کشش درآمدی تقاضا

کشش درآمدی تقاضا

کشش درآمدی تقاضا

این مطالعه به جهت نوع تحقیق یک تحقیق کاربردی و ابزار جمع آوری اطلاعات در آن، کتابخانه ای می باشد. در این مطالعه ابتدا به تصریح مناسب مدل و جمع آوری اطلاعات و داده های مورد نیاز پرداخته می شود. داده های این تحقیق از دو جنبه ی زمان و واحدهای مقطعی برخوردارند، همچنین تعداد مشاهدات در طی سال ها و برای طبقات مختلف مساوی نیست، بنابراین در این مطالعه داده ها، داده های ادغام شده نابرابر خواهند بود. این داده ها هر ساله بر اساس طبقه بندی خاص SNA از طریق نمونه گیری گردآوری می شود. اطلاعات مربوط به شاخص قیمت ها نیز توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در ترازنامه بانک مرکزی (همچنین در مجله بانک مرکزی و در سالنامه های آماری سال های مختلف) منتشر می شود. مخارج خانوار و هزینه زیرگروه های مختلف آن نیز هر ساله توسط مرکز آمار ایران با عنوان « نتایج تفصیلی آمارگیری از هزینه و درآمد خانوارهای شهری» انتشار می یابد.
1-13 روش تجزیه و تحلیل اطلاعات
روشی که برای تجزیه و تحلیل اطلاعات در این پایان نامه مورد استفاده قرار می گیرد یک روش تحلیلی – توصیفی می باشد. در این مطالعه تجمیع داده ها بر مبنای واحد آماری خانوار انتخاب شده است که مطالعه رفتار مصرفی خانوارها را در سطوح مختلف هزینه ای و روی کوچک ترین واحد مصرفی یعنی خانوار شدنی و برآورد معادلات را با بهره گیری از تعداد داده های بیشتر امکان پذیر می سازد. نگرش سیستمی نسبت به رفتار مصرف کنندگان مستلزم توجه به تمامی اقلام مخارج در سبد هزینه خانوارهاست و از این رو در این تحقیق سبد مصرفی خانوار به سه زیرگروه برق، مسکن و سایر کالاها و خدمات تقسیم و آمار بودجه خانوار بر اساس طبقه بندی هزینه ای که مخارج مصرفی خانوارهای مختلف را در سطوح متفاوت نشان می دهد، به کار گرفته شده است .
از طرفی با توجه به ویژگی های انعطاف پذیری تابع مخارج و عدم وابستگی به فرض خطی بودن منحنی انگل و همچنین به دلیل انتخاب سطح کلی کردن بر مبنای واحدهای مصرفی خانوارها و گروه های کالایی مسکن، برق و سایر کالاها سبب شده است که از سیستم تقاضای تقریباً ایده آل که در میان سیستم های تقاضای موجود قابلیت نمایش صحیح رفتار مصرف کنندگان در سطح پایینی از کلی کردن را دارا می باشد(انصاری،1392)، برای تخمین تابع تقاضا استفاده گردد.
پس از تخمین تابع تقاضای دهک های مختلف درآمدی (هزینه ای) در این مطالعه با استفاده از تغییر جبرانی (CV) و تغییر معادل (EV)تغییر رفاه ایجادشده در دهک های مختلف هزینه ای را محاسبه گردیده است. بدین ترتیب می توان اثرات رفاهی ایجادشده بر اثر افزایش قیمت برق در دهک های مختلف هزینه ای را محاسبه نمود.
1-14 تعاریف مفاهیم و واژه ها
سیستم تقاضای تقریبا ایده آل: اغلب مخارج را تابعی از مطلوبیت و قیمت در نظر می گیرند. ولی میولبور تابع ارجحیت را طوری تعریف می کند که مطلوبیت و قیمت به دلیل عدم همخوانی با یکدیگر از هم جدا باشند. اگر تابع مخارج گروه خانوار دارای ویژگیهای زیر باشد، در این صورت به لحاظ نظری می توان سیستمی از معادلات تقاضا را استخراج نمود که بدان سیستم تقاضای تقریباً ایده آل اطلاق می شود(داوودی، سالم؛1385)
رفاه اجتماعی: رفاه اجتماعی، مجموعه قوانین، برنامه ها و خدمات سازمان یافته ای است که هدف آن تأمین حداقل نیازهای اساسی آحاد جمعیت کشور می باشد(زاهدی اصل،1373).
مطلوبیت: مطلوبیت کیفیتی است که کالایی را برای افراد خواستنی می کند. به بیان دیگر، مطلوبیت عبارت است از رضایت مصرف کننده که از مصرف کالا و خدمات حاصل می شود.
خط فقر: خط فقر میزان درآمدی است که علاوه بر تأمین حداقل نیازهای اولیه و ضروری مانند غذا، پوشاک، مسکن، تحصیل، همچنین فرهنگ و تفریح را نیز می پوشاند. (پروین و زیدی 1380)
خط فقر مطلق: مقدار درآمدی است که با توجه به زمینه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی ،… جامعه مورد بررسی برای تأمین حداقل نیازهای افراد (مانند غذا، پوشاک، مسکن و …) لازم است و یا حداقل شرایطی (مانند حداقل میزان درآمد، تح صیلات،مسکن و …) است که عدم تأمین آن موجب می شود تا فرد مورد بررسی به عنوان فقیر در نظر گرفته شود (خدادکاشی و همکاران،1381)
کشش درآمدی: نسبت تغییرات مقدار تقاضا به تغییرات درآمد کشش درآمدی تقاضاست.
کشش قیمتی: حساسیت نسبی مقدار مورد تقاضا، نسبت به تغییر در قیمت کالا
