دیدگاه اسلام

از دیدگاه اسلام، مفهوم خانواده مستلزم مفهوم ازدواج بوده، لذا قیود، شرایط و پیش شرط های تربیتی اخذ شده در ازدواج بطور غیرمستقیم مفهوم خانواده را تهدید می کند، هرچند عکس این مطلب کلیت نداشته و نمی توان ازدواج را مستلزم تشکیل خانواده دانست.

برخی از انواع ازدواج که در آیات قرآن به آن ها اشاره شده است عبارتند از:

2-28-1-1. ازدواج اسارتی

این نوع از ازدواج بیشتر نتیجه جنگ و مغلوب شدن دشمن و به اسارت گرفتن زنان ایشان بود. در آیات قرآن نشانه هایی از وجود این ازدواج در صدر اسلام وجود دارد. ما مَلَکَتْ ایمانُکُمْ (نساء24) آن ها را که هنگام اسارت مالک شده اید.

2-28-1-2. ازدواج معامله ای

در این نوع ازدواج، مرد همسر دلخواه خویش را از طریق معامله به دست می اورد. این نوع ازدواج پس از ظهور اسلام نیز ادامه یافت و به زنانی که به این شکل ازدواج می کردند، «ام ولد» می گفتند. آن تَبْتَغُوا بِامْوالِکُمْ (نسا24) با ثروت خود آنان را انتخاب کنید. وَ مَنْ لَمْ یسْتَطِعْ مِنْکُمْ طَوْلا آن ینْکِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُومِناتِ فَمِنْ ما مَلَکَتْ ایمانُکُمْ مِنْ فَتَیاتِکُمُ الْمُومِنات (نساء، 25) و هر که را توانایى آن نباشد که با زنان پاکدامن و با ایمان ازدواج کند، مى‏تواند با کنیزان با ایمان ازدواج نماید.

2-28-1-3. ازدواج ارثی

پیش از اسلام زنان خرید و فروش می شدند و مانند اموال و کالا جزء ماترک میت قرار می گرفتند در نتیجه وارثان با محارم خویش زناشویی می کردند بدون اینکه مهری بپردازند و یا اگر تمایلی به وی نداشتند ایشان را به ازدواج دیگران در می آوردند و مهریه وی را دریافت می کردند یا با منع وی از ازدواج او را زندانی می کردند تا پس از مرگ وارث اموال او گردند. (نکاح المقت) این شکل ازدواج با ظهور اسلام ممنوع گردید و در شمار محرمات قرار گرفت: (نساء، 19، 22 و 23)

2-28-1-4. ازدواج شغار

یکی از انواع ازدواج در عصر جاهلی، ازدواج شغار است. در این نوع از ازدواج، مرد به جای مهریه، خواهر یا دختر را به خانواده دختر می بخشید. این ازدواج در فقه شیعه باطل و حرام خوانده می شود و روایات بسیاری بر نادرستی آن دلالت دارد.

2-28-1-5. نکاح البدل

از دیگر سنت های ناپسند حاکم بر جامعه عرب جاهلی این بود که هرگاه مردی از زن فرد دیگری خوشش می آمد، همسر خود را با همسر آن مرد معاوضه می کرد. (احزاب، 52) طبق نظریه برخی برخی مفسران، آیه فوق، این عمل مردم جاهلی را حرام کرده است؛ زیرا آن ها همسران خود را با همسران دوستان خود عوض می کردند. (رازی، ج25، بی تا)

2-28-1-6. نکاح الجمع

ثروتمندان عرب به جهت زیادشدن ثروت خود، کنیزان زیبا یا زنان را جمع کرده، آن ها را بیشتر به جهت استفاده مادی به روابط خلاف شرع وادار می کردند و این زنان بطور رسمی عنوان روسپی داشتند. این افراد بنام «قینات» یا «ذوات الرایات» معروف بودند و آیه وَ لا تُکْرِهُوا فَتَیاتِکُمْ عَلَى الْبِغاء (نور، 33). کنیزانتان را به خاطر رسیدن به کالاى دنیا مجبور به کار زشت نکنید ناظر به آن است که از این کار نهی شد. (قمی، 1387) در تفسیر نیز آمده است: عرب و قریش اینگونه بودند که کنیزکان را می خریدند و بر آن ها مالیات سنگین قرار می دادند و به آن ها می گفتند بروید بطرف فاحشه گری و درآمد بدست اورید؛ خدا آن ها را از این کار نهی کرد.

