کشورهای آفریقایی

کشورهای آفریقایی

کشورهای آفریقایی

2-1-2-1-عوامل ثابت
الف- موقعیت:عبارت است از نحوه قرار گرفتن یک نقطه در سطح کره زمین که خود دارای حالت عمومی یا نسبی، خصوصی و ریاضی است. در مطالعات سیاسی ـ جغرافیایی، حالت عمومی بیش‏تر مورد توجه می‏باشد. به طور کلی، حدود فعالیت هر کشور در امور بین‏المللی، بیش‏تر بستگی به موقعیت جغرافیایی و ارتباط آن با همسایگان (قدرتمند یا ضعیف) و نیز مناسباتش با قدرت‏های بزرگ جهانی دارد.موقعیت جغرافیایی یا مناسب است یا نامناسب. در عرصه بین‏المللی، موقعیت جغرافیای مناسب و وجود انسان‏های فعّال و ماهر و توجه به موقعیت جغرافیایی می‏تواند عامل موفقیت باشد. در مقابل، بی‏اعتنایی به وضعیت جغرافیایی، عامل بحران ژئوپولیتیکی به شمار می‏رود. نمونه آن قلمرو جغرافیایی هلال خصیب و نقطه مقابل آن کشور ترکیه است که از موقعیت خود استفاده مناسب برده است.شوری دارای موقعیت راهبردی، به ناچار بخشی از راهبردهای نظامی به شمار می‏رود؛ اگر به‏گونه‏ای راهبردی وارد عمل شود، می‏تواند در مسیر توسعه گام بردارد، وگرنه به کانون بحران تبدیل می‏شود؛ مانند افغانستان.ژان گاتمن در این زمینه می‏گوید: «اگر زمین مانند یک توپ بیلیارد، صاف و صیقلی بود، دلیلی بر مطالعات ژئوپولیتیک نبود و کارایی هم نداشت، اما تنوع در چهره ظاهری زمین است که روابط متنوع انسانی را موجب گشته است.(عزتی،75،1371) موقعیت را به گونه‏های مختلف تقسیم کرده‏اند:
1- موقعیت دریایی: از زمان‏های قدیم، دست‏رسی به دریا یکی از عوامل مهم توسعه‏طلبی کشورها بوده است. این تصور عام وجود دارد که در اختیار داشتن آب‏های آزاد شرط لازم برای رسیدن به قدرت جهانی است. بیش‏تر پژوهندگان، مداخله نظامی شوروی (سابق) به افغانستان را دنباله سیاست‏های پیشین روسیه تزاری برای دسترسی به آب‏های گرم دانسته‏اند.(بوریس گرومف،75،1375)کامل‏ترین شکل موقعیت دریایی،موقعیت جزیره‏ای است که برقراری ارتباط زمینی با آن جز از طریق آب ممکن نیست؛ مانند ژاپن و انگلستان. همه جزایر جهان دارای نقش جغرافیایی ـ راهبردی (ژئواستراتژیک) و اهداف سیاسی ـ جغرافیایی (ژئوپولیتیکی) هستند.
2- موقعیت ساحلی: حالتی است که هرگاه شکل هندسی مرز تماس با خشکی محدّب باشد، حالت شبه جزیره‏ای پیدا می‏کند، این منطقه به دلیل آن که نقطه حسّاس اتصال برّی و بحری است، منطقه‏ای فعّال و نفوذپذیر می‏باشد. بهترین نمونه آن شبه جزیره جنوبی غربی آسیاست. تاریخ چنین سرزمین‏هایی متأثر از آب بوده و تابع آن است.
3- موقعیت برّی مرکزی: سرزمین‏های محصور در خشکی که به طور مستقیم، به آب‏های آزاد راه ندارد دارای چنین موقعیتی است. این‏گونه کشورها اگر مکمّل جغرافیایی ـ راهبردی همسایگانشان باشند، هرگز ثبات واقعی نخواهند داشت؛ مانند افغانستان. به عکس، اگر این‏گونه نباشند، از امنیت نسبی برخوردارند؛ مانند سوئیس.
