دانلود پایان نامه


جدول 4-3- آمارصادراتسال 1392 کشور ارمنستان به جمهوری اسلامی ایران 81
جدول 4-4- آمار صادرات سال 1392 جمهوری اسلامی ایران به کشور ارمنستان 81
جدول 4-5- مهمترین اقلام وارداتی ارمنستان از جهان 81
جدول 4-6- مهمترین اقلام صادراتی ایران به ارمنستان 82
جدول 4-7- مهمترین اقلام وارداتی ایران از ارمنستان 82

فهرست نقشه ها
عنوان صفحه
نقشه 2-1- تصویر مرز ایران – روسیه تزاری در قفقاز پیش از پیمان نامه گلستان وترکمانچای 34
نقشه 3-1- موقعیت ارمنستان 38
نقشه 3-2- موقعیت جغرافیایی قره باغ 46
نقشه 3-3- توپوگرافی جمهوری ارمنستان 51
نقشه 3-4- نقشه سیاسی ارمنستان 53
نقشه 4-1- نقشه عمومی کشور گرجستان 64
نقشه 4-2- نقشه عمومی شبه جزیره بالکان 67
مقدمه:
منطقه قفقاز به دلیل موقعیت ژئوپلیتیک ، ژئواستراتژیک و ژئواکونومی و دارا بودن ذخایر انرژی برای قدرت های منطقه ای (ایران ، ترکیه) و فرامنطقه ای (روسیه ، ایالات متحده آمریکا و..) از اهمیت خاصی برخوردار می باشد.تحولات و شرایط بوجود آمده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در این منطقه ، نظیر ختلافات قومی، بحران ها، بی ثباتی و مشکلات اقتصادی سبب گردید تا فرصت مناسبی برای نفوذ قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای جهت بهره برداری از اوضاع نابسامان کشور های تازه استقلال یافته مستقر در این منطقه و اعمال سیاست های امنیتی و اقتصادی مورد نظر آنها فراهم گردد.
اهمیت منطقه قفقاز سبب گردیده است تا از جمله مؤلفه های مهم امنیتی ایران بشمار آید. این منطقه که در قرون گذشته تحت سیطره ایران بوده، اینک محیط امنیتی ایران را با مرزهای زمینی مشترک به شدت متأثر کرده است. مرزهای مشترک و اشتراکات تاریخی، فرهنگی، مذهبی و زبانی با بخشی از این منطقه، اگر چه مؤلفه هایی مؤثر و غیرقابل انکار در اهمیت نقش آفرینی ایران در قفقاز محسوب می شوند اما به دلیل تأثیر شرایط خارجی، انتظارات استراتژیک ایران را برآورده نکرده است. ازاین رو، جمهوری اسلامی ایران ناگزیر از اتخاذ یک استراتژی مناسب و مبتنی بر واقع گرایی جهت تضمین منافع خود نه تنها در سطح کشورهای منطقه قفقاز بلکه در سطح منطقه اصلی اورآسیا و سرانجام در سطح کلان نظام بین المللی می باشد. منطقه قفقاز و خصوصا شاخه فرعی آن قفقاز جنوبی،هم برای قدرت های بزرگ بعنوان محل تلاقی اتحادیه اروپا، ، ناتو ، ترکیه با آسیای مرکزی وهم برای جمهوری اسلامی ایران از لحاظ قومی، مرزی ، سرزمینی وامنیت ملی دارد.لذا تحقیق و مطالعه در مورد مسایل این منطقه و پیامدهای آن برای ایران، و ارائه راهکارهایی در راستای تأمین منافع ملی ایران در قفقاز جنوبی از طریق ایجاد ارتباط مستحکم با جمهوری ارمنستان که پیوندی ناگسستنی از لحاظ تاریخی ، فرهنگی وامنیتی با ایران دارد امری ضروری است .
غرب پس از فروپاشی شوروی با توجه به خلاء قدرت پدید آمده تلاش نمود در منطقه اوراسیا و به طور اخص در حوضه قفقاز ودرچهارچوب اهداف ژئوپلیتیک (تئوری هارتلند و ریملند ) اقدام به ایجاد مناسبات دوجانبه با کشورهای تازه استقلال یافته و نیز شکل گیری و تقویت سازمانهای منطقه ای همسو با اهداف خود نماید.در این میان، آمریکا طی دو دهه گذشته به ویژه پس از یازده سپتامبر توجه بیشتری به آسیای مرکزی و قفقاز از نظر موقعیت استراتژیک آن نشان داده است. روسیه نیز ضمن رصد تلاش غرب برای گسترش نفوذ در عرصه های سیاسی و امنیتی به ویژه منابع انرژیمنطقه، سعی بر حفظ نفوذ سنتی خود در منطقهاز طریق بهبود مناسبات ، ایجاد معاهدات تجاری و نظامی با کشورهای منطقه می نماید. از این رو منطقه قفقاز جنوبی نیازمند آن است که در برهه کنونی با روند رو به رشد منطقه گرایی و جهانی شدن، سیاستهایی را اتخاذ نماید تا ضمن تضمین منافع کشور های منطقه ، زمینه ثبات و به تبع آن پیشرفت ملل منطقه را فراهم آورد. جمهوری اسلامی ایران نیز با داشتن موقعیت ممتاز ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک خود در این بین سهم بسزایی را می تواند ایفا نماید.بدین لحاظ در این پایان نامهتلاش گردیده است تا ضمن توصیف وضعیت یکی از مراکز کلیدی تاریخی – جغرافیایی دنیا یعنی حوزه قفقاز جنوبی و تحلیل عناصر موثر در توسعه مناسبات سیاسی، امنیتی و تجاری بین کشور های منطقه، بطور اخص نقش جمهوری ارمنستان در توسعه ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران در منطقه را مورد بررسی قرار دهد.
پایان نامه حاضر در پنج فصل تدوین گردیده است :
فصل اول : در این فصل ، بیان مسئله تحقیق ، اهمیت تحقیق ، اهداف تحقیق ، سئوال و فرضیه های تحقیق ، روش تحقیق ، پیشینه و محدودیت ها ی تحقیق تشریح گردیده است.
فصل دوم : در این فصل ، مفهوم ژئوپلیتیک ، موقعیت ژئوپلیتیک کشورهای منطقه قفقاز و موقعیت روسیه در منطقه مذکور مورد بررسی قرار گرفته است.
فصل سوم : در این فصل به موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیک ارمنستان در اعصار گوناگون ، فرصت ها و تحدید ها و چشم انداز ژئوپلیتیک این کشور پرداخته شده است.
فصل چهارم : این فصل شامل یافته های تحقیق بوده و نقش ارمنستان در پیوند ایران با منطقه قفقاز، بالکان، روسیه ، جلو گیری از نفوذ پان ترکیسم و همچنین چشم انداز روابط ژئوپلیتیک ایران و ارمنستان در منطقه مورد بررسی قرار گرفته است.
فصل پنجم : در این فصل که شامل ارزیابی فرضیه ها و نتیجه گیری است ، سئوالات تحقیق مورد ارزیابی قرار گرفته و به فرضیه ها ی تحقیق پاسخ داده شده است. درآخرنیز پیشنهادات تحقیق ارایه گردیده است.

فصل اول:
کلیات تحقیق

1-1-بیان مسئله
این تحقیقبه بررسی وشناسایی عناصر ژئوپلیتیکی در سطح روابط دوجانبه ایران و ارمنستان و تهدیدات و فرصتهای ناشی از آن می پردازد. پس از فروپاشی شوروی، ارمنستان مشکلات زیادی با همسایگان خود به جزء ایران داشته، که تاکنون حل نشده باقی مانده است. ارمنستان در حال حاضر نمی تواند از مرزهای خود با آذربایجان برای حمل و نقل استفاده کند، همچنین با وجود مشکلاتی که با کشور ترکیه در خصوص نسل کشی ارامنه در زمان عثمانی ها دارد نمی تواند از مرزهای خود با این کشور نیز استفاده کند.با وجود آنکه ارمنستان درصدد آن است تا از مرزهای گرجستان که در شمال این کشور قرار دارد برای حمل و نقل استفاده نماید اما با وجود درگیریهای منطقه ای چنین کاری امکان پذیر نمی باشد.در چنین شرایطی روابط ارمنستان با جمهوری اسلامی ایران اهمیت بیشتری پیدا می کند و پر رنگ تر می شود.با وجود آنکه ضعف ژئوپلیتیکی ارمنستان روابط این کشوررا با کشور های مختلف تعیین می کند اما همچنان فاکتورهای سیاسی زیادی دراختیار ارمنستان است تا بتواند نقش بهتری را ایفا کند، لذا جمهوری اسلامی ایران به درستی تلاش می کند که با نفوذ خود در منطقه، قدرت ترکیه را تحت شعاع قرار دهد و برای ایجاد موازنه در رابطه ترکیه و جمهوری آذربایجان، رابطه خود با ارمنستان را تقویت نماید. همین هدف نیز در سیاست های ارمنستان در قبال ترکیه به چشم می خورد. با وجود آنکه ارمنستان اعلام کرده است که به طور استراتژیک با روسیه همپیمان است اما کمک هایی که ارمنستان از امریکا دریافت می کند با کمک هایی که روسیه به این کشور می کند قابل مقایسه نیست. اگر چه در خصوص درگیریهای قره باغ آمریکا با دیدگاه دیگری به مسئله می پردازد.امریکا بدون توجه به درگیریهای منطقه ای از جمهوری آذربایجان می خواهد تا پایگاه های نظامی خود را در این کشور مستقر کند و این در حالی است که در مقابل افرایش روابط دو جانبه ایران و ارمنستان سکوت اختیار می کند. امریکا نگران همکاری های کشورهای مسلمان منطقه از جمله آذربایجان، ترکیه و ایران با یکدیگر است. لذا با توجه به این نگرش این تحقیق قصد دارد تا به بررسی و واکاوی نقش جمهوری ارمنستان درتوسعه ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران بپردازد وفرصت ها ، تهدیدها و راهکارهای موجود در این خصوص راشناسایی و در پایان پیشنهادهایی نیز ارائه نماید.
1-2- اهمیت و ضرورت تحقیق
آنچه که تحقیق دراین زمینه را ضروری جلوه می دهد شناخت جاایگاه روابط ایران با جمهوری ارمنستان به لحاظ ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی است که از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. نفوذ قدرتهای منطقه ای ، فرامنطقه ای ، اختلافات قومی و سرزمینی در منطقه ، گسترش حیطه نفوذ نهاد ها وسازمان های بین المللی (نظیر ناتوو …) به شرق از جمله مواردی است که امنیت و ثبات منطقه قفقاز را به مخاطره انداخته است. بنابر این لزوم افزایش کیفی روابط دو کشورایران و ارمنستان از اهمیت زیادی برخوردار می باشد. از آنجایی که تحقیق خاصی تا کنون در این زمینه صورت نگرفته است موجب ایجاد انگیزه جهت انتخاب موضوع تحقیق گردید. به امید آنکه زمینه جهت تحقیقات بیشتر فراهم آید.
1-3-اهداف تحقیق
تبیین نقش و جایگاه کشور ارمنستان در توسعه ژئوپلیتیک جمهوری اسلامی ایران
تحلیل عوامل واگرا و همگرا درروابط دو کشور ایران و ارمنستان به منظور رفع موانع ژئوپلیتیکی ایران در منطقه قفقاز.
تحلیل نقش فرصت ها در ایجاد همگرایی بین دو کشور و افزایش حوزه نفوذ ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران در منطقه قفقاز.
1-4-سؤال تحقیق
ارمنستان در توسعه ژئوپلتیک جمهوری اسلامی ایران از چه نقشی برخورداراست؟
1-5- فرضیه های تحقیق
– کشور ارمنستان می تواند موجب توسعه حوزه ژئوپلتیک ایران در منطقه قفقاز گردد.
-ارمنستان می تواند در استراتژی مقابله ایران با پان ترکیسم موثرباشد.
1-6- روش تحقیق و مراحل انجام آن
تحقیق حاضر از نوع کاربردی است و در این تحقیق از روش توصیفی ـ تحلیلی به منظور ایجاد سهولت دربررسی مسائل اقتصادی، سیاسی، ژئوپلیتیکی جمهوری ارمنستان و با تأکید بر روش مطالعه کتابخانه ای و استفاده از نقشه، آمار و جدول استفاده گردیده است.شیوه گردآوری اطلاعات اسنادی و کتابخانه ای و با استفاده از مجلات و شبکه جهانی اینترنت می باشد.این تحقیق در 5 فصل تنظیم شده است؛ فصل اول: کلیات تحقیق فصل دوم: مبانی نظری تحقیق فصل سوم: تحلیل ژئوپلیتیک منطقه مورد مطالعه فصل چهارم: یافته های تحقیق فصل پنجم: نتیجه گیری و ارزیابی فرضیه ها می باشد.
1-7-ادبیات تحقیق
در ارتباط با جمهوری ارمنستان تعدادی کتب ومقاله نگاشته شده است از جمله؛ روشندل (1375) درکتابی با عنوان: سیاست و حکومت در ارمنستان، که توسط وزارت امورخارجه ( موسسه چاپ و انتشار) منتشرگردیده به بررسی نقش حکومت و سیاست درکشورارمنستان پرداخته است.واعظی (1384) درکتابی با عنوان؛ ژئوپلتیک بحران در آسیای مرکزی و قفقاز ( بنیان ها و بازیگران )، که توسط وزارت امورخارجه به چاپ رسانیده به بحث وبررسی درارتباط با ژئوپلیتیک بحران درآسیای مرکزی وقفقاز، خصوصا” کشور ارمنستان پرداخته است . بیات (1380) درکتابی با عنوان؛ طوفان بر فراز قفقاز: نگاهی به مناسبات منطقه ای ایران، جمهوری ارمنستان و گرجستان در دوره نخست استقلال، که توسط وزارت امور خارجه منتشر گردیده است به بحث وبررسی درخصوص مناسبات ایران وارمنستان پرداخته ومسایل دوجمهوری وهمچنین جمهوری گرجستان رابه لحاظ تاریخی وسیاسی مورد ارزیابی قرارداده است. قیصری و گودرزی (1388) درمقاله ای مشترک با عنوان؛ روابط ایران وارمنستان (فرصت ها وموانع) که درمجله حقوق وعلوم سیاسی، سال دوم شماره 3سال به چاپ رسیده به بحث وبررسی منطقه قفقاز وروابط ایران وارمنستان پرداخته ومعتقدند منطقه قفقازاز گذشته های دور، چه به عنوان بخشی از سرزمین وچه به عنوان حوزه نفوذ همواره مورد توجه ایران بوده است و جمهوری اسلامی ایران با توجه به پیوندهای تاریخی دوملت واراده دوطرف وداشتن امتیاز همسایگی، همکاریهای گسترده اقتصادی، با جمهوری قفقاز جنوبی واز جمله ارمنستان داشته است. امکانات ونیازهای ارمنستان درزمینه های انرژی، حمل ونقل ، صنایع ومعادن، نیروی کارارزان،تخصص وتکنولوژی درساخت مصنوعات وموقعیت جغرافیایی این کشور ازیک سو وموقعیت مناسب ایران وتخصص وتجربه ایران دربهره برداری از معادن، داشتن تکنولوژی روز برای تولید برخی کالا، منابع غنی انرژی وراههای مواصلاتی گسترده از سوی دیگر، ظرفیت های مطلوب دوکشور برای گسترش همکاری های اقتصادی را فرآهم آورده است.
ا.کورتف (1999) درمقاله ای با عنوان: روابط ایران با ارمنستان از دیدگاه روسیه که توسط پروین معظمی گودرزی ترجمه گردیده ودرنشریه علوم سیاسی«مطالعات آسیای مرکزی وقفقاز» تابستان 1377 شماره 22به چاپ رسیده است به بحث وبررسی روابط تجاری- اقتصادی ایران وارمنستان پرداخته است که شامل سیستم همکاری منطقه ای است که به تدریج نیرویی را در منطقه خزر تشکیل می دهد.طی چندسال اخیر تمایل برای توسعه روابط چندجانبه میان ایران ، ارمنستات وترکمنستان جایگاه خوبی داشته است. پس از کسب استقلال دلیل اصلی نزدیکی ارمنستان وترکمنستان، گاز طبیعی بوده و به دلیل وجود سوخت مایع، ترکمنستان یکی از شرکای تجاری مهم ارمنستان گردیده است. جوادی ارجمند و دولتیاری (1391) در مقاله ای تحت عنوان تحلیل ژئوپلیتیکی روابط ایران و ارمنستان در چهارچوب تئوریک اندرسون و طرح یک همگرایی منطقه ای بعد از فرآیند عادی سازی روابط میان ارمنستان و ترکیه، چاپ درفصلنامه ژئوپلیتیک، با بهره گیری از روش تحلیل ژئوپلیتیک اندرسون سعی در بررسی روابط ارمنستان و ایران نموده اند. مدل اندرسون یک روش ژئوپلیتیکی در شناخت سیاست خارجی کشورهای کوچک با لحاظ نمودن نقش کشور بزرگ در همسایگی آنان است. هدف اصلی مقاله مذکور پاسخ به این سوال می باشد که چگونه می توان برای روابط ایران و ارمنستان بنیانی ژئوپلیتیک جستجو نمود. از سوی دیگر بعد از فرایند عادی سازی روابط ارمنستان و ترکیه سیاست خارجی ایران چگونه باید باشد.عسگری(۱۳۹۲) در کتاب خود تحت عنوان بالکان بازیگران تاثیر گزار چاپ موسسهفرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران، ضمن معرفی منطقه بالکان و به طور خاصبالکان غربی بی تردید، عنوان می نماید که این منطقه از جهات مختلف یکی از مناطق حساس و مهم در سطح جهان و عرصهبین لمللی است. این منطقه چندملیتی، چندقومی و چندفرهنگی که به موزائیک اقوام،ملل، مذاهب و فرهنگ های مختلف مشهور است، چندین جنگ و بحران را در سطوح منطقه ای وجهانی تجربه کرده و ازاین منظر، منحصربه فرد است. این کتاب با معرفی اهداف وتلاش های بازیگران رقیب ج.ا.ایران، تلاش نموده تا شناختی موثر و کاربردی از اینمنطقه را در ذهن کارشناسان کشورمان ایجاد کند. واعظی (۱۳۸۲) در کتابی تحت عنوانمناقشه قره باغ: میراثی از چالش های قومی شوروی در خصوص چگونگیمواجهه با مسئله قومیت در دورانحکومت شوروی سابق ( به عنوان یک معضل ) واینکه در نخستین سال های شکل گیری اتحاد شوروی رهبران شوروی گرایش های قوم گرایانه افراطی روسیرا مورد سرزنش قرار می داده اند و در طول دوران اتحاد شورویاقتدارخویش را در ملیت های مختلف کشور به طرق گوناگون اعمال می کردند تا سرانجام به درگیری های قومی در گرجستان، آذربایجان،ارمنستان، بالتیک و دیگر نقاط اتحاد شوروی منجر گردید.ابراهیمی ترکمان(۱۳۸۷) در مقاله ای تحت عنوان نقش فرهنگ در توسعه روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی در ماهنامه چشم انداز ارتباطات فرهنگی چاپ ۳۱تیر توضیح می دهد که پس از فروپاشیشوروی، کشورهایآسیای مرکزی فرصتی یافتند تا تعاملات فرهنگی با دیگر کشورها از جمله ایران ایجادکنند. هم آیینی و هم کیشی، قرابت جغرافیایی، اشتراکات فرهنگی – تاریخی، اشتراکاتزبانی با برخی از اقوام این منطقه و امتیاز حضور ایرانیان مقیم در آسیای مرکزی واینکه فرهنگ ایرانی در منطقه ، فرهنگی غالب است، از جمله امتیازات جمهوری اسلامی ایران برایتفاهم و دوستی با این کشورها است. تاکید بر مشترکات می تواند در توسعه همگراییفرهنگی جمهوری اسلامی ایران با کشورهای منطقه موثر باشد. حافظنیا و افشردی (1381) در مقاله ای تحت عنوان تحلیل ژئوپلیتیک قفقاز؛ بستری برای تدوین سیاست خارجی مناسب تردر فصل نامه جغرافیا – شماره 42مهمترین پیش نیاز برخورداری از یک سیاست خارجی موفق را آگاهی و شناخت عمیق از صحنه می داند. ژئوپلیتیک با بررسی عوامل تشکیل دهنده قدرت ملی کشورها، سلایق گوناگون بازیگران، ریشه یابی بحران های منطقه ای و تحلیل جایگاه منطقه در ژئواستراتژی قدرتها، درک لازم برای تدوین سیاست خارجی آگاهانه و سنجیده را فراهم می نماید.تحقیق حاضر در پی آن است که .نشان دهد، تحلیل و شناخت عمیق عوامل مثبت و منفی ژئوپلیتیکی، گامی ضروری و مفید در جهت تدوین مجموعه ای از روابط موفق سیاسی، اقتصادی و فرهنگی فیمابین ایران و جمهوری ارمنستان جهت توسعه نفوذ ژئوپلیتیکی ایران درمنطقه می باشد.