2-28-1-7. نکاح الخدن

خدن در لغت به معنی دوست و مصاحب است اما اینجا به دوست از جنس مخالف که با وی رابطه داشته باشد اطلاق شده است و به زن و مردی گفته می شود که با یکدیگر رابطه پنهانی برقرار کرده باشند. (طبرسی، 1403) گروهی در زمان جاهلیت بودند که زنای علنی را بد می دانستند و تقبیح می کردند؛ اما گرفتن دوست پنهانی و ارتباط داشتن با وی را منع نمی کردند. (نساء، 25) فخر رازی می گوید: «در زمان جاهلیت برخی از زنان و مردان بطور مخفیانه با یکدیگر دوست می شدند و زنا می کردند مردم نیز فقط به حرمت زنای آشکار معتقد بودند ولی زنای پنهانی را جایز می دانستند». (رازی، ج10، بی تا)

از دیگر ازدواج های غیر جایز در قرآن تعدد نامحدود زوجات (نساء3) و ازدواج همزمان با دو خواهر (نساء، 23) می باشد.

2-28-2. تعریف خانواده در قرآن

طبق تعاریف و مصادیقی که ذیلا اشاره خواهد شد، خانواده در آموزه های دینی نسبت به تعاریف جامعه شناسان، متفکران و اندیشمندان، تعریفی جامع تر است. در بینش اسلامی، از انجایی که خانواده محل رشد و بالندگی استعدادها، بروز خلاقیت ها، مهد تربیت انسان ها و سرچشمه محبت و عاطفه است همچون یک کارخانه انسان سازی است که بنای آن بر الفت، همدلی و همدمی استوار بوده، و روابط آن بر مودت و رحمت پایه گذاری شده است.

این تعریف در اسلام گسترده است و پدر، جد، فرزند، نوه، نبیره، خاله، عمو، عمه، دایی و.. جزء یک خانواده هستند. ان گونه که اسلام به خانواده نگاه می کند برای خانواده لایه هایی قائل است و بخشی از خانواده را در لایه ای قرار داده است و مسائلی از قبیل ارث، دیه، صله رحم از کارکرد های این تعریف از خانواده است که توضیح آن در این مجال مقدور نیست اما این بحث از نکات بسیار ظریف اسلام در بحث خانواده است و لایه ای بودن خانواده گسترده، به این معناست که بطور مثال چنان چه خانواده کوچک یعنی زن و شوهر می خواهند مستقل باشند و از وابستگی های خانواده بزرگ تر جدا شوند، این استقلال مشکلی ندارد اما به معنای هسته ای شدن آن نیست و پدر و مادر و اقوام، نقش خود را از دست نمی دهند و وظایف متقابل بر طرف نمی شود، بلکه خانواده بزرگتر در لایه ای بزرگتر و در جایگاه خود قرار دارد و در حقیقت هسته ای است در آن گسترده.

شاید بتوان واژه قرآنی «آل» را، که در مورد ال ابراهیم و لوط و یعقوب و داوود و موسی و هارون و عمران و فرعون[1] به کار رفته است، به خانواده گسترده و واژه «اهل و بیت»[2]، را به خانواده گسترده­ی محدود اطلاق کرد. اما واژگانی مثل «عشیره، ذوی القربی، اولوالارحام»[3]، بیشتر حاکی از روابط خویشاوندی است. کلمه­ی «ذرّیه» نیز، هم­معنا با کلمه­ی آل است که بیش از ده بار درباره­ی نسل ابراهیم در قرآن به کار رفته است. (راغب،1412)

در قرآن از واژه «اسره» که در زبان فارسی خانواده معنا می شود یاد نشده است، ولی یکی از واژه هایی که در آیات قرآن بسیار بکار رفته و در برخی موارد معنای خانواده را دارد؛ واژه «اهل» است هرگاه این واژه به نام افراد نسبت داده شود یا به چیزی اضافه شود که به اشخاص باز می گردد، به معنای خانواده خواهد بود. بنابراین با در نظر گرفتن کاربرد «اهل» در آیات قرآن، می توان به تعریف خانواده از دیدگاه وحی دست یافت با بررسی این آیات مشخص می شود:

همسر، یکی از اعضای خانواده است و به مردی که تنها زندگی می کند خانواده نمی گویند. زیرا در برخی از آیات، همسر از حکمی که درباره خانواده آمده استثناء شده است. «ما تو و خانواده ات را نجات خواهیم داد جز همسرت» (عنکبوت، 33). در این آیه همسر لوط (ع) جزء خانواده نجات یافته ایشان نیست.

