کنوانسیون بیع بین المللی کالا

دانلود پایان نامه

ایجاب در لغت به معنای واجب ساختن و الزام است و قبول به معنای پذیرفتن و رضاست و در اصطلاح به صراحت تعریف نشده اند، بلکه گاهی به بیان ایجاب و قبول عقود مختلف یـا بـیان الفاظ آن دو بسنده شده است، چنان که در بیع می گویند:
«أمّا البیع فهو الإیجاب و القبول اللذان تنتقل بها العین المملوکه من مالک إلیغیره»؛ بیع عبارت است از ایجاب و قبولی که با آن دو،عینمملوکه از یک مالک به مالک دیگر مـنتقل می شود.
و یـا می گویند:
و لا بدّ من الصیغه الدالّه علی الرضا الباطن و هی الإیجاب کقوله بعت و شریت و ملّکت و القبول هو اشتریت أو تملّکت أو قبلت»؛ از صیغۀ دالّ بر رضای باطنی که هـمان ایـجاب است، مانند بعت و شریت و ملّکت و قـبولی کـه عبارت است از اشتریت و تملّکت یا قبلت گریزی نیست.
گاه نیز به بیان وجه فرق بین ایجاب و قبول پرداخته اند، اما به ماهیت آن دو و به طریق اولی به سهم هریک در عقد نپرداخته اند (قنواتی،1383، ص349).
بنابراین آنچه بـه مـشهور نسبت داده شده است مـبنی بر ایـنکه آنان عقد به حمل شایع را مرکّب از دو جزء ایجاب و قبول دانسته اند، جای تأمّل دارد؛ چون اوّلا ایشان به نحو مستقل متعرّض این مسئله نشده اند. ثانیا چه بسا مراد ایشان از عقد و لابدّیت اشتمال عقد بر ایجاب و قبول، عقد به مـعنای صـیغۀ آن باشد و در پاره ای موارد نیز مراد ایشان نفی صحّت معاطات و بیان لزوم وجود لفظ است و نه بیان جزئیات ایجاب و قبول.
می توان گفت: ایجاب اعلام اراده کسی است که طرف قرارداد را بر مبنای معینی به انجام دادن معامله دعوت مـی کند، بـه گونه ای که اگر پیشنهاد مورد قبول طرف قرار گیرد او به مفاد آن پایـبند شـود، خواه پیشنهاد ناظر به شخص معین یـا عـموم مـردم باشد.
این تعریف، مورد پذیرش و تأکید کنوانسیون سـازمان مـلل متحد راجع به قراردادهای بین المللی کالا(مورخ 1980) نیز قرار گرفته است. در بند اول از مـاده 14 ایـن کنوانسیون آمده است که: پیـشنهاد انـعقاد قرارداد بـه یـک یـا چند فرد معین، چنانچه به انـدازه کـافی مشخص و دالّ بر قصد التزام ایجاب کننده در صورت قبول طرف مقابل باشد، ایـجاب مـحسوب است.
نکته ای که به طور اختصار در اینجا یـادآوری می شود آن است کـه نـباید هر پیشنهادی برای انجام مـعامله را ایـجاب به شمار آورد. برای آنکه چنین پیشنهادهایی، از نظر حقوقی ایجاب نامیده شوند نیازمند شـرایط و ویـژگیهای خاصی هستند که از میان آنـها، مـشخص بـودن و دلالت بر قصد التـزام اهـمیت ویژه ای دارند. بنابراین نـباید ایـجاب را با گفتگوهای مقدماتی یا دعوت به معامله اشتباه گرفت.
زمان تأثیر و پیدایش اعتبار برای ایـجاب، نـکته مهم دیگری است که باید در نـظر گـرفته شود اینکه ایـجاب از چـه زمـانی حیات حقوقی یافته و صـلاحیت می یابد تا با پیوستن قبولی به او موجب تشکیل قرارداد شود پرسشی است که پاسخ آن را در کتب مـعتبر فـقهی نمی یابیم. غلبه وجودی عقد حضوری و بویژه تـردید بـرخی در صـحت عـقد غـایبین یا عقد بـه وسـیله مکاتبه، جایی برای طرح این سؤال در ذهن فقها باقی نگذاشته بود و به همین جهت، قانون مـدنی مـا نـیز در این مورد ساکت است. با این حال، از بـین نـظریاتی کـه از سـوی حـقوقدانان بـزرک دنیا در این مورد ابراز شده است، آنچه مورد قبول کنوانسیون بیع بین المللی کالا قرار گرفته است، نظریه وصول است. در بند اول از ماده 15 کنوانسیون مزبور تصریح شده اسـت که:
«ایجاب از زمان وصول توسط مخاطب ایجاب، نافذ می شود.»
بنابراین هر گاه گوینده ایجاب، پیش از وصول توسط مخاطب خود، ایجاب را باز پس گیرد قبولی طرف مقابل سودی نداشته و قرارداد را تشکیل نمی دهد. تحلیل شارحان کنوانسیون از دلیـل انـتخاب این شیوه آن است که چون مخاطب، از ایجاب اطلاعی نداشته توقع و انتظاری نیز برای او به وجود نیامده تا برای حمایت از آن نـیازمند مـلزم دانستن گوینده ایجاب باشیم.