1-8-محدوده مورد مطالعه و مقطع زمانی
محدوده مورد مطالعه تحقیق مورد نظر جمهوری ارمنستان و جمهوری اسلامی ایران ومقطع زمانی از سال 2000 تا اکنون می باشد.
1-9-محدودیت ها و تنگناهای تحقیق
در هر تحقیقی محدودیت ها و تنگناهایی وجود دارد و این تحقیق نیز خالی از محدودیت نیستواز جمله محدودیت این تحقیق کمبود کتب فارسی درارتباط با ارمنستان است ، که با تلاش و پشتکار این کمبودها مرتفع گردید.
1-10-اهداف کاربردی و بهره وران تحقیق
تحلیل موانع تحقق مناسبات ژئوپلیتیک ایران و جمهوری آذربایجان از اهداف کاربردی این تحقیق می باشد دستاوردهای این پایان نامه می تواند مورد توجه و بهره برداری سازمان ها و موسسات پژوهشی، وزارت صنعت ، معدن و تجارت و وزارت امور خارجه قرار گیرد.
1-11- جنبه نوآوری تحقیق
پس از فروپاشی شوروری (سابق) وشروع رقابت ایران وترکیه در قفقاز ، ارمنستان به عنوان زایده ژئوپلتیک، مانع تحقق پان ترکیسم به عنوان تنها کشور همسایه شمالی ایران گردید. لذا ، این کشور می تواند نقش جمهوری اسلامی ایران را در قفقاز پر رنگ تر نماید. تحلیل این موضوع در جغرافیای سیاسی می تواند به عنوان یک ایده جدید ژئوپلیتیک تلقی گردد.
1-12- واژه ها و مفاهیم
1-12-1-توسعه
در لغت به معنای رشد تدریجی در جهت پیشرفته ترشدن, قدرتمندترشدن و حتی بزرگ ترشدن است (فرهنگ لغات آکسفورد,2001)، بروکفلید در تعریف توسعه می گوید: توسعه را باید برحسب پیشرفت به سوی اهداف رفاهی نظیر کاهش فقر، بیکاری و نابرابری تعریف کنیم.به طورکلی توسعه جریانی است که درخود تجدید سازمان وسمت گیری متفاوت کل نظام اقتصادی را دربرمی گیرد.
1-12-2- ژئوپلیتیک
به طور کلی ژئوپلیتیک برای اولین بار در سال 1898 توسط دانشمند علوم سیاسی به نام رودلف کلین وضع شده و به قسمتی از معلومات حاصله ناشی از ارتباط بین جغرافیا و سیاست اطلاق شد و راتزل را بنیان گذار علم ژئوپلیتیک می نامند، آلفورد ماهان تفکرات ژئوپلیتیکی را تدوین کرده و به عنوان پدر علم ژئوپلیتیک خوانده شده است
1-12-3- منافع ملی
در مجموع تدابیر یک دولت غرض از دفاع از منافع یک ملت و یا دفاع از منافع مجموع اقوام ساکن در آن کشور، اقداماتی است در جهت تأمین منافع ملی. در واقع منافع ملی در اثر کار مداوم و هدفمند یک دولت واقعاً مردمی تأمین شده و از آن در جهت بهبود وضعیت سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی کشور استفاده مؤثر صورت می گیرد.
1-12-4- روابط بین الملل
دولتها، سازمانها و نهادهایی که جامعه بین المللی را می سازند، دارای روابط و مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هستند که بیانگر روابط متقابل آنهاست. آنگونه که این روابط می توانند به صورتهای روابط دوستانه (همکاری)، رقابت و تعاض آمیز (ستیزه یا مناقشه) باشد. اصطلاح روابط بین الملل به .مجموعه اقدامات و کنشهایی متقابل واحدهای حکومتی و نیز نهادهای غیر دولتی و همچنین روندهای سیاسی میان ملتها اطلاق می شود
1-12-5- همگرایی
در سیاست بین الملل مفهوم همگرایی سیاسی از اهمیت شایانی برخوردار است. (دیوید میترانی) از جمله نظریه پردازانی است که در رابطه با مفهوم همگرایی و کارکرد گرایی از جایگاه اساسی برخوردار بوده و بر این نظر بود که پیچیدگی روابط میان کشور ها مسائل غیر سیاسی حکومتها را بسیار افزایش داده است. از این رو سبب گردیده تا به متخصصانی کار آزموده در سطح ملی نیاز باشد و در سطح بین المللی نیز به دلایل بسیار فنی ، به متخصصان خاص خود نیاز است. از این رو به موازات افزایش اهمیت مسائل فنی، وجود همکاری های بین المللی نیز ضروری خواهد بود. همچنین با افزایش اهمیت مسائل فنی بشر، تعداد سازمانهای کارکردی هم افزایش یافته است و این سازمانها که برای همکاری های کارکردی ایجاد گردیده اند ممکن است نهاد های سیاسی گذشته را بی اعتبار نمایند. همکاری در یک بخش سبب همکاری در سایر بخشها می گردد. تحقق این آرمان در قالب وحدت منطقه ای (منطقه گرایی)، وحدت ساختاری (فدرالیسم) و وحدت جهانی (یونیورسالیسم) امکان پذیر می گردد.
1-12-6- ارمنستان
ارمنستان با 29800 کیلومتر مربع مساحت، در جنوب غربی منطقه قفقاز و با کمی فاصله از سواحل جنوب شرقی دریای سیاه واقع شده و همچون کمربندی بین مرزهای جمهوری اسلامی ایران از یک سو و جمهوریهای آذربایجان و گرجستان از سوی دیگر گسترده شده است.این کشور از جنوب با جمهوری اسلامی ایران، ازجنوب غربی با جمهوری خود مختار نخجوان، از غرب با ترکیه و از شمال با گرجستان و از شرق با جمهوری آذربایجان مرز مشترک دارد.کشور ارمنستان کوهستانی است که در شمال فلات ایران، در غرب فلات ارمنستان و جنوب سلسله جبال قفقاز واقع شده است.
1-12-7- جمهوری اسلامی ایران
ایران با نام رسمی جمهوری اسلامی ایران، کشوری در جنوب غرب آسیا و منطقه خاورمیانه است و مرکز حکومت شهر تهران است. مساحت کشور 1.648.195 کیلومتر مربع است .ایران از شمال با جمهوری آذربایجان و ترکمنستان و از شرق با افغانستان و پاکستان و از غرب با ترکیه و عراق مرز زمینی دارد، و همچنین سمت شمال با دریای کاسپین و از سمت جنوب با خلیج فارس و دریای عمان همسایه است. بالاترین جایگاه رسمی ایران پس از انقلاب ولایت فقیه است، اسلام دین رسمی، تشیع مذهب رسمی و فارسی زبان رسمی ایران است.
1-12-8- قفقاز
ناحیه ای میان دریای خزر و دریای سیاه است. منطقه قفقاز از لحاظ جغرافیایی به وسیله محدوده «کراسنودار» «واستاوروپل» روسیه درشمال، رودخانه ارس ومرزهای ایران وترکیه درجنوب ودریای سیاه وخزر محصور شده است. قفقاز به دو بخش قفقاز جنوبی (ماورای قفقاز) و قفقاز شمالی تقسیم می شود. قفقاز جنوبی شامل کشورهای جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و بخشهای کوچکی از شمال باختری ایران و شمال خاوری ترکیه می شود.این منطقه زمانی جزیی از خاک ایران بوده است.قفقاز شمالی اکنون جزئی از روسیه است و شامل جمهوری های خودگردان چچن، داغستان، اینگوشتیا، کاراچای-چرکسیا، کاباردینو-بالکاریا، سرزمین کراسنودار، آدیغیه، اوستیای شمالی-آلانیا، و سرزمین استاوروپول است.(http://fa.wikipedia.org/wik)

فصل دوم:
مبانی نظری تحقیق

2-1- مفهوم ژئوپلیتیک
تا کنون مسائلی که دربارۀ ژئوپلیتیک نوشته یا گفته شده است بیش از آنکه ماهیت موضوع، ابعاد معرفت شناسانه و روش شناسایی آن را مشخص کند، شامل عبارت های مبهم، دیدگاه های آمیخته با اعتراض سیاسی، توصیف و تعبیرها، کلی گویی ها ، اصطلاحات ربطی، جدول های ذهنی، مونوگرافی های ذهنی و مسائلی از این قبیل است، که اعتبارعلمی ژئوپلیتیک را مخدوش نموده و مانع از آن می شود که ژئوپلیتیک بتواند از ثبات موضوعی، فلسفی و روش شناسی علمی برخودار شود و بتواند به گزاره های کلی و جهان شمول نظیرقوانین، حقایق مسلم و نظریه های علمی تبیین کننده دست یابد.درواقع می توان گفت ژئوپلیتیک علیرغم ادبیات گفتمانی و هویت اعتباری خود در یک قرن گذشته قابلیت برخورداری از مبنای فلسفی را دارا می باشد و قادر است با مسیر یابی درست از وضعیت نه چندان علمی که دچار آن است خارج شود و به موقعیت یک رشته علمی و تولید کننده گزاره های کلی انتقال پیدا کند.( حافظ نیا ،1384 ، 17)
2-1-1-تعریف و ویژگی ها
ژئوپلیتیک یعنی توجیه و تفهیم موضوعات مربوط به سیاست، با توجه به داده های جغرافیایی. همچنین ژئوپلیتیک دانشی است که انسانیت را در داخل روابط متقابل با عامل مکان مورد بررسی قرار می دهد.(GÖNLÜBOL, 1978: 100)دره میر حیدر جدید ترین تعریفی که از ژئوپلیتیک ارائه کرده است بدین شرح است: «ژئوپلیتیک شیوه قرائت و نگارش سیاست بین الملل توسط صاحبان قدرت و اندیشه و تأثیر آنها بر تصمیم گیری های سیاسی در سطح ملی و منطقه ای است» (میر حیدر، 1377: 22).
پیروز مجتهد زاده در مورد ژئوپلیتیک معتقد است: «ژئوپلیتیک یا سیاست جغرافیایی اثر محیط و اشکال یا پدیده های محیطی چون، موقعیت جغرافیایی، شکل زمین، منابع کمیاب، امکانات ارتباطی و انتقالی (زمینی، دریایی، هوایی و فضایی)، وسایل ارتباط جمعی و … را در تصمیم گیری های سیاسی، بویژه در سطوح گسترده منطقه ای و جهانی مطالعه می کند» (مجتهدزاده، 1381: 128).
2-1-2-عوامل تأثیرگذار برژئوپلیتیک
این عوامل به دو دسته تقسیم می‏شود؛ عوامل ثابت و عوامل متغیر که در ذیل، به طور اجمال توصیف می گردد:
2-1-2-1-عوامل ثابت
الف- موقعیت:عبارت است از نحوه قرار گرفتن یک نقطه در سطح کره زمین که خود دارای حالت عمومی یا نسبی، خصوصی و ریاضی است. در مطالعات سیاسی ـ جغرافیایی، حالت عمومی بیش‏تر مورد توجه می‏باشد. به طور کلی، حدود فعالیت هر کشور در امور بین‏المللی، بیش‏تر بستگی به موقعیت جغرافیایی و ارتباط آن با همسایگان (قدرتمند یا ضعیف) و نیز مناسباتش با قدرت‏های بزرگ جهانی دارد.موقعیت جغرافیایی یا مناسب است یا نامناسب. در عرصه بین‏المللی، موقعیت جغرافیای مناسب و وجود انسان‏های فعّال و ماهر و توجه به موقعیت جغرافیایی می‏تواند عامل موفقیت باشد. در مقابل، بی‏اعتنایی به وضعیت جغرافیایی، عامل بحران ژئوپولیتیکی به شمار می‏رود. نمونه آن قلمرو جغرافیایی هلال خصیب و نقطه مقابل آن کشور ترکیه است که از موقعیت خود استفاده مناسب برده است.شوری دارای موقعیت راهبردی، به ناچار بخشی از راهبردهای نظامی به شمار می‏رود؛ اگر به‏گونه‏ای راهبردی وارد عمل شود، می‏تواند در مسیر توسعه گام بردارد، وگرنه به کانون بحران تبدیل می‏شود؛ مانند افغانستان.ژان گاتمن در این زمینه می‏گوید: «اگر زمین مانند یک توپ بیلیارد، صاف و صیقلی بود، دلیلی بر مطالعات ژئوپولیتیک نبود و کارایی هم نداشت، اما تنوع در چهره ظاهری زمین است که روابط متنوع انسانی را موجب گشته است.(عزتی،75،1371) موقعیت را به گونه‏های مختلف تقسیم کرده‏اند:
1- موقعیت دریایی: از زمان‏های قدیم، دست‏رسی به دریا یکی از عوامل مهم توسعه‏طلبی کشورها بوده است. این تصور عام وجود دارد که در اختیار داشتن آب‏های آزاد شرط لازم برای رسیدن به قدرت جهانی است. بیش‏تر پژوهندگان، مداخله نظامی شوروی (سابق) به افغانستان را دنباله سیاست‏های پیشین روسیه تزاری برای دسترسی به آب‏های گرم دانسته‏اند.(بوریس گرومف،75،1375)کامل‏ترین شکل موقعیت دریایی،موقعیت جزیره‏ای است که برقراری ارتباط زمینی با آن جز از طریق آب ممکن نیست؛ مانند ژاپن و انگلستان. همه جزایر جهان دارای نقش جغرافیایی ـ راهبردی (ژئواستراتژیک) و اهداف سیاسی ـ جغرافیایی (ژئوپولیتیکی) هستند.
2- موقعیت ساحلی: حالتی است که هرگاه شکل هندسی مرز تماس با خشکی محدّب باشد، حالت شبه جزیره‏ای پیدا می‏کند، این منطقه به دلیل آن که نقطه حسّاس اتصال برّی و بحری است، منطقه‏ای فعّال و نفوذپذیر می‏باشد. بهترین نمونه آن شبه جزیره جنوبی غربی آسیاست. تاریخ چنین سرزمین‏هایی متأثر از آب بوده و تابع آن است.
3- موقعیت برّی مرکزی: سرزمین‏های محصور در خشکی که به طور مستقیم، به آب‏های آزاد راه ندارد دارای چنین موقعیتی است. این‏گونه کشورها اگر مکمّل جغرافیایی ـ راهبردی همسایگانشان باشند، هرگز ثبات واقعی نخواهند داشت؛ مانند افغانستان. به عکس، اگر این‏گونه نباشند، از امنیت نسبی برخوردارند؛ مانند سوئیس.
4-موقعیت استراتژیک: مسلّما هر سیاست راهبردی را می‏توان در نقاط یا مناطق ویژه‏ای که از موقعیت حسّاس برخوردار می‏باشند، اجرا کرد. نقاط استراتژیک به طور کلی، نقش ارتباطی منحصر به فردی دارند که تابع راهبردها و فن‏آوری‏ها بوده و ثابت نیستند و برخی عوامل کمّی و کیفی در آن دخالت دارد. نقاط مزبور دارای ارزش‏های متفاوت (نظامی، اقتصادی و یا نظامی ـ اقتصادی) هستند. نکته قابل توجه این‏که همواره نقاط بحرانی دنیا با نقاط استراتژیک منطبق‏اند. جغرافی‏دانان سیاسی برای مطالعه سیاسی اوضاع جهان با توجه به ویژگی‏های قارّه‏ای و منطقه‏ای، چهار موقعیت جغرافیایی مطرح کرده‏اند: موقعیت محوری (مرکزی یا برّی)، موقعیت حاشیه‏ای و ساحلی، موقعیت بیرونی (جزیره‏ای) که دارای نقش سرپل‏های نظامی است، و موقعیت استراتژیک که تاریخ‏ساز است(عزتی،84،1375).
ب- فضا: تا آن‏جا که انسان توانسته است در فضا سکونت کند ویا به‏گونه‏ای در آن دخل و تصرف نماید، مورد توجه سیاسی ـ جغرافیایی است. بنابراین، قلمرو فضایی سیاسی ـ جغرافیایی با پیشرفت فن‏آوری، توسعه می‏یابد. از آن‏جا که فضای جغرافیایی به عنوان صحنه عملیات جغرافیایی ـ راهبردی دایم در حال تحول است، به طور مستقیم، بر عوامل سیاسی ـ جغرافیایی تأثیرگذار است. از این‏رو،نباید این دو واژه را جداگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؛ چون در تحلیل سیاسی ـ جغرافیایی، عوامل و امکانات ویا فقدان امکانات جغرافیایی ـ راهبردی تأثیری قطعی دارد. به گفته جغرافیدان فرانسوی،(هدف نهایی شکست دشمن است، وهدف ژئوپولیتیک وژئواستراتژی نیز همین است).(ایولاکست،86،1367) جمله مزبور به خوبی بیانگر پیوستگی این دو مفهوم است.
ج- وسعت خاک: در گذشته، جغرافی‏دانان از جمله راتزل، وسعت زیاد را عامل قدرت می‏دانستند. بر اساس این تفکر، کشورهای کوچک، محکوم به فنا بودند، اما مطابق تفکر نوین، وسعت سرزمین ـ به تنهایی ـ ارزش ذاتی ندارد، بلکه عوامل اقتصادی و ویژگی‏های ملی و وسعت هماهنگ با توزیع جمعیت کشور، در توسعه و نیل به قدرت، تأثیر عمده دارند.
د- هندسه زمین:(Topography)شکل بیرونی زمین شامل مرزها، شبکه آب‏ها و ناهمواری‏ها به نحوی در جغرافیای سیاسی مؤثر است(منبع پیشین،85)
ه- شکل کشور:یکی از عواملی که نقش فوق‏العاده‏ای در سرنوشت سیاسی کشورها دارد شکل هندسی آن‏هاست. مراد از آن فاصله قطرهای یک کشور تا مرکز جغرافیای آن است. اصل شکل هندسی کشور تعیین کیفیت اعمال قدرت مرکزی بر پهنه کشور است. از این حیث نیز کشورها به چند دسته تقسیم می‏شوند:
1- کشورهای طویل:(Elongated) کشورهایی که طول آن‏ها شش برابر متوسط پهنای آن است؛ مانند کشورهای شیلی، نروژ، سوئد، ایتالیا و پاناما.
2- کشورهای دایره‏ای: (Compact)کشورهایی که در آن‏ها فاصله مرکز جغرافیا با مناطق پیرامون آن در تمام جهات هم‏شکل است؛ مانند فرانسه، بلژیک و سودان.
3- کشورهای دنباله‏دار:(Puaturbated) حالتی که در آن بخشی از یک کشور به صورت دالان یا زایده‏ای وارد کشور دیگر باشد؛ مانند افغانستان، تایلند، برمه و زئیر.
4- کشورهای پاره پاره: (Fragemented)کشورهایی که مشتمل بر دو پا چند قسمت جدا از یکدیگر می‏باشند که توسط خشکی یا آب‏های بین‏المللی از هم جدا شده‏اند.
5-کشورهای منگنه‏ای: (Proforated)کشورهایی که همه یا بخشی از یک کشور را در خود جای داده‏اند. کشورهای افریقای جنوبی از این نمونه‏اند.
2-1-2-2- عوامل متغیر
الف-جمعیت
از منظر جغرافیای سیاسی ساده ترین مطالعه جمعیت کشورها، بررسی حالات گوناگون آنهاست. انسان درکنار سایر پدیده های طبیعی، مهم ترین وموثر ترین عامل جغرافیای سیاسی به شمار می رود. درتحلیل سیاسی جغرافیایی، انسان کیفی مورد توجه است: یعنی انسانی که از مهارتهای عینی و ذهنی بالاتری برخوردار بوده، با درک شرایط و موقعیت می تواند حوادث نا مطلوب آینده را پیش بینی و تا حد ممکن از وقوع آنها جلوگیری کند. در واقع آنچه در توسعه نقش دارد، جمعیت کیفی است، وگرنه به تنهایی نه فقط عامل توسعه نیست، بلکه آثار زیانباری را به دنبال دارد. با ثبات ترین کشورهای جهان کشورهایی هستندکه درصد انسانهای کارآمد بیشتری دارند برای هدفمند شدن جمعیت وکارآمدی آن: تأمین غذا و مسکن، ایجاد زمینه توسعه فکری و توزیع نفوس مناسب کشور ، ضروری به نظر می رسد.
