کشورهای توسعه یافته

دانلود پایان نامه

– در کدام مناطق جغرافیایی جمعیت در حال رشد است؟
– کدام کشورها نسبتا از نظر جمعیتی سالخورده تر هستند؟
– کدام کشورها از نظر جمعیتی نسبتا جوانتر هستند؟
– چگونه مردم نگاری و میزان جمعیت باعث حرکت افراد میان مرزها خواهد شد؟
گلدستون در ادامه توضیح می دهد که اطلاعات و پیش بینی های جمعیتی سازمان ملل نشان می دهند که:
” چهار تغییر باعث خواهند شد در طی چهار دهه آینده، جمعیت جهانی عمیقا متاثر شود:
– وزن جمعیتی نسبی کشورهای توسعه یافته جهان حدود 25 درصد سقوط خواهد کرد و لذا باعث خواهد شد قدرت اقتصادی به ملل در حال توسعه منتقل شود.
– نیروی کار کشورهای توسعه یافته عمدتا پیر شده و کاهش خواهد یافت و لذا این پدیده مانع رشد اقتصادی کشورهای توسعه یافته و در نتیجه باعث افزایش تقاضا برای نیروی کار مهاجر خواهد شد.
– بخش عمده ای از افزایش جمعیت جهان بطور فزاینده ای در فقیرترین و جوان ترین کشورهای مسلمان جهان متمرکز خواهد بود این جمعیت در عین حال بطرز نگران کننده ای فاقد آموزش و سرمایه و فرصت های شغلی کافی خواهند بود و برای اولین بار در تاریخ بشریت، اکثریت جمعیت جهان در مناطق شهری دنیا ساکن خواهند بود و لذا بزرگترین مراکز شهری جهان در فقیرترین کشورهای جهان خواهد بود که وضعیت حفظ امنیت و بهداشت و سلامت در آنها عموما وخیم خواهد بود.
بعلاوه، بین سال های 2003 و 2050، هشتاد درصد رشد تولید ناخالص ملی (GDP) در خارج از دموکراسی های سرمایه داری پیشرفته دنیا اتفاق خواهد افتاد. تا اواسط قرن بیست و یکم، طبقه متوسط جهانی، یعنی افرادی که قادر به خریدن اقلام مصرفی ماندگار مانند خودرو، لوازم و تجهیزات الکترونیکی باشند، بطور فزاینده ای در مناطقی یافت می شوند که در حال حاضر آن را جهان در حال توسعه می دانیم.
بانک جهانی پیش بینی کرده است که تا سال 2030 تعداد افراد طبقه متوسط در کشورهای در حال توسعه به رقم یک میلیارد و دویست میلیون نفر خواهد رسید که این رقم نشان دهنده افزایشی دویست درصدی از سال 2005 به بعد می باشد.
این تحول به معنای آنست که فقط طبقه متوسط جهان در حال توسعه بزرگتر از مجموع کل جمعیت اروپا، ژاپن و ایالات متحده خواهد بود.
بنابراین، از حالا به بعد، محرک عمده توسعه اقتصادی جهان، رشد اقتصادی کشورهای تازه صنعتی شده ای نظیر برزیل، چین، هند، اندونزی، مکزیک و ترکیه خواهد بود.
گلدستون در ادامه توضیح می دهد که بسیاری از کشورهای در حال توسعه تنها راههای محدودی برای تامین اشتغال جهت جمعیت سریعا در حال رشد و جوان خود در اختیار دارند، لذا نیروی جویای کار در این کشورها بطور روزافزونی جذب بازارهای کار کشورهای توسعه یافته با جمعیت سالخورده در اروپا، آمریکای شمالی و شمال شرقی آسیا خواهند شد.
مهاجران جوان مناطق نزدیک که نرخ بیکاری بالایی دارند؛ مثلا مانند آمریکای مرکزی، شمال آفریقا و جنوب شرقی آسیا- جذب شغل هایی در مناطق دارای اقتصاد پیشرفته خواهند شد که عموما کارهای فیزیکی و یدی هستند. سطح فعلی مهاجرت از مناطق در حال توسعه به مناطق توسعه یافته مطابق با بازار عرضه و تقاضای نیروی کار خواهد بود که به زودی در سطح جهان شکل خواهد گرفت.
