کودکان و نوجوانان

دانلود پایان نامه

اختلال ریاضی نوشتاری
در این اختلال، ناتوانی به صورت اِشکال در نوشتن اعداد و نمادهای دیکته شده مشخص میشود. این سه زیرگونه شباهتی به الگوهایی که هکائن و همکاران (1961) در بزرگسالان گزارش دادهاند و در خلال آن افراد بزرگسالی که دچار ضایعه در نیمکره چپ به خصوص نواحی «پری سیلوین» شده بودند و با ناخوانی و نانویسی مشخص میشوند، ندارد.
اختلال ریاضی عملیاتی
در این نوع ناتوانی، یک اختلال مستقیم در توانایی انجام عملیات حساب به خودی خود وجود دارد و در بسیاری از موارد آزمودنی قادر نیست چرایی و یا چگونگی عملیاتی را که انجام داده توجیه کند.
اختلال ریاضی تمرینی
در این اختلال فرد در دستورزی اشیای واقعی و یا تصویر اشیا به منظور رسیدن به اهداف ریاضی دچار مشکل است. اختلال در مواردی نظیر شمارش تعدادی از اشیا، تخمین و مقایسه مقادیر، ناتوانی در مرتب کردن اشیا به ترتیب بزرگی و بیان این که کدام یک از اشیا بزرگتر یا کوچکتر است و یا چه زمانی دو شکل اندازه یکسانی دارند، مشاهده میشود.
اختلال ریاضی اندیشهای
ویژگی این اختلال آن است که افراد در توانایی درک در روابط ریاضی مورد نیاز برای محاسبه ذهنی دچار مشکل میشوند. این افراد ممکن است قادر به خواندن و نوشتن اعداد باشند ولی نمیتوانند آنچه را نوشتهاند، بخوانند. مثلا ممکن است عدد 9 را بخوانند ولی قادر به درک رابطه بین 9 و 18 (که رقم 9 نصف رقم 18 است) نباشند.
جدای از طبقات ذکر شده، در اختلال ریاضی مهارتهای ریاضی تحت تاثیر قرار میگیرد و ممکن است مهارتهای مختلف آسیب دیده باشند، مثل مهارتهای زبان شناختی مثل درک و فهم اصطلاحات ریاضی و یا نامگذاری آنها، عملیات یا مفاهیم ریاضی، رمزگشایی مسئلههای نوشتاری به صورت نمادهای ریاضی، مهارتهای ادراکی مثل تشخیص یا خواندن نمادهای عددی یا علائم مربوط به حساب و دستهبندی اشیا به صورت مجموعهها، مهارتهای توجهی مثل رونویسی از اعداد یا انجام محاسبات صحیح، به یاد داشتن اضافه کردن به اعداد انتقال در حین محاسبه، شمارش اشیا و یادگیری جدول ضرب (DSM-IV-TR). علاوه بر این ممکن است مشکلاتی در تشخیص این که چه اعدادی با مسئله مورد نظر مرتبط است که باید در نظر گرفته شود، ردیف کردن درست اعداد، اضافه کردن ممیز یا سایر نمادها در طول محاسبات و سازماندهی فضایی ضعیف محاسبات نیز وجود داشته باشد (حسنپور هشتایجانی و علینژادمکاری، 1389).
تشخیص
بازشناسی و تشخیص اختلالات ریاضیات هنگامی مطرح میشود که مهارتهای ریاضی کودک به میزان چشمگیری کمتر از حد مورد انتظار بر حسب سن، توانایی هوشی و سطح تحصیلات او باشد. برای دستیابی به مهارت ریاضی، مهارتهای مختلف زیادی مورد نیاز است که عبارتند از مهارتهای زبانی، مهارتهای مفهومی و مهارتهای محاسبه. مهارتهای زبانی به توانایی درک اصطلاحات ریاضی، درک مسئلههای انشایی و ترجمه آنها به فرآیند مناسب ریاضی اطلاق میشود. مهارتهای مفهومی شامل شناسایی نمادهای ریاضی و توانایی استفاده مناسب از علایم ریاضی است. مهارتهای محاسبه عبارتند از توانایی مرتب کردن درست اعداد و پیروی از قواعد عملیات ریاضی. تشخیص قطعی فقط پس از انجام یک آزمون استاندارد شده انفرادی در حساب و کسب نمرهای بسیار پایینتر از سطح مورد انتظار بر حسب میزان تحصیلات و ظرفیت هوشی فرد (که با یک آزمون استاندارد شده هوشی اندازهگیری میشود) امکانپذیر است. پیش از تایید تشخیص اختلال ریاضی اختلال نافذ رشد و کمتوانی ذهنی باید رد شود (سادوک و سادوک، ترجمه رضاعی، 1388). در همین راستا، تشخیص اختلالات یادگیری به طور معمول مبتنی بر به کارگیری ابزارهای سنجش هوش میباشند (شریفی و ربیعی، 1391).