زن و مردی که با یکدیگر زندگی می کنند ولی از نظر شرعی زن و شوهر نیستند خانواده نامیده نمی شوند. «وَ اهْلَکَ الا امْرَاتَکَ» (عنکبوت، 33) «خانواده ات جز همسرت» در آیات قرآن امراه به زنی گفته می شود که به صورت شرعی به عقد مردی در آمده باشد.

فرزندان خانواده نیز در شمار افراد خانواده قرار می گیرند. زیرا نوح (ع) پسر خود را اهل خویش خواند «انَّ ابْنی‏ مِنْ اهْلی» (هود، 45) «پسرم از خانواده من است».

همسران فرزندان نیز جزء خانواده اند؛ حضرت نوح (ع) سه عروس خود را سوار بر کشتی کرد «احْمِلْ … وَ اهْلَک» (هود، 40) «خانواده ات را نیز سوار کن».

برادران و خواهران نیز جزء خانواده اند؛ زیرا موسی (ع) خواهان تعیین وزیری از خانواده خویش می شود. و خداوند نیز هارون را که برادر او بود، وزیر موسی (ع) معرفی می کند. «وَ اجْعَلْ لی‏ وَزیرا مِنْ اهْلی‏ (29) هارُونَ اخی (طه، 29 و 20) «وزیری از خاندانم برای من قرار ده برادرم هارون را»

در قرآن روابط همسران بیشتر در قالب واژه های زوج، زوجه[4] ونساء[5] آمده است. رابطه همسر و فرزندان در مفاهیمی چون والدین[6]، اولاد[7]، ابنا و نیز مفهوم اهل و ال البیت آمده است. مفهوم دیگر خانواده که بستگان و فامیل را تشکیل می دهد با مفاهیم رحم و ارحام[8] مورد توجه قرآن قرارگرفته است.

در آموزه های اسلامی خانواده مجموعه ای از افراد با رابطه های سببی و نسبی است که متناسب با نوع نسبت و ارتباط، نسبت به هم مسوولیت های اجتماعی حقوقی تربیتی، رفتاری اقتصادی و دینی دارند بر این اساس، خانواده در اسلام شامل خانواده های هسته ای و گسترده می شود.

2-28-3. گستره ی خانواده در اسلام

خانواده اسلامی چنان گسترده است که علاوه بر زن و شوهر، فرزندان خواهران و برادران و اجداد، افراد دیگری را نیز در بر می گیرد:

الف) هر که از طریق شیر زن واحدی، خواهر و برادر رضاعی فرد گردیده است. (مجلسی، ج16، 1403) و (کلینی، ج2، 1388) و (حرالعاملی، ج 21، بی تا)

ب) مادر خوانده و فرزند خوانده؛ همان گونه که پیامبر (ص) در مورد فاطمه بنت اسد فرمودند که او مادر من بود و به ام سلمه فرمودند که فرزند او فرزند من است (مجلسی، ج6 و 18 و 35، 1403)

ج) خاله و دایی و عمو و عمه (مجلسی، ج104، 1403)

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه ارشد - نظام آراستگی و عملکرد کارکنان

د) همسایه؛ همان گونه که در حدیث ذکر شده که حرمت همسآیه مانند حرمت مادر است (مجلسی، ج76، 1403) (کلینی، ج2، 1388)

هـ) رهبر دینی و معنوی جامعه که پدر و مادر معنوی نامیده شده اند. (مجلسی، ج49، 1403)

پیامبر اکرم (ص) فرمود: یا علی! من و تو پدران این امت هستیم و از حقوق پدران و مادران این است که به آن ها در همه زمان ها محبت شود تا حقوق آنان اداء گردد. (مجلسی، ج36، 1403)

امام صادق (ع) در مورد آیه «و به والدین نیکی کنید» فرمود: «والدین، رسول خدا و علی هستند» (مجلسی، ج23و27و36، 1403)

و) مومنان؛ قرآن عواطف پاک ایمانی مومنان را به عواطف برادری تشبیه می نماید: (حجرات، 10) منشاعواطف در اجتماع نیز همین عواطف برادری است. امام کاظم (ع) فرمودند: المومن اخو المومن، مومن برادر مومن است هر چند پدر و مادر آن ها یکی نباشد (مجلسی، ج78، 1403)

ز) مسلمانان؛ (مجلسی، ج 75 و 82، 1403)

ح) خانواده جهانی؛ (حجرات، 13) همه مردم و همه انسان ها (مجلسی، ج13، 1403) لقمان به فرزندش گفت: فرزندم، مردم را سرزنش نکن، زیر در حقیقت پدر و مادرت را سرزنش نموده ای.