4-موقعیت استراتژیک: مسلّما هر سیاست راهبردی را می‏توان در نقاط یا مناطق ویژه‏ای که از موقعیت حسّاس برخوردار می‏باشند، اجرا کرد. نقاط استراتژیک به طور کلی، نقش ارتباطی منحصر به فردی دارند که تابع راهبردها و فن‏آوری‏ها بوده و ثابت نیستند و برخی عوامل کمّی و کیفی در آن دخالت دارد. نقاط مزبور دارای ارزش‏های متفاوت (نظامی، اقتصادی و یا نظامی ـ اقتصادی) هستند. نکته قابل توجه این‏که همواره نقاط بحرانی دنیا با نقاط استراتژیک منطبق‏اند. جغرافی‏دانان سیاسی برای مطالعه سیاسی اوضاع جهان با توجه به ویژگی‏های قارّه‏ای و منطقه‏ای، چهار موقعیت جغرافیایی مطرح کرده‏اند: موقعیت محوری (مرکزی یا برّی)، موقعیت حاشیه‏ای و ساحلی، موقعیت بیرونی (جزیره‏ای) که دارای نقش سرپل‏های نظامی است، و موقعیت استراتژیک که تاریخ‏ساز است(عزتی،84،1375).
ب- فضا: تا آن‏جا که انسان توانسته است در فضا سکونت کند ویا به‏گونه‏ای در آن دخل و تصرف نماید، مورد توجه سیاسی ـ جغرافیایی است. بنابراین، قلمرو فضایی سیاسی ـ جغرافیایی با پیشرفت فن‏آوری، توسعه می‏یابد. از آن‏جا که فضای جغرافیایی به عنوان صحنه عملیات جغرافیایی ـ راهبردی دایم در حال تحول است، به طور مستقیم، بر عوامل سیاسی ـ جغرافیایی تأثیرگذار است. از این‏رو،نباید این دو واژه را جداگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؛ چون در تحلیل سیاسی ـ جغرافیایی، عوامل و امکانات ویا فقدان امکانات جغرافیایی ـ راهبردی تأثیری قطعی دارد. به گفته جغرافیدان فرانسوی،(هدف نهایی شکست دشمن است، وهدف ژئوپولیتیک وژئواستراتژی نیز همین است).(ایولاکست،86،1367) جمله مزبور به خوبی بیانگر پیوستگی این دو مفهوم است.
ج- وسعت خاک: در گذشته، جغرافی‏دانان از جمله راتزل، وسعت زیاد را عامل قدرت می‏دانستند. بر اساس این تفکر، کشورهای کوچک، محکوم به فنا بودند، اما مطابق تفکر نوین، وسعت سرزمین ـ به تنهایی ـ ارزش ذاتی ندارد، بلکه عوامل اقتصادی و ویژگی‏های ملی و وسعت هماهنگ با توزیع جمعیت کشور، در توسعه و نیل به قدرت، تأثیر عمده دارند.
د- هندسه زمین:(Topography)شکل بیرونی زمین شامل مرزها، شبکه آب‏ها و ناهمواری‏ها به نحوی در جغرافیای سیاسی مؤثر است(منبع پیشین،85)
ه- شکل کشور:یکی از عواملی که نقش فوق‏العاده‏ای در سرنوشت سیاسی کشورها دارد شکل هندسی آن‏هاست. مراد از آن فاصله قطرهای یک کشور تا مرکز جغرافیای آن است. اصل شکل هندسی کشور تعیین کیفیت اعمال قدرت مرکزی بر پهنه کشور است. از این حیث نیز کشورها به چند دسته تقسیم می‏شوند:
1- کشورهای طویل:(Elongated) کشورهایی که طول آن‏ها شش برابر متوسط پهنای آن است؛ مانند کشورهای شیلی، نروژ، سوئد، ایتالیا و پاناما.
2- کشورهای دایره‏ای: (Compact)کشورهایی که در آن‏ها فاصله مرکز جغرافیا با مناطق پیرامون آن در تمام جهات هم‏شکل است؛ مانند فرانسه، بلژیک و سودان.
3- کشورهای دنباله‏دار:(Puaturbated) حالتی که در آن بخشی از یک کشور به صورت دالان یا زایده‏ای وارد کشور دیگر باشد؛ مانند افغانستان، تایلند، برمه و زئیر.
4- کشورهای پاره پاره: (Fragemented)کشورهایی که مشتمل بر دو پا چند قسمت جدا از یکدیگر می‏باشند که توسط خشکی یا آب‏های بین‏المللی از هم جدا شده‏اند.
5-کشورهای منگنه‏ای: (Proforated)کشورهایی که همه یا بخشی از یک کشور را در خود جای داده‏اند. کشورهای افریقای جنوبی از این نمونه‏اند.
