کشورهای توسعه یافته

دانلود پایان نامه

3-15-تحولات محله های شهری پس از انقلاب اسلامی ( 1357 ) تاکنون
انقلاب اسلامی ازمنظرتحولات شهروشهرنشینی بطور عام ومحلـه هـا بطورخاص، نقطـه عطفـی درتحولات کالبدی و عملکردی، همچنین اقتصادی واجتماعی جوامع شـهری، بـویژه محلـه هـا بشمار می آید. درسالهای نخستین انقلاب بسیاری ازضوابط وآئین نامه های اجرایی لغو یا بی اعتبار شد (نظریان ،1370).
ازآنجاکـه یکـی ازشـعارهای اولیـه واصـلی انقـلاب اسـلامی تـامین مسکن، بویژه درشهرها بود، دولتهای پس ازانقلاب کوشش کردند، با اجـرای طـرح هـای متعـدد، امکانات وتسهیلات خانه دار شدن را برای شهروندان فراهم آورند. اجرای قانون زمـین شـهری و واگذاری زمینهای مازاد بر نیاز مالکان- که هنوز هم مشکلات حقوقی برخاسـته از آن بـر دوش نظام قضایی کشورسنگینی می کند- باعث توسعه سریع محله های جدید در حاشیه یا اراضـی خالی درون شهرها شد. از آن گذشته اجرای طـرح هـای آمـاده سـازی در بـیش از 465 نقطـه شهری کشور، به پیدایش نوع جدیدی از محله های شهری منجر شد که چه ازنظر کالبد و چـه خصوصیات اجتماعی و اقتصادی محله ها درایران، پدیده جدیدی بشمار می آیـد. عـلاوه بـر آن تصویب ساخت 28 شهرجدیددرکشور و اتمام و ساخت حدود نیمـی از آنها ،نوع جدیدی از شهرنشینی را بوجود آورد که مفهوم محله در آن جایگاهی نداشت( زیاری ، 1379).
چنانچه بخواهیم توسعه وتحـول سـاختارهای محلـه ای را درایـن دوران بـر اسـاس مکـانیزم وبردارهای تحول آنها ارزیابی کنیم، می تـوان اشـکال و شـیوه هـ ای زیـر را در دگرگـونی بدنـه محله ها از یکدیگر متمایز کرد:
الف- ساخت محله های شهری درقالب شهرک های مختلف نوبنیاد که عمدتاً از طریق تعـاونی های کارکنان سازمانها، وزارتخانه ها و نهادهای مختلف دولتی و یا صـنفی دربدنـه یـا حاشـیه شهرهای بزرگ انجام گرفت وبدین ترتیب، درمنظر شهرهای موجود، عرصه های جدیـدی بانـام شهرک، ولی باعملکرد نسبی محله نسبت به نواحی همجواربوجود آمـد. ایـن شـهرک ها از سـویی دارای ویژگی های محله ای، براساس برخی شاخص هـای بکاررفتـه درتعریـف هـستند و ازسـویی دیگر فاقد عملکردهای سنتی مترتب برتعریف محله می باشند. ایـن شـهرک ها بیـشتر عملکـرد مسکونی و خوابگاهی دارند واز نظرخدمات کاملاً وابسته به بخش های دیگرشهرهستند چراکـه الزامات شهرسازی جدید امکان احداث خدمات درشکل سنتی محله ها را محدود می سازند (رهنمایی و همکاران، 1386).
ب- اجرای عملیات آپارتمان سازی برروی عرصه های ساختمانهای قدیمی و فرسوده در بافـت محله های شهری، که عمدتاً توسط بخش خصوصی و در قالب نوعی سـوداگری مـسکن انجـام گرفته و می گیرد و طی آن ساختمانهای قدیمی تخریب وبر روی آن بناهـای جدیـد درشـکل آپارتمانی احداث می شوند که درنهایت با افـزایش تـراکم کـاربری و تـراکم جمعیـت و خـانو ار همراه بوده و اغلب به همجواری خانوارهایی منجر شده اند کـه هیچگونـه سـابقه آشـنایی ویـا همگنی با یکدیگر نداشته و به عبارتی همسایگان تصادفی جدیدی هستند،که به ضرورت زمان کنار هم جمع شده اند. دراین کالبدها پارکینگ ها به طبقات همکف یا زیرزمین انتقال یافته و ضرایب تراکم ساختمانی، با اعمال تمهیدات مالی و توافق با شهرداری ها بشدت افزایش یافته اند (رهنمایی و همکاران، 1386).