حضرت علی (ع) در نامه ای به محمد بن ابی بکر نوشت: آن چه را که برای خود و اهل خانه ات دوست داری، برای زیر دستان خود نیز بپسند و آن چه را که برای خود و اهل خانه ات دوست نداری، برای زیر دستان خود نیز نپسند. (مجلسی، ج75، 1403)

چنان که مشاهده می شود گستردگی خانواده اسلامی چنان است که همه مردمان را در بر می گیرد و اعضای آن همه انسان ها هستند که با پیوندی عاطفی در پی سعادت یکدیگرند گستره بینش یک فرد مسلمان تا به انجاست که با نگاهی فراملیتی و فرامذهبی هر انسانی را در هر مکان عضو خانواده خویش دانسته و خود را نسبت به آن ها مسوول می داند.

2-28-4. خانه در قرآن

واژه بیت به معنای خانه، 71 بار با مشتقات آن در صیغه های بیت و جمع آن بیوت، در قرآن کریم آمده است. این کلمات در 12مورد به مصداق بیت الله، یعنی کعبه (خانه خدا)، 2مورد برای بیت عتیق، 2مورد بیت معمور و باقی به معنای «خانه» همان محیط مخصوص زندگی خانواده آمده است. در پردازش آیات متعدد مربوط به واژه فوق چنین بدست می اید که این مکان مسقف محدود که محل اجتماع و زیست جمعی بشر و اولین محیط رشد و پرورش وی است، مورد عنایت حق بوده و  بر حسب کارایی  و  جایگاهش در حیات انسانی، از اهمیت به سزایی برخوردار است.

2-28-4-1. محل تسکین

اولین کارکرد خانه، تامین آرامش جسم و تسکین جان اعضاست که البته مرهون امنیت همه جانبه این محیط می باشد. فضای محدود و امن آن، حریمی برای ابراز احساسات، بیان اسرار، ارضای غرایز و تامین نیازهای جسمی و روحی است. این سکونت و امنیت را خداوند به خود نسبت می دهد. (نحل، 80)

2-28-4-2. محل ذکر و تلاوت ایت الهی

محیط ارام و مانوس خانه، مناسب ترین محل برای اندیشه، ذکر، یاداوری کلام خدا و ذکر حکمت های الهی است (احزاب، 34). کارکرد وسیع خانه آن را مکانی مورد احترام  و عنایت قرار داده است. چنان چه این محل معبدی برای بندگی و ذکر حق  واقع شود خداوند آن را رفیع  و عظیم می گرداند. (نور، 36) و از یک چهار دیواری سرد و  بی روح خارج می گردد. (طباطبایی، ج15، 1374)

2-28-4-3. محل رابطه ای مقدس

از آنجا که سلام بیان تحیتی مبارک از جانب پروردگار است (نور، 61)، از عالی ترین ایجاد رابطه میان اعضای خانواده آن است که با تحیت و سلام با یکدیگر برخورد کنند و یاد خدا میان آنان باشند. حقیقت سلام، گسترش امنیت و سلامتی در میان افراد است.

2-28-4-4. لزوم حفظ حریم خانه

از دیدگاه قرآن، خانه به قدری در مقام  و جایگاه بالایی قرار دارد که حفظ حریم آن بر همگان توصیه شده است. (نور، 27)

حصر در آیه مذکور به این معناست که خداوند ورود به خانه غیر را بدون اذن  و سلام ممنوع می کند. حرمت این حریم را مقدس داشته و ضرورت حاکمیت یک فرهنگ صحیح  و صمیمی  را در برخورد با اهل خانه بیان می کند و می آموزد که اهل بیت باید در روابط با یکدیگر، علاوه بر رعایت شیون انسانی در برخوردشان، از راه تکلم که نزدیک ترین و شایع ترین ارتباط است، نیز این یگانگی را بیان کنند و سلام  واژه ای است که دارای پیام یاد شده می باشد، علاوه بر آن که آرزوی سلامت و امنیت از جانب سلام کننده را ابلاغ می کند.

