرفته و به توجه کامل به تجربیات زمان حال به شکل لحظه به لحظه توصیف شده است (مارلات و کریستلر، 1999). همچنین توجه کردن به یک شیوه خاص در زمان حال، و بدون قضاوت (کابات زین، 1994) و توانایی معطوف ساختن توجه به گونه ای که بتوان از طریق تمرینات مراقبه آن را پرورش داد، این شیوه خاص تحت عنوان خودتنظیمی توجه از یک لحظه به لحظه دیگر تعریف شده است (کابات زین، 1990). متون معاصر ذهن آگاهی تمرینات متنوعی را جهت فراگیری مهارت های مراقبه ای معرفی کرده است (کابات زین، 1990). بدین ترتیب افراد ترغیب می شوند تا به تجربیات درونی خود در هر لحظه، هم چون حس های بدنی، افکار و احساسات توجه کنند، این توجه کردن به جنبه های محیطی نظیر مناظر و صداها مورد ترغیب قرار می گیرد ( لینهان، 1993). توصیه می شود که ذهن آگاهی باید این نگرش را در افراد به وجود آورد که نسبت به امور، پذیرش بدون قضاوت داشته باشند. یعنی ایجاد آگاهی در افراد نسبت به ادراکات، شناخت ها، هیجانات یا حس ها اما بدون اینکه نسبت به خوبی یا بدی، حقیقی یا کاذب، سالم یا ناسالم بودن و مهم یا بی اهمیت بودن آن ها، قضاوت و ارزیابی شود (کریستلر، 1999). بنابراین، ذهن آگاهی عبارت است از مشاهده بدون داوری جریان سیال محرکات درونی و بیرونی. از آنجائی که ذهن آگاهی ریشه در فرهنگ بودیسم مشرق زمین دارد، ممکن است برای افراد نامأنوس باشد، از این رو کابات زین (2000) پیشنهاد می دهد بهتر است تمرینات آن منطبق با فرهنگ افراد باشد. به همین علت پژوهشگران و متخصصین بالینی که تمرینات ذهن آگاهی را در برنامه های خدمات بهداشت روانی قرار می دهند، معمولاً این مهارت ها را مستقل از مذهب و سنت های فرهنگی مبدأ آن آموزش می دهند ( لینهان، 1993). در متون تجربی معاصر، مداخلات بالینی مبتنی بر آموزش مهارت های ذهن آگاهی به سرعت در حال رشد است. بیش از 240 بیمارستان و کلینیک در ایالات متحده برنامه های کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی را ارائه می دهند (سالمون، سانتورلی و کبات زین، 1990). همچنین، آموزش ذهن آگاهی، جزء محوری رفتار درمانی دیالکتیک است (لینهان، 1993). رویکردی که در درمان اختلال شخصیت مرزی کاربرد فراوانی دارد. متون تجربی آموزش ذهن آگاهی مشکلات روش شناختی بسیاری دارد، اما بیانگر این است که این روش می تواند به کاهش انواع شرایط مشکل زا، از جمله، استرس، اضطراب، عود افسردگی و اختلال خوردن بینجامد (کابات زین، 1990.، کریستلر و هالت، 1992.، تیزدل، ویلیامز، سگال و دیگران، 2000).
3-2- پیشینه ادبیات
کارلسون، اسپیکا، ارسولیک و دیگران، (2000) اثرات ذهن آگاهی را را روی نمونه های همگن از بیماران سرطانی مورد بررسی قرار داده اند. آزمودنی هادر مقایسه با گروه کنترل کاهش معنادار ی در اختلال خلق (56/0) سطح استرس کلی (31/0) را از خود نشان دادند.
گروسمن، لینهان و استفاون، 2004؛ نقل از سیرز و کاروس (2009) نتیجه گیری کرده اند که برنامه ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس برای اینکه افراد با مسائل سلامت جسمی و روانی مختلف نظیر درد، سرطان، بیماریهای قلبی، افسردگی و اضطراب کنارآیند ثمربخش است.
