کشورهای صادرکننده نفت

دانلود پایان نامه

هوپ و سینگ (1995) به بررسی تجربه شش کشور که در دهه 1980 اقدام به افزایش قیمت فرآورده های نفتی و برق -مالزی، غنا، اندونزی، زیمباوه، کلمبیا و ترکیه- کرده بودند، با استفاده از روش های اقتصادسنجی می پردازند. نتایج حاصل از این مطالعه بیان می دارد، شواهدی که نشان دهند تورم که حاصل شده در این کشورها به طور مستقیم ناشی از افزایش قیمت های حامل های انرژی بوده است، به دست نیامده است.
بیرول و همکاران (1995) تأثیر حذف یارانه انرژی را بر مصرف داخلی و افزایش درآمد ناشی از آن در سه کشور الجزایر، ایران و نیجریه در قالب مدل های اقتصادسنجی بررسی کرده اند. بر اساس نتایج به دست آمده، افزایش قیمت حامل های انرژی در سطح بین المللی، به صرفه جویی در تقاضای داخلی این حامل ها به میزان ۷ درصد برای الجزایر، ۱۳ درصد برای ایران و ۹ درصد برای نیجریه منجر می شود.
می نوت و گولتی (2000) در مقاله ای تحت عنوان آزادسازی بازار برنج و فقر در ویتنام به بررسی تأثیر تغییرات قیمت برنج بر رفاه مصرف کنندگان و تولیدکنندگان پرداختند. آن ها با بررسی و در نظر گرفتن اختلافات بین منطقه ای به این نتیجه دست یافتند که افزایش یکنواخت 10 درصدی در قیمت برنج به خانوارهای شهری، غیر کشاورزان و ساکنان مناطقی که در نواحی کمبود برنج زندگی می کنند صدمه وارد می کند اگرچه این اثر بر درآمد واقعی کمتر از 2 درصد بوده است.
مانلی ( 2001 ) در پژوهشی با عنوان ” بهزیستی اجتماعی در مناطق تحت تصدی بریتانیا ” در طی سال های 1991-2001 بیان می کند که شواهد به دست آمده در زمینه سیاست گذاری رفاهی دارای ابعاد گوناگون، پراکنده و مبهم است. در تحقیقات انجام شده توجه کمی به مواردی همانند اینکه چگونه سطوح مختلف برنامه ریزی رفاه اجتماعی بر روی مردم تأثیر می گذارد، شده است. با وجود این امر، سیاست گذاری دولت در امر مسکن در طی 20 سال گذشته منجر به سیاست اجاره داری مختلف، در پیشرفت و تولید مجدد انبوه مسکن شده است که با نظر گرفتن حقوق در امر سیاست گذاری است که حذف مشکلات اجتماعی در هنگام مواجه با وجود مشکلات در بخش هایی که مزایای خاصی ندارند، مورد بررسی قرار می دهد. در این پژوهش به وضوح تأثیر سیاست های رفاهی مختلف به دنبال توانایی هایشان به منظور بهبود بهزیستی اجتماعی با توجه به سؤالات مربوط به معیار برنامه ریزی مختلف مطرح شده است.
گوپتا و همکاران (2002) ضمن بررسی میزان یارانه های پرداختی در کشورهای صادرکننده نفت تأثیر سیاست های قیمت گذاری این کشورها را بر اقتصاد آن ها مورد بررسی قرار داده اند. یافته های آن ها نشان می دهد که کویت با نرخ یارانه ۹۵ درصدی ( مصرف کنندگان تنها ۵ درصد قیمت های جهانی را پرداخت می کنند ) بیش ترین یارانه را پرداخت نموده و کشورهای اندونزی، ونزوئلا و ایران به ترتیب با نرخ یارانه 78، 72، 69 درصد، در رتبه های بعدی قرار دارند. همچنین، شکاف قیمتی بالا بین قیمت های داخلی و خارجی در کشورهای صادرکننده نفت، زیان های سنگینی را بر اقتصاد ملی تحمیل می نماید، به طوری که بیش ترین این زیان به روسیه و قزاقستان ( به میزان 6/1 درصد تولید ناخالص داخلی ) و پس از آن اندونزی، نیجریه و ایران ( 0.9، 0.9، 0.7 درصد تولید ناخالص داخلی ) وارد می شود.
جنسن و تار( 2002 ) طی مطالعه ای سیاست های تجاری، افزایش نرخ ارز و سیاست های انرژی ایران را با استفاده از یک مدل تعادل عمومی مورد بررسی قراردادند و به این نتیجه رسیدند که اصلاح، اخلال در این سه بازار (کالا و خدمات، سرمایه و نیروی کار)، منافع بزرگی به همراه داشته و این منافع، درآمد مصرف کنندگان را 50 درصد افزایش می دهد. هفت درصد از این افزایش درآمد به دلیل ارائه اصلاحات تجاری، هفت درصد به دلیل اصلاح نرخ ارز و 36 درصد در اثر اصلاح قیمت حامل های انرژی به دست می آید.