ب- منابع
یکی از شروط لازم جهت قرار گرفتن در موقعیت برتر و اعمال قدرت، برخورداری از منابع قدرت است. از این رو قدرت منطقه ای باید منابع ایدئولوژیکی ـ سازمانی (سیاسی) و مادی (نظامی، اقتصادی و جمعیتی)، جهت قدرت افکنی منطقه ای را داشته باشد. دومین عامل متغیری است که که ژئوپلیتک کشورها را تحت تأثیر قرار می دهد ارزش وتوانایی آن درگرو منابع طبیعی فراوان وبا کیفیت است. غنای هر کشور منوط به طرز استفاده آن کشور از منابع وتولیدات خود می باشد. ممکن است کشوری با وجود منابع طبیعی فراوان به قدرتمندی مطلوب نرسد وبه قول معروف با شکم گرسنه روی روی گنج بخوابد و مانند کشورهای آفریقایی که ثروت های طبیعی شان صرفاً جنبه امیدواری دارد و بس، یا کشورهای نفت خیزکه از بدترین نوع وابستگی برخوردارند. زیرا این گونه کشورها نفت شان به صورت خام به خارج صادر می کنند و یا فناوری وارداتی آن را تغییر شکل داده، صادر می نمایند که درهرحال قدرت وتوانایی آنها ظاهری و خیالی است منابع طبیعی به دو دسته تقسیم می شوند:
1- منابع غذایی: منابع طبیعی که منشأ آن خاک وتلاش و فعالیت انسان در زمین است. اساس این نوع منابع طبیعی، کشاورزی و دامداری است.
2- منابع معدنی: منابع طبیعی در صنعت نقش اساسی دارد. وابستگی بشر به مواد معدنی، که از ویژگیهای شاخص عصر جدید به شمار می رود یکی از عوامل تمرکز قدرت سیاسی جهان امروز است. هر کشوری برای دستیابی به استقلال، پیش از هرفعالیتی باید نیازهای اولیه غذایی مردم سرزمین خودرا تأمین نماید: زیرا خودکفایی دراین زمینه، نقشی ارزنده درتعیین سیاسی کشورها دارد.(عزتی،1371،92)
2-2-موقعیت ژئوپلیتیک کشورها
موقعیت جغرافیایی به عنوان عامل اصلی ثابت تأثیرگذار بر ژئوپلیتیک کشورها مطرح می¬باشد. بنابراین، شناسایی موقع جغرافیایی کشورها اولین قدم در بررسیهای ژئوپلیتیک است. چرا که، همه کشورهای جهان از موقعیتهای جغرافیایی خاص برخوردارهستندلذا به این دلیل جغرافیا را کلید اصلی گشودن رمز سیاست دفاعی و استراتژیک می دانند. p)،19(Garnett, برخی هم معتقدند سیاست هرکشور را جغرافیای آن کشورتعیین می کند. مقصود ازموقعیت جغرافیایی هم اشاره به وضعیت جغرافیایی وهم استراتژیک است. درواقع موقعیت جغرافیایی است که مشخص می کندیک کشور جزء قدرتهای دریایی، کشورهای محصوردرخشکی ویابرخوردار از امتیاز ساحلی بودن است.(روشندل،73،1384)به طورکلی موقعیت جغرافیایی کشورها بیشتردردومورد موقعیت ریاضی ونسبی مطالعه می شود:موقعیت ریاضی طول وعرض جغرافیایی است که درشرایط آب وهوایی تأثیردارد وموقعیت نسبی، نسبت دوری ونزدیکی به دریا وموقعیت یک کشورنسبت به کشورهای همسایه که درتحلیل وضع جغرافیایی آن کشورموثر است. (صفوی،67،1384)
لذا بااین وجود هرتحقیق جغرافیایی مبتنی بردورکن است:
1-کجایی :یعنی تعیین محل،مکان وموقعیت اشغالی ودست یافتن وعلم داشتن برآن است.
2-چگونگی:تحقیق چگونگی پدیده های سطح زمین وروابط مستند ومستدل آن ها متکی برآن چه که روی داده ویادرحال روی دادن است، می باشد.
2-2-1-موقعیت محصوردرخشکی
یکی از ویژگی های ژئوپلیتیکی کشورهای قفقاز به جز گرجستان محصور بودن در خشکی و به اصطلاح بری بودن آنهاست. توسعه اقتصادی – اجتماعی کشورهای بدون ساحل و محصور در خشکی عمدتاً در گرو دسترسی آنان به دریاهای آزاد از طریق خطوط مواصلات ترانزیتی کشورها مجاور ساحلی می باشد. فروپاشی شوروی و استقلال کشورهای منطقه قفقاز و آسیای مرکزی سبب بی نظمی های ژئوپلتیکی شده که این مسئله در منطقه و جهان اثر گذار می باشد. مرزبندی کشورهای جدید به گونه ای است که گرجستان روبه سوی دریای سیاه (آب های آزاد)دارد و دو جمهوری ارمنستان و آذربایجان هیچ دسترسی مستقیمی به دریاهای آزاد ندارد. البته آذربایجان تنها به دریاچه کاسپین راه دارد. البته این کشور از طریق کانال ولگا-دن به دریای آزاد راه پیدا می کندکه از نظر حمل و نقل دارای محدودیت های خاص خود و از نظر سیاسی در محدوده فدراسیون روسیه قرار دارد و عبور از آن مستلزم هماهنگی سیاسی و پرداخت عوارض عبور است. ارمنستان در میان سه کشور منطقه قفقاز از این جهت نا مناسب ترین وضع را داراست و به طور کامل در خشکی محصور است. (افشردی، 1381 ، 61- 58)ارمنستان با 29800 کیلومتر مربع مساحت، در جنوب غربی منطقه قفقاز و با کمی فاصله از سواحل جنوب شرقی دریای سیاه واقع شده و همچون کمربندی بین مرزهای جمهوری اسلامی ایران از یک سو و جمهوریهای آذربایجان و گرجستان از سوی دیگر گسترده شده است.این کشور از جنوب با جمهوری اسلامی ایران، ازجنوب غربی با جمهوری خود مختار نخجوان، از غرب با ترکیه و از شمال با گرجستان و از شرق با جمهوری آذربایجان مرز مشترک دارد.کشور ارمنستان کوهستانی است که در شمال فلات ایران، در غرب فلات ارمنستان و جنوب سلسله جبال قفقاز واقع شده است. بلندترین قله ارمنستان آراگاتساست که در شمال غرب این جمهوری واقع است و 4090 متر ارتفاع دارد.(http://www.armen12.com/)
2-2-2-موقعیت دسترسی به دریاها واقیانوس ها
جمهوری ارمنستان جزء کوچک ترین همسایه های ایران است که با چهار کشور ایران، ترکیه، گرجستان و آذربایجان مرز مشترک دارد اما مناسبات تجاری اش تنها با ایران و گرجستان قوی است. ارمنستان از شمال به گرجستان، از جنوب به دو کشور ایران و آذربایجان، و از غرب به ترکیه محدود می شود و علی رغم دور بودن این کشور از دریاها و اقیانوس ها، به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص این منطقه و پل ارتباطی بین اروپا و آسیا و داشتن منطقه ای ژئو پلیتیک و ژئو اکونومیک با موقعیت هایفراوان برای تجارت و سرمایه گذاری و حمل ونقل و ترانزیت برای سایر کشورها، ارمنستان توانسته به یک منطقه تجاری و ارتباطی جهانی از طریق موقعیت خاص خود تبدیل شود.
2-3-موقعیت ژئوپلیتیک شوروی(سابق)
اتحاد جماهیرشوروی سوسیالیستی یا اتحاد شوروی( سابق) درگذشته کشوری بود مستقل که تشکیل شده بوداز روسیه وچین وچندین جمهوری متحد، که از زمان تأسیس درسال 1922 تازمان فرپاشی درسال 1991 بخش بزرگی از شرق اروپا وشمال آسیا رادربرمی گرفت وپهناورترین کشورجهان شناخته می شد.درواقع اتحاد جماهیر شوروی حاصل انقلاب ۱۹۱۷ روسیهبود و روسیهبخش بزرگ تر آن را تشکیل می داد. پس از پایان جنگ جهانی دومدر سال ۱۹۴۵ و درطی دوره ای که به جنگ سردموسوم است، شوروی وآمریکاابرقدرت های جهانی به شمار می رفتند،و بر تمام مسایل جهانی مانند سیاست های اقتصادی، روابط بین المللی، تحرکات نظامی، روابط فرهنگی، پیشرفت دانش به خصوص در فناوری فضایی تاثیر داشتند.دراین کشورتمام قدرت سیاسی واداری در دست تنها حزب مجاز، حزب کمونیست اتحاد شورویبود. در سال ۱۹۱۷ پس از دو انقلاب فوریهو اکتبردر روسیه، حزب بلشویکبه رهبری ولادیمیر لنینقدرت را در این کشور به دست گرفت. روسیه بلشویکیبا حمله طرفداران نظام گذشته و نیروهای خارجی به ویژه بریتانیاروبرو شد. این دوره به دوران جنگ داخلی روسیهمعروف است و طی آن ارتش نوین شورویبا نام ارتش سرخبه کوشش تروتسکیو تحت رهبری او شکل گرفت تا با ارتش جبهه سفید که متشکل از افسران و ژنرال های دوران تزار بودند به جنگ بپردازند. در ۱۹۲۲ و پس از سرکوب مخالفان و دشمنان حزب بلشویککه نام خود را به حزب کمونیست اتحاد شورویتغییر داده بود تأسیس کشور «اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی» را اعلام کرد. این کشور از اتحاد روسیهو مناطق متعلق به روسیه تزاریتشکیل شده بود(http://fa.wikipedia.org)
اتحاد جماهیر شوروی سابق دارای اهمیت ژئوپلیتیکی بسیار بالایی است، برخلاف اروپای غربی به عنوان سرزمین ارواسیایی(اروپایی-آسیایی) همواره محل همزیستی طبیعی ، تأثیرات وتعاملات متقابل میان اسلاوها (غالبا” روسها) و مردم ترکیه، قفقاز و ایران بود که خود رابطه مثبتی را میان روسها و مسلمانان بنیان نهاد.از اواخر قرن هفتم اسلاوهای دنیپر میانه که بعدها مبنای دولت روسیه راتشکیل دادند با مسلمانان عرب قراردادها ومناسبات منظمی برقرارکردند، درقرن چهاردهم یعنی دوره مغول، اسلام باتاریخ روسیه آمیخته شد.(یلمیانوا،2،1382)از هزاره اول تا اواخر قرن شانزدهم، یک عامل عمده تا حدود زیادی تعیین کننده میزان توسعه فرهنگی وژئوپلیتیکی روسیه بود که این عامل عبارت بود از پیشروی فعالانه اقوام کوچ نشین ترک ودفاع منفعلانه اسلاوها، جغرافی دان مشهور روس جی.دبلیو.ورناسکی این امررا به صورت توازن قوا میان «جنگل» (اسلاوهای یکجا نشین وساکن) و«استپ» ترکهای کوچ نشین توصیف کرده است.
2-3-1-جمهوری های حوزه بالتیک
سه جمهوری استونی، لتونی، لیتوانی به عنوان کشورهای حوزه ی بالتیک، به دلیل ژئوپلتیک خاص خود از اهمیت قابل توجهی برای روس ها برخوردارند. این جمهوری ها حداقل در چهار زمینه در سیاست های امنیت منطقه ای روسیه حائز اهمیت هستند؛ نخست اینکه به دلیل حضور تعداد زیاد روس تباران در این سه جمهوری، این منطقه در مدار سیاست های امنیتی خارج نزدیک روسیه قرار گرفته است. دوم اینکه منطقه ی بالتیک شاهراه انتقال انرژی از روسیه به اروپاست و از این لحاظ مورد توجه اروپا نیز بوده است. از این رو روسیه درصدد برآمده است تا نقش میانجیگر انتقال انرژی به اروپا را از کشورهای منطقه بگیرد. سومین و چهارمین اهمیت برجسته ی این منطقه در نگاه روس ها، گسترش ناتو از یک سو و اتحادیه ی اروپا از سوی دیگر به این کشورهاست. در پژوهش حاضر برمبنای این چهار عامل در ابتدا به بررسی چارچوب مفهومی رابطه ی نفوذ، امنیت و پیوستگی سرزمینی پرداخته خواهد شد و سپس فهم رفتار امنیتی روسیه در حوزه بالتیک در این راستا تحلیل می شود. رفتار امنیتی روسیه نسبت به کشورهای منطقه ی بالتیک بین سال های 1991 تا 2011 به دلیل بیوستگی سرزمینی بالتیک با روسیه و با توجه به قرار گرفتن جمهوری های سه گانه ی استونی، لتونی و لیتوانی در مدار امنیتی و حوزه ی نفوذ شوروی سابق بوده است.(سجادپور،1391،185)
2-3-2-جمهوری های قفقاز
وسعت منطقه قفقاز 440 هزار کیلومترمربع ودارای سه جمهوری مستقل ( در قفقاز جنوبی )، هفت جمهوری خودمختار وچندین استان خودمختار به شرح زیر می باشد:
داغستان: جمهوری خودمختارداغستان درترکیب جمهوری فدراسیون روسیه قرار دارد.این جمهوری در20 ژانویه سال 1921 تشکیل شده است.مساحت آن 3/50 هزار کیلومترمربع است ازنظر تقسیمات اداری به 39 ناحیه اداری، 140 شهر و14 شهرک تقسیم شده است وپایتخت آن شهر ماهاچ قلعه است. داغستان درشرق قفقاز شمالی قرار دارد. از شرق به دریای خزر از جنوب به جمهوری آذربایجان وازغرب به جمهوری خودمختار چچن وسرزمین استاوروپل محدود می شود درشمال با جمهوری خودمختار کالمیک هم مرزاست. مهم ترین منابع معدنی داغستان عبارتنداز: نفت، گاز طبیعی، زغال سنگ، گوگرد، دولومیت، ماسه های کوارسی، آبهای معدنی وغیره.
چچنستان: (چچن – اینگوش)در15ژانویه سال 1934 به عنوان استان خودمختارتأسیس شد.مساحت آن3/19 هزارکیلومتر مربع است ودارای 14 ناحیه،5 شهر، 4 شهرک بوده وپایتخت آن شهر گروزنی است. درسال 1991 این جمهوری به دوجمهوری خودمختار چچن به مرکزیت«گروزنی» و«اینگوش» به مرکزیت نازران تقسیم شد. چچنستان درقفقاز شمالی واقع شده وقلمرو ان درشمال دشت هموار(دشت چچن وجلگه ترک-کوما) ودرجنوب کوهستانی است(رشته کوههای قفقاز بزرگ) بلندترین نقطه کوه «تبولوسمتا» به بلندی 4493 متر است. اقلیم چچنستان درشمال جمهوری قاره ای است. وبزرگترین رودخانه جمهوری رود «ترک» است ( امیراحمدیان،115،1376)
اوستیای شمالی: جمهوری خودمختار اوستیای شمالی در7 جولای 1924 به عنوان استان خودمختار تشکیل شد. در5 دسامبر 1936 به جمهوری خودمختار ارتقا ء یافت. مساحت آن 8 هزار کیلومتر مربع ، دارای 8 ناحیه ، 6 شهر و7 شهرک است . پایتخت آن شهر «ولادی قفقاز» است. اوستیای شمالی دردامنه های شمالی قفقاز بزرگ ودشت های شیب دارمتصل به این رشته کوهها واقع شده است .قسمت های جنوبی جمهوری عمدتا” کوهستانی مرتفع (رشته کوههای قفقاز بزرگ، جانبی وصخره ای)وقسمت های مرکزی وشمالی آن دشت های شیب دار ورشته کوههای کم ارتفاع (سونژا ترک) است.http://fa.wikipedia.org/wiki))
جمهوری تاتارستان: تاتارها یکی از بزرگترین قومهای ترک زبان می باشند که در سراسر روسیه و برخی دیگر از جمهوریهای آسیای مرکزی و قفقاز پراکنده اند. اسلام نخستین بار توسط مبلغین مسلمان که در سال ۹۲۲ میلادی از بغداد گسیل شده بودند، به مردمان این منطقه معرفی گردید. کل جمعیت تاتارها در داخل و خارج از تاتارستان در حدود ۹ میلیون نفر برآورد می شود.(طبق سر شماری ۲۰۱۰ میلادی حدود ۳٬۷۸۶٬۴۸۸ نفر) تاتارستان در ۳۰ آگوست ۱۹۹۰ به عنوان یک دولت دارای حق حاکمیت، اعلام استقلال نمود. سرانجام تحت فشار کرملین، هیات حاکمه وقت تاتارستان مجبور شدند از تعقیب موضوع استقلال خودداری ورزند ودرنهایت به یک نوع خودمختاری درحدعالی ازمسکوبسنده نمودند. برهمین اساس این جمهوری امکان برقراری ارتباط مستقیم با کشورهای متعددی را یافته است. کشورهای غربی از جمله آمریکا، آلمان، ایتالیا و ترکیه و جمهوری اسلامی ایران همکاری نزدیک اقتصادی با تاتارستان دارند.http://fa.wikipedia.org/wiki) )
آجارستان : یا آجاریا، یکی ازجمهوری های خودمختارمنطقه قفقازوبخشی ازروسیه وگرجستان است.مساحت آن 3000 کیلومتر و جمعیت آن (در 1984م) 000،375 نفر بودهاست .آجارستان درجنوبغربی گرجستان وشرق دریای سیاه قرارگرفته و بخشی ازآن با ترکیه هم مرز است. سرزمین نامبرده ازسده2میلادی با برسرکارآمدن پادشاهی لاز، لازیکا نامیده شد. پیرنیا (مشیرالدوله) این نام را لازستان نوشته است. بعدها ساکنان گرجی سرزمینلخید، آجارنام گرفتند وازاین روناحیه مذکوربه نام اینگروهِ قومی «آجاریا» نامیده شد.از16 ژوئن 1921م این سرزمین جمهوری شوروی خودمختارآجارستان نام گرفت www.arianica.com/articleteaser))
نخجوان:بخشی ازجمهوری آذربایجان است که مرکزآن شهرنخجوان است. شهرنخجوان ۱۲کیلومترمربع وسعت دارد وکل جمهوری از۸ شهر، ۸ شهرستان ودرحدود۲۰۳ روستا تشکیل شده است.در۹ فوریه سال ۱۹۲۴ میلادی نخجوان به صورت جمهوری خودمختارتأسیس شد. این جمهوری خودمختاردرجنوب قفقاز و شمال رود ارس واقع شده و ازشمال ومـشرق مــحدودبــه جــمهوری ارمنستان ازجنوب محدود بــه ایران واز غرب محدود به ترکیه است.طول مرزهای این جمهوری با «جمهوری ارمنستان» ۲۲۴ کیلومتر، «جمهوری اسلامی ایران» ۱۶۳ کیلومترو «جمهوری ترکیه» ۱۲ کیلومتراست. مساحت این جمهوری خودمختار۵۵۰۰ کیلومترو شماراهالی آن درسال ۱۹۸۳ میلادی بالغ بر ۲۵۷۴۰۰ نفرودرسال ۲۰۰۱ میلادی تقریباً بالغ بر۴۰۰ هزار نفرتخمین زده شده است. نخجوان درترکیب کشورآذربایجان یک جمهوری خودمختاراست که پیوستگی ارضی و جغرافیایی باپیکرهاصلی خاک جمهوری آذربایجان ندارد.خطوط مرزی نخجوان با جمهوری اسلامی ایران طی معاهده ترکمنچای مشخص شده است. طی سالیان اخیرمیزان توسعه وپیشرفت ها به عینه قابل مشاهده می باشدکه دراین راه می توان به نقش کشورترکیه وایران اشاره کرد. ساخت کارخانه های کوچک، نیروگاه برق، فرودگاه زیبا وبین المللی این جمهوری نشان ازتوسعه و تکامل آن دارد. از نظر رفاهی نیزوجودچندین بیمارستان مدرن باعث شده تا مسافرین کمتری ازبابت درمان واردایران شوند ازجمله می توان به چند کلینیک دندان پزشکی – قلب که با مشارکت متخصصین ایرانی وترک درحال حاضربه ارائه خدمات به مردم این جمهوری می باشند.خط رسمی این جمهوری، خط لاتین وزبان آن ترکی آذربایجانیاست.http://fa.wikipedia.org/wiki ))
اوسِتیای جنوبی: یا اوستییک منطقه مورد مناقشه است که به طور محدود مورد شناسایی قرار گرفته است. سرزمین اوستی شامل دو بخش شمالی و جنوبی است که اوستی جنوبی در خاک گرجستان و اوستیای شمالی-آلانیا در خاک روسیه به صورت جمهوری های خودمختار قراردارند.مساحت اوستیای جنوبی۳٫۹۰۰کیلومتر مربع است و مرکز آن شهرتسخینوالی است.پس ازانقلاب اکتبر ۱۹۱۷ مردم اوستی از اطاعت روسیه سرباززدند، ولی سرانجام سرکوب شدند.اوستی به دو قسمت تجزیه شد بخش شمالی آن جزء روسیه شدو بخش جنوبی آن به صورت جزیی از گرجستان درآمداوستیای جنوبی در ۱۹۲۲ میلادی به صورت استان خودمختاردرآمد.جنگ دراوستیای جنوبی دراوت ۲۰۰۸آغاز شد. پس ازروزها نبردسنگین میان نیروهای گرجی واستقلال طلبان اوستیای جنوبی وآبخازیا، قوای روسیه نیز به نفع اوستیای جنوبی وارد جنگ گردید.اعضای ناتو،اتحادیه اروپا واکثرکشورهای دیگرآن رابخشی ازگرجستان می دانند.تاکنون روسیه، ونزوئلا،نیکاراگوئه، نائورووتووالواوستیای جنوبی رابه عنوان کشوری مستقل به رسمیت شناخته اند.البته مقامات گرجی اوستیای جنوبی را یک سرزمین اشغال شده توسط روس ها می دانند اگرچه شایعاتی درخصوص پیوستن احتمالی این سرزمین به فدراسیون روسیه وجوددارد.پس از اعلام استقلال گرجستان، ساکنان این منطقه حاکمیت گرجستان رانپذیرفتندودرسال ۱۹۹۱ استقلال جمهوری اوستیای جنوبی را اعلام کردند.http://fa.wikipedia.org/wiki))
آبخاز: سرزمینی در غرب قفقاز و کرانه شرقی دریای سیاه است که حدود ۵۵۰ هزار نفر جمعیت دارد که بیشترشان تابعیت روسی دارند. پایتخت این جمهوری بندر سوخومی است. مساحت آبخازیه ۸۷۰۰ کیلومتر مربع می باشد. آبخاز شامل مناطق کوهستانی از رشته کوه های قفقاز تا کرانه دریای سیاه است. در اواسط سده نهم هجری با ورود سپاهیان عثمانی، دین اسلام در میان آبخازیان گسترش یافت، ولی مسیحیت نیز همچنان به حیات خود ادامه داد. در سال ۱۲۸۳ هجری (۱۸۶۶ میلادی) آبخازها علیه دولت روسیه سر به شورش برداشتند و گروه کثیری از آنان که اغلب مسلمان بودند، به ترکیه مهاجرت کردند. پس از جنگ روس و عثمانی در سال های ۱۸۷۸-۱۸۷۷ میلادی (۱۲۹۵-۱۲۹۴ هجری) بار دیگر گروهی از آبخازها به شبه جزیره آناتولی مهاجرت کردند. سال ۱۹۲۱ میلادی حکومت شوروی در آبخاز مستقر شد و این سرزمین در فوریه ۱۹۲۲ به صورت بخشی از گرجستان درآمد.در مورد شمار آبخازها اختلاف نظر وجود دارد (9۱۰۰۰ نفر طبق آمار سال ۱۹۷۹). زبان آبخازی به گروه زبان های شمال باختری قفقاز تعلق دارد. بخشی از آبخازها مسلمان و اهل سنت هستند و تعدادی از آن ها در ترکیه سکونت دارند و از مهاجرین محسوب می شوند. درصد بالایی نیز با قومیت گرجی از قدیم الایام ساکن منطقه آبخاز بوده اند که از استانهای جمهوری گرجستان می باشد، ولی باتوجه به اینکه درگیری هایی در این منطقه برای جداکردن خاک آبخاز پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بین جدایی طلبان آبخازو نیروهای دولت مرکزی گرجستان انجام گرفت، ساکنین با قومیت گرجی را مجبور به ترک خاک آبخاز نمودند.(عنایت الله، رضا، 1372)
جمهوری قره چای و چرکس: یکی از جمهوری های فدراسیون روسیه است. این جمهوری عضو منطقه اقتصادی فدراسیون قفقاز شمالی است. پایتخت جمهوری قره چای و چرکس شهر چرکسک است. این جمهوری در ۱۲ ژانویه ۱۹۲۲ تاسیس شده است. قره چای و چرکس در کوهپایه شمال غربی قفقاز واقع شده است. این کشور دارای منابع فراوان آب شیرین، که شامل ۱۳۰ دریاچه و تعداد فراوانی آبشار و ۱۷۲ رودخانه می شود. خاک این منطقه غنی از منابع طبیعی همچون: زغال سنگ، گرانیت، سنگ مرمر، معادن مختلف سنگ و خاک رس می باشد. بدلیل وجود چشمه های آب گرم این کشور داری ذخایر بزرگ آب های معدنی می باشد. جمعیت قره چای و چرکس حدود ۴۷۱۶۸۳ نفر است.