گلدستون پیش بینی می کند که این روندهای جمعیتی در سطح جهان تاثیر زیادی بر کشورهای مسلمان خواهند گذارد. بیش از نیمی از کشورهایی که سریع ترین نرخ رشد جمعیت را دارند، یا کشورهایی با اکثریت مسلمان هستند و یا کشورهایی هستند که اقلیت مسلمان در آنها از کمیت قابل توجهی برخوردار است.
از نظر گلدستون، لازم است روابط جوامع مسلمان با جوامع غربی بهبود داده شود. بهبود این رابطه بسیار مهم است بدلیل افزایش وزن جمعیتی کشورهای مسلمان فقیر و در نتیجه افزایش مهاجرت مسلمانان، بویژه به سوی اروپا از آفریقای شمالی و خاورمیانه.
استراتژیست ها در سطح جهانی می بایست در نظر داشته باشند که جوانان جهان در این کشورهایی متمرکز هستند که کمتر آمادگی ارائه آموزش لازم و اشتغال به جوانان را دارند، به ویژه برخی کشورهای مسلمان. هرگونه فقرو تنش اجتماعی یا افراط گرایی ایدئولوژیک ناشی از آن می تواند آثار مخربی بر وضعیت چهار گوشه جهان داشته باشد.
این واقعیت که شهرنشینی در جهان پیوسته در حال افزایش است، اینگونه خطرات را تشدید نیز می کند.
برای اولین بار در طول تاریخ بشر، اکثریت جمعیت جهان بیشتر ساکن شهرها شده اند تا روستاها. و هر چقدر میزان شهرنشینی در کشورهای با جمعیت جوان، بیشتر شود به همان نسبت هم احتمال بروز فقر شدید و خشونت بیشتر می شود.
آنطور که گلدستون می نویسد، در اغلب موارد، شهرهای فقیر و پر جمعیت در مقابل جانیان، باندهای تبهکار، و شورشیان بی رحم آسیب پذیرترند. تروریسم بین المللی نیز از کشورهای در حال توسعه ای که به سرعت شهرنشینی در آن ها رشد می کند، نشات می گیرد.
گلدستون استدلال می کند که ”سیاستگذاران باید نهادهای اداری جهانی امروز را با واقعیت های جدید جهان انطباق دهند. واقعیتهایی از قبیل؛ سالخوردگی جمعیتی کشورهای پیشرفته، تمرکز رشد اقتصادی و جمعیتی جهان در کشورهای در حال توسعه، و افزایش مهاجرت بین المللی. اگر قرار بر این باشد که این نهادهای جهانی همچنان موثر و مشروع باقی بمانند، لازم است ساختار و ترکیب چنین نهادهایی بازنگری شود. برای آنکه بتوانیم از عهده نیروهای بی ثبات کننده فرهنگ شهرنشینی و شکاف اقتصادی و بی قانونی برآئیم، به نظر گلدستون باید کشورهای صنعتی اتحادی قوی با قدرت های در حال رشد مناطق در حال توسعه جهان برقرار کنند و با کمک یکدیگر به ملل فقیر یاری رسانند. قدرتهای در حال ظهور در قرن بیست و یکم نقش محوری خواهند داشت، نه فقط به دلیل اینکه موتور محرکه رشد اقتصاد جهانی هستند و فناوری ها و سایر کالاهای مهندسی شده در جهان توسعه یافته را مصرف می کنند، بلکه بخاطر اینکه مرکز ثقل همکاری و امنیت بین المللی در آینده می باشند.
با توجه به مطالب پیش گفته و چنین دیدگاهی نسبت به واقعیت های جهان معاصر، طبقا سوالات جدیدی نیز مطرح می شوند که عبارتند از:
– آیا نیازی به اصلاح سازمان ملل متحد وجود دارد؟
– آیا شورای امنیت سازمان ملل متحد از عهده چالش های در حال ظهور در جهان برخواهد آمد؟

مطلب مشابه :  امارات متحده عربی