تمرکز افراطی به نیازهای دیگران در زندگی روزمره که به قیمت عدم ارضای نیازهای خود فرد تمام می شود. رایج ترین دلایل این کار عبارتند از: جلوگیری از آسیب رساندن به دیگران، جلوگیری از احساس گناه ناشی از خودخواهی یا تداوم ارتباط با افراد نیازمند. این امر اغلب از حساسیت بیش از حد نسبت به درد و رنج دیگران ناشی می شود. چنین طرحواره ای منجر به این احساس می شود که نیازهای فرد ایثارگر به قدر کافی ارضا نمی شود و همچنین باعث رنجش افرادی می شود که او از آن ها نگهداری می کند با وابستگی بیمارگونه همپوشی دارد (یانگ و همکاران، 2006).

  • پذیرش جویی/ جلب توجه

تاکید افراطی در کسب تایید، توجه و پذیرش از سوی دیگران که مانع شکل گیری معنایی مطمئن و واقعی از خود می شود. احساس ارزشمندی فرد، بیشتر به واکنش های دیگران وابسته است تا به تمایلات خودش. گاهی اوقات این طرحواره با تاکید افراطی بر مقام و منزلت، قیافه و ظاهر، پذیرش اجتماعی، پول یا پیشرفت مشخص می شود و وسیله ایست برای دستیابی فرد به تایید، تحسین و توجه دیگران (هدف اولیه از دستیابی به تایید، تحسین و توجه دیگران کسب قدرت یا توانایی کنترل دیگران نیست). این طرحواره اغلب منجر به اخذ تصمیماتی غیرقابل اطمینان و ناخوشایند در مورد وقایع مهم زندگی یا این که منجر به حساسیت بیش از حد نسبت به طرد می گردد (یانگ و همکاران، 2006).

هـ) گوش به زنگی بیش از حد و بازداری

تاکید افراطی بر واپس زنی احساسات، تکانه ها و انتخاب های خود انگیخته فرد یا برآورده ساختن قواعد و انتظارات انعطاف پذیر و درونی شده درباره عملکرد و رفتار اخلاقی که اغلب منجر به از بین رفتن خوشحالی، ابراز عقیده، آرامش خاطر، روابط نزدیک و سلامتی می شود. طرحواره های این حوزه به طور معمول در خانواده هایی بوجود می آید که در آن ها عصبانیت، توقع و گاهی تنبیه مشاهده می شود. در این خانواده ها بر عمکرد عالی، بی نقص گرایی، وظیفه شناسی، پیروی از قوانین، پنهان سازی هیجان ها، اجتناب از اشتباه تاکید می شود. در عین حال که به لذت، خوشحالی و آرامش اهمیت چندانی داده نمی شود. معمولا در چنین افرادی تمایل نهفته نسبت به بدبینی و نگرانی وجود دارد. بدین صورت که اگر افراد نتوانند در تمام اوقات گوش به زنگ باشند همه چیز از هم می پاشد (یانگ و همکاران، 2006).

مطلب مشابه :  شیوه‌های فرزند پروری از دیدگاه روانشناسی

 

  • منفی گرایی/ بدبینی

تمرکز عمیق و مداوم بر جنبه های منفی زندگی، درد، مرگ، دلخوری، فقدان، عدم توافق، تعارض، گناه، مشکلات حل نشده، اشتباهات بالقوه، خیانت و کارهایی که به اشتباه انجام می شوند. همراه با دست کم گرفتن جنبه های مثبت و خوش بینانه زندگی یا غفلت از آن ها. این طرحواره معمولا شامل انتظارات افراطی در طیف وسیعی از موقعیت های کاری، مالی و بین فردی است که خود این حالت منجر به اشتباهات شدیدی می شود، به طوری که شخص در نهایت احساس می کند زندگی شخصی اش از هم پاشیده است. مشخصه این بیماران نگرانی مزمن، گوش به زنگی، غر زدن یا بلاتکلیفی است (یانگ و همکاران، 2006).

بازداری افراطی اعمال، احساسات و ارتباطات خود انگیخته که معمولا به منظور اجتناب از طرد دیگران، احساس شرمندگی و از دست دادن کنترل بر تکانه های شخصی صورت می گیرد. معمولی ترین حوزه هایی که بازداری در مورد آنها اعمال می شود عبارتند از (یانگ و همکاران، 2006):

  • بازداری از بروز خشم و پرخاشگری
  • بازداری از بیان تکانه های مثبت از قبیل خوشحالی، محبت، برانگیختگی جنسی و بازی
  • بازداری از بیان آسیب پذیری یا بیان راحت و صریح احساسات و نیازهای شخصی
  • تاکید افراطی بر عقلانیت و نادیده گرفتن هیجان ها
  • معیارهای سرسختانه/ عیب جویی افراطی

باور اساسی مبنی بر این که فرد برای رسیدن به معیارهای بلند پروازانه درباره ی رفتار و عملکرد خود، باید کوشش فراوانی به خرج دهد ومعمولا این کار برای جلوگیری از انتقاد صورت می گیرد. این طرحواره به طور معمول در خانواده هایی به وجود می آید که تحت فشارند، نسبت به خودشان و دیگران بیش از حد عیب جویی می کنند و توقع دارند کارها با کیفیت عالی و در کوتاه ترین زمان انجام شود. این طرحواره اغلب منجر به نقص های جدی در احساس لذت، آرامش، سلامتی، احساس ارزشمندی یا پیشرفت یا روابط رضایت مندانه می شود و معمولا به شکل های زیر بروز می کند (یانگ و همکاران، 2006):

  • بی نقص گرایی: توجه غیر معمول به جزئیات یا ارزیابی کمتر از حد عملکرد خود در مقایسه با عملکرد دیگران
  • قوانین غیر قابل انعطاف و بایدها: در بسیاری از حوزه های زندگی از جمله معیارهای بالا و غیرواقع بینانه ی اخلاقی، فرهنگی و مذهبی
  • دقدقه زمان و کارآمدی به منظور انجام کار بیشتر
  • تنبیه

باور اساسی مبنی بر این که افراد باید به خاطر اشتباهاتشان شدیدا تنبیه شوند. اغلب شامل احساس خشم، نابردباری و بی صبری نسبت به کسانی از جمله خود فرد است که طبق معیارها و انتظارات او عمل نکرده اند. معمولا این گونه افراد، به دلیل در نظر نگرفتن شرایط ویژه، نادیده گرفتن مشکلات دیگران و عدم همدلی با احساسات آنها، نمی توانند از اشتباهات خود و دیگران چشم پوشی کنند (یانگ و همکاران، 2006).

دسته بندی : داغ ترین ها