خصوصیات بالینی
خصوصیات شایع اختلال ریاضیات عبارتند از اشکال در اجزای مختلف ریاضیات نظیر یادگیری اساسی اعداد، یادآوری علایم جمع و تفریق، یادگیری جدول ضرب، ترجمه مسائل انشایی به زبان محاسبه و انجام محاسبه در حد مورد انتظار. اکثر موارد اختلال در ریاضیات را میتوان در کلاس دوم یا سوم دبستان تشخیص داد. عملکرد کودک مبتلا در برخورد با مفاهیم عددی اساسی مثل شمارش یا جمع زدن حتی اعداد یک رقمی، به میزان چشمگیری پایینتر از هنجارهای مورد انتظار بر حسب سن کودک است. در خلال دو یا سه سال اول دبستان کودک مبتلا به اختلال در ریاضیات با اتکاء به حافظه طوطیوار ممکن است در حال پیشرفت به نظر برسد ولی به زودی همین که حساب به سطوح پیشرفتهتر و پیچیدهتری که مستلزم تمیز و دستکاری روابط فضایی و عددی است، رسید وجود اختلال روشن میشود. برخی محققین اختلال ریاضی را به چند دسته تقسیم کردهاند: (1) اشکال در یادگیری شمارش معنیدار؛ (2) اشکال در تسلط یافتن بر نظامهای اعداد اصلی و اعداد وصفی؛ (3) اشکال در انجام عملیات حساب؛ (4) اشکال در تجسم مجموعه اشیا به عنوان گروه. کودکان مبتلا به این اختلال ممکن است در ارتباط دادن نمادهای شنیداری و دیداری، در درک صحبتهای مربوط به اعداد و ارقام، به خاطر سپردن مراحل حسابی و انتخاب راهی اصولی برای حل مسئله دچار اشکال باشند ولی اعتقاد بر این است که این کودکان تواناییهای کلامی و شنیداری خوبی دارند. اختلال در ریاضیات اغلب با سایر اختلالات موثر بر خواندن، نگارش بیانی، هماهنگی حرکتی و زبان بیانی و دریافتی همراه است. مشکلات هجی کردن، نقایص در حافظه یا توجه و مشکلات رفتاری یا هیجانی نیز ممکن است وجود داشته باشد. کودکان خردسال دبستانی اغلب در ابتدا سایر اختلالات یادگیری را نشان میدهند و باید از نظر اختلال ریاضی بررسی شوند. کودکان مبتلا به فلج مغزی ممکن است دچار اختلال در ریاضیات باشند و در عین حال هوش کلی آنها طبیعی باشد. ارتباط بین اختلال در ریاضیات و سایر اختلالات یادگیری و ارتباطی هنوز روشن نیست هرچند کودکان مبتلا به اختلال مختلط زبان بیانی- دریافتی و اختلال زبان بیانی لزوما دچار اختلال در ریاضیات نیستند ولی این اختلالات ممکن است به طور همزمان وجود داشته باشد زیرا همه آنها با اختلالاتی در فرآیندهای رمزگردانی و رمزگشایی همراهند (سادوک و سادوک، ترجمه رضاعی، 1388).
اختلال ریاضیات ممکن است به تنهایی یا همراه با اختلالات خواندن و زبان بروز کند. این اختلال اساسا ناتوانی در انجام مهارتهای حسابی مورد انتظار بر حسب توانایی هوشی و سطح آموزشی کودک است که با آزمونهای انفرادی و استاندارد شده ارزیابی میشود. عدم توانایی مورد انتظار در ریاضیات مانع عملکرد تحصیلی یا فعالیتهای زندگی روزمره میشود و مشکلات حاصله فراتر از اختلالات مربوط به هر نوع نقایص حسی یا عصبی موجود است. اصطلاحات دیگری که برای این اختلال به کار رفتهاند عبارتند از: سندرم گرشتمن محاسبه پریشی و اختلال مادرزادی در حساب، ناتوانی در حساب و اختلال حساب مربوط به رشد (همان منبع). گفته می شود میزان ترک مدرسه برای کودکان و نوجوانان مبتلا به این اختلالات حدود 40 درصد یعنی یک و نیم برابر حد متوسط است. تعداد زیادی از معلمان وقتی را که صرف آموزش خواندن، نوشتن و ریاضی میکنند بیش از مدتی است که صرف آموزش دروس دیگر میکنند (نریمانی و همکاران، 1390).
بیماریهای همراه
اختلال ریاضیات اغلب همراه با اختلال خواندن و اختلال بیان نوشتاری دیده میشود. در کودکان دچار اختلال ریاضیات خطر بروز اختلال زبان بیانی، اختلال مختلط زبان بیانی- دریافتی، اختلال رشد هماهنگی حرکتی بیش از سایر کودکان است (سادوک و سادوک، ترجمه رضاعی، 1388).
