کمیته حسابرسی و حاکمیت شرکتی

موفقیت کمیته حسابرسی در ایفای وظیفه نظارتی خود کاملا به روابط این کمیته با سایر اعضای گروه های حاکم بر شرکت از قبیل مدیران، حسابرسان مستقل، حسابرسان داخلی، هیات های قانونی، مشاوران حرفه ای، قانون گذاران و مراجع تدوین کننده استاندارد بستگی دارد. وجود منابع مختلف برای هر کدام از اعضای گروه های مذکور، بیانگر اهمیت وظیفه و نقش مهم کمیته حسابرسی به عنوان یک عنصر بسیار حیاتی در حاکمیت شرکتی می باشد. لویت(1999) یکی از اعضای پیشین کمیسیون بورس اوراق بهادار اظهار می دارد:

نظارت موثر بر گزارشگری مالی به عواملی از قبیل قدرت کمیته حسابرسی، صلاحیت و شایستگی اعضای کمیته حسابرسی، استقلال و عدم دخالت احساسات در اظهارنظر حرفه ای این کمیته، بستگی دارد.

در حال حاضر کمیته های حسابرسی به دنبال نظارت بر سیستم حاکمیت شرکت، گزارشگری مالی، ساختار کنترل های داخلی، عملکرد حسابرسان مستقل و حسابرسان داخلی و خدمات ارائه شده از سوی آنها می باشد.

قوانین وضع شده از سوی کمیسیون بورس و اوراق بهادار تاثیر زیادی بر ساختار کمیته های حسابرسی، ترکیب آنها، عملیات و مسئولیت های آنها در قبال شرکت های تجاری و گروه های حاکم بر شرکت ها داشته است. بر اساس این قوانین و جهت نظارت هر چه بهتر کمیته های حسابرسی، این کمیته ها باید مستقل باشند، اعضای آن از صلاحیت کافی و تخصص مالی برخوردار بوده و منابع مالی کافی در اختیار آنها قرار گیرد و در نهایت، حقوق و پاداش آنها به طور مناسبی پرداخت شود.

قانون ساربنز- آکسلی نیز توجه کافی به کمیته های حسابرسی داشته و الزامات خاصی را برای آنها تعیین نموده است:

1.تمام اعضای کمیته های حسابرسی باید از بین اعضای مستقل هیات مدیره انتخاب گردند. 2. کمیته های حسابرسی به طور مستقیم باید مسئول انتخاب گروه حسابرسان مستقل، تعیین حق الزحمه آنها و نظارت بر کار ایشان باشد. 3. کمیته حسابرسی باید اختیار دخالت در مسائل مشورتی را داشته باشد. 4. کمیته حسابرسی باید به اندازه کافی تامین مالی گردد تا به نحو صحیحی وظایف خود را ایفا نماید. 5. حسابرسان مستقل باید رویه های حسابداری مهم بکار گرفته شده از سوی صاحبکار خود را به کمیته حسابرسی گزارش نمایند. 6. کمیسیون بورس و اوراق بهادار باید قوانینی وضع نماید تا شرکت های سهامی عام را ملزم کند تا حداقل یکی از اعضای کمیته حسابرسی، دارای تخصص مالی باشد.

توجه چنین قوانینی به کمیته حسابرسی، باعث گردید تا الزاماتی خاص بر عهده کمیته حسابرسی واحدهای تجاری گذاشته شود و مسئولیت و تعهد آنها درباره مسائل نظارتی فزونی یابد.

2-10- ویژگی های کمیته حسابرسی

ویژگی های کمیته حسابرسی شامل استقلال، تخصص، تلاش، اندازه، دوره ی تصدی، اثربخشی کمیته حسابرسی می باشد، که هر یک را توضیح می دهیم.

1.استقلال کمیته حسابرسی: یکی از مهمترین ویژگی های کمیته حسابرسی که بسیار مورد تاکید قرار می گیرد، استقلال کمیته ی حسابرسی است. اگرچه تعریف استقلال بسیار مشکل است، اما می توان آن را به معنای وابسته نبودن به مدیریت دانست. یک خریدار یا فروشنده عمده، کارکنان یا روسای پیشین یا وابستگی به شرکت، استقلال کمیته حسابرسی را مخدوش و برای آن مشکلاتی ایجاد می کند. از طرف دیگر، استقلال به معنای توان تصمیم گیری های بی طرفانه است که ممکن است با منافع مدیریت در تضاد باشد، تشخیص استقلال و درستکاری اعضای کمیته حسابرسی با هیئت مدیره است. بنابراین، گزینش اعضای کمیته باید به دقت و آزادی عمل صورت گیرد. تعریف استقلال در شرکت های کوچک ممکن است با انعطاف بیشتری همراه باشد و برخی وابستگی های اعضای کمیته حسابرسی باعث نقض استقلال آنان نمی شود. با این وجود، باید موارد وابستگی در گزارش سالانه منعکس سازند.

