یادگیری سازمانی و برنامه بهبود کیفیت علمی

یادگیری سازمانی و برنامه بهبود کیفیت علمی

یادگیری به منظور در نظر گرفتن اهمیت کیفیت ، بهبود نتایج مالی و مدیریت تقاضا و انتظارات ذینفعان تبدیل به یک ابتکار استراتژیک برای بسیاری از سازمان ها شده است . برای بقا و پیشرفت در جریان تحولات سریع قرن 21 ، رهبران سازمان ها باید شیوه ای جدید برای مدیریت کردن پیدا کنند که براساس آن  ظرفیت موجود در سازمان برای یادگیری افزایش یابد و سازمان به طور هدفمند ، مستمر و سریع تغییر و تحول یابد ( بنیت و اوبرین[1] ، 1994) . کیفیت و فرآیندهای یادگیری سازمانی پدیده های جدیدی نیستند . یادگیری در سطوح سازمانی با کیفیت و گسترش استراتژی مرتبط است . سازمان هایی که یاد می گیرند (سازمان های یادگیرنده ) موفقیت بیشتری را در مواجه شدن با چالش های محیطی از طریق انجام فرآیندهای یادگیری اثربخش از خود نشان داده اند . این گونه سازمان ها می توانند بهترین رویه ها و بنچمارکینگ ها را به منظور کسب و ایجاد فرآیندهای متمرکز بر یادگیری سازمانی ، به کار ببرند ، اطلاعات با کیفیت بالا فراهم کنند و دانش مناسب خلق کنند . پژوهشگران مختلف معتقدند که چنین سازمان هایی به طور فعال چالش های محیط کسب و کار را از طریق فرآیندهای یادگیری برطرف می کنند . کاربرد بهترین رویه ها و بنچمارکینگ ها فعالیت های مفیدی هستند که به منظور اثربخشی و کارایی بیشتر یادگیری سازمانی و پیامدهای سازمانی مؤثر ، طراحی شده اند ( اودل و گریسون[2] ، 1998 ) . در راستای اهدف یادگیری در سطح سازمان ، فرآیندهای بهبود کیفیت آموزشی بالدریج ، اصولی را برای سازمان ها بوجود می آورند که این فرآیندهای راهبردی را می تواند ارتقا و بهبود ببخشد . مدل بالدریج به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کمک می کند تا به طور موفقیت آمیزی بنچمارکینگ ها و بهترین رویه ها را همانند سازمان های صنعتی به کار ببندند( برنامه ملی کیفیت بالدریج ، 2012 ) .

مطلب مشابه :  پایان نامه تعریف ارزیابی عملکرد -متن کامل

با ورود فلسفه مدل بالدریج به اصول مدل های جدید اعتباربخشی در سال 2000 ، برنامه بهبود کیفیت علمی شیوه ای جدید برای دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی به وجود آورد که از طریق آن بتوانند اصول بهبود کیفیت مربوط به بنچمارکینگ ها و بهترین رویه های عملکرد را که هر دو اجزای مهمی در یادگیری در سطح سازمان هستند به کارببرند . این مدل به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کمک می کند تا  فرآیندهای مربوط به یادگیری سازمانی را در قلب تلاش های مربوط به بهبود کیفیت قرار دهند . از این طریق اطلاعات بسیار غنی در رابطه با محیط کسب شده و به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کمک می کنند تا یاد بگیرند . کمک به یادگیری دانشجویان یکی از اصول مهمی است که این مدل به آن توجه ویژه ای دارد به نحوی که این اصل کلیه اصول برنامه بهیود کیفیت علمی را در بر می گیرد . از این رو می توان گفت که یک نوع یادگیری سازمانی از طریق این مدل در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی محقق می شود که می تواند دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی را در برابر تغییر و تحولات محیطی حفظ کرده و به آنها کمک کند تا یاد بگیرند (کمیسیون عالی یادگیری ، 2003 ) .

بر طبق گفته اسپانگل (2004) سازمان هایی که کیفیت را در رأس برنامه های خود قرار می دهند فراتر از نیازها و انتظارات ذینفعان حرکت می کنند . از طریق برنامه بهبود کیفیت علمی ، کیفیت به عاملی تبدیل می شود که به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کمک می کند تا فراتر از نیاز ها و انتظارات ذینفعان حرکت کنند ، داده ها را تجزیه و تحلیل کرده و پیشنهاداتی را براساس آنچه دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی یاد می گیرند ارائه دهند .

مطلب مشابه :  واسه یادگیری خود تنظیمی نیاز به الگو دارین

کمسیون عالی یادگیری (2003) 10 اصل را شناسایی کرده که سازمان های با عملکرد عالی را توصیف می کند که عبارتند از : تمرکز ، درگیری ، رهبری ، یادگیری ، مردم ، همکاری ، چابکی ، دوراندیشی ، اطلاعات و تمامیت . یکی از این اصول یادگیری می باشد که در برنامه بهبود کیفیت علمی به آن توجه اساسی شده است . در برنامه بهبود کیفیت علمی ، تیم های کاری به منظور حل کردن مسائل آموزشی و پرورش یادگیری متمرکز بر محیط شکل داده می شود که به دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کمک می کند تا مهارت های فردی را در بین کارکنان خود توسعه دهند . این کمیسیون اظهار می کند که فرآیندهای مربوط به برنامه بهبود کیفیت علمی ، یادگیری سازمانی و تغییر و تحولات فرهنگی را ارتقاء داده و فرصت هایی را برای بهبود در چارچوب دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی بوجود می آورد(کمیسیون عالی یادگیری ، 2003 ) .

[1] – Bennett and O’Brien

[2] – O’Dell and Grayson