جمهوری کاباردینو- بالکاریا: یکی از جمهوری های روسیه است. مساحت این جمهوری ۱۲۵۰۰ کیلومتر مربع است. در کاباردینو- بالکاریا دو قوم اصلی زندگی می کنند، یکی قوم کاباردین (که زبانی ازخانواده زبان های قفقازی شمال غربی صحبت می کنند) و قوم دیگر بالکارها (گویشوَران یک زبان ترک تبار). پایتخت آن شهر نعلچیک و جمعیت آن ۸۵۹،۹۳۹ نفر است (سال ۲۰۱۰).
سرزمین کراسنودار: یکی از واحدهای فدرالی روسیه است.کراسنودار با ۵۲۲۶۶۴۷ نفر جمعیت در ۲۰۱۰ میلادی پرجمعیت ترین سرزمین روسیه است و مرکز آن شهر کراسنودار می باشد. از دیگر شهرهای مهم آن می توان سوچی، نووروسیسک و آرماویر را نام برد.
آدیغیه: یکی از جمهوری های خودمختارروسیه است.مردم آدیغه ا نژاد قفقازی و هم تباربا گرجی ها هستند. شماربسیاری ازآدیغه هادرزمان تصرف منطقه بدست روس ها به ترکیه امروزی کوچیدند.مرکز جمهوری آدیغیه شهر مایکوپ است.
سرزمین استاوروپول: یکی از واحدهای فدرالی روسیه است. مرکز آن شهر استاوروپول است. در سال ۲۰۰۴ میلادی فرماندار آن الکساندر لئونیدوویچ بوده است.جمعیت ۲۷۸۶۲۸۱ نفر و در۱۰ژانویه۱۹۳۴تاسیس شده است.http://fa.wikipedia.org/wiki))
قفقاز جنوبی نیز شامل : جمهوری آذربایجان ، جمهوری ارمنستان و گرجستان می باشد. قفقاز درطول تاریخ از ابعاد مختلف برای قدرت های اروپایی وآسیایی با اهمیت بوده است. پس ازفروپاشی شوروی به دلیل تمایلات جدایی طلبانه برخی از اقوام درقفاز شمالی اهمیت آن برای مسکو مضاعف شده است.از نظر اقتصادی قفقاز16 درصد نفت، 31 درصد گاز طبیعی ، 6درصد ذغال سنگ و8 درصد انرژی الکتریکی شوروی سابق راتولید می کرده است و درقفقاز 70 هزار کیلومتر راه زمینی و5500 کیلومتر شبکه راه آهن وجوددارد که ارتباط بین ایران وآسیای مرکزی، اروپا وترکیه رافراهم می آورد وبه عنوان پل ارتباطی میان شمال، جنوب شرق وغرب از اهمیت ویژه ای برخورداراست. قفقاز توانایی تولید بیش از 3 میلیون تن فولاد و4میلیون تن سیمان راداراست.دراین منطقه سالانه حدود 60 میلیارد کیلووات ساعت برق تولید می شود.هنوزازتمام توانهای تولیدبرق آبی منطقه بهره گرفته نمی شود.قفقاز داری اقلیم وچشم اندازهای جغرافیایی گوناگون می باشد وحدود50 گروه قومی از 3 خانواده عمده زبانی دراین منطقه اسکان دارند. (Washington Quarterly,winter2002,pp221-234)
تقسیمات کشور درقفقاز دردوران اتحاد جماهیرشوروی براساس سیاست «تفرقه بینداز حکومت کن» استوار بود که جمعیت های ناهمگن را ادغام وقبایل خویشاوند وکاملا” وابسته به یکدیگر راازهم جدامی کرد. چشم اندازهای فرهنگی قفقاز، متنوع تراز چشم انداز های جغرافیایی آن است. درواقع قفقاز محل تلاقی جهان اسلام ومسیحیت می باشد.قفقاز جنوبی هم از بعداستراتژیک و هم از بعد قومی ـ سیاسی و همچنین از بعد فرهنگی به بی ثباتی اجتماعی در جهان معروف شدهاست. مسائل امنیتی متداخل موجود نه تنها به سه دولت مهم در قفقاز جنوبی – آذربایجان،ارمنستان و گرجستان – بلکه به منافع کشورهای همسایه نیز مربوط می شود. از جمله اینکشورها؛ روسیه در شمال، ایران در جنوب، ترکیه، اوکراین، بلغارستان و یونان درغرب؛ کشورهای آسیای مرکزی، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان و قزاقستان در شرقهستند. به این آمیختگی باید منافع ایالات متحده، اتحادیه اروپا و بدون شک منافعچین را نیز افزود.اختلافات قومی، تنوع سنن فرهنگی و هویت های متفاوت مردم، مشخصه بارز کل منطقه است که ممکن است در هرزمان خود آغازگراختلافات و منازعاتی باشد که پتانسیل تبدیل شدن به مشکلات بزرگ تر را دارا می باشند. عملاً وضعیت پذیرفته شده مبنی بر وجود منازعهپایداردر قفقاز جنوبی بیشتر پدیده ای توهم انگیز است. علیرغم بسیاری ازشکافهای فرهنگی، قومی، مذهبی، زبانی و جز اینها در منطقه، قفقاز جنوبی به منزلگاهی برای یکجامعه نسبتاً منسجم تبدیل شده است که انواع کاملی از گروه های قومی در منطقه ای مختلفرا چه از نظر ظاهری و چه از نظر باطنی و نیز به لحاظ بسیاری از مقوله های اجتماعی،از جمله اولویت های اجتماعی مشترک، استانداردهای اخلاقی و رفتاری گرد هم آورده است. این تشابه بنیادی ممکن است از همزیستی چند قرنی در یک منطقه و به همان میزان از تاریخ دو قرنی مشترک با امپراطوریروسیه و اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ناشی شود. حتی زبان کشورهای مهم قفقازجنوبی ـ که در واقع به خانواده های زبانی متفاوت تعلق دارند از جمله هند و اروپایی، قفقازی و ترکی ـ امروزه به یک اتحاد زبانی واحد را تشکیل می دهند.(نظیف،1385،122)
2-3-3- جمهوری های آسیای مرکزی
آسیای مرکزی درجغرافیای کنونی جهان درنقطه اتصال دوقاره آسیا واروپا قرارگرفته واز موقعیت جغرافیایی بسیار مهمی برخورداراست. جمهوری های آسیای مرکزی (دربرگیرنده کشورهای امروزی ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقیزستان) ازشمال وغرب باروسیه ودریای خزر، ازجنوب با ایران وافغانستان، وازمشرق باچین همسایه اند و روسها در راستای سیاست جداسازی اقوام غیرروس از گذشته تاریخی خود «ماوراءالنهر» رابرای این منطقه وضع نموده اند.وسعت آسیای مرکزی3993900 کیلومتر مربع وجمعیت ان حدود 50 میلیون نفر است که بیش از سه چهارم آن مسلمان وسنی مذهب هستند. البته ماوراءالنهر از نظر جغرافیایی به منطقه مابین دو رود بزرگ آمودریا (جیحون) وسیردریا (سیحون) گفته می شود که بخش هایی از 5 جمهوری آسیای مرکزی فعلی را در بر می گیرد.
جدول شماره 2-1-مشخصات سیاسی کشور های حوزه آسیای مرکزی
کشور
وسعت
(کیلومتر مربع)
جمعیت (۲۰۰۹)
تراکم جمعیت
(در هر کیلومتر)
پایتخت
زبان ها (رسمی)
قزاقستان
۲٬۷۲۴٬۹۰۰
۱۶٬۰۰۴٬۸۰۰
۶
آستانه
قزاقی،روسی
قرقیزستان
۱۹۹٬۹۰۰
۵٬۴۸۲٬۰۰۰
۲۷
بیشکک
قرقیزی،روسی
تاجیکستان
۱۴۳٬۱۰۰
۷٬۳۴۹٬۱۴۵
۵۱
دوشنبه
تاجیکی
ترکمنستان
۴۸۸٬۱۰۰
۵٬۱۱۰٬۰۰۰
۱۰
عشق آباد
ترکمنی
ازبکستان
۴۴۷٬۴۰۰
۲۷٬۶۰۶٬۰۰۰
۶۲
تاشکند
ازبکی
منبع: http://fa.tpo.ir
حوزه نفوذ فرهنگی وسیاسی ماوراءالنهرکه از مهم ترین مراکز تمدن شرقی به شمارمی رود، طبق مستندات تاریخی، ازترکستان یعنی نواحی واقع دربین متصرفات مسلمانان ومناطق تحت حاکمیت چین که صحرانشینان ترک ومغول آن رامسکون ساخته بودند تاافغانستان وبلوچستان (پاکستان امروزی) وسین کیانک چین گسترش داشته وحتی گستره منطقه نفوذ فرهنگی آن از این مرزها نیز فراتر رفته است و فرهنگ های تبت ومغولستان وسیبری جنوبی رانیز دربرمی گیرد. این سرزمین باویژگی های متنوع جغرافیایی،پوشیده از کوهستان های بلند چون پامیر وصحراهای گرمی چون قراقوم، قزل قوم وحوزه های متعدد رودخانه ای با زمین های رسوبی وحاصلخیز ودامنه هاواستپ هایی مناسب برای دامپروری مانند قزاقستان می باشد.(واعظی،71،1386)یکی از مهم ترین تحولات تاریخ معاصر،فروپاشی شوروی (سابق) و تأسیس جمهوری های تازه استقلال یافته درآسیای مرکزی به شمارمی رود. این تحولات، نه تنها واقعیت های مربوط به مرزهای سیاسی را تغییرداد، بلکه چهره مناسبات جدیدی را درعرصه مسائل اقتصادی وفرهنگی مابین این کشورها و کشورهای دیگر گشود.جمهوری اسلامی ایران به جهت قرابت، علایق ومشترکات فرهنگی، تاریخی ودینی با کشورهای آسیای مرکزی پس از فروپاشی شوروی، در صدد حضور ونفوذ در هر یک از این کشورها برآمد. اما در طی 23 سال گذشته، روابط فرهنگی ایران با عوامل متعدد همگرایی و واگرایی مواجه بوده است که درک صحیح آن می تواندبه اتخاذ یک دیپلماسی واقع بینانه، پویا، همه جانبه و سازگار با واقعیت های منطقه آسیای مرکزی منجرشودودر قبال آن، ایران می تواند در میان انبوهی از قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای، سهم مناسبی از ظرفیت های سیاسی- اقتصادی وفرهنگی منطقه آسیای مرکزی در اختیار بگیرد.(احمدی منش، 15،1391)
2-4-موقعیت جمهوری های قفقاز پس ازفروپاشی شوروی (سابق)
فروپاشی شوروی (سابق) قفقاز رابه دوقسمت تقسیم کرد.کشورهای آذربایجان، ارمنستان وگرجستان درقفقاز جنوبی، وسرزمینهای باقیمانده که به عنوان قفقاز شمالی درداخل مرزهای روسیه قرار گرفتند. قفقاز شمالی درمنطقه ای دوردست واقع شده وتوسعه نیافته است، ولی دارای اهمیت ژئوپلیتیک واسترتژیک می باشد. این منطقه به عنوان نگهبان روسیه درمقابل جهان اسلام ایفای نقش می کند و در واقع نقش منطقه حائل وخط دفاعی برای روسیه را دارد. اگرچه 7/4 میلیون نفر ساکن درقفقاز شمالی از نظر زبان وقومیت با هم تفاوت دارند اما درپاره ای موارد نیز با یکدیگر اشتراک دارند. آنها دارای آداب ورسوم خاص خود هستند وبه غیر از اوستی ها ، همگی مسلمان هستند.درواقع جمهوری های قفقاز پس از استقلال، به دلیل پیشینه تاریخی خود وپدیدارشدن فضای سیاسی جدید درمنطقه به تنظیم پیوندهای خارجی خود روی آورده اند.تمایلات داخلی کشورها همراه با علاقه قدرت ها برای حضوردر منطقه و تحولات ناشی از فروپاشی، ازجمله عوامل تأثیرگذار درتحولات قفقاز وتنظیم روابط خارجی این کشورها می باشند.(واعظی،86،1386) دراین خصوص می توان به برخی از عوامل به شرح زیر اشاره نمود:
الف:ایجاد تحول دربسیاری ازمفاهیم روابط بین الملل به ویژه باز تعریف غرب ازمفاهیم امنیت و تهدیدات، پس از پایان جنگ سرد.ب:نابسامانی های سیاسی واقتصادی داخلی روسیه وآثارآن برجایگاه بین المللی وسیاست خارجی این کشور که عدم تحرک وناکارآمدی سیاست فعال روسیه درقفقاز به ویژه در دوران یلتسین یکی از پیامدهای آن است.ج: غرب گرایی وتأثیرناپذیری ازالگوهای غربی درمیان برخی از احزاب وشخصیت ها وروشنفکران درجمهوری های قفقاز جنوبی د: افزایش نقش معادلات انرژی وحمل ونقل درقفقازکه این امرخودنیز محصول بازشدن فضای اقتصادی و سیاسی-امنیتی می باشد. به نظر می رسد این تحولات تأثیرگذار ازیک سوموجب واگرایی تدریجی جمهوری های قفقاز به ویژه دوجمهوری گرجستان وآذربایجان ازروسیه وجامعه کشورهای مشترک المنافع(CIS) واز سوی دیگر موجب حضور بازیگران جدیدی به ویژه ایالات متحده آمریکا وناتوگردید (داداندیش،30،1381)
2-4-1-استقلال جمهوری های قفقاز
با فروریختن دیوار برلین درتاریخ نهم نوامبر 1989 میلادی جنگ سرد پایان پذیرفت وعملا” نظام دوقطبی درجهان فروپاشید، هم زمان باروند وحدت دوآلمان، آزادسازی همه اروپای شرقی نیز شروع وپیمان ورشو منحل گردید. نه تنها اتحادجماهیر شوروی سلطه 45 ساله خودرا ازدوش کشورهای اروپای شرقی برداشت، بلکه روند آزادسازی به درون امپراطوری شوروی نیز سرایت کرد.(نقیب زاده، 288،1378) جنبش های اعتراض آمیز مسلمانان جمهوری آذربایجان برعلیه حکومت شوروی سابق ازسال 1989میلادی شروع ومنجر به حذف موانع فیریکی تردد دربسیاری ازنقاط مرزی بین این جمهوری وجمهوری اسلامی ایران شدوبدین ترتیب مردم دوسوی مرز روابط ومعاملات خودرا آغازکردن. (احمدیان،5،1376) لذا با فروپاشی نظام شوروی سابق ونظام دوقطبی وپایان جنگ سرد که باانزوای مسکو ونیز پکن ازمعادلات استراتژیک جهانی همراه بود به ایجاد موقعیتی استثنایی برای ایالات متحده انجامید تا با اعلام نظم نوین جهانی عصر پس ازجنگ سرد در پی عملیاتی نمودن نظام دلخواه خود در سطح بین المللی باشد ازسوی نخبگان سیاسی و نظامی این کشور و نیز رشد بی سابقه اقتصادی چین وتلاش های این کشور در راه نوسازی ساختارهای نظامی خود دور جدیدی از رقابت های میان واشنگتن و مسکو به وجود آورده است. (یزدانی،112،1387)
2-4-2- تحلیل نقش ایران درجمهوری های قفقاز
با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وتأسیس جمهوری های تازه استقلال یافته درقفقاز، ایران به منظور بهره گیری از پتانسیل های موجودو کاستن از عوامل چالش زا در حوزه قفقاز نیازمند برنامه ریزی واقع بینانه و انتخاب استراتژی تساهل و تعقل با تکیه بر تقویت فرهنگ ایرانی- اسلامی به جای غلبه ایدئولوژیک فرهنگ اسلامی در تنظیم روابط بین حکومتی است.(احمدیان،152،1376)ایران بر این باور است که امور قفقاز تنها به کشور های منطقه شامل گرجستان، آذربایجان و ارمنستان مربوط نمی شود و ایران، ترکیه و روسیه نیز در این مورد حقوقی دارند.تهران به طور خاص از نفوذ اسرائیل در قفقاز نگران است و می کوشد تناقض های خاورمیانه ای بین تهران و تل آویو را به صحنه قفقاز انتقال دهد. همچنین ایران در برقراری روابط دوجانبه با کشور های قفقاز، ترجیح می دهد که بیشتر بر خواسته های منطقه ای تکیه کند تا رویکرد های مذهبی. این نکته قابل توجه است که بخش قابل توجهی از جمعیت آذربایجان را مسلمانان شیعه تشکیل می دهند. اما انسجام مذهبی روابط دوجانبه ایران و آذربایجان را تحت انحصار خود درنیاورده است. در مورد مساله دریای خزر نیز باکو و تهران دیدگاه های متفاوتی دارند اما با وجود سابقه تاریخی تنش ها و درگیری ها و اتهام زنی های اخیر در خصوص انجام امور جاسوسی از سوی ایران در آذربایجان و از سوی اسرائیلی ها در آذربایجان علیه ایران، وزیران دفاع آذربایجان و ایران برای آموزش های نظامی مشترک با یکدیگر ملاقات کرده اند. روابط ایران و ارمنستان در سابقه تاریخی خود موفقیت های بیشتری را به ثبت رسانده است. در این رابطه، مذهب نقش کلیدی ایفا نمی کند. از سوی دیگر ایران و ترکیه به یکدیگر اعتماد کامل ندارند. ترکیه با پیشنهاد چارچوب قفقاز پس از جنگ روسیه و گرجستان در سال 2008 از ایران عبور کرد و آن را خارج از بخش امینی قفقاز قرار داد در حالی که تهران آنکارا را در ساختار امنیتی 3 +3 خود قرار داده بود. تهران در مورد قفقاز بارها ثابت کرده که به دنبال نقش آفرینی در این بازی ژئوپولیتیکی است.http://www.mardomsalari.com/template1))
