تعریفای نظری مختلفی از خودتنظیمی ارائه شده که به بعضی از اون¬ها می پردازیم:
زیمرمن(1994، به نقل از فرهمینی فراهانی و همکاران، 1387) یادگیری خود تنظیمی رو یه جور از یادگیری که در اون افراد تلاشای خود رو واسه یاد گرفتن علم و مهارت بی تکیه به معلم و بقیه، خودً شروع کرده و جهت می بخشند تعریف می کنه. یعنی در این یادگیری افراد مهارتایی واسه طراحی و کنترل و هدایت یادگیری خود دارن و تمایل دارن یاد بگیرن و می تونن کل مراحل یادگیری رو آزمایش کنن.
یادگیری خودنظم دهی (خودتنظیمی) یعنی خودزایی و خود بررسی افکار، احساسات و رفتارها به خاطر رسیدن به هدف که این اهداف می تونن تحصیلی باشن، مثل؛ تصحیح و بهبود میزان درک و فهم هنگام خوندن، منظم تر کردن نوشته ها، چگونگی انجام عمل ضرب و پرسیدن سؤالات در ارتباط (بیابان گرد، 1384).
خودتنظیمی فرآیندیه که فرد می تونه به طور خود پیرو و جداگونه زندگی خود رو در جهت اهداف خودتنظیم کنه و در این راه توانایی به تأخیر انداختن و ارضای لحظه ای وفوری نیازای خود رو داراس (اورتت ، 2005).
میشه گفت توانایی خود تنظیمی به فرد امکان میده تا بر رفتارهایش کنترل و نظارت داشته باشه. یعنی رفتارهایش رو آزمایش کنه، اون¬ها رو با معیارهای خودش بسنجد و در مورد شخص خود تقویت و تنبیه اعمال کنه. به بیان دیگه، یادگیرندگان خود تنظیم کسائی هستن که به گونه مؤثر می تونن یادگیری خود رو نظم داده و از راه های مختلف به آموزش خود کمک کنن(سیف، 1387).
خود تنظیمی به توانایی علم آموزا واسه فهمیدن و کنترل یادگیری شون اشاره میکنه و از پایهٌٌ جهت موفقیت در دوره های درسیه. به باور شرو و بروکز (2001) تمایل و مهارت مؤلفه های خود تنظیمی هستن و علم آموزا در صورتی می تونن پیشرفت زیاد و همیشگی داشته باشن که برنامه چار مرحله ایی زیر رو به کار برند :

مطلب مشابه :  دید زیست شناختی درباره خود تنظیمی

1- زمان کافی صرف کنن (یعنی واسه یادگیری سعی کنن و وقتی که یادگیری مشکله همت داشته باشن).
2- پایه علمی کامل و منظم داشته باشن.
3- مجموعه ایی از راهبردهای درست رو واسه دروس پیشرفت دهند.
4- به این مسئله باور داشته باشن که اگه اونا مراحل یک تا سه رو رعایت کنن موفق می شن بی مهارتای خود تنظیمی علم آموزا روبروی خطر افت تحصیلی یا شکست هستن چون مشکلات یادگیری خود رو به از دست دادن توانایی نسبت می دن(شرو و بروکز، 2001).
خودتنظیمی شامل یک رهبری شناختیه که لازمه عواملیه مثل: برابری¬ها و تصمیم گیریای همیشگی، آگاهی واسه کسب برداشتی معتبر و با هوشمندی از موقعیت و آمادگی واسه درخشش چیزی که در فعالیتای تحصیلی و کلا در زندگی، باید انجام شه، چیزی که انجام می شه و چیزی که انجام شده. اکتساب این مهارت حتما با رشد طبیعی در ارتباط نیس و مثل دیگه توانایی¬ها یا ظرفیتا، باید به طور رو یاد گرفته شه(زیمرمن و شانک، 1994، به نقل از لیزارگا ، 2003).
خود تنظیمی کنترل داشتن بر رفتارها هیجانا و افکاره(انیولا، 2007).

دسته بندی : داغ ترین ها