سببشناسی
در حال حاضر صاحبنظران معتقدند که علت این اختلال چند عاملی است و عوامل بالیدگی، شناختی، هیجانی، آموزشی و اجتماعی- اقتصادی به درجات مختلف و در ترکیبهای متفاوت در اختلال ریاضی نقش دارند. به نظر میرسد تواناییهای حساب بیش از تواناییهای خواندن به حجم و کیفیت آموزش بستگی دارد. اختلال ریاضیات همچون سایر اختلالات یادگیری احتمالا حداقل تا حدودی ناشی از عوامل ژنتیک است. یکی از نظریات اولیه نقایص عصبی را در نیمکره مغزی سمت راست بخصوص در نواحی لوب پس سری مطرح نمود. این نواحی مسئول پردازش محرکهای بینایی- فضایی است که به نوبه خود مسئول مهارتهای ریاضی محسوب میشود؛ ولی اعتبار این نظریه در مطالعات عصبی- روانی بعدی تایید نشد (همان منبع).
شیوع
شیوع اختلال ریاضی طبق راهنمای آماری تشخیص اختلالات روانی یک درصد اعلام شده است، ولی اشپیتز و همکاران (1998) شیوع ناتوانی یادگیری را بین 1/4 و 3/14 درصد برآورد کردهاند. با بررسی کودکان 8 تا 11 سال هندی میزان شیوع کلی ناتوانیهای یادگیری را 17/15درصد و شیوع ناتوانیهای نگارش، خواندن و ریاضیات را به ترتیب 5/12، 2/11 و 5/10 گزارش کردند (معتمدی و همکاران، 1391). برآورد میشود که اختلال ریاضیات به تنهایی تقریبا در یک درصد کودکان سنین مدرسه بروز میکند و تقریبا یک نفر از هر 5 کودک دچار اختلال یادگیری را مبتلا میکند. مطالعات همهگیر شناسی نشان میدهند که تا 6 درصد کودکان سنین مدرسه به نوعی در ریاضیات مشکل دارند. بسیاری از مطالعات مربوط به اختلالات یادگیری در کودکان چندین اختلال را روی هم رفته بررسی کردهاند و اختلالات مختلف را از هم تفکیک نکردهاند که این امر برآورد دقیق شیوع اختلالات ریاضیات را دشوار میسازد (سادوک و سادوک، ترجمه رضاعی، 1388). با این حال، نتایج بررسیهای مختلف آمارهای مختلفی را ارائه کردهاند. برای مثال، این نرخ توسط لیون (1996) تقریبا 6 درصد کودکان مدرسهرو، فاشس و همکاران (2005) بین 7-4 درصد کودکان سنین مدرسه، و باربارسی و همکاران (2005) از 9/5 تا 8/13درصد اعلام کردهاند.
در ایران بر اساس گزارش شیرمحمدی فروز (1378) 6/22 درصد افراد دارای اختلال یادگیری، به اختلال یادگیری ریاضی مبتلا هستند. راستخانه (1374) در مطالعه توزیع اختلالهای یادگیری در شهرستان خرم آباد دریافت که 7 درصد دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ریاضی هستند. محمدی (1382) با بررسی میزان شیوع ناتوانیهای یادگیری در دانش آموزان دبستانهای ناحیه دو آموزش و پرورش شهرستان رباط کریم، میزان شیوع اختلال یادگیری ریاضی را بین 2/2 تا 5/3 درصد برآورد کرد (علیپور و همکاران،1390). پژوهشهای شریفی و داوری (1391) میزان شیوع اختلالات ریاضی در بین دانش آموزان استان چهار محال و بختیاری در پایه اول 9/6 و در پایه دوم 5/7 درصد گزارش کردهاند؛ ولی در شهر تهران شیوع اختلال ریاضی در پژوهش حمید (1385) 6/3 درصد گزارش شده است (معتمدی و همکاران، 1391). همچنین، نریمانی (1391) و دورودیان (1390) نرخ این اختلال را به ترتیب 8-5 و 6 درصد گزارش کردهاند و یاوری و همکاران (1385) نشان دادند که دو سوم دانش آموزانی که به برنامههای آموزشی مخصوص کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ارجاع داده میشوند، دچار اختلال ویژه در یادگیری ریاضی هستند.
توزیع سنی و جنسی
نتایج بررسیها نشان میدهد که اختلال ریاضیات ممکن است در دخترها شایعتر باشد (سادوک و سادوک، ترجمه رضاعی، 1388). بالعکس، علیپور و همکاران (1390) شیوع این اختلال را در پسران بیش از دختران دانسته و اظهار میدارند که نسبت خطر از 6/1 تا 2/2 برای پسران بیشتر است. با این حال، در پژوهش محمدی (1382) بین دختران و پسران در بروز اختلال یادگیری ریاضی تفاوت معناداری دیده نشد (علیپور و همکاران،1390).
نقش مهارتهای دقت و توجه

مطلب مشابه :  پرسش نامه سبک های تفکر، جمع آوری اطلاعات، سبک تفکر قانونی