ایران می خواهد یک قدرت منطقه ای باشد، پس باید روابط خود را با کشورهای قفقاز جنوبی تقویت نموده و گسترش دهد. علاوه برجنبه سیاسی، جنبه اقتصادی این روابط اهمیت زیادی دارد.ایران فعلاً از ترکیه که با گرجستان و آذربایجان روابط نسبتاً توسعه یافته ای دارد، عقب مانده است. به عنوان مثال، تبادلات بازرگانی ترکیه با آذربایجان تنها در یک سال گذشته برابر 3.5 میلیارد دلار و با گرجستان 500 میلیون دلار بوده است. ترکیه حاضر است در بخش های انرژی، بانکداری و ارتباطات گرجستان و در شرکتهای کوچک و متوسط این کشور تا 2 میلیارد دلار سرمایه گذاری کند.مهمترین مانع بر سر راه توسعه روابط اقتصادی و سیاسی ایران با گرجستان، موضع گیری گرجستان است که در همه زمینه ها از ایالات متحده پیروی می کند. تبادلات بازرگانی بین ایران و گرجستان زیر یک درصد است. به نوعی می توان گفت که تبادلات بازرگانی بین دو کشور تقریباً وجود ندارد و این در حالی است که پیوندهای اقتصادی موجب توسعه روابط سیاسی می گردد. با توجه به اینکه ایران با روسیه روابط حسنه دارد، گرجستان به نوعی از تهران فاصله می گیرد که همین امر به نوبه خود ناظر بر تقویت روابط با ترکیه است. مناسبات ایران با آذربایجان، کشور دیگر قفقازجنوبی، رو به تنزل گذاشته است. یادداشتهای پیاپی وزارت امور خارجه ایران خطاب به باکو، تمایل آشکار آذربایجان به گسترش روابط با اسراییل و ادعاهای سرزمینی بعضی نمایندگانی مجلس ملی آذربایجان از ایران، از جمله عواملی هستند که موجبات برقراری روابط سالم را فراهم نمی کنند. موضع گیری ایران در قبال مناقشه ناگورنو قره باغ در این زمینه نقش مهمی بازی میکند. منطق مقامات باکو این است که ایران باید مانند ترکیه از تلاش باکو برای «احیای تمامیت ارضی» پشتیبانی نماید.حل نشدن مسأله تقسیم دریای خزر نیز یکی از علل تنش بین دو کشور است. به عبارت دیگر، در روابط بین دو کشور مشکلات فراوانیبه چشم می خورد اما آذربایجان می داند که در صورت وقوع تحولات منفی در قفقاز، ناتو که تصمیم گرفته است در امور سوریه مداخله نکند، بدیهی است که وارد منطقه قفقاز نیز نخواهد شد زیرا درد سر جدیدی همانند افغانستان نمی خواهد. بنا بر این امید به کمک آمریکا و ناتو چندان زیاد نیست. درخصوص ارمنستان نیز به علت بسته بودن مرز، تبادلات بازرگانی بین ترکیه و ارمنستان بسیار اندک است در حالی که ایران چهارمین شریک بزرگ بازرگانی ارمنستان است و تبادلات بازرگانی بین ایران و ارمنستان در سال جاری می تواند به ۱ میلیارد دلار برسد. ایران صادر کننده جایگزین نیروی برق و سوخت به ارمنستان است و موافقت گردیده تا ساخت نیروگاه برق آبی «مگری» در جنوب ارمنستان را شروع نماید.برای تهران اهمیت دارد که ارمنستان در صورت توسعه ناگواراوضاع درزمینه برنامه هسته ای، به تکیه گاهی برای استقرار هواپیما هایی تبدیل نشود که تأسیسات هستهای ایران را هدف قراردهند.ایران به همین منظوراززمان استقلال یافتن ارمنستان نهایت تلاش های خودرا به عملآورده که ارمنستان با ثبات، توسعه یابد.بنابراین شاهد نه دوستی اجباری بلکه مصلحت سیاسی و اقتصادی هم درمورد ایران وهم در مورد ارمنستان هستیم.
http://www.iras.ir/vdceof8w.jh8exi9bbj.html))
2-4-3- تحلیل نقش ترکیه درجمهوری های قفقاز
موقعیت استراتژیک و منحصر به فرد ترکیه به عنوان حلقه اتصال میان اروپا و آسیا و همچنین حالت شبه جزیره ای آن و نقشی که تا این اواخر به عنوان نقطه اتکای غرب (دروازه بان) در مقابل بخش اروپایی اتحاد جماهیر شوروی سابق بازی می کرد، برای دنیای غرب حائز اهمیت بوده است. کما اینکه این کشور سالها عضو پیمان آتلانتیک شمالی بوده که رودر روی، دشمنی مشخص که اتحاد شوروی و پیمان ورشو باشد قرار داشت و اکنون احساس می کند که در قبال تحولات جاری در موقعیتی محوری واقع شده است. فروپاشی اتحاد شوروی به طور غیر قابل انکاری فرصت های جدیدی برای ترکیه خلق نمود. این فروپاشی اجازه داد تا کشورهای منطقه قفقاز استقلال خود را بدست آورند و این شانس برای ترکیه فراهم گردیدتا نقش بزرگتری ایفا نموده وتاثیر سیاسی و اقتصادی جدیدی را معمول دارد. (انصاری، 1373،267)
ترکیه همواره به قفقاز توجه خاصی داشته است . اندیشه ناسیونالیسم ترک ریشه های اساطیری خود را در قفقاز می دید. پان ترکسیم که از اواخرقرن نوزدهم و همراه با بروز تغییر و تحولات عمده در عرصه افکار ترک ها که رژیم عثمانی را رژیمی کهنه و رو به زوال می پنداشت. ظهور مقتدرانه ای ازخود نشان داده بود. اما در فاصله سال های 1900 تا شروع جنگ جهانی اول به دلیل ضعف و چندان موفقیتی کسب کند. با این حال انقلاب 1908 ترکهای جوان که بر انگیزنده اندیشه پان ترکیسم بود رهیافت های نوینی را برای آینده مطرح ساختند.درسال آخرجنگ جهانی اول و در حالی که عثمانی ها رویاروی جنگ بزرگی در بین النهرین و روسیه بودند، اهتمام عمده آنها معطوف به قفقاز بود.(بیات، 1370،12) ایده پان ترکیسم بعد از فروپاشی شوروی باردیگردرترکیه برجای ماندهاز عثمانی مطرح گردید.دراین راستا ترکها در قالب ایده پان ترکیسم به کشورایران وروسیه به عنوان قدرت سنتی وتاریخی درمنطقه به دیدرقیب نگریسته ودرطی 20 سال اخیرسعی نموده اندتا درعین رقابت به عنوان کشوری که می تواندتامین کننده اهداف کوتاه مدت، میان مدت و حتی درازمدت غربیها در منطقه باشد، خود را به عنوان یک محورمنطقه ای مهم و هماهنگ با آنها مطرح نمایند.درمجموع نقش ترکیه را درمنطقه و قفقاز به صورت کلی می توان به سه دوره تقسیم کرد:
1) فعالیت هدفمند در اوایل استقلال این جمهوری ها در قالب سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و… تعریف شده ، به منظور ایجاد جای پا
2) مشارکت در برخی از کنسرسیوم های نفتی در مرحله اکتشاف و بهره برداری از منابع نفت وگاز در جمهوری های منطقه .
3) حضور جدی درایجاد واحداث خطوط صادراتی انرژی نفت وگاز منطقه به عنوان کشوری که سعی داردتا نقش اصلی را به لحاظ سرزمینی درترانزیت وعبورخطوط نفت وگاز منطقه درمیان مدت ودراز مدت عهده دارشود. البته پرواضح است که ترکیه درهرسه مرحله فوق به لحاظ تضادعملی ورقابت بادو قدرت همجوارمنطقه یعنی ایران وروسیه، در تمامی مراحل حمایت بدون شائبه غرب و امریکا را با خود به همراه داشته است. که شاید دلیل اصلی موفقیت آن نیز همین عامل مهم بوده است. (کرمی ،1388، 3)
همچنین ترکیه در این راستا و به واسطه ایجاد پتانسیل های بالقوه وبالفعل و با بهره گیری ازنفوذ ایجاد شده اقدام به ایجاد و راه اندازی جریانات حزبی ، قومی ، دینی ورسانه ای همسوبا سیاستهای خود در برخی از این جمهوری ها نموده که وظیفه آنها فرهنگ سازی درافکار عمومی مردم این جمهوری ها در راستای منافع دلخواه خود و پیشبرد آنها است.( منبع پیشین 1388، 14) به نظرمی رسد، پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وظهورکشورهای مستقل درمنطقه آسیای مرکزی وقفقازبه عنوان وارثان اتحاد شوروی، فضای تنفسی جدیدی بهلحاظ سیاسی، اقتصادی، فرهنگی وحتی تجاری برای کشورهای همسایه این جمهوری ها و همچنین برخی از قدرتهای بزرگ ومنطقه ای درجهان بوجود آمدتا با ورود درعرصه این جمهوری ها درزمینه های گوناگون واز جمله سرمایه گذاری ومشارکت درطرحهای اکتشاف وحمل وترانزیت انرژی وبه ویژه منابع زیرزمینی موجود نفت وگازدراین منطقه به فعالیت بپردازند. دردوران حکومت کمونیستها دراتحادشوروی به لحاظ زمین شناسی وژئولوژیکی، تحقیقات اولیه وعلمی گسترده ای درجهت شناسایی منابع ولایه های زیرزمینی درحوزه پیرامونی دریای خزرودر مناطق آسیای مرکزی و قفقاز صورت پذیرفته بود و اطلاعات علمی اولیه مورد نیاز دراین زمینه عمدتاً در مجموعه ادارات ذیربط ووزارتخانه های نفت و انرژی در این جمهوری ها به صورت آرشیو نگهداری می شدند.البته قطعاً یکی ازدلایل دست نزدن به برخی ازاین تحقیقات وعدم بهره برداری از منابع شناسایی وحتی اثبات شده، نبودن منابع مالی جهت سرمایه گذاری اقتصادی درداخل مجموعه اتحاد شوروی ولزوم تامین منابع خارجی به منظوربالفعل نمودن استفاده از این ذخایر زیرزمینی بوده است.بعد از فروپاشی، فضای جدیدی برای سرمایه گذاری شرکت های خارجی دراقتصاد جمهوری های استقلال یافته فراهم آمد.
2-4-4- تحلیل نقش روسیه درجمهوری های قفقاز
منطقه قفقاز جنوبی برای روسیه به حدی حیاتی است که می توان در تحلیل اندام وار آن را به قلب استراتژیک این کشور تشبیه نمود. این اهمیت عمدتاً ریشه در جغرافیا است که منطقه قفقاز از نظر اقتصادی و امنیتی برای روسیه بسیار مهم و با اهمیت می شود وپیرامون خودرا حوزه منافع حیاتی خود می داند و برای تامین امنیت در آنها برای خود مسئولیت ویژه ای قائل است. به نظر روسها در صورت گسترش دامنه بحران در «خارج نزدیک» فدراسیون روسیه از اصلی ترین آسیب دیدگان آن خواهد بود. از دیدگاه مقامات روسی باید در زمینه های ذیل این کشور اقدامات خود را انجام دهد:
1-تامین ویژگی چند جانبه عملیات حفظ صلح 2- حفظ آزادی عمل روسیه و نقش برجسته وانحصاری آن 3- کسب حمایت بین المللی برای مداخلهدرخارج نزدیک بعنوان حوزه انحصاری امنیت روسیه (سجادپور، 1386 ، 463)
از دیدگاه مسکو ، قفقاز مکمل ژئواستراتژیک فدراسیون روسیه است و با تعدیل حضور ایالات متحده امریکا ، ترکیه و اروپا در آن می بایست این منطقه مجدداً زیرسیطره روسیه در آید. ایالات متحده نیز برای اطمینان از استمرار روند تلاش روسیه ،تضمین استقلال دولت های نوپا، متنوع ساختن واردات انرژی و کنترل یکی از منابع انرژی اروپا ، کنترل ایران و جریان اسلام گرایی وارد این صحنه شده است. (کامران و کریمی پور ،1383، 188) قلمرو ژئوپلتیک روسیه که اساساً منطقه آاسیای مرکزی، قفقاز و اروپای شرقی می باشد بر سر حوزه نفوذ چند قدرت قرار دارد. در شمال، اتحادیه اروپا و ناتو در غرب، ایران درجنوب، هند وچین در شرق قرار گرفته است. وجود ذخایر نفت وگاز نیز در منطقه قفقاز سبب گردید که این منطقه نیز از کانون های عمده اوراسیا محسوب شود .بعلاوه عوامل ژئوپلتیکی منطقه نیز بر اهمیت این سرزمین افزوده است. (زارعی، 1385 ،15) روسیه همواره یک قدرت سرزمینی بوده است و از هنگامی که در قرن 15 دولتی متمرکز برپا کرد، تسلط بر منطقه پیرامونی را به عنوان یکی از اهداف خود تعیین نمود. شرایط ژئوپلتیک روسیه، نبود قدرتهای همطراز در منطقه و ضعف قدرتهای ملی همه از وجوه بارز تمایل به توسعه طلبی ارضی از طرف روسیه بوده است. انتقال به دوران شوروی در ارتباط با حوزه سیاست پیرامونی روسیه تنها یک تغییر شکل در برداشت روسیه شوروی بود.زیرا که جمهوری های پیرامونی از اهمیت بالایی در سیاست این کشور برخوردارند. قفقاز محل اتصال برخورد وچالش قدرتهای متعدد رقیب بود از این رو مسکو همواره برای این منطقه که از یک سو محل تلاقی منافع آن با ایران و از سوی دیگر با ترکیه و سایر قدرتهای بزرگ اروپا بود اهمیت زیادی قائل بوده است. بیشتر از دو قرن از هنگامی می گذرد که امپراطوری روسیه استراتژی ماوراء خود را اعمال نمود. پس از تسلط برقفقاز روسیه به دو هدف مهم دست یافت اولاً در اتصال دولت های اسلامی منطقه یک تکیه گاه برای تمدن مسیحی ایجاد شد ثانیاً مرزهای جنوبی روسیه تحکیم گردید. (هرسنی،1386،17)
روسیه که مواظب خیز بلند ایالات متحده و اروپا به این منطقه می باشد، با بهره گیری از همه برگ های برنده خواهان تداوم سلطه ی خود بر منطقه قفقاز است. قبولاندن بازیگری گریز ناپذیری خود بر کشور های منطقه قفقاز به ضعف نظامی این کشورها و وابستگی آن ها به قدرت نظامی روسیه وسلطه فرهنگی از طریق الفبای سریلیک و آشنایی مردم این کشورها با ادبیات روسیه ازاهداف آن کشور می باشد.(نقیب زاده ،1386 ،86)
2-5-تحلیل بحران های مختلف درقفقاز
منطقه قفقاز با ویژگیهای جغرافیایی خود سبب پیدایش اقوام گوناگونی شده است که اززمانهای دور تاکنون، درکنارهم زیسته ودرحوادث تاریخی بیشماری، تاریخ منطقه را پدید آورده اند. درحال حاضر دراین منطقه حدود 50قوم از سه خانواده قفقازی( ایبری، هند –اروپایی وترک-آلتایی ) زندگی می کنندوادیان اسلام (اکثریت)، مسیحیت ویهود (اقلیت ) درکنار یکدیگر چشم اندازهای فرهنگی متضادی همچون چشم اندازهای متفاوت جغرافیایی بوجود آورده اند.منطقه قفقاز که اززمان حکومت ساسانیان تحت سیطره امپراطوری ایران قرار داشت، دردوره های متعدد تاریخی خراج گزار پادشاهان ایران بود. این منطقه یا توسط امرای ایرانی ویا توسط حاکمان محلی دست نشانده دولت مرکزی ایران اداره می شد.هرزمان که حکومت مرکزی ایران در اثر درگیری های داخلی وجنگهای پیرامونی ضعیف می شد، این مناطق ادعای استقلال می کردند. با فروپاشی دولت صفوی و برروی کارآمدن حکومت افشاریه وزندیه اقتدار حکومت ایران دراداره قفقاز اندکی سست شد.
نقشه شماره 2-1- تصویر مرز ایران – روسیه تزاری در قفقاز پیش از عهد نامه گلستانو ترکمانچای
منبع :Wikipedia
ودراواسط دوره قاجاریه وحکومت فتحعلی شاه دراوایل قرن نوزدهم ، قفقاز به کلی از ایران جدا شد. منطقه قفقاز جنوبی بخش جنوبی سرحدات روسیه را تشکیل می دهدو لذا به همین دلیل در دوره حکومت شوروی از اهمیت خاصی برخوردار بوده است. درطول تاریخ قفقازدارای فراز ونشیب هایی بوده است. امروزه قفقازیکی ازبحرانی ترین مناطق جهان بشمارمی رود. دراستراتژیهای دولت فدرال روسیه دربرخورد با مسائل پیرامون جمهوریها منطقه قفقاز در دکترین نظامی روسیه درسال 1993 تنظیم شده وبه عنوان منطقه ای بسیار مهم مورد ملاحظه قرار گرفته است. (امیر احمدیان، 13،1381)
به نظر می رسد قفقاز به دلیل موقعیت ژئواستراتژیک، اهمیت امنیتی، وجود برخی بحران ها و اختلافات قومی، وجود ذخائر انرژی و ترانزیت آن به بازارهای مصرف همواره مورد توجه قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای قرار داشته است. ضعف روسیه پس از فروپاشی و رویکرد غرب گرای دولت یلتسین موجب کم توجهی به آسیای مرکزی و قفقاز شد که در نتیجه آن خلأ قدرت در این منطقه به وجود آمد. شرایط جدید پس از فروپاشی و مزیت های ژئوپلیتیک منطقه موجب رقابت میان قدرت های مختلف برای حضور و نفوذ در این منطقه گردید. پس از به قدرت رسیدن پوتین در سال 2000 روسیه رویکرد خود را نسبت به منطقه تغییر داد.