بلیز (2005) در گزارش پژوهشی به بررسی “ارزیابی های گوناگون از رفاه” پرداخته است. در این پژوهش به بررسی موضوعاتی مانند تولید درآمد داخلی به عنوان ارزیابی کننده رفاه پرداخته شده است چنین به نظر می رسد که بعضی مشکلات در کشورهای در حال توسعه افزایش یافته است. سه روش مختلف جهت بررسی میزان رفاه اجتماعی مورد بررسی قرار می گیرد. اولین روش شامل بسط حساب داخلی ای است که نسبت رفاه را به صورت تئوری در نظر می گیرد. دومین روش مواردی ابتدایی ( مانند تحصیل، مراقبت های ویژه ) را به عنوان نشان گرهای اجتماعی ارزیابی می کند و در روش آخر با توجه به داده های به دست آمده از چند آزموده، حالات روانی و میزان احساس رفاه بررسی می شود. نتایج این پژوهش حاکی از این امر است که در کشورهای توسعه یافته تجزیه و تحلیل شاخص های پایدار رفاه اقتصادی نشان می دهد که یک واگرایی رو به رشد بین روند رشد اقتصادی و رفاه اقتصادی وجود دارد ولی در کشورهای در حال توسعه سیاست ها باهدف رشد تولید ناخالص داخلی می تواند به طور قابل توجهی به رفاه بشر در این کشورها را اضافه کند.
پولمیس (2006) با استفاده از تکنیک همگرایی و روش خود توضیح برداری برای تقاضای بنزین و گازوئیل در طی دوره 2003-1978 در یونان نشان داد که تقاضای بنزین در بلندمدت نسبت به قیمت و درآمد بی کشش است، درحالی که تقاضای گازوئیل در بلندمدت نسبت به قیمت بی کشش و نسبت به درآمد با کشش است.
یاکوبسن (2007) به بررسی آثار افزایش قیمت گاز بر روی تولید و مصرف کشور مالزی پرداخته است. بر اساس یافته های وی -که در قالب مدل داده– ستانده صورت گرفته است- افزایش قیمت گاز تا ۲۰۰ درصد (که بیشتر خوراک نیروگاه های تولید برق مالزی است )، سطح عمومی قیمت ها را به میزان0.94 درصد افزایش می دهد که این امر بیش ترین تأثیر را در مخارج مصرفی مردم با افزایش 1.82 درصد دارد. کمترین تأثیر این سیاست نیز کاهش 0.82 درصد در صادرات این کشور است.
ایکسیاو و همکاران (2007) در برآورد توابع تقاضا برای منابع انرژی در آمریکا از توابع خطی، لگاریتمی خطی ، ترانسلوگ، و قالب های کاربردی AIDS استفاده کردند. در این پژوهش ، مورد بحث است که”بهترین” قالب کاربردی به منظور افزایش دقت در زمینه ی ارتباط بین مصرف منابع انرژی های مختلف و توضیح متغیر مانند قیمت انرژی، متغیرهای آب و هوا، درآمد، و عوامل دیگر کدام یک می باشند. در این پژوهش بعد از تجزیه و تحلیل نمونه های تقاضای انرژی واحدهای مسکونی با استفاده از داده های مقطعی مصرف انرژی خانگی ، بیان شده است که مدل AIDS کمی بهتر از مدل ترانسلوگ است و مدل ترانسلوگ نیز نسبت به مدل لگاریتم خطی که به نوبه خود بهتر از مدل خطی است، بهتر می باشد.
الودل، زیرامبا (2008)، تقاضای گازوئیل را با استفاده از روش خود توضیح با وقفه های گسترده در کشور آفریقای جنوبی در دوره زمانی 2005-1978 مورد بررسی قرار داده و به این نتایج رسیدند که تقاضای گازوئیل نسبت به تغییرات قیمت و درآمد بی کشش است.
جوتز (2009) به برآورد تقاضای گاز طبیعی در بخش خانگی آمریکا پرداخته است. آن ها برای در نظر گرفتن متغیر دما در مدل خود، از تقاضای گاز طبیعی که به وسیله دما نرمال شده بود استفاده کرده و با برآورد کشش های بلندمدت و کوتاه مدت قیمت گاز طبیعی چنین نتیجه گرفته اند که واکنش خانوار در کوتاه مدت به افزایش قیمت گاز طبیعی، تغییر استفاده از وسایل گازسوز است، یعنی تغییر سهم گاز طبیعی در سبد مصرف انرژی خویش است، اما در بلندمدت ، خانوار تعداد و کارایی وسایل گازسوز و نیز راندمان حرارتی ساختمان خود را تغییر خواهد داد.
جدول2- 1: خلاصه مطالعه های انجام شده خارجی
محقق
متغیر وابسته
نتایج
توضیحات
کاپتین و هرواردن
1980
تابع رفاه اجتماعی
توزیع عادلانه درآمد کمتر از حد مطلوب است. و سیاست های مربوط به شرایط مطلوب توزیع مجدد درآمد به رشد اقتصادی وابسته است.
در این مطالعه از اطلاعات کشور هلند استفاده شده است و محققان در آن از تابع رفاه درآمد ( WFI) بهره جستند.
کومن
1985

مطلب مشابه :  اهمیت مطالعه ی استرس تحصیلی، تعریف استرس تحصیلی، راهبردهای یادگیری