ج- بخش دیگری ازتحولات محله ای که درشهرهای بزرگ وکوچک شاهد آن هستیم، تحول از طریق تغییرکاربری ها برای ارائه خدمات، بویژه خدمات فروش عمومی است. بدین ترتیب که باپیدایش محله های جدید و افزایش تراکم آنها در بدنه های جوامع شهری، تقاضا برای دریافت خدمات بیشتر شده و چه بسا که در کنار کاربری های مسکونی ، کاربری های خدماتی و تجاری نیز بوجود آمده اند. تمرکز تعدادی از مغازه ها و انواع خدمات شهری، یادآور همان هسته های اولیه تجاری و خدماتی هستند که در بدنه محله های قدیمی شهرها وجود داشته اند .در این راستا نوعی منطقه بندی(Zoning) یاپیدایش مراکز خدماتی و فروش از قبیل ساختمان پزشکان، داروخانه ها، خواروبارفروشی ها، قصابی، نانوایی، میوه و تره بارفروشی وانواع اغذیه فروشی هاو رستوران ها به چشم می خورند که بیانگر یک دگرگونی بنیادی در ساختارمحله ها به شمار می آیند(همان، 1386).
روند چنین تحولاتی که درشهرها آغاز شده و هنـوزهم ادامـه دارد، مـی رود کـه شـهرها را بـا عملکرد مسلط خدماتی و تجاری بـه محـل سـودآوری بیـشتر و کـسب درآمـد تبـدیل سـازد. درچنین شرایطی عملکرد مسکونی محله ها و شهرها، تحت الشعاع عملکرد تجـاری و اقتـصادی شهرها و محله ها قرار گرفته و انگیزه زیست و معیشت شهری قالب و الگوهای جدیدی به خود می گیرند که درگذشته، تنها در خیابانهای اصلی شهرها مـی شـد آنهـا را مـشاهده کـرد. ایـن روند- که می توان آن را تداوم سوداگری دربدنه شهرها و م حله های شهری ایـران دانـست- از دستاوردهای بلافصل انقلاب اسلامی و مهاجرت بی رویه به شهرهای بزرگ و متوسط و کوچک است (همان، 1386).
3-16- شهرنشینی شتابان، مدرنیسم و آثار آن بر تغییرات ساختاری و عملکردی محله های شهری
همزمان با تحول ودگرگونی درشکل وماهیت شهرنشینی، محله هـای شـهری نیزکـه همچـون سلول های تشکیل دهنده شهر بودند، متحول گردیـده وشـکل جدیـدی بـه خودگرفتنـد .ایـن تحولات هـم درکالبدمحلـه و هـم در روابـط اجتماعی،فرهنگی،اقتـصادی و بطـورکلی درهمـه مناسبات ساکنان محله انعکاس یافته است.محله های امروزی به گونه ای متحول شده انـد کـه نه عناصرسازنده آنها (مرکز محله ،شبکه ارتبـاطی و دسترسـی ها،میـدان ها،مساکن،تاسیـسات محله) ،ساختارو عملکرد قبلی خودرا دارند و نه ساکنان محله درقالـب همـان چـارچوب هـای سنتی با دیگرهم محله ای ها ارتباط برقرارمی کنند (همان، 1386).