2-6-تحلیل چشم انداز ژئوپلیتیک جمهوری های قفقاز
همانگونه که اشاره گردید، جایگاه قفقاز از نظر موقعیت ژئوپلیتیکی بسیار خاص و مهم می باشد.از جمله مهمترین فاکتورها و ویژگی های برجسته منطقه قفقازبدین شرح می باشد:
1-وجوذ ذخایر غنی زیرزمینی انرژی (نفت و گاز) 2- داشتن موقعیت جغرافیایی مهم بین دریای خزرو دریای سیاه در حوزه اوراسیای جدید 3- مسیرو کریدورحمل ونقل وبه ویژه انتقال انرژی دریای خزر به اروپا و غرب 4- حلقه ی وصال اروپا و آسیا 5- قرارداشتن بین دودین بزرگ اسلام ومسیحیت 6- پل ارتباطی میان شمال وجنوب وشرق وغرب 7- محل تلاقی تمدنهای بزرگ وکهنتبدیل شدن ازمسیر تجارت شرق به غرب ازلحاظ تاریخی به مسیرتوسعه وکریدورحمل ونقل وبه ویژه ترانزیت انرژی ازجنوب به شمال یا برعکس، بیانگر جایگاه مهم ژئوپلیتیکی قفقاز است.
پس ازفروپاشی امپراطوری روسیه هرکدام ازجمهوری های جدیدالتاسیس به موازات کسب استقلال سیاسی تلاش داشتند تا درساختارهای اقتصادی منطقه ای حضور داشته باشند. جمهوری ارمنستان به دلیل موقعیت بعداز جنگ قره باغ و مشکلات تاریخی با ترکیه تنها می توانست با همسایگان شمالی و جنوبی خودیعنی گرجستان وایران مراودات تجاری مرزی داشته باشد. درمورد سازمان های اقتصادی منطقه ای نیزعضویت ارمنستان درسازمان های اقتصادی (اکو) می توانست بسترخوبی برای همکاری های اقتصادی منطقه ای برای آن کشورمحسوب شودولی عضویت دراین ساختار که همه اعضای آن کشورهای اسلامی هستندمشکلی بر سرراه ارمنستان بوده وهرچندکه اساسنامه این سازمان اشاره ای به مسلمان یا مسیحی بودن اعضای آن نداشته است. لذا ارمنستان برای پر کردن خلا ناشی از عدم حضورخود درسازمان اکودرصددایجاد همکاری های سه جانبه با محوریت ایران برآمده است که در نتیجه همکاریهای سه جانبه ارمنستان ـ ایران ـ ترکمنستان و ارمنستان ـ ایران ـ یونان شکل گرفت. البته همه این همکاری های سه جانبه پس از ایفای رسالت تاریخی، جای خودرا به همکاری های سازمان یافته تری درابعاددیگر دادند. (امیر احمدیان ،1387، 253)اختلافات بین گرجستان و روسیه ( جنگ دراوستیا ) سبب گرایش و توجه دیپلماتیک و تجاری بیشتر آن کشور به سوی غرب و عضویت آن کشور در پیمان های نظامی، تجاری و امنیتی گردیده است. آذربایجان سکولاربا جمعیت اکثرا سنی متحد ترکیه و غرب نگران تغییر موضع غرب در خصوص مشکل قره باغ می باشد. با توجه به بالانس قدرت در منطقه که کفه آن در حال حاضر به طرف غرب متمایل است ، منطقه قفقاز با تحولات و تغییرات سریع سیاسی و امنیتی روبرو خواهد بود.

مطلب مشابه :  پایان نامه روانشناسی درباره : طرحواره های ناسازگار

فصل سوم:
تحلیل ژئوپلیتیک جمهوری ارمنستان

3-1-تاریخ جغرافیای ارمنستان
ارمنستان پیش از سال ۱۴۵۴ یک پادشاهی توانگر با فرهنگی پرمایه بود که در برهه ای از زمان همه سرزمینهای میان دریای سیاه و خزر را در بر می گرفت. مردم ارمنستان در طول تاریخ زرتشتی مزداپرست بودند که با شاخه زرتشتی زروانی ساسانیان تفاوتی داشت. ارمنی های زرتشتی بیشتر بر پرستش مهر تاکید داشتند ولی پس از آن دین مسیحیت در این منطقه رواج یافت. در سال ۳۰۱، ارمنستان نخستین کشوری بود که مسیحیت را دین رسمی کشور برگزید (دوازده سال پیش از روم).پس از سرنگونی پادشاهی ارمنستان در سال ۴۲۸ میلادی، این منطقه از نو بخشی از ایران شد. ارمنستان مدتهای زیادی جزئی از ایران بوده است و فرهنگ آن از ایران تاثیر زیادی پذیرفته است،در دور دوم جنگهای ایران و روسیه تزاری در سال ۱۲۰۶ هجری خورشیدی که زمان فتحعلی شاه قاجار رخ داد، سپاه ایران به فرماندهی عباس میرزا از ارتش روسیه شکست خورد. سپس در پی پیمان نامه ترکمانچای، یافت روابط تاریخی ایران و ارمنستان یکی از قدیمی ترین و طولانی ترین روابط میان ملتها است. ارامنه معتقدند در طول تاریخ بهترین رفتار را از ایرانیان سراغ دارند.(نوری زاده،155،1389)
سابقه رابطه این دو کشور همسایه به حدود 3000 سال پیش بر می گردد. در تاریخ ارمنستان نمی توان بدون آشنایی با تاریخ ایران بطور دقیق مطالعه کرد. پس از پایان جنگ جهانی اول و استقلال ارمنستان در 28 مه 1918 روابط ارمنستان با ایران وارد مرحله ای نوین شد. ارمنستان در این زمان از ناحیه غرب مورد تهدید ترکیه قرار داشت و در شرق و بر سر مناطق قره باغ وزنگه زور در جنگ با آذربایجان بود. در مرزهای شمالی ارمنستان و گرجستان بر سر مناطق آخال کلک و سوری اختلافاتی را داشتند و در داخل ارمنستان نیز بلشویکها تلاشهایی را برای ساقط کردن حکومت جمهوری آغاز نموده بودند. به همین دلیل جمهوری ارمنستان اهمیت ویژه ای را به روابط خود با ایران می داند و انتخاب و اعزام پرنس هوسپ آر نموتیان به تهران به عنوان سفیر ارمنستان در ایران نشان از اهمیتی داشت که ایروان به روابط خود با تهران می داند. (وزارت امور خارجه «موضوع ارمنستان » 1388 ،165)جمهوری ارمنستان با 29800 کیلومتر مربع مساحت، در جنوب غربی منطقه قفقاز و با کمی فاصله از سواحل جنوب شرقی دریای سیاه واقع شده و همچون کمربندی بین مرزهای جمهوری اسلامی ایران از یک سو و جمهوریهای آذربایجان و گرجستان از سوی دیگر گسترده شده است. این کشور از جنوب با جمهوری اسلامی ایران، از جنوب غربی با جمهوری خود مختار نخجوان، از غرب با ترکیه و از شمال با گرجستان و از شرق با جمهوری آذربایجان مرز مشترک دارد.کشور ارمنستان کشوری کوهستانی است که در شمال فلات ایران، در غرب فلات ارمنستان و جنوب سلسله جبال قفقاز واقع شده است. ارتفاع میانگین کشور ارمنستان از سطح دریا 1800 متر است و تنها 10 درصد شهر هایارمنستانکمتر از 1000 متر ارتفاع دارند. بلندترین قله ارمنستان آراگاتس است که در شمال غرب این جمهوری واقع است و 4090 متر ارتفاع دارد.
نقشه 3-1- موقعیت جغرافیایی کشور ارمنستان
منبع: National online project
مهمترین دریاچه کشور ارمنستان دریاچه سواندر شرق این کشور واقع شده است و نقش بسیار چشمگیری در اکوسیستم منطقه ایفا می کند و چون در ارتفاع 1924 متری از سطح دریا قرار گرفته است، یکی از مرتفع ترین دریاچه های آب شیرین بزرگ جهان است. با توجه به کوهستانی بودن این کشور رودهای ارمنستان اکثرا کوتاه و دارای جریان بسیار سریع هستند. اکثر رودهاییارمنستاناز طریق رود ارس یا رودهای کورا یا آخوریان به دریای خزر سرازیر می شوند،مهمترین رود های ارمنستان عبارتند از رود کوراکه از گرجستان سرچشمه می گیرد و به خزر می ریزد، رود آخوریانکه در مرزهای ارمنستان با ترکیه قرار دارد، رود هرازدان که از شهر ایروان می گذرد، رود آرپاکه به دریاچه سوان وصل می شود، رود وروتاندر جنوب این کشور. رودهای این کشور اگرچه می توانند به عنوان منبع خوبی برای تامین انرژی الکتریسته و آب مصرفی کشور به کار روند، ولی به واسطه وجود آبشارها، سرعت زیاد آب جاری و پهنای کم آنها قابل کشتیرانی ندارندطبق آخرین سرشماری(2010)
پس از جنگ جهانی دوم اهمیت استراتژیک ارمنستان افزایش یافت و برای مقابله با تهاجم احتمالی ناتو از طریق ترکیه، صدها واحد از نیروهای نظامی متعارف بلوک شرق در کشور ارمنستان استقرار یافت. پس از فروپاشی شوروی و ایجاد کشور های مشترک المنافع، هر چند احتمال تقابل میان نیروهای روسیه و غرب تا حد زیادی اهش یافته است ولیکن با توجه به این امر که مرز میان کشور ارمنستان و ترکیه هنوز نیز یکی از اصلی ترین محل های تلاقی بزرگترین قدرت های هسته ای جهان یعنی جامعه مشترک المنافع و ناتو می باشد، پس می توان گفت از اهمیت استراتژیک کشور ارمنستان از این نظر کاسته نشده است. از سوی دیگر مسائل جدیدی مطرح شده که اهمیت استراتژیک کشور ارمنستانرا برای امنیت ملی کشورهای منطقه دو چندان کرده است.(منبع پیشین،157)یکی ازاین مسائل که می تواند برروی امنیت ملی روسیه و برخی دیگر از کشور های منطقه تاثیر مستقیم داشته باشد، طرح تئوری پان تورانیسم است که براساس آن کلیه ممالک ترک زبان از مرزهای چین تا بالکان با یکدیگر متحد شده وامپراتوری بزرگی را تشکیل می دهند که کلیه ترک زبان ها را تحت یک پرچم واحد گرد می آورد.طبیعی است که تحقق یک چنین اندیشه ای باعث ایجاد یک امپراتوری بزرگ ترک در اوراسیا شده و کلیه معادلات استراتژیک را در منطقه به هم خواهد ریخت و تاثیر قابل توجهی بر امنیت ملی تمامی کشور های منطقه خواهد داشت. در این میان تنها کشوری که جلوی تحقق یک چنین اندیشه ای را می گیرد جمهوری کشور ارمنستان است که همچون کمربندی بین ترکیه و جمهوری ترک زبان قفقاز و آسیای مرکزی قرار گرفته و ارتباط آنان را مختل نموده است.
3-1-1-دین وفرهنگ
بیشترین جمعیت مردم ارمنستانرا نژاد ارمنی تشکیل می دهد که حدود 98% جمعیت کشور است. ارامنه از زمان قدیم در جنوب منطقه قفقاز ساکن هستند و آنان نیز همانند ایرانیان خود را آریایی می دانند. مردم ارمنی از نظر فرهنگی شباهت های زیادی با ایرانیان دارند و این برگرفته از تاریخ این دو کشور است. ارامنه تا سال 1990 یعنی پس از فروپاشی شوروی دائمآ بین دو کشور ایران و شوروی(روسیه) تقسیم می شدند، گاهی زیر سلطه ی ایران و گاهی هم روسیه، از این رو فرهنگ و آداب روسی نیز در بین آنان دیده می شود.زبان مردم ارمنستان ارمنی است که همانند هر زبان دیگر دنیا دارای گویش های مختلفی است. زبان ارمنی در سال 406 میلادی توسط مسروپ ماشتوتس اختراع شد این زبان برگرفته از 39 حرف می باشد.(واعظی،178،1386)
ارامنه ساکن در خارج کشور جمعیتی بیش تر از ارامنه داخل دارند؛ یک میلیون و صد و سی و یک هزار ارمنی در روسیه، 560 هزار ارمنی در ایران، 556 هزار ارمنی در آمریکا و 540 هزار ارمنی در فرانسه ساکن هستند. این کشورها به ترتیب بیش ترین ارامنه جهان را دارا می باشند. پرطرفدارترین ورزش در ارمنستان شطرنج است و بعد از آن می توان به بسکتبال و فوتبال اشاره کرد. هنر و موسیقی نزد ارامنه جایگاه ویژه ای دارد، ساز دودوک سازی است ارمنی که امروزه شهرت جهانی دارد.روش و منش زندگی ارمنی ها مانند دیگر اروپاییان است. مردم ارمنستان نسبت به مردم آذربایجان احترام بیشتری به مسافران ایرانی می گذارند. باتوجه به ارتباطات فرهنگی گسترده این دو منطقه با ایران ، شاید این مسئله مربوط به حمایت های تلویحی ایران از ارمنستان در جنگ با آذربایجان باشد.www.armanestan.co))
زبان ارمنی یکی از شاخه های مستقل زبان هند و اروپایی است که با زبان فارسی روابط خویشاوندی نزدیک دارد. به روزگار اشکانیان، ایرانیان و ارمنیان به راحتی زبان یکدیگر را درک می کردند. بسیاری از واژه های پهلوی اشکانی هم اکنون نیز در زبان ارمنی مشاهده می گردد. داستانها و افسانه های ایرانی و ارمنی شباهت بسیار بهم دارند و از یکدیگر متاثر گردیده اند. آرش کمانگیر با جانفشانی و فداکاری و با پرتاب تیر مرز ایران و توران را تعیین کرد و هایگ کمانگیر با تیری که در چشم بعل دوخت ارمنیان را نجات داد.زبان ارمنی یکی از زبانهای آریایی است که با زبان پارسی پیوندی ناگسستنی دارد. متجاوز از یک سده است که پژوهشگران به مطالعه زبان ارمنی پرداخته اند و با تعداد بیشماری از واژه های پارسی در زبان ارمنی برخورد کرده اند. پاره ای از خاورشناسان پس از مشاهده این واژه های همانند، گمان کردند زبان ارمنی، مانند زبان اوستایی و پهلوی یکی از شعبه های زبان ایرانی است. کتاب پیتو یا پیتوئیتس را باید جزو قدیمی ترین آثار ادبیات مکتوب ارمنی به شمار آورد. در این کتاب که یگانه سند ادبی تاریخ باستان ارمنی است درباره ی هومر، هسیودس، مناندروس و ویوریپدوس سخن به میان آمده و مطالبی درباره ی فولکلور یونانی نگاشته شده است.در شعر نیز ارامنه سابقه ی درخشانی برجای گذاشته اند. سبک شعری لیریک ارمنی عنوان خود را ازواژه ی یونانی “لیرابر” گرفته است که به معنای ساز چهار سیمی و یا هفت سیمی است. شعر لیریک ارامنه قرن ها دارای محتوای مذهبی بوده و در آنها حضرت مسیح و مریم مقدس و یا روحانیون طراز اول کلیسا، تحسین وتقدیس شده اند.با این حال اشعار غیر مذهبی لیریک نیز اولین بارتوسط داوتاک سروده شده است. پس ازوی شاعرنامی ارمنی گریگور نارگاتسی که خود یک روحانی کلیسا بود از این سبک بهره جست و اولین شاعری بود که در این سبک شعری مظاهر طبیعی، گل سرخ، سوسن، شبنم، دریای گل و غیره را وصف نمود. (نوری زاده ،1376،600) 94 % از مردم ارمنستان مسیحی ارمنی بوده که پیرو کلیسای اچمیادزین می باشند. مذهب ارامنه در میان مسیحیان نزدیکترین شاخه به مذهب ارتدکس بوده و شباهتهائی نیز میان کلیسای اچمیادزین و کلیسای ارتدکس وجود دارد.لیکن بطور کل مسیحیان ارامنی خود را پیرو مذهب گریگوریانس (گریگورلوساوریچ ) اولین رهبر مذهبی ارامنه که ایرانی الاصل نیز بوده است دانسته و از نظر مسائل مذهبی مستقل عمل می نمایند.ارمنستان بعنوان اولین کشوری است که مسیحیت را در اواخر قرن سوم میلادی بعنوان مذهب رسمی کشور برگزیده و طی تاریخ پر فراز و نشیب خود ، کلیسای ارمنی تاثیر زیادی در حفظ هویت ملی ارامنه داشته و گاه نیز نقش رهبری سیاسی و اجتماعی را برعهده داشته است .بدلیل تاثیر فرهنگ مارکسیستی حاکمدر زمان شوروی ، مردم زیاد با مفاهیم دینی آشنا نیستند لیکن پس از استقلال مقامات کلیسای ارمنی تلاش نموده است که مردم را با مفاهیم دینی آشنا نمایند.اگرچه رهبران دینی مورد احترام مقامات سیاسی می باشند لیکن در صحنه سیاست کشور مقامات کلیسا از حوزه قدرت خارج بوده وتاثیر گذار نمی باشند. (نوری زاده،195،1389)
مصادف با1700 مین سالگرد پذیرش مسیحیت تلاش زیادی بعمل آمد تا ارمنستان به دنیا معرفی گردد تا بدینوسیله از درآمدهای توریستی بهره مند شود. رهبران مذهبی نیز در صدد نفوذ بیشتر خود وپر رنگ نمودن نقش مذهب در ارمنستان بودند لیکن استقبالضعیف وکمتر از حد انتظار بود و فقط حدود 25000 توریست از 300000توریست پیش بینی شده به این کشور جهت شرکت در مراسم 1700 مین سالگرد پذیرش مسیحیت سفر کردند. در ارمنستان همچنین جوامع کوچکی از پیروان مذهب مسیحی ارتدکس، اسلام، یهودی و زرتشتی نیز وجود دارد. به نظر می رسدبزرگترین اقلیت مذهبی در یزدیها باشند که مذهبی آمیخته از اسلام ومسیحیت می باشد. یزدیها را کردهای ارمنستان که حدود 60000 نفر می باشند تشکیل می دهند.ارمنستان از سمت شمال با گرجستان که یک کشور غیرمسلمان می باشد همسایهاست، بهمین دلیل ارمنستان مرز بین دنیای اسلام و مسیحیت تعریف شده است.