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد شناسائی نیاز عامل اصلی در طراحی و بکارگیری فناوری در شهرداری  -تاثیر فناوری اطلاعات بر ارائه خدمات

اعضای کمیته حسابرسی نباید فقط استقلال ظاهری و رسمی بر طبق معیارهای از پیش تعیین شده داشته باشند، بلکه استقلال عقیده، قضاوت و عمل نیز بسیار مهم است. بنابراین، استقلال باید واقعی باشد و در عمل به کار گرفته شود. اعضای کمیته باید آزادانه نظر خود را بیان کنند و اعتماد آن ها به مدیریت و ارتباط آنها با مدیریت نباید بی طرفی و استقلال آنها را خدشه دار کند. مزایای حاصل از استقلال کمیته حسابرسی تنها زمانی بدست می آید که کمیته حسابرسی صد در صد مستقل باشد. یعنی تمام اعضای کمیته باید مستقل باشند تا بتوان مزایای حاصل از استقلال کمیته حسابرسی دست یافت. یک کمیته حسابرسی مستقل نقش مهم در کسب اطمینان از قابلیت اتکای گزارش های مالی و کاهش احتمال تقلب مدیریت ایفا می کند. مسئولیت ها و توانایی های مورد نیاز کمیته حسابرسی در طول زمان، به ویژه تصویب قانون آکسلی در سال 2002 افزایش یافته است(مهدوی، 1391).

موارد ذیل برخی از مصادیقی است که (به تشخیص مقام انتخاب کننده) ممکن است منجر به عدم تحقق تعریف عضو مستقل شود:

  1. مالک بیش از پنج درصد سهام شرکت اصلی، شرکت های فرعی، مشارکت خاص و سهامداران عمده آن باشد، 2.طی سه سال قبل از انتخاب، طرف قرارداد یا دارای معاملات تجاری یا روابط تجاری بااهمیت مستقیم یا غیرمستقیم با شرکت اصلی، شرکت های فرعی، مشارکت خاص و سهامداران عمده آن باشد، 3.در طی مدت دو سال قبل از انتخاب، هرگونه مسئولیت اجرایی و رابطه استخدامی در شرکت اصلی، شرکت های فرعی، مشارکت خاص و سهامداران عمده آن داشته باشد، 4. رابطه سببی یا نسبی (طبقه اول و دوم) با اعضای هیأت مدیره،مدیرعامل، مشاوران یا کارکنان ارشد فعلی  داشته باشد، 5. در کسب و کاری که ماهیتاً مشابه شرکت اصلی، شرکت های فرعی، مشارکت خاص و سهامداران عمده آن است، فعالیت داشته باشد،  6.جزء کارکنان مؤسسه حسابرسی مستقل شرکت اصلی، شرکت های فرعی، مشارکت خاص و سهامداران عمده آن باشد، و 7. منافع یا رابطه مشترک با اهمیتی با اعضای هیئت مدیره شرکت، در سایر شرکت ها یا هیئت مدیره های آن ها داشته باشد.

لازم به ذکر است، اعضای هیئت مدیره، زمانی عضو مستقل محسوب می شوند که علاوه بر احراز شرایط مقرر در تعریف عضو مستقل، منتخب سهامدار عمده نباشند. منظور از سهامدار عمده، «سهامدار دارای کنترل» می باشد.

در تحقیقات قبلی استقلال کمیته حسابرسی به عنوان یکی از ویژگی های اصلی مرتبط با اثربخشی کمیته حسابرسی مورد مطالعه قرار گرفته است. ویکنر، هیکمن و کارنس[1](1993) مطالعه ای توصیفی درباره ی استقلال کمیته حسابرسی انجام دادند. نتایج آنها حاکی از این بود که تقریبا یک سوم از اعضای کمیته حسابرسی در نمونه ی استخراج شده از شرکت های بورس اوراق بهادار نیویورک به عنوان مدیران دارای وضعیت مبهم طبقه بندی شدند. این مدیران عبارت از خویشاوندان مدیریت، مشاوران شرکت، مدیران وابسته و هیئت اجرایی بازنشسته بودند.