تغییر جبرانی ( CV ): معیار تغییرات جبرانی نشان می دهد اگر سیاست افزایش(کاهش) قیمت اجرا شود باید چه قدر به (از) خانوارها پرداخت (گرفته) شود تا به سطح مطلوبیت قبل از تغییر قیمت دست یابند. یعنی این معیار، میزان پولی را نشان می دهد که باید به خانوارها پرداخت شود تاپس از اجرا شدن سیاست افزایش قیمت ، خانوارها به سطح مطلوبیتی برسند که اگر سیاست اجرا نمی شد درآن قرار داشتند(فلاحی و همکاران،1392).
تغییر معادل (EV ): نشان می دهد اگر سیاست افزایش (کاهش) قیمت اجرا نشود چه قدر باید از (به) خانوارها گرفته(داده) شود تا به مطلوبیت ثانویه ی بعد از تغییر قیمت دست یابند. یعنی این معیار، میزان پولی را نشان می دهد که باید از خانوارها گرفته شود تا سیاست افزایش قیمت اجرا نشود و خانوارها به سطح مطلوبیتی برسند که اگر سیاست اجرا می شد به آن می رسیدند(فلاحی و همکاران،1392)
فصل دوم : ادبیات موضوع
2-1 مقدمه
با توجه به مباحث پیرامون رفاه و انرژی و نقشی که آن دو در توسعه ایفا می کند، مطالعات گسترده ای در زمینه های پیرامونی آنها صورت گرفته است. در این می
ان اهمیت نقشی که تقاضای انرژی در نمایش سطح رفاه ایفا می نماید، بررسی رفاه از طریق میزان تقاضای انرژی را پر اهمیت تر ساخته است. بنابراین مطالعات فراوانی در زمینه تغییر میزان سطح تقاضای انرژی و عوامل موثر بر سطح رفاه و همچنین تاثیر تقاضای انرژی در نمایش سطح رفاه جامعه صورت گرفته است. اهمیت این نوع پژوهش ها در ایران نیز از فراوانی مطالعات داخلی صورت گرفته به خوبی مشهود است. در این فصل به طور خلاصه به ذکر تعداد بسیار معدودی از مطالعات صورت گرفته در این شاخه‏ های علم اقتصاد، چه در داخل ایران تحت عنوان مطالعات داخلی و چه در خارج ایران تحت عنوان مطالعات خارجی پرداخته می شود.
2-2 مطالعات انجام شده
مطالعات انجام شده در دو بخش خارجی و داخلی ارائه می گردد.
2-2-1 مطالعات خارجی
کاپتین و هرواردن (1979) در پژوهشی به بررسی رفاه و اندازه توزیع بهینه درآمد پرداختند. آن ها برای کار تجربی خود از اطلاعات کشور هلند استفاده کردند و از تابع رفاه درآمد (WFI) بهره جستند. در این مطالعه جمعیت کشور هلند بر حسب متغیرهای جمعیتی طبقه بندی شده که شامل 7 زیرگروه است ؛ تحصیلات، محیط کار، نوع کار، درجه شهرنشینی، سن، جغرافیای محیط زندگی ( شمال یا جنوب کشور ) آن گاه در هر کدام از این زمینه ها نیز چند زیرمجموعه در نظر گرفته شد. سپس برای هر کدام از زیرمجموعه های مجموعه اصلی آن سطح از درآمد که رفاه فرد را حداکثر می کند، محاسبه شده است و به مقایسه آن با سطح واقعی درآمد پرداخته شده است. نتایج این مطالعه نشان می دهد که، تابع رفاه اجتماعی یک تابع افزایشی از توابع رفاه درآمد (WFI) است. همچنین بر اساس داده های کشور هلند و تحت شرایط خاص (مانند عدم وجود اثرات توزیع مجدد درآمد در بهره وری) توزیع برابر درآمد کمتر از حد مطلوب است، و همچنین سیاست های مربوط به شرایط مطلوب توزیع مجدد درآمد به رشد اقتصادی وابسته است.
کومن ( 1985) به بررسی اثر افزایش قیمت چهار حامل انرژی شامل برق، گاز، نفت و زغال سنگ روی مخارج خانوار با استفاده از جدول داده- ستانده برای کشور انگلستان در دوره 1970- 1981 پرداخته است. یافته های وی نشان می دهد که افزایش قیمت حامل ها در این دوره (که به طور متوسط برابر ۲۶ درصد بوده) باعث افزایش مخارج خانوارها به میزان ۵۰ درصد شده است.
کنراد و شرودر(1991) پژوهشی را با عنوان تقاضای کالاهای با دوام و بی دوام، سیاستهای محیطی و رفاه مصرف کننده در کشور آلمان انجام داده اند. آن ها برای بررسی اثر رفاهی مالیات بر بنزین، سه گروه خانوار با درآمدهای پایین، متوسط و بالا را در نظر می گیرند. افزایش پرداخت مالیات بر بنزین برای هر گروه از خانوارها، در مخارج قابل جانشینی آن ها نشان داده می شود. آن ها تغییر رفاه را به صورت حرکت از یک حالت مبنا با قیمت های P0 و مخارج e0 به حالتی با مالیات بر بنزین با قیمت های P1 و مخارج قابل انتقال e1 تعریف می کنند. آن ها با استفاده از داده های سالانه آلمان برای دوره 1987-1965 مدل خود را تخمین زده و به این نتیجه دست می یابند که به ازای تحمیل یک مقدار مالیات مشخص بر انرژی؛ تغییر رفاه خانوارها در گروه های مختلف درآمدی، متفاوت است و این امر به ذخیره کالای بادوام و تابع مصرف انرژی به دست آمده برای گروه های مختلف بستگی دارد.

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~