((www.armanestan.co
3-1-2- موقعیت ژئوپلیتیک ارمنستان
ارمنستان به دلایل موقعیت ژئوپلیتیکی در منطقه قفقاز جنوبی از دیدگاه امنیتی حائز اهمیت می باشد. می باشد. بر اساس این نگرش نشان می دهد که نگرش امنیتی دولتمردان ارمنستان بیشتر از موقعیت جغرافیایی و ژئوپلتیک این کشور در منطقه قفقاز و مسائل تاریخی ملت ارمنی اهمیت دارد. شکل جغرافیایی ارمنستان که به صورت یک باریکه کم عرض از شمال به جنوب کشیده شده در پدید آمدن این تلقی بسیار مهم بوده است. ارمنستان در یک منطقه کوهستانی واقع شده و در حد فاصل بین ناحیه ای در جنوب این کشور به نام قپان تا منطقه مغری در مرز با ایران عرض این کشور تنها 45 کیلومتر است. تامین انرژی نیز یکی از مسائل مهم و تاثیر گذار در دیدگاه امنیتی ارمنستان محسوب می شود زیرا این کشور از منابع انرژی محروم و امنیت عرضه انرژی برای آن از اولویت برخوردار است. انرژی و سوخت قبلاً از طریق خطوط لوله از روسیه و از میان کشورهای آذربایجان و گرجستان به ارمنستان وارد می شد. ولی امروزه انرژی تنها بواسطه خط لوله از طریق گرجستان وارد این کشور می شود که تکاپوی نیازهای داخلی را نمی دهد. علاوه بر آن به علت وجود منازعات قومی در گرجستان واردات گاز و سوخت از این کشور همیشه باعث نگرانی مقامات ارمنی بوده است.البته امروزه ارمنستان با تمهیداتی خاص درپی حل مشکل سوخت خود است. این کشور بر اساس توافق انجام شده با ایران ، با اتمام پروژه خط لوله گاز 140 کیلومتری ایران به ارمنستان در سال 2009که 40 کیلومتر آن در خاک ارمنستان می باشد روزانه 10 میلیون متر مکعب گاز با تعهد سالانه ایران به مقدار یک میلیارد و یکصد میلیون متر مکعب گاز دریافت می کند ولی باز هم در این زمینه نگرانی دارد. (گل افروز،1388 ،73) مشکل دیگری که امنیت ارمنستان را در منطقه تهدید می کند رقابت شدید قدرت های منطقه ای است. مقامات ارمنی معتقدند برای حفظ ثبات داخلی و پیشرفت کشورشان و ایجاد صلح و ثبات در قفقاز باید منافع بازیگران ذی نفوذ در منطقه مورد توجه قرار گیرد. (حیدری،97،1383)
3-1-2-1-موقعیت ارمنستان قبل از شوروی (سابق)
سرزمین نخستین و زادگاه ارمنیان میان دریای مازندران و آمودریا و دریاچه آرال بوده است ، و بنابر وندیداد (بخشی از اوستا) همین سرزمین خاستگاه آریاییان است، و از همین روی ارمنیان یکی از تیره های آریایی هستند. به قولی در اوایل هزاره دوم پیش از میلاد گروه کثیری از اقوام آریایی از شمال دریای مازندران به سوی جنوب به حرکت درآمدند. بخشی از آنان که ارمنیان بودند، چون به سرزمینی رسیدند، که بعدها، ارمنستان نامیده شد، در آن سرزمین اقامت گزیدند، دسته دیگر به حرکت خود به سوی جنوب ایران ادامه دادند. ارمنیان امروزه در بسیاری از شهرهای ایران منجمله ارومیه و اصفهان و اهواز و … سکونت دارند.آرمن هااز نژاد هندو اروپایی بوده و در قرن 6 یا 7 پیش از میلاد به سرزمین اورارتو وارد شدند، آنجا را فتح کردند و زبان خود را در آنجا رواج دادند. نام ارمنستانبرای اولین بار در کتیبه داریوش در بیستون که مربوط به سال 521 پیش از میلاد است دیده می شود..
درنظام حکومتی ایران در روزگار هخامنشیان سومین جایگاه بعد از پارس ها و مادها از آن ارمنیان بود. روابط ایرانیان و ارمنیان در روزگار اشکانیان بسیار صمیمانه تر و نزدیک تر گردید و یک شاخه از سلاطین اشکانی نزدیک به چهارصد سال در ارمنستان سلطنت کردند. در سال 428 میلادی سلسله اشکانیان در ارمنستان منقرض شد. امیران ارمنستان به اطاعت دولت ساسانی درآمدند. یزدگرد دوم در سال 447 میلادی دستور داد که ارمنیان باید دین مسیح را ترک گفته پیرو دین زرتشت گردند. پافشاری پادشاهان ساسانی برای تغییر دین ارمنیان باعث گردید که ارمنیان و ایرانیان که دو برادر هم خون و هم نژاد بودند از یکدیگر فاصله بگیرند. پس از ظهور اسلام، این کشور به تصرف نیروهای عرب در آمد و خلفاءجانشین ساسانیان شدند و حکام آنان در ارمنستان حکومت کردند (هفتم میلادی) از آن پس ارمنیان طولانی ترین سابقه استقلال خود را تجربه کردند. تا این که به هجوم ترکان سلجوقی استقلال خویش را از دست دادند. در این دوران قشر عظیمی از ارمنیان که حاضر نبودند تن به سلطه سلجوقیان نهند با مهاجرتی عظیم به سمت سیلیسیه رفته و در انجا حکومت تحت عنوان ارمنستان جدید پایه گذاری کردند و استقلال خود را به مدت سه قرن حفظ کردند .با قدرت گرفتن امپراتوری عثمانی در آسیای صغیر از یک سو و حاکم شدن صفویه بر فلات ایران از سوی دیگر و تقسیم ارمنستان به دو قسمت در سال 1639میلادی فصل جدیدی در تاریخ ارمنیان آغاز می شود که تاثیرات بسیاری در روند جمعیت ارمنیان داشته است.عمده ترین تحول جمعیتی که برای ارمنیان ساکن در ارمنستان در این دوران قابل ذکر است کوچ گروه عظیمی از ارمنیان ساکن در این منطقه به سرزمین های مرکزی فلات ایران بوده است. این کوچ گسترده که به دلیل جنگهای ایران و عثمانی و ترغیب شاه عباس صفوی صورت گرفت، باعث گردید که تعداد قابل توجهی از ارمنیان در مناطق غربی و مرکزی ایران سکونت گزینند.دولت روسیه که گرجستان را به سال 1802 م . تصرف کرده بود، بسوی ارمنستان آغاز پیشرفت کرد. نتیجه معاهده اندرینوپل(1828)وجنگهای1853-1855و1877م،سبب شدتا مملکت ارمنستان امروزه بین ترکیه و روسیه و ایران تقسیم گردیده است.(http://www.armen12.com)
نتیچه جنگهای روس وایران و روس وعثمانی سبب گردید تا ارامنه ساکن درآسیای صغیرتحت حاکمیت سلاطین عثمانی دوران فاجعه آمیزی را آغاز کردند و طی قرن های 17 و 18میلادی آنها تلاشهایی را برای رهایی از یوغ امپراتوری عثمانی انجام دادند. رفتار سرکوب گرانه عثمانی باعث بروز قیام های مردمی ارمنیان علیه امپراتوری عثمانی در سالهای پایانی قرن 19 و دهه اول قرن بیستم گردید. منطقه ای که جمهوری سوسیالیستی ارمنستان شوروی در آن تشکیل شد تا سال ۱۸۲۸ بخشی از خاک ایران بود. در آن تاریخ ایران پس از شکست از ارتش روسیه با امضاء عهدنامه ترکمنچای این منطقه را نیز (در بند ۴ عهدنامه) به روسیه واگذار کرد. این منطقه تا سال ۱۹۱۷ در امپراتوری روسیه باقی ماند و با وقوع انقلاب اکتبر در آن سال، حکومت ولادیمیر لنین به اقلیت ها اجازه جدایی داد و ارمنستان نیز خود را مستقل از روسیه اعلام کرد. طی جنگ ترکیه و ارمنستان و نسل کشی ارامنه از سوی ترکیه عثمانی کشور ارمنستان با خطر نابودی روبرو شد تا این که بلشویک ها در سال ۱۹۲۰ وارد منطقه کنونی ارمنستان شده آن را تسخیر کردند. در آن تاریخ این منطقه به عنوان یکی از جمهوری های شوروی نامیده شد.جمهوری ارمنستان در اثر جنگ با ترکیه تلفات زیادی داده بود و استالین به ارمنیان بیرون از جمهوری اجازه مهاجرت به جمهوری سوسیالیستی تازه را داد. طی سال های ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۸ در حدود ۱۵۰ هزار ارمنی به جمهوری سوسیالیستی ارمنستان مهاجرت کردند. بیشتر آن ها از پناهندگان یا ساکنان ارمنی ساکن قبرس، فرانسه، یونان، عراق، لبنان و سوریه بودند.http://fa.wikipedia.org/wiki))
3-1-2-2-موقعیت ارمنستان در زمان شوروی سابق
در 29 نوامبر سال 1920 با ورود نیروهای بلشویکی به ارمنستان، صفحه ی تازه ای در تاریخ این کشور ورق خورد و جمهوری سوسیالیستی در این کشور ایجاد گردید و در دسامبر 1922ارمنستان به عضویت جمهوری فدراتیو سوسیالیستی ماوراء قفقاز در آمد. در سال 1936 براساس قانون اساسی جدید اتحاد جماهیر شوروی، با حذف جمهوری ماوراء قفقاز، جمهوری سوسیالیستی ارمنستان به عنوان یکی از جمهوری های اتحاد شوروی سابق مطرح گردید. در سال 1987 در نتیجه ی سیاست گلاسنوست که توسط میخاییل گورباچف مطرح گردید، ارمنستان شاهد تظاهرات بر علیه فساد و بی کفایتی مسئولین حزب کمونیست ارمنستان بود. یک سال بعد گروهی از روشنفکران ارمنی که کمیته ی قره باغ را تشکیل داده بودند، تقاضای خود را درباره ی جدایی منطقه ی قره باغ کوهستانی از آذربایجان و الحاق آن به ارمنستان تسلیم حزب کمونیست کردند. پیامدهای این تقاضا منجر به اقدامات شدیدی بر علیه ساکنین ارمنی شهر صنعتی سومگائیت آذربایجان و کشتار عده ای از آنان شد.(منتظمی،91:1374)
3-1-2-2-1- مناقشه ی قره باغ
قره باغ ولایتی است تاریخی در آذربایجان و در شمال رود ارس که قلمرو آن از کوه های قفقاز صغیر آغاز می‏شود و تا اراضی واقع در بین رودهای‏ کورا و ارس امتداد می‏یابد. اراضی ولایت تاریخی قره باغ در حال حاضر کلا در ترکیب دولت‏ جمهوری آذربایجان قرار دارد. قسمت کوهستانی قره باغ به قره باغ‏ کوهستانی موسوم است که به صورت استان خودمختار در تقسیمات‏ کشوری جمهوری آذربایجان اداره می‏شود. استان خودمختار قره باغ کوهستانی در هفتم ژوئن سال 1923 شکل‏ گرفت و مساحت استان 4400 کیلومتر مربع-حدود 1/5 درصد از کل مساحت‏ جمهوری آذربایجاناست.از نظر تقسیمات داخلی، این استان به 5 ناحیه‏ (رایون)به نام های زیر تقسیم می‏شود: عسگران، مارتونی، هادروت، شوشا، مارداکرت. به استثنای چند آبادی،ساکنان 12 محله را نیزکلا آذربایجانی‏ها تشکیل‏می‏دادند.محله های دیزاخ، ورند، چیله بیرد، خاچین و طالش نیز از آبادیهای آذربایجانی و ارمنی‏نشین تشکیل شده بود. در بعضی از آبادیها، آذربایجانی‏ها و ارامنه در کنار هم زندگی می‏کردند. در سال 1813 در پی امضای معاهده گلستان، قره‏ باغ کوهستانی به انضمام سایر شهرهای شمالی رود ارس، به دولت روسیه‏ تزاری واگذار شد. پس از انحلال خانات قره باغ در سال 1822، بجای آن‏ ایالتی به نام قره باغ تشکیل شد. این ایالت در سال 1850 با تبدیل شدن به‏ بخش شوشا در ترکیب ایالت کاسپی قرار گرفت.در سال 1883 در ترکیب بخش‏ شوشا، ناحیه‏های جدیدی به نام جوانشیر و جبرائیل به وجود آمد.این‏ تقسیمات اداری قره باغ تا سال 1921 پابرجا بود.در اثنای تشکیل جمهوری‏ ارمنستان شوروی، قسمت بزرگی از قره باغ تاریخی، به نام زنگه زور در سال 1921 به این جمهوری الحاق شد. در سال 1923 نیز مناطق کوهستانی‏ قره باغ در اختیار ارامنه قرار گرفت و ارامنه در آن ساکن شدند. به این ترتیب استان خودمختار قره باغ کوهستانی معروف به ناگورنو قره باغ به وجود آمد.( امیراحمدیان،27:1372)
هنگام تشکیل جمهوری ارمنستان در سال 1920، فرمانداری ایروان و فرمانداری تفلیس نیز جزو خاک آذربایجان بود.براساس مندرجات تقویم آذربایجان، در سال 1920 کل مساحت این جمهوری‏ 67/97297 کیلومتر مربع بوده در حالی که مساحت کنونی آن 86600 کیلومتر مربع است. به عبارتی، آذربایجان مساحتی برابر 67/10697 کیلومتر مربع یا 11 درصد از اراضی خود را از دست داده است. مناطقی که از آذربایجان جدا و به ارمنستان ضمیمه شد، قسمت‏های جنوبی ارمنستان در جنوب دریاچه سوان تا مرز ایران را شامل می‏شود. و همین، سبب جدایی‏ جغرافیایی آذربایجان و نخجوان شد.این قسمت ولایت زنگه زور نام دارد که‏ درپی اجرای سیاست های استالین به خاک ارمنستان ضمیمه شد.از آنجایی که ارامنه، مسیحی بوده و با اقوام روسی شوروی سابق همبستگی دینی داشتند، همیشه دارای پایگاه محکم‏ و قوی در بین روسها بودند.بنابراین موازنه قدرت، همیشه به سود ارامنه بود.درهمین حال پارلمان ارمنستان با تصویب قانونی در تاریخ 11 سپتامبر 1989 الحاق استان خودمختار قره باغ کوهستانی واقع در خاک جمهوری‏ آذربایجان را به خاک ارمنستان اعلام کرد.این اقدام در پی تظاهرات ارامنه به‏ رهبری افراطیون ارمنی صورت گرفت. آنان خواستار بازگشت ایالت تاریخی‏ آرساخ که مدعی بودندجزو ارمنستان شرقی است به خاک ارمنستان بودند.پس از صدور اعلامیه الحاق قره باغ به ارمنستان، پارلمان آذربایجان نیز در سال 1991 خودمختاری قره باغ را لغو و اداره آن را به دولت مرکزی‏ آذربایجان واگذار کرد.از سال 1988 تاکنون درگیریهای بسیاری بین دو جمهوری بر سرمساله‏ قره باغ به وجود آمده و در نهایت سبب بروز تشنج در منطقه شده است.شاید بتوان گفت هیچ موضوعی به اندازه ی مناقشه ی قره باغ درمناسبات ژئوپلیتیکی ارمنستان با جمهوری آذربایجان و ترکیه مهم وتاثیر گذار نیست.به گونه ای که کیفیت مناسبات هر یک ازدو دولت آذربایجان وترکیه با ارمنستان می توانددرکیفیت مناسبات دو جانبه بین جمهوری آذربایجان و ترکیه نقش آفرین باشد. (ولی قلی زاده، 96:1389)
نقشه 3-2- موقعیت جغرافیایی قره باغ
منبع: armenica.org
3-1-2-3-موقعیت ارمنستان پس از فرو پاشی شوروی (سابق)
مردم ارمنستان در نهایت در21 سپتامبر 1991 با شرکت دریک رفراندوم بی سابقه رای به استقلال ارمنستان از اتحاد جماهیر شوروی دادند و در اکتبر همان سال لئون پطروسیان با پیروزی در انتخابات، ریاست جمهوری این کشور را به عهده گرفت.مناقشه این کشور با جمهوری آذربایجان بر سر منطقه قره باغ، از سال 1988 آغاز شد و پس از استقلال این دو کشور در سال 1991 دامنه درگیریها افزایش یافت. پس از امضای پیمان صلح در ماه می سال 1994، نه تنها منطقه قره باغ، بلکه بخش مهمی از جمهوری آذربایجان تحت تصرف نیروهای ارمنی درآمد. اقتصاد هر دو کشور به سبب چندین سال جنگ متحمل صدمات فراوانی شد. اگر چه پس از استقلال ارمنستان بصورت جدی از جانب کشورهای بزرگ سرمایه داری از جمله ایالات متحده امریکا حمایت شده است ولی هنوز سیستم اقتصاد این کشور به صورت قابل ملاحظه ای متأثر از سیستم سوسیالیستی می باشد و بصورت کل از قید این نظام رهایی نیافته است و دلیل عمده آن هم تأثیرگذاری سیاستهای روسیه در عرصه های مختلف این کشورمی باشد.مرزهای سرزمینی ارمنستان ونیز ایده ذهنی که از وطن ملی درارمنستان رایج است هنوز به اشباع دست نیافته است.درعمل ارمنستان بیشترین اختلافات مرزی رابا جمهوری آذربایجان دارد وهنوز مرزمابین دوجمهوری به طوردقیق حل وفصل نشده است.ارمنستان وجمهوری آذربایجان حدود یک قرن است که برسر منطقه قره باغ دردشمنی بایکدیگر قراردارند، دراوایل قرن بیستم نزاع هایی مابین این دوبه وجود آمدو نهایتا” درزمان شوروی سابق این منطقه درچارچوب تقسیمات اداری جمهوری سوسیالیستی آذربایجان قرارگرفت که البته همواره با اعتراض ارامنه مواجه بود.(زرگر،18،1387)
پس ازفروپاشی شوروی واستقلال دوجمهوری ارمنستان وآذربایجان اختلافات دوطرف مجددا”آغاز شد وزمینه برای نزاعی دیگر فراهم گشت . منطقه قره باغ که درچارچوب سرزمین جمهوری آذربایجان واقع گشته از نظرقومی دارای اکثریت ارمنی بوده، و همواره خودرادرپیوند باارمنستان دیده وخواهان پیوستن به خاک ارمنستان بوده اند.این جمهوری به دلیل موقعیت جغرافیایی وهمچنین وجود ارامنه درخارج از ارمنستان که علاقه فراوانی به تجارت دارند ، همواره دارای توانایی مطلوب درعرصه تجارت بوده وعمده ترین درآمد این کشورازطریق صادرات واردات کالاحاصل میشود .پس ازآنکه مناقشه قره باغ کوهستانی میان اینکشوروجمهوری آذربایجان بوقوع پیوست،جمهوری ارمنستان توسط آذربایجان وترکیه ازلحاظ اقتصادی محاصره شدوحمل ونقل که قبلا ازطریق آذربایجان صورت می گرفت،متوقف شد.ازآنجایی که جمهوری آذربایجان مهمترین وبهترین راهی بود که این جمهوری را به سایر کشورهای منطقه وصل می نمود،مبادلات تجاری درارمنستان دچارافت زیادی شد.پس از آنکه راه مواصلاتی این کشور(ازطریق آذربایجان ) مسدود گردید،ارمنستان توجه خودرا به دولت ایران معطوف نمودودراثر همکاری با کشورایران ، پل مقری روی رود ارس، احداث گردید و هردوکشوردروازه های گمرکی خویش را روی آن تأسیس کردندوبا انجام دادن این کار تااندازه ای سهولت برای تاجران ارمنی فراهم شد ودرحال حاضر هزاران کیلوگرم کالا وهزاران مسافرازطریق این پل عبورکرده ومیزان مبادلات تجاری دوکشوردرحال افزایش درطی چند سال اخیر می باشد. ایجاد وتأسیس پل مقری به میزان قابل ملاحظه ای مشکلات اقتصادی جمهوری ارمنستان را رفع نموده وازتأثیرتحریم های جمهوری آذربایجان وکشورترکیه به اقتصادارمنستان تااندازه ای کاسته است. درحالیکه میزان واردات این کشوردرسال 1992 بالغ بر300 میلیون دلار بوده،تنها حدود30میلیون دلار کالا از آن کشورصادرشده است، اگر مقایسه کنیم واردات ارمنستان تقریبا ده برابر صادرات آن میباشدکه خود این مسئله نشان دهنده اتکاء جمهوری ارمنستان بر واردات می باشد. جمهوری ارمنستان عمدتا طلا ،جواهر ،آلومینیوم ،وسایل حمل ونقل ووسایل الکتریکی رابه کشورهای ایران، روسیه،ترکمنستان وگرجستان صادرنموده ودرمقابل برای رفع مشکلات اقتصادی وضروریات اولیه خویش ،غلات وسایر مواد غذایی وحامل های انرژی را ازکشورهای ایران، روسیه، ترکمنستان ،گرجستان،ایالات متحده امریکا وکشورهای عضواتحادیه اروپا وارد می نماید. ازآنجایی که جمهوری ارمنستان دارای از کوهستانی ترین منطقه قفقاز جنوبی می باشد وتنها 20 درصداز خاک این سرزمین قابل زرع میباشد،زمینه های رشد زراعت دراین کشورمساعد نیست لذا سیاست حکومت این جمهوری طی سالهای متمادی این بوده که توجه خود را بیشتر بر روی صنعت متمرکز نموده است. ازجمله 20%درصد خاکی که برای زراعت مساعد می باشد ،دردامنه کوه ها وجود داشته واین مسئله پیشبرد امورزراعت را مشکل تر ساخته است .ازاین نقطه نظر فعالیت های زراعتی دراین کشوربیشتر درزمینه باغداری ،تولید میوه وسبزیجات تمرکز یافته وفعالیت های وسیعی درزمینه تولید گل وصادرات آن به خارج ازکشورشروع شده است، ارمنستان ازجمله یکی از صنعتی ترین جمهوری های عضواتحاد شوروی سابق بود و در بخش صنعت حدود43 درصدنیروی کاررا درارمنستان به خودجلب کرده وسهم اساسی درتولید ناخالص داخلی داشته است.، دراین کشوربخشهای الکترومیکانیک ،الکترونیک ،ابزارآلات وصنایع خودروسازی ازجایگاه خوبی برخوردار است. ارمنستان درعرصه صنایع سبک رشد قابل ملاحظه ای نموده است و80%ازتولیدات مربوط به صنایع سبک به سایر کشورهای منطقه صادر می شود. این کشور درعرصه صنایع غذایی نیز دارای یکی از غنی ترین منابع آب معدنی جهان می باشد. دربخش صنایع این کشوربا یک سلسله مشکلات مواجه است که عمده ترین مشکل ،کمبود انرژی است. این کشور ازنظر منابع انرژی فقیر ومیتوان گفت که بیشتر متکی ووابسته به خارج است که گازرا ازسیبری وترکمنستان وهمچنان نفت وذغال سنگ را نیز ازکشورهای خارجی وارد میکند.به همین دلیل تولید برق این کشوراز14.5میلیاردکیلو وات ساعت درسال 1985 به 9.5میلیاردکیلووات ساعت درسال 1991 کاهش یافته است.درسال 1990 حدود 50هزارتن ذغال سنگ تولیدو570هزارتن مصرف شده است. همچنین از4.35میلیون تن نفت مصرفی این کشوردرسال 1990،تنها 292هزارتن آن درداخل پالایش شده است درهمین سال4.88میلیاردمترمکعب گازبه مصرف رسیده که 170ملیون مترمکعب آن درداخل تولید شده است. این کشورازلحاظ داشتن منابع معدنی کشوربسیارغنی بوده که اکثرمنابع مذکورپس از فروپاشی شوروی سابق از کارافتاده اند.ارمنستان دارای منابع زیرزمینی مهمی از قبیل مس ،سرب ،زینک ،آهن وطلا میباشد. این کشوردارای منابع بزرگ سنگهای ساختمانی ازقبیل مرمر ،گرانیت ،چخماق وسنگهای آهکی می باشد که قسمت زیادی از سنگهای معدنی جمهوری ارمنستان به کشورهای خارجی صادر میشود.درحال حاضر حکومت ارمنستان مصمم است تا ظرفیت استخراج مس ومولیبدنیوم را بالاببرد. ارمنستان قبل از فروپاشی شوروی سابق یک کشورصنعت محوربود ولی پس ازفروپاشی شوروی سابق ومناقشه قره باغ کوهستانی که ازسوی ترکیه ، وآذربایجان مورد تحریم اقتصادی قرارگرفت وهمچنان مرزهای کشورهای مذکوربه روی شهروندان این کشورمسدود شد وضعیت اقتصادی این کشورروبه وخامت گرایید ونرخ تورم رشد قابل ملاحظه ای نمود اما پس از آتش بس درسال 1994 م مشکلات اقتصادی این کشورنسبتا کاهش یافته وکمکهای ارامنه که درسایرکشورهای جهان بسرمی برند دربهبود وضعیت اقتصاد مردم ارمنستان نقش قابل ملاحظه ای دارد.(http://fa.tpo.ir/documents/document)
3-1-2-3-1-موقعیت جغرافیایی ارمنستان
جمهوری ارمنستان درخشکی محصوراست ودرجنوب قفقاز میان دریای سیاه ودریای مازندران برسرراه اروپا وآسیا قرارگرفته است. مساحت این جمهوری 29800 کیلومتر وجمعیت آن حدود 7/3 میلیون نفر است که 95 درصد آنان ارمنی هستند. تاریخ ارمنستان ورفتارهای ارامنه بیش از هرقوم دیگری ازوضعیت جغرافیایی آنان متاثر است. ارمنستان سرزمین کوهستانی وصعب العبوری است. قله ارارات به ارتفاع 5200 مترمرتفع ترین نقطه آن است. کمبود زمین های قابل کشت همراه با زمستان های طولانی وطاقت فرسا ازویژگیهای جغرافیایی این سرزمین است. این جمهوری قسمت کوچکی ازغرب فلات ارمنستان راشامل می شود که دربین فلات ایران وآسیای صغیر قرارگرفته است.(امیراحمدیان،95،1376)ارمنستان ازجنوب به ایران، ازجنوب غربی به جمهوری خودمختار نخجوان، ازغرب به ترکیه واز شرق به جمهوری آذربایجان محدودشده است. ارمنستان یکی از صنعتی ترین جمهوری های شوروی سابق بود.