همچنین در آموزه های قرآن، ورود به هر خانه ای مشروط به اجازه یافتن از سوی صاحب خانه شده است. (نور، 28)

2-28-5. تشکیل خانواده در قرآن

شکل گیری خانواده نیز هم پای پیدایش بشر است چنان که در کلام  وحی، آدم (ع) تنها در عرش، که سخن از خلقت انسان  و امر خداوند در سجده به انسان بود، تنهاست و در هیچ جای دیگر تنها نیست و همواره با زوج خود، حوا همراه است و تمام گفتگوی های خدا با اولین پیامبر هستی در حالی است که او در متن خانواده قرار دارد «وَ قُلْنا یا آدم اسْکُنْ انْتَ وَ زَوْجُکَ الْجَنَّه (بقره، 35)» حضرت آدم تنها در عالم مناظره که بین خداوند و ملایک و آدم است  و در آن از اسما الهی گزارش می دهد تنهاست و در اینجا سخن از نوع اوست. (بقره، 31)

به نظر می رسد مقصود از عوامل طبیعی و خاستگاه طبیعی خانواده که در تشکیل خانواده بیان گردید، سوابق جنسی افراد و یا ویژگی های جسمانی آن ها، مانند قابلیت تولید مثل است و به این ترتیب می توان اعتقاد به دخالت غریزه در شکل گیری نهاد خانواده را به نظریه پردازان نامبرده نسبت داد. لکن آن چه در این تبیین ها مورد غفلت قرار گرفته، استناد به مفهوم فطرت است که هرچند با مفهوم غریزه هم پوشانی دارد، اما از آن فراتر می رود و مواردی را در برمی گیرد که نمی توان آن ها را با مفهوم غریزه توضیح داد. درحالی که قرآن بر نقش عنصر فطرت در پیدایش  و استحکام خانواده تاکید دارد (21 روم). طبق این آیه شریفه، مهر و مودت همسران از جعل و آفرینش الهی نشات گرفته است که این مضمون، دلالت روشنی بر خاستگاه فطری خانواده دارد. (حق شناس، 1388)

نظریه فطرت خانواده گرایی برای ازدواج و تشکیل خانواده، خاستگاهی طبیعی قائل است و آن را در انگیزه های جسمی یا تفاوت های جسمانی زن و مرد خلاصه نمی کند، بلکه  وجود یک گرایش فطری عاطفی را نیز در این خصوص مفروض می گیرد. هر چند فطری بودن و طبیعی بودن این امور به معنای جبری بودن آن ها نیست و از این رو احتمال سرکوب شدن یا انحراف یافتن آن ها همواره وجود دارد؛ هم چنان که برخی جایگزین های خانواده در عصر جدید به مقابله با آن برخاستند ولی چنین حرکت هایی به سبب ناسازگاری بااقتضایات فطری نمی توانند عمر چندانی داشته باشند. (صدر، 1421)

همچنین برخلاف داعیه فمنیست ها، در اسلام زن و مرد اشتراکات تکوینی و تشریعی فراوانی دارند ازجمله:

1- تساوی در ماهیت انسانی، زن و مرد دو صنف از یک نوع هستند. (نساء: 1، شوری: 11، حجرات: 13، اعراف: 189)

2- تساوی در طی مسیر کمال و قرب الهی (نساء: 24، نحل: 97، توبه: 72، احزاب: 35)

3- تساوی در انتخاب حق و باطل (توبه: 67، 68، نور: 26)

4-اشتراک در بیشتر تکالیف (بقره: 183، نور: 2، 31، 32)

5- استقلال اجتماعی سیاسی زنان و حق مشارکت (ممتحنه: 1-2)

6- استقلال اقتصادی زنان (نساء: 33)

7- برخورداری مادران از حقوق خانوادگی همانند پدران بلکه اولویت دادن به حق مادر با توجه به زحمات و تکالیف او (عنکبوت: 8، اسراء: 23، 24، بقره: 83، مریم14، انعام: 151، نساء: 36، لقمان: 14، 15)

اما در کنار این اشتراکات، زن و مرد تفاوت هایی از حیث بیولوژیک، روحیات، نگرش ها و استعدادها دارند. اما توجه به این نکته ضروری است که این تفاوت ها ستم به زنان نیست چرا که از نظر اسلام انسان جزیی از یک نظام هستی هماهنگ و مدبرانه است و تفاوت های جسمی، روانشناختی و حتی معرفتی بین دو جنس ناشی از همان نظام هماهنگ است و براین اساس تفاوت دیگر امری گزاف یا ظالمانه شمرده نمی شود. غایت بشر در این بینش یک امر بیرونی، واقعی و نه ساخته تمایلات بشری است. تفاوت به معنای برتری یکی از دو جنس بر دیگری نیست بلکه به عکس به این معناست که هر دو بخشی از هستی انسانی هستند که علاوه بر مشترکات فراوان، هر کدام توانایی های خاص  و کارکرد های  ویژه هستند که برای کمال هریک نیاز است.