به نظر می رسد تعبیر به وصول نتیجه توجه به مقتضیات بازرگانی بـین المـللی و واقعیات امروزه باشد. چون اکـثر نـزدیک به تمامی بیعهای بین المللی با تلگراف، تلکس و امثال آن صورت می گیرد، ملاک وصول قابل اثبات تر از ملاک اطلاع است. شاید به همین دلیل است که اگر اعلام اراده شفاهی باشد، زمان وصول، از نـظر کـنوانسیون، همان زمانی است که ایجاب شفاها به اطلاع وی رسانده شود.
2-2-2 نقش ایجاب در تشکیل قرارداد
نقش ایجاب و میان تأثیر آن در تشکیل عقد، به رغم بداهت و شهرتی که پیدا کرده است محل بحث است. نظر رایج و پرآوازده بر آن است کـه هـر قرارداد مـتشکل از چند عنصر اساسی است که ایجاب فقط یکی از آنهاست. براساس این نظریه که نظر مشهور در فقه و بین نـویسندگان حقوقی مدنی است و می توان چنین گفت که ایجاب یک وجود اقتضایی دارد که در صورت عدم پیـدایش مـوانع، قبول مخاطب، آن را کامل کرده و دارای اثر حقوقی می کند. مقصود از موانعی که پیدایش آنها ایـجاب را نـابود مـی کند همان مواردی است که به عنوان عوامل زوال ایجاب، موضوع اصلی این نوشتار را تشکیل می دهد. در برابر عـقیده مذکور، که شهرت آن نزدیک به اتفاق نظر شده است، نظریه دیگری در فقه وجـود دارد که بر طبق آن بـاید ایـجاب را وجود کاملی دانست که عقد را به تنهایی پدید می آورد، یعنی قرارداد قوام خود را از آن می یابد نه از انضمام قبول و ایجاب. برای مثال طرفداران این نظر معتقدند تمام حقیقت بیع را موجب ایجاد می کند و قابل بـا قبول خود دخالتی در ایجاد بیع ندارد. نقش قبول، در حقیقت، چیزی جز تثبیت و تأیید آنچه با ایجاب به وجود آمده، نیست. (اسماعیلی، 1377، ص 75 – 100)
دکتر جعفر لنگرودی با اشاره به حاشیه مرحوم سـید مـحمد کاظم طباطبایی بر مکاسب که بیانگر عقیده مورد بحث است می نویسد کهبه موجب آن، تعهد از زمان ایجاب، پدید می آید لکن کمال آن تعهد (و بارور شدن آن از نظر حقوقی) بسته به الحاق قـبول بـه آن است . (به نقل از اسماعیلی، 1377، ص 79)
2-2-3 اقسام ایجاب
ایجاب را از جـهات گـوناگون می توان تقسیم بندی کرد. در این بین آنچه مربوط به موضوع بـحث ماست دو تقسیم بندی است، یکی از جهت مخاطب یا مخاطبان ایجاب و دیگری از جهت زمان و مهلت تعیین شده برای قبول.
2-2-3-1 از جهت مـخاطب (ایجاب عـام وخاص)
همانند فروش در بازارهای عادی در بورس نیز فروشنده ممکن است آن را ناظر به شخص معین یا عموم مردم واقع سازد. در فقه، به طـور مـستبقل، بـحثی از ایجاب عام، یعنی ایجابی که خطاب به عموم مردم واقع شده بـاشد، صـورت نـگرفته است اما در مورد مشروعیت و صحت یکی از مصادیق آن، جعاله، هیچ اختلاف نظری وجود نـداشته و اجـماعی اسـت. قانون مدنی نیز، به پیروی از فقیهان، سخنی از ایجاب عام به میان نیاورده و درستی آن را فـقط در مـورد جعاله تصریح کرده است.در ماده 561 چنین آمده است:
جعاله عبارتست از التزام شخصی به اداء اجرت معلوم در مقابل عملی، اعم از ایـنکه طـرف معین باشد یا غیر معین. با این همه، می توان ایجاب عام را در حـقوق مـدنی و هـمچنین فقه قابل پذیرش دانست زیرا:
اولا با اینکه برخی فقهای نامدار، جعاله را از زمره ایقاعات شمرده اند، امـا بـسیاری از بـزرگان دیگر نظیر ابن حمزه، کیذری، یحیی بن سعید و فخر المحققین نیز تـصریح کـرده اند که آن را عقد می دانند. قانون مدنی نیز جعاله را در باب سوم که مربوط به عقود معینه است ذکر کـرده و لذا بـرخی شارحین آن آشکارا گفته اند جعاله یکی از عقود معینه است .

مطلب مشابه :  مشارکت ، انتظارات، آمادگی