امروزه محله هـای شـهری ازعرصـه هـایی هستند که به میزان زیادی ازمدرنیسم وبه تبع آن تغییر سبک زندگی و مناسبات مختلف متاثر گردیده اند.البته برخلاف کشورهای توسعه یافته جهان ،در کـشورهای کمتـر توسـعه یافتـه یـا درحال توسعه مانند ایران ،مدرنیسم همزمان با گسترش شهرنشینی شـتابان عرضـه گردیـده و لذا مجال نهادینه شدن و دگرگونی دربنیادها وزمینه های ضروری ولازم رانداشـته اسـت .ازایـن رو”شهرهای امروزی نه شهرهای دیروزاند با همان ویژگی های زمانی وسرزمینی ،نـه شـهرهای تازه همخوان بـا اصـول ومبـانی و ضـوابط شـهرهای امـروز .” (ابـراهیم زاده و نـصیری ،1386، 232). درواقع”فروپاشـی روابـط سـنتی در جامعـه و جـایگزینی نـاقص روابـط سـرمایه داری از مهمترین مشخصه های شهرنشینی در دهه های اخیر بوده است.”(حسامیان ،15، 1363)
3-17-مقایسه محله در شهرنشینى ایران و واحد همسایگى درشهرسازى معاصر غرب
هدف از مقایسه اصول و انگاره هاى مفهوم محله سنتى ایرانى با مفهوم واحدهمسایگى در شهرسازى معاصر غرب این است که و به این ترتیب مشــخص گردد آیا اصول و انگاره هاى محله سنتى ایران قابلیت آن را داردکه در بازتولید مفهوم محله و معاصر سازى آن در شهرســازى کنونى کشور مورد استفاده قرار گیرد. این مقایسه به ایــن دلیل ضرورى اســت که از اواخر دهه 1340 هجرى شمســى که برنامه ها و طرح هاى توســعه شــهرى در ایران شروع به تهیه گردید، علیرغم آنکه مفهوم محله با مفهوم شــهر در نظام شهرنشینى ایران به مــدت چندین قرن پیوند خورده بود، ولــى از مفاهیم و الگوهاى واحد همســایگى به صورت گســترده اى استفاده شــد. در حال حاضر نیز در طرح هاى توسعه شهرى در ایران از مفهوم غربى محله استفاده مى گردد. بنابراین ضرورت دارد در روشى مقایسه اى مفهوم محله سنتى ایرانى با مفهوم واحد همســایگى مورد قیاس و تحلیل قرار گیرد تا قابلیت هاىمحله سنتى ایرانى تدقیق گردد(امین زاده، 1392).
مقایسه تطبیقى دو الگوى محله ایرانى و واحد همسایگى غربى نشان مى دهد که زمینه اصلى پیدایش و شکل گیرى مفهوم محله سنتى ایرانى- اسلامى بر اساس مفهومى اجتماعى از سکونت است. محله فضاى کالبدى مناسبى را براى زندگى یک گروه اجتماعى فراهم کرده است. در حالى که زمینه اصلى شکل گیرى و پیدایش محله در شهرسازى معاصر غرب مفهومى کالبدى- فضایى است و قلمرویى کالبدى است که پشتیبان مفاهیم اجتماعى است. این دو نگرش متفاوت به مفهوم محله در تعیین و تعریف مرزهاى کالبدى، عنصرشاخص محله و نیز اصول شکل دهنده نقش داشته است (جدول 1).
اصول شکل گیرى و طراحى محله سنتى در ایران و واحد همسایگى در غرب، علیرغم شباهت، داراى تفاوت هاى مشخص و ماهوى است.به منظور تدقیق اصول طراحى، یک محله سنتى در ایران و یک واحد همسایگى در غرب مورد بررسى قرار گرفت. مقایسه تطبیقى با استفاده از مقایسه اصول شکل دهنده در دو نمونه انجام شده است. بعضى ازاصول در ساختار کالبدى/ فضایى و ساختار اجتماعى مخصوص محلات ایرانى بوده و در نمونه غربى به کار نرفته است و برعکس (همان، 1392).
جدول3-2- مقایسه تطبیقى مفهوم محله سنتى ایرانى با واحد همسایگى در شهرسازى معاصر غربى (امین زاده، 1392)
ویژگى ها
محله در شهرنشینى ایران
واحد همسایگى در شهرسازى معاصر غرب
مفهوم
واحدى اجتماعى- فضایى
واحدى کالبدى- عملکردى
تعریف
قلمرویى اجتماعى براى سکونت عنصر اصلى ساختار فضایى و اجتماعى واحدى اجتماعى، مدنى، فرهنگى، کالبدى و اقتصادى
قلمرویى مسکونى داراى مفهومى اجتماعى
عنصر اصلى شکل دهنده به جنبه هاى کالبدى شهر

مطلب مشابه :  میزان برخورداری