مطلب مشابه :  فروش فایل پایان نامه : تاثیر پیاده سازی نظام چهار مرحله ای مدیریت دانش بر کارآیی کارکنان

آنها ادعا کردند که وجود چنین مدیرانی سوال برانگیز است (ویکنر، هیکمن و کارنکس، 1993). کلین(2002) عوامل تعیین کننده استقلال کمیته حسابرسی را مورد مطالعه قرار داد. این مطالعه نشان داد که استقلال کمیته حسابرسی با افزایش اندازه ی هیات مدیره و استقلال هیات مدیره افزایش و با فرصت های رشد شرکت و گزارشگری متوالی زیان های شرکت ها کاهش می یابد. همچنین نتایج مهم مربوط به متغیرهای هیات مدیره و اهمیت تاثیر هیات مدیره بر روی کمیته حسابرسی تاکید می کند.

کارسلو و نیل[2](2003) نشان دادند که استقلال کمیته حسابرسی با افشای وضعیت مالی شرکت هایی که با بحران مالی روبرو شده اند ارتباط دارد. به ویژه، این دو افشاهای انجام شده در یادداشت های همراه صورتهای مالی و تحلیل و بحث مدیریت را مورد تحلیل قرار دادند تا مشخص کنند که آیا افشاها در مورد ادامه حیات شرکت در آینده خوش بینانه بودند یا بدبینانه. نتایج حاکی از این بود که شرکت های دارای تجربه ی بحران مالی، رابطه ی معنادار مثبتی بین درصد مدیران وابسته کمیته ی حسابرسی و خوش بینی افشای تداوم فعالیت داشتد. (کارسلو و نیل، 2003).

استقلال کمیته ی حسابرسی اغلب به عنوان ویژگی ضروری تاثیرگذار بر اثربخشی کمیته حسابرسی در فرایند نظارت بر گزارشگری مالی در نظر گرفته می شود، زیرا اعضای کمیته مدیران خارجی و مستقل از مدیریت هستند. اهمیت استقلال کمیته حسابرسی در اکثریت توصیه ها و قوانین برای تشکیل اجباری کمیته حسابرسی منعکس می شود، که توصیه یا الزام می کنند که اکثریت اعضای کمیته حسابرسی باید از مدیران غیرموظف باشند. انگلیسی(1994) به طور کلی در ادبیات تحقیقات پیشین مربوط به استقلال کمیته حسابرسی دریافته است که متغیرهایی از قبیل اندازه هیات مدیره و استقلال هیات مدیره با استقلال کمیته حسابرسی ارتباط دارند.

ولنایزر(1995) با استفاده از روش استدلال قیاسی، به ارزیابی این ادعا پرداخته است که آیا استقلال کمیته حسابرسی، موجب بهبود کیفیت گزارشگری مالی می شود یا خیر. به اعتقاد وی، با توجه به اینکه رویه های جاری حسابداری به مدیران این اجاره را می دهد تا در انتخاب روش های حسابداری و انجام برآوردهای مربوط سلیقه ای عمل کنند؛ وقوع چنین امری بعید به نظر می رسد. کار ولنایزر از آن جهت حائز اهمیت است که وی رابطه میان ماهیت(محدودیت های) نظام حسابداری و اشخاصی را که در پی نظارت بر آن هستند، مشخص ساخته است.

پژوهش دیگری که در ارتباط با اهمیت استقلال کمیته حسابرسی انجام شده است، مربوط به دیزورت و سالتریو[3](2001) است. آنان با بررسی قضاوت های اعضای کمیته حسابرسی، به مطالعه چگونگی تاثیر استقلال و دانش حسابرسی اعضای مذکور بر تمایلشان در حمایت از مواضع حسابرس به هنگام اختلاف نظر آنها با مدیریت، پرداخته اند. یافته های پژوهشگران مذکور نشان می دهد که میان استقلال و دانش حسابرسی اعضای کمیته حسابرسی و جانبداری از حسابرس به هنگام اختلاف نظر وی با مدیریت، رابطه مسقیمی وجود دارد.

[1]. Viknair, Hickman & Carnes.

[2] . Carcello & Neal

[3]. Dezoort & Salterio.

دسته بندی : داغ ترین ها