همچنین این تفاوت ها معلول طبیعت بدون هدف نیست، بلکه معلول خالق حکیمى است که از خلق کل نظام هماهنگ و غایتمند هدفى داشته و هر جزء این نظام هم غایت خاصى را دنبال مى کند. هدف اصلى خلقت زن و مرد رسیدن به کمال انسانى  و مقام قرب الهى است ولى هدف واحد لزوما به معناى طى مسیر واحد و اتخاذ روش  یکسان نیست بلکه زن و مرد هر کدام به دلیل تفاوت در استعدادها، روش خاصى براى سیر خود دارند. براساس همین تفاوت ها است که در کنار ارزشهاى مشترک، هر کدام  ارزشهاى ویژه ى خود را دارند. به عبارت دیگر مى توان گفت تفاوت هاى موجود طبیعى پایه اى براى تفاوت در استعداد ها است. تفاوت هاى استعدادى موجب تفاوت در ارزش مى شود.

ثالثا تفاوت در ارزش هم مستلزم تفاوت در حقوق  و تکالیف است یعنى براساس اینکه چه چیز هایى براى زن ارزشمندتر و با کمال وى سازگار تر است اوامر و نواهى اخلاقى  و حقوقى متفاوتى از دستورات اخلاقى و حقوقى مردان پدید مى اید.

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد - پایان نامه ارزش ویژه برند و اطلاعات بازار بر اساس یک مدل علّی

پس اگر تفاوتى در احکام و دستورات زن و مرد دیده مى شود ناشى از علم پروردگار مهربان به پیچیدگى ها و ظرایف مخلوقات خود و تاثیر رفتار ایشان در سرنوشت ابدیشان است که به مقتضاى طبیعت خاص هریک راه جداگانه اى براى هدف واحد یعنى قرب الهى  و کمال بندگى تبیین کرده است. از این رو گذشته از آن که براى هریک مسیر ویژه اى مطابق استعدادهاى ایشان تعیین کرده، زن و مرد را از مساوات طلبى و تمناى آن چه مخصوص جنس مخالف است باز داشته است. [9]

2-28-5-1. طبیعی، فطری یا الهی بودن خانواده در آموزه های دینی

نگرش کلی به نهاد خانواده بدین معنا که این نهاد با توجه به آموزه های دینی و معارف اسلامی، طبیعی، فطری و یا الهی است؟ تا در راستای پاسخ به آن بتوان از چیستی، چرایی، چگونگی و اهمیت آن سخن گفت.

در آموزه های اسلامی خانواده یک نهاد طبیعی-فطری-الهی است و پرداختن به آن در ابتدا به عنوان یک «نهاد طبیعی» در ادامه یک «نهاد فطری» در نهایت یک «نهاد الهی» پرداختن به اصلی ترین و عالی ترین نقطه در حیات انسآن هاست؛

نخست آن که طبیعی است چون با اصل تکوین و طبیعت آدمی به عنوان یک مخلوق همچون سایر مخلوقات سازگار است.

عالم بر مدار زوجیت کمال خود را می یابد. زوجیت در تمامی موجودات عالم وجود دارد و برای تولید مثل و ادامه زندگی بشر لازم است. وَمِنْ کُلِّ شَی‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَینِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُون (ذاریات49) وقتی از زوجیت موجودات صحبت می شود فقط مقصود انسان نیست بلکه تمام موجودات (اعم از اسمان و زمین و باران و ابر و گیاه و…) را شامل می شود. سُبْحانَ الَّذی خَلَقَ الْازْواجَ کُلَّ ها مِمَّا تُنْبِتُ الْارْضُ وَمِنْ انْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لا یعْلَمُون[10] (یس، 36)

از دسته بندی و بررسی آیات فوق متوجه می شویم که گاهی سخن از زوجیت میوه هاست. در مرتبه بعد زوجیت گیاهان، در گام بالاتر، از زوجیت چیز های که انسان ها نمی دانند و پس از آن سخن از زوجیت همه اشیای جهان است. یکی از اهداف مهم با دقت در ادامه آیات بیان زوجیت، تذکر نشانه های الهی و به کار انداختن اندیشه انسان است [11].

