• تقسیم بندی بکمن از اعتماد

بکمن[1] ( 2003) سه شکل از اعتماد را توضیح میدهد : اعتماد فردی ، سیستمی و نهادی . اعتماد فردی به معانی زبانی عمومی نزدیکتر است . اعتماد فردی می تواند با استفاده پی در پی از فرصتهایی در  داشتن تماس چهره به چهره بین بازیگران منفرد پرورش یابد. نزدیکی و مجاورت محلهای کاری در سازمانها می تواند به عنوان محلی برای رشد و نمو این نوع از اعتماد تلقی شود. او مشکل این شکل از اعتماد را وقت بردن آن می داند و ان را برای هماهنگی موثر  انتظارات و تعاملات بین افراد بخصوص در سازمانهای بزرگ و پیچیده کافی نمی داند. دلالت محکم وجود دارد که با به زوال گذاشتن  مدل سازمانهای بوروکراتیک  این شکل از اعتماد اهمیت دوباره ای در بسیاریی از روابط اجتماعی درون بافت سازمانی پیدا کرده است.

اعتماد سیستمی پدیده ایست که ریشه ژرفی در شرایط انسان شناسانه رفتار انسانی دارد. در حالیکه افراد به طور اجتناب ناپذیری باید نسبت به قوانین صریح(مانند قوانین طبیعی) و صاحبان اختیار (مانند والدین از دیدگاه یک فرزند) اطمینان[2] داشته باشند ، این شکل از اعتماد امروزه اهمیت فزاینده ای برای شماری از مصنوعات ودست ساخته های بشر پیدا کرده است که در ایام مدرن شخصیتی مشابه با شرایط انسانی غیر قابل تغییر پیدا کرده اند. گیدنز(1990) اعتقاد دراد که جوامع مدرن متکی بر امادگی افراد غیر متخصص در اعتماد داشتن به سیستمهای انتزاعی هستند که بوسیله متخصصان ویژه کار اداره می شود. او مثالی از صنعت هواپیمایی می زند که با وجود حوادث غیر مترقبه آن برای مردم امریکا در ماجرای دزدی و برخورد هواپیماها با برج های دوقلو نیویرک مردم هنوز به خلبانان و متخصصین این صنعت مانند افرادی که به رهبران مذهبی و یا قانون جاذبه اعتقاد دارند ، اعتماد می کنند.به همین شکل اعتماد سیستمی موجود در سازمانها بر پایه اختیار و قدرت نسبت داده شده به موقعیتهای رسمی اجتماعی و همچنین بر روی اعتبار سیستم های فنی ، استانداردها و رویه ها  قرار دارد. برای مثال کارکنان سازمانی که در محیط کسب و کاری مبتنی بر ساسله مراتب قوی کار می کنند ممکن است قوی ترین باور را داشته باشند که کارفرمایشان تصمیماتی را اتخاذ خواهد کرد که همواره به سود انها است. به طور مشابه کارگران در کارخانه اتمی باور تغییر ناپذیری دارند که تکنولوزی مورد استفادهشان به سادگی دچار خطا نمی شود به دلیل مخصصان تولیدی که بیشترین تلاش رو برای جلوگیری از احتمال هرگونه خطایی به کار می بندند. بنابراین هدف اعتماد سیستمی معمولا سیستم انتزاعی بزرگ است که در بدو امر در سطح اجتماعی قراردارد .

مطلب مشابه :  تحقیق (پایان نامه) : پایان نامه هوش استراتژیک و رفتار کارآفرینانه

اعتماد نهادی ریشه در انتقال ظرفیت انتقال سازمان از سطح فردی به سطح تصمیم جمعی دارد. این شکل از اعتماد جایی آشکار می شود که یک بازیگر اجتماعی تعدی از پیش تعیین شده را  به بازیگر دیگر در برابر ترتیبات نهادی ویزه که از جهانی از معناهای مشترک و قوانین هنجاری رفتار درن سازمانها تشکیل شده است. این شکل از اعتماد بر اساس الگوهای نهادی شده تقسیم وظایف و مسئولیتهای شغلی و همچنین دیگر عناصر فهرست یاختاری سازمان بنا شده است که در ان بازیگران فردی باید به ناچار انتظاراتشان را به هنگام تعامل با دیگران هماهنگ کنند. اگر چه این قوانینی که در داخل ترتیبات ساختاری سازمان ترکیب شده اند ممکن است رجحانهایی را برای برخی افراد نسبت به تاثیر گذاری بر تصمیمات جمعی اتخاذ شده قائل باشند در عین حال که دیگران را محدود می سازند ، اما به عنوان نظم نهادی مشروع و غیر شخصی نمایانگر می شوند. آنها قدرت هنجاری بر فراز انتظارات و تعاملات مابین اعضا هساتند که تا درجه زیادی فارغ از علاوق اقتضایی و منابعی  است که انها ممکن است قادر باشند تا در جهت افزایش علائق بخصوصی بسیج کنند. به دلیل اینکه این نهاد ها راه را بر علائق فرصت طلبانه افراد و دسترسی موقتی به منابع قابل استناد فردی قدرت می بندند ، آنها می توانند بنیانی مهم برای تشکیل اعتماد درون سازمان ها ایجاد کنند. (بکمن ، 2003.ص 64-65).

[1] – Bachmann

-[2] به نظر می رسد که در ادبیات نظری اعتماد واژه Confidence  با واژه Trust  معادل نباشند و بنابراین واژه لاتین اول به معنای اطمینان ترجمه شده است.

مطلب مشابه :  فروش فایل پایان نامه : پایان نامه ارشد : اثربخشی آموزش شادکامی به شیوه شناختی رفتاری