2-1-2-2- عوامل متغیر
الف-جمعیت
از منظر جغرافیای سیاسی ساده ترین مطالعه جمعیت کشورها، بررسی حالات گوناگون آنهاست. انسان درکنار سایر پدیده های طبیعی، مهم ترین وموثر ترین عامل جغرافیای سیاسی به شمار می رود. درتحلیل سیاسی جغرافیایی، انسان کیفی مورد توجه است: یعنی انسانی که از مهارتهای عینی و ذهنی بالاتری برخوردار بوده، با درک شرایط و موقعیت می تواند حوادث نا مطلوب آینده را پیش بینی و تا حد ممکن از وقوع آنها جلوگیری کند. در واقع آنچه در توسعه نقش دارد، جمعیت کیفی است، وگرنه به تنهایی نه فقط عامل توسعه نیست، بلکه آثار زیانباری را به دنبال دارد. با ثبات ترین کشورهای جهان کشورهایی هستندکه درصد انسانهای کارآمد بیشتری دارند برای هدفمند شدن جمعیت وکارآمدی آن: تأمین غذا و مسکن، ایجاد زمینه توسعه فکری و توزیع نفوس مناسب کشور ، ضروری به نظر می رسد.
ب- منابع
یکی از شروط لازم جهت قرار گرفتن در موقعیت برتر و اعمال قدرت، برخورداری از منابع قدرت است. از این رو قدرت منطقه ای باید منابع ایدئولوژیکی ـ سازمانی (سیاسی) و مادی (نظامی، اقتصادی و جمعیتی)، جهت قدرت افکنی منطقه ای را داشته باشد. دومین عامل متغیری است که که ژئوپلیتک کشورها را تحت تأثیر قرار می دهد ارزش وتوانایی آن درگرو منابع طبیعی فراوان وبا کیفیت است. غنای هر کشور منوط به طرز استفاده آن کشور از منابع وتولیدات خود می باشد. ممکن است کشوری با وجود منابع طبیعی فراوان به قدرتمندی مطلوب نرسد وبه قول معروف با شکم گرسنه روی روی گنج بخوابد و مانند کشورهای آفریقایی که ثروت های طبیعی شان صرفاً جنبه امیدواری دارد و بس، یا کشورهای نفت خیزکه از بدترین نوع وابستگی برخوردارند. زیرا این گونه کشورها نفت شان به صورت خام به خارج صادر می کنند و یا فناوری وارداتی آن را تغییر شکل داده، صادر می نمایند که درهرحال قدرت وتوانایی آنها ظاهری و خیالی است منابع طبیعی به دو دسته تقسیم می شوند:
1- منابع غذایی: منابع طبیعی که منشأ آن خاک وتلاش و فعالیت انسان در زمین است. اساس این نوع منابع طبیعی، کشاورزی و دامداری است.
2- منابع معدنی: منابع طبیعی در صنعت نقش اساسی دارد. وابستگی بشر به مواد معدنی، که از ویژگیهای شاخص عصر جدید به شمار می رود یکی از عوامل تمرکز قدرت سیاسی جهان امروز است. هر کشوری برای دستیابی به استقلال، پیش از هرفعالیتی باید نیازهای اولیه غذایی مردم سرزمین خودرا تأمین نماید: زیرا خودکفایی دراین زمینه، نقشی ارزنده درتعیین سیاسی کشورها دارد.(عزتی،1371،92)
2-2-موقعیت ژئوپلیتیک کشورها
موقعیت جغرافیایی به عنوان عامل اصلی ثابت تأثیرگذار بر ژئوپلیتیک کشورها مطرح می¬باشد. بنابراین، شناسایی موقع جغرافیایی کشورها اولین قدم در بررسیهای ژئوپلیتیک است. چرا که، همه کشورهای جهان از موقعیتهای جغرافیایی خاص برخوردارهستندلذا به این دلیل جغرافیا را کلید اصلی گشودن رمز سیاست دفاعی و استراتژیک می دانند. p)،19(Garnett, برخی هم معتقدند سیاست هرکشور را جغرافیای آن کشورتعیین می کند. مقصود ازموقعیت جغرافیایی هم اشاره به وضعیت جغرافیایی وهم استراتژیک است. درواقع موقعیت جغرافیایی است که مشخص می کندیک کشور جزء قدرتهای دریایی، کشورهای محصوردرخشکی ویابرخوردار از امتیاز ساحلی بودن است.(روشندل،73،1384)به طورکلی موقعیت جغرافیایی کشورها بیشتردردومورد موقعیت ریاضی ونسبی مطالعه می شود:موقعیت ریاضی طول وعرض جغرافیایی است که درشرایط آب وهوایی تأثیردارد وموقعیت نسبی، نسبت دوری ونزدیکی به دریا وموقعیت یک کشورنسبت به کشورهای همسایه که درتحلیل وضع جغرافیایی آن کشورموثر است. (صفوی،67،1384)
لذا بااین وجود هرتحقیق جغرافیایی مبتنی بردورکن است:
1-کجایی :یعنی تعیین محل،مکان وموقعیت اشغالی ودست یافتن وعلم داشتن برآن است.

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~