توجه به موارد مطرح شده در نگاهی کلی می توان از خلق زوجیت (انَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَینِ الذَّکَرَ وَ الْانْثى‏) (نجم، 45) و قانون هدایت عامه (کُلَّ شَی‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى) (طه، 50) به این بینش دست یافت که عامل زوجیت از مصادیق هدایت پس از خلقت به سمت کمال می باشد.

کلمه زوج به معنای چیزی است که فرد نباشد و بر مجموع هر دو امری که میانشان ازدواج است اطلاق می شود هم چنان که بر یکی از آن دو نیز اطلاق می گردد. (طباطبایی، ج7، 1374) گاه نیز به هر یک از دو قرین هم نر و هم ماده در حیوانات زوج می گویند و در غیر حیوانات هم به قرین، زوج گفته می شود مثلا می گویند یک جفت چکمه، یک جفت قالی و امثال آن و نیز به هر چیزی که با مماثل و یا با ضد خودش جمع شده باشد زوج می گویند سپس می گوید خدای تعالی که فرموده خَلَقنا الزَّوْجَینِ، این معنا را بیان کرده که تمامی آن چه در عالم است زوج است چون یا ضدی دارد که گفتیم ضد هرچیزی را هم زوج می گویند و یا مثلی دارد که آن نیز زوج است و یا با چیزی ترکیب یافته که ترکیب هم نوعی زوجیت است. بلکه اصلا در عالم چیزی نیست که به هیچ وجه ترکیب در آن نباشد و بنا به گفته او زوجیت زوج عبارت است از اینکه امر وجود یافتن محتاج به تالف و ترکب باشد به همین جهت به هر یک از دو قرین البته از آن جهت که قرین است زوج می گویند. مثلا به یک یک دو عدد قالی که قرین هم اند زوج می گویند چون احتیاج به آن لنگه دیگرش دارد و نیز به هر دو قرین زوج می گویند به خاطر اینکه در جفت بودن هر دو محتاج هم اند. پس زوج بودن اشیا عبارت شد از مقارنه بعضی با بعضی دیگر برای نتیجه دادن یک شی سوم و یا برای اینکه از ترکیب دو چیز درست شده. (راغب اصفهانی، 1412، ماده زوج)

 

با توجه معنای فوق و مفاهیم دیگر، زوج در لغت به معنای زیر می آید:

الف) در حیوانات به هر کدام از نر و ماده ای که قرینه یکدیگرند زوج می گویند.

ب) در غیر حیوانات به هر کدام از دو چیز قرینه همدیگر (مثل یک لنگه کفش) زوج گویند.

ج) به هر چیزی که مقارن دیگری باشد و مشابه آن باشد زوج گویند.

د) به هر چیزی که مقارن دیگری باشد و متضاد آن باشد زوج گویند.

و در واقع زوجیت فراهم آمدن ابزار و لوازم آن می باشد.

بنای کامل عالم بر اراده و اشتیاق تکوینی است که در ذات همه ی پدیده ها برای حرکت از نقص به سوی کمال نهاده شده است. رَبُّنَا الَّذی اعْطى‏ کُلَّ شَی‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏ (طه، 50) یعنی خداوند ابتدا به رحمت خود عالم را خلق کرده پس به حکمت خود به سمت کمال شان هدایت نمود. و برای تحقق این امر قطعی، ابزار و لوازم آن را فراهم فرموده که یکی از ابزار های آن زوجیت است. وَ مِنْ کُلِّ شَی‏ءٍ خَلَقْنا زَوْجَینِ (ذاریات، 49) و انسان که اشرف مخلوقات است بدیهی است که زوجیت او هم، اشرف همه ی زوجیت های عالم می باشد. فلذا برای زوجیت انسان، ادب و ادابی است که سزاوار شرافت انسانی است. و این چنین است که عالم، بر مدار زوجیت، کمال خود را می یابد و چون انسان مورد کرامت ویژه خالق قرار گرفته، زوجیت او نیز سزاوار شرافت خاص می باشد.

دوم اینکه فطری است؛ زیرا با نیاز های فطری انسان تناسب دارد. فرد انسان دو محرکه اصیل برای همه ی فعالیت هایش دارد که ابن سینا از آن به عنوان مبادی حرکت آدمی یاد کرده و معتقد است مبادی حرکت انسان عشق عفیف و فکر لطیف است. عشق عفیف بارقه ی قلبی است، که نازل شده و سطح ابتدایی آن جذبه ای است که بین زن و مرد ایجاد می شود عمق می یابد و بقا می جوید.