رابینسون، متیوس و جانوسک (2003) تأثیر برنامه آموزش هشت هفته ای کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی (MBSR)را در متغیرهای استرس، خلق، عملکرد هورمونی و ایمنی در افرادی که از ویروس نقص ایمنی انسان (HIV) رنج میبردند، آزمودند. این پژوهشگران دریافتند که فعالیت و تعداد سلول های کشنده طبیعی (NK) درگروه آزمایشی در مقایسه با گروه کنترل افزایش می یابد.
مؤلفین متعددی (گلدبرگ و دیگران، 1994 ؛ کابات زین و دیگران، 1998 ؛ کاپلان، گلدبرگ و گالوین و نادیو، 1993) مطرح ساخته اند که ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس ممکن است در اختلالات طبی وابسته به استرس کاربرد داشته باشند. این مؤلفین خاطرنشان می سازند که مراقبه غالباً آرامش بخش است و از این راه می تواند در اداره این اختلالات مؤثر باشد (بنسون، 1975.، اورم- جانسون، 1984.، والاس، بنسون و ویلسون، 1984).
در پژوهشی 29 خانم سرطانی در برنامه (MBSR)شرکت کردند این پژوهش از نوع تجربی با گروه آزمایش وکنترل بود.پس از پایان هشت هفته آموزش بر اساس (MBSR) گروه آزمایش کاهش معنی داری درنمرات استرس، اضطراب، افسردگی، نشخوار فکری وافزایش توجه وتمرکز نشان دادند. همچنین کاهش معنی داری درفشار خون ایستا نشان دادند. سطح فشار خون شاخصی برای شناسایی بیماری قلبی-عروقی است. (MBSR) نشان داد که با اثر گذاری روی کاهش فشار خون می تواند خطر ابتلا به بیماری قلبی-عروقی را کاهش دهد(دیدونا، 2009).
سولیوان، وود، تری و همکاران (2009) مداخله روانشناختی مبتنی بر ذهن آگاهی را برای کاهش اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به سکته قلبی در یک پژوهش آینده نگر به کار بردند و نتایج این پژوهش نشان داد که طی 12 ماه بعد، نشانه های روانشناختی در گروه آزمایشی، نسبت به گروه کنترل بهبود پیدا کرده بود.
رایان و اسکات (2002) در پژوهشی که اثر ذهن آگاهی بر روی 136 نفر اجرا شد نشان دادند که اجرای تمرین ذهن آگاهی به کاهش نشانه های استرس در بیماران با تصلب چند گانه، ایدز، اختلالات اضطرابی و بیماری های دیگر کمک می کند. بیمارانی که ذهن آگاهی را تمرین می کنند، سطح اضطراب و افسردگی آنها به طور خودکار کاهش می یابد.
گروسمن (2009) در یک مطالعه فراتحلیلی، 64 مطالعه تجربی را در مورد MBSR ، مورد بررسی قرار داد، نتایج این فراتحلیل نشان داد که روش MBSR برای مقابله با مشکلات بالینی و غیربالینی بسیاری از افراد مؤثر است.
تحقیق کارلسون، اسپکا، پاتل و همکاران (2003) نیز اثر مثبت MBSR را بر کیفیت زندگی نشان داده است. آنها پیرامون تأثیر برنامه کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی افراد مبتلا به سرطان پستان و پروستات پژوهشی انجام دادند. نتایج نشان داد که بعد از هشت جلسه آموزش، کیفیت زندگی افراد افزایش چشمگیر یافته است.
پتروسکی و بیرکی مر (1991) مشاهده کردند که مقابله مستقیم قوی ترین عامل پیش بینی کننده نشانه های روان شناختی است. علاوه بر آن، 25 تا 35 درصد افرادی که نشانه های بیماری را گزارش می کردند، به میزان کمی از راهبردهای مقابله مؤثر استفاده کرده و رویدادهای تنش زای اخیر زندگی خود را با شدت بیشتری ادراک می کردند.

مطلب مشابه :  کارکردهای اینترنت