خداوند که خود خالق انسان و نیاز ها و تمایلات انسانی است می داند که سَرِآن جذبه سرَّی در کمالات آدمی دارد از این روی آن را بی پاسخ نگذاشته و در جوابی بنام تشکیل خانواده بدان سامان و سلامت داده است و اگر در این حلقات به درستی نگریسته شود هر مرحله قبل پاسخ و کمالش در مرحله بعدی یافت می شود. میل آدمی به جنس مخالف او را به پاسخ ازدواج نیازمند می کند و سپس نیاز دیگری بنام میل به بقا در او جوانه می زند. و بقا او را متقاعد و بلکه متمایل می کند که چیزی از جنس خود بنام فرزند پیدا کند. فلذا خانواده پاسخ این نیاز است. و چون شریعت عالی ترین بخش آموزه هایش، درس آموزی در این حوزه است تا هم «انسان» تولد یابد و هم «انسانیت» به تعالی برسد، پاسخ به این دو نیاز فطری، نهاد خانواده را می طلبد.

سوم اینکه الهی ست یعنی در معارف دین، برای تشکیل و بنا، تحکیم و بقای آن به سان بسیار دیگر از مسائل تربیتی برنامه هایی ارائه گردیده است. دین با دو ویژگی توامان ثبات و پویایی، پاسخ گوی نیاز های فرد و جامعه در زمینه ی هدایت انسان به سوی ساحت ربوبی است (شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1390) معارف دینی مجموعه ای است نظام مند، جامع نگر (نسبت به همه ی امور مربوط به هدایت آدمی)، با تلفیق منظومه ای از حیات بشر- یعنی تجزیه و تحلیل همه ی مولفه ها و اجزای حیات فردی و جمعی انسان در نسبت با یکدیگر و تبیین کل زندگی به عنوان یک مجموعه ی هدفمند- متکی بر اجتهاد (فهم روشمند از منابع معتبر دینی یعنی کتاب، سنت و عقل، که نه تنها استنباط گزاره های تکلیفی در حوزه فقه و اخلاق فردی و جمعی بلکه شناخت و تبین نظام معارف دینی در شوون اصلی حیات بشر را بر عهده دارد)، پایا (دارای عناصری ثابت و جاودان) و در عین حال پویا (قابل تحول براساس تکامل پذیری روش شناسی اجتهاد)، هماهنگ با فطرت (معرفت و گرایش ربوبی سرشته در وجود انسان) و متکی بر احکام قاطع و روشن عقل نظری و عقل عملی (به عنوان حجت باطنی) بهره مند از عقل استکشافی (در مقام استخراج و استنباط روشمند از منابع و حیانی) و هدایت کننده ی عقل ابزاری (به عنوان قوه ی برای یافتن شیوه های بندگی خداوند و توسعه آن به زوایای زندگی بشر) می باشد. (شورای عالی انقلاب فرهنگی، 1390)

بنابر الهی بودن این نهاد، آموزه های دینی برترین منبع برای بدست آوردن صفات و ویژگی های ساختاری تشکیل خانواده است. شارع مقدس، برای ایجاد و بقای خانواده، قوانین خاصی را وضع نموده تا هم مشروعیت و هم مطلوبیت یابد.

[1] آل عمران،33، قمر،34، نساء،54، انفال،54، بقره،248، سبأ،13

[2] قصص،29، عنکبوت،32، ص،43، طور،26، نساء،92، هود،73، احزاب،33

[3] شعراء،204، بقره،83و177، نساء،36، احزاب،6، ممتحنه،3، محمد،22

[4]نظیرآیات بقره (35)، احزاب (37)، طه (131)

[5]نساء (3، 4، 7، 19، 22، 32، 43)

[6]بقره (83، 180و215)، نساء (36و135)

[7]بقره (233)، نساء (11)، انعام (151)

[8]نساء (1)، انفال (75)، احزاب (6)، ممتحنه (3)

[9] نساء، 32

[10] (رعد30) (ق، 7) (حج، 5) (شعرا، 7) (لقمان، 10) (نجم، 45) (قیامت، 39) (طه، 53)

[11]أَوَلَمْ یرَوْا إِلَى الْأَرْضِ کَمْ أَنْبَتْنا فی ها مِنْ کُلّ ِزَوْجِ کَریمٍ. آن فی‏ذلِکَ لایه (شعراء 7و8)

متن کامل در سایت زیر :

پایان نامه دکترا بررسی فلسفه خانواده با تاکید برابعادساختاری وکارکردی ودلالت های تربیتی آن مبتنی برآموزه های قرآن

دسته بندی : داغ ترین ها