3-1-2-3-2-موقعیت نسبی ارمنستان
ارمنستان کشوری کوهستانی و پرباران است و نیز یک کشور محاط در خشکی است.بزرگ ترین دریاچه این کشور دریاچه سوان است که آب شیرین دارد و پهنه نسبتاً بزرگی از بخش میانی کشور را پوشانده است.پهناوری ارمنستان ۲۹٬۸۰۰ کیلومتر مربع (۱۴۲امدر جهان) است.جمهوری ارمنستان به وضوح نشان دهنده ساختار عمومی یک اقلیم قاره ای خشک است.«اوان شرپن» آمارشناس روس وکاشف قفقاز که درآغاز قرن نوزدهم میلادی از ارمنستان دیدن کرده است، می نویسد:«که درناحیه ارمنستان یک مسافر ممکن است دریک روز ازنواحی سرد قطبی به گرمای مداری برسد یعنی مسافرتی به اندازه یک چهارم دورکره زمین» همه انواع اقلیم های موجود درقسمت وسیع اروپایی روسیه رامی توان درقلمروکوچک ارمنستان مشاهده کرد. دوره تابش خورشید بسیارطولانی است وبه حدود 2500 ساعت درسال می رسد.این کشوردرشمال با جمهوری گرجستان،درجنوب باجمهوری اسلامی ایران،درشرق باجمهوری آذربایجان ودرغرب با کشورترکیه دارای مرز مشترک میباشد.دشت آرارات وحوزه سوان طولانی ترین دوره تابش خورشید را داراهستند حدود 2700 ساعت درسال، کوتاه ترین دوره تابش خورشید درنواحی کوهستانی زون جنگلی قراردارد.جمهوری ارمنستان حدود 190 کیلومتر بادریای خزروحدود 160 کیلومتربا دریای سیاه فاصله دارد اما این دریاها اثر مخصوصی دراقلیم ارمنستان ندارند، نقش عمده را توده های هوایی به عهده دارند که رطوبت را از عرض های منطقه معتدله به همراه می آورند.(امیراحمدیان،194،1381)
3-1-2-3-3-وسعت و شکل
ارمنستان کشوری کوهستانی و پرباران است و نیز یک کشور محاط در خشکی است. بزرگ ترین دریاچه این کشوردریاچه سوان است که آب شیرین دارد و پهنه نسبتاً بزرگی از بخش میانی کشور را پوشانده است. پهناوری ارمنستان 29.800 کیلومتر مربع است.فلات ارمنستان سرزمین بلندی است که قسمتی از شرق ترکیه، جنوب گرجستان، جنوب غربی جمهوری آذربایجان، و تمامی اراضی جمهوری ارمنستان را در برمی گیرد. مساحت تقریبی این فلات ۴۰۰ هزار کیلومتر مربع است. سطح آن را فلات توف و گدازه نوزیستی (قره باغ)، چاله های زمین ساختی (آرارات) و رشته کوه های چین خورده (زنگه زور، دره له یَز) و کوه های آتش فشانی (جاواختی، آرسیان) تشکیل می دهد. این فلات دارای تعدادی کوه آتش فشانی است (آرارات بزرگ به ارتفاع ۵۱۶۵ متر، سبحان ۴۴۳۴ متر، آراگاتس۴۰۹۰ متر). فلات ارمنستان از خاک های بلوطی روشن، زرد و بلوطی پررنگ پوشیده شده است و در این فلات مواد معدنی ارزشمندی از جمله کرومیت، آلونیت، طلا، مس، سیانور، منگنز، فلزات پلی متال، نمک سنگ و تعدادی دیگر، وجود دارد.آب و هوا: اقلیم فلات ارمنستان قاره ای نیمه مداری است. میانگین دمای آن در ژانویه بین ۳- تا ۱۵- درجه سانتی گراد و در ژوئن بین ۱۵ تا ۲۰ درجه و در چاله ها تا ۲۵ درجه سانتی گراد است. میانگین بارندگی سالانه آن ۳۰۰ تا ۸۰۰ میلی متر است که در چاله ها از ۱۵۰ تا ۳۰۰ میلی متر در سال در نوسان است.رودهای ارمنستان :سرچشمه رودهای ارس، کُر، زاب بزرگ (شاخه چپ رودخانه دجله) و فرات در فلات ارمنستان قرار دارد. دریاچه های مهم فلات ارمنستان عبارتند از: سوان و وان. دریاچه سوان در شرق این کشور واقع شده است و نقش بسیار چشمگیری در اکوسیستم منطقه ایفا می کند و چون در ارتفاع ۱۹۲۴ متری از سطح دریا قرار گرفته است، یکی از مرتفع ترین دریاچه های آب شیرین بزرگ جهان است. پوشش گیاهی و محیط زیست پوشش گیاهی در چاله ها، گیاهان بیابانی خشک و نیمه بیابانی کوهستانی و در امتداد رودها، چمنزارها و بیشه زارهاست.اراضی واحدهای پرجمعیت، آبیاری می شود. در دامنه های مرطوب کوه ها، در ارتفاع ۸۰۰ تا ۱۴۰۰ متری، دشت های کوهی و در ارتفاع ۱۰۰۰ تا ۲۳۰۰ متری، جنگل های بلوط و کاج، چشم انداز غالب را شکل می دهد. قله های آرارات بزرگ و سبحان، از برف های دائمی و یخچال های طبیعی پوشیده شده است.http://fa.wikipedia.org/wik))
3-1-2-3-4-توپوگرافی ومرزهای سیاسی
درخصوص وضع توپوگرافی یا همان ترسیم عوارض خارجی زمین می بایست مباحث ژئوپلیتیک، مباحث توپوگرافیک، با عنایت به مرزها وناهمواری ها که عامل موثر برشکل گیری مسایل نظامی وسیاسی کشورها هستند مورد مطالعه قرار گیرند. درواقع مرزها معمولاً به صورت های طبیعی وسیاسی قابل تقسیم ومطالعه اند.
نقشه 3-3- توپوگرافی جمهوری ارمنستان
منبع: maps of world.com
بطور کلی مرز طبیعی مبین پیوستگی وتجانس وضعیت جغرافیایی یک کشور است.مرزسیاسی به مرزهای هوایی وزمینی وآبی واز لحاظ صوری به مرزهای محدب ومقعر ومستقیم تقسیم می شود، براساس حقوق بین الملل ،فضای هوایی کشورها به موازات مرزهای زمینی وآبی آنها تعیین می شود. مرزهای آبی نیز مطابق با حقوق بین الملل دریاها، به مرزهای آبی درآبهای آزاد وآبهای بسته ورودخانه های قابل کشتیرانی وغیر قابل کشتیرانی تقسیم می شود.(اطاعت،43،1376)تعریف مرزهای سیاسی مهمترین عامل تشخیص و جدایی یک واحد متشکل سیاسی ازواحدهای دیگر است . در ضمن وجود همین خطوط است که وحدت سیاسی را در یک سرزمین کهممکن است فاقد هر گونه وحدت طبیعی یا انسانی باشد، ممکن می سازد. خطوط مرزی،خطوطی اعتباری و قراردادی هستند که به منظور تحدید حدود یک واحد سیاسی بر روی زمینمشخص می شوند .بنابراین ،مرزها از بحثهای اصلی و مهم جغرافیای سیاسی به شمار میرود. چنانچه منظور از واحد سیاسی دولت باشد، خطوطی که سرزمین یک دولت را ازدولت همسایه جدا میسازند، به مرز بین المللی معروفند.(میرحیدر،165،1378) مرزهای بین الملل،در شکلدهی مناسبات سیاسی و اقتصادی میان دولتها نقش برجسته ای داشته و همچنین کنش متقابل مرزنشینان را به شدت تحت تاثیر قرار می دهند . شکوفایی و زوالشهرها و حوزه نفوذ آنها در مجاورت مرز بستگی به این دارد که خط مرزی نقشهای جدیدیبرای آنها پدید آورد و یا آنکه حوزه طبیعی آنها را برهم زند.
3-1-2-3-5- اقوام و جمعیت
هم اکنون جمعیت کشور ارمنستان 3.2 میلیون نفر است که یک سوم آن یعنی نزدیک به 1 میلیون نفر از آنها در ایروان ساکن هستند. شمار کل جمعیت ارمنیان جهان نزدیک به 9 میلیون نفر است که از این تعداد 5.7 میلیون نفر خارج از جمهوری ارمنستان امروزی زندگی می کنند. از این نظر ارمنیان در شمار ملتهایی قرار می گیرند که بیشتر از نیمی از آنان خارج از سرزمین مادری زندگی می کنند. از نظر ترکیب قومی ارمنستان جمعیت یکپارچه دارد و بیش از 93 درصد از جمعیت این جمهوری را ارمنیان تشکیل می دهند.آخرین آمار میزان جمعیت ثابت جمهوری ارمنستانمیلیون ۲۷۰ هزار نفر است. مطابق گزارش خدمات آمارگیری ملی جمهوری ارمنستان به آرمن پرس، ۲ میلیون 759 هزار نفر در مناطق شهری و یک میلیون یک میلیون و 113 هزار نفر از جمعیت جمهوری ارمنستان درایروان پایتخت این کشور زندگی می کنند. ۱۴۱ هزار نفر در استان آراگاتزودنی، ۲۸۳ هزار نفر در استان آرماویر، ۲۴۰ هزار نفر در گقارکونیک، ۲۸۱ هزار نفر در لوری، ۲۷۹ هزار نفر در استان کوتایک، ۲۸۱ هزار نفر در استان شیراک، ۱۵۲ هزار نفر در استان سیونیک، ۵۵ هزار نفر در وایوتس دزور و ۱۳۴ هزار نفر در استان داووش زندگی می کنند و 164 هزار نفر در مناطق روستایی زندگی می کنند، طبق آخرین آمار اعلام شده توسط وزارت بهداشت ارمنستان درصد جمعیت ارمنستان را زنان تشکیل می دهند.
متوسط تعداد اعضای خانواده در ارمنستان8/3 نفر است و 3/2 کل جمعیت کشور را رده سنی 15 تا 64 سال تشکیل می دهند.64 درصد از خانواده ها دارای سرپرست مرد می باشد و 80 درصد کودکان زیر 18 سال با والدین خود زندگی می کنند.پایتخت ارمنستان شهر ایرواناست که بیش از یک سوم کل جمعیت کشور را تشکیل می دهداز دیگر شهر های مهم ارمنستان شهرهای گیومری، آبویان، وانادزور، اجمیادزین، آشتاراک کاپان گوریس،آپاران، آرتاشات، هرازدان، ایجوان، آماسیا، مارالیک ، مارتونی، ماسیس، الاوردی و وادنیس را می توان نام برد.(www.armanestan.com(
نقشه 3-4- نقشه سیاسی ارمنستان
منبع: maps of world.com
3-1-2-3-6-فرصت ها وتهدیدهای ژئوپلیتیک
ایران پس از فروپاشی شوروی کوشیدتا از رهگذر ارتباط و تماس مستقیم با کشورهای منطقه قفقازوارد این منطقه شودتاحضورو نفوذ مستمری درآن بیابد.از این رو ایران درنخستین روزهای پس از فروپاشی شوروی (سابق) جمهوری های تازه استقلال یافته به ویژه کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز را به رسمیت شناخت.جمهوری اسلامی ایران نیز بلافاصله پس از اعلام استقلال از طرف این جمهوری ها شروع به تاسیس نمایندگی های سیاسی خود در این کشورها کرد.با توجه به اینکه منطقه قفقاز در طول تاریخ همواره صحنه رقابت قدرت ها و پل ارتباطی میان اروپا و آسیا بود.برای ایران اهمیت بسیاری داشته است اما پس از استقلال سه کشورجدید درقفقاز، با توجه به تحولاتی که پس از جنگ سرد به وجود آمدبراهمیت این منطقه افزوده شد.بطوری که برخی از صاحب نظران قفقاز را مکمل ژئوپلتیک ایران نامیده اند.(واعظی، 1388 ، 68- 67)
قفقاز برگ برنده ایران برای بازی با قدرتهای منطقهای است.ایران در شمال غرب با منطقه قفقاز همسایه است که یکی از بحرانیترین مناطق جهان است.گره کور بحران قره باغ، اوستیای جنوبی، آبخازیا در این منطقه قرار دارند.درگیری آذربایجان و ارمنستان، که هر دو همسایه ایران بشمار می روند، سبب انسداد راه آهن قفقاز شده است که زمانی ایران از طریق جلفا می توانست به آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و روسیه و سپس اروپا متصل شود.این ظرفیت از سال 1990 به علت درگیری دو جمهوری همسایه(آذربایجان و ارمنستان) بر سر مساله قره باغ کوهستانی از دسترس ایران خارج شده است.جمهوری خود مختارنخجوان که بخش برونگان جمهوری آذربایجان است وتوسط خاک ارمنستان از بدنه اصلی و قلمرو آذربایجان جدا می شود، سرزمینی بحران خیز است که ناگزیر با استفاده از خاک ایران، اززمان آغاز درگیری دو جمهوری که درآستانه فروپاشی شوروی صورت گرفت، با خاک اصلی ارتباط برقرار می کند.اگر چه این موقعیت برای ایران از نظر ژئوپلیتیکی امتیاز محسوب می شود، ولی ایران نتوانسته است از این موقعیت بهره برداری کند.رابطه نزدیک ایران با ارمنستان، کشوری کوچک که ایران درسیاست خارجی خود به علت ترس از گسترش پان ترکیسم با آن روابط نزدیک برقرارو آذربایجان مهم از نظر ژئوپلیتیکی را از دست داد، به برگ بازی بین غرب و شرق در منطقه تبدیل شده است.
دراندیشه های پان ارمنی، «ارمنستان بزرگ» سرزمینی است که از دریای خزر تا دریای مدیترانه کشیده می شود و قفقاز را از ساحل غربی دریای خزر (قلمرو کنونی جمهوری آذربایجان) تا شرق دریای سیاه (گرجستان) را در بر می گیرد و از جنوب شمال غرب ایران تا جایی که در آن کلیسا وجود دارد، تا جنوب دریاچه ارومیه را شامل می شود. این مورد بر روی جلد کتاب جغرافیای ارمنستان چاپ شده است. در برابر، اندیشه پان آذریسم و پان تورانیسم در منطقه قفقاز جمهوری آذربایجان، سراسر ارمنستان و بخش شرقی گرجستان(جایی که در آن ترکهای بورچالی ساکنند)، استانهای آذربایجان شرقی، غربی، زنجان، اردبیل، تا قزوین و در برخی نقشه ها تا نزدیکی تهران را در بر می گیرد. در صورت ندادن پاسخ محکم و مستدل این موارد سبب خواهند شد در آیندهدر این دوکشور نسلهایی بر سر کار بیایند که در باور آنها بخشی از سرزمین آبا و اجدادی آنها در اشغال ایران است. بدین ترتیب این دو قلمرو با هم تداخل دارند و برخی مواقع با «کردستان بزرگ» که کردهای عراق تعریف می کنند روی هم منطبق می شوند. این منطقه دارای چنین ویژگی هایی است که در حال پروراندن نسلی هستند که با هم در یک منطقه بشدت متکثر از نظر قومی و مناقشات ارضی ایران را احاطه می کنند.در منطقه قفقاز ایران با چالشهای جدی دیگری روبروست که حضور قدرتهای غربی و قدرتهای منطقه ای است که برخی اوقات با تضاد منافع و گاهی با تشریک منافع در منطقه حضور دارند. روسیه و ترکیه برای حضور در منطقه ایران را مانعی بر سر راه می بینند و سپس هر دو با هم نیز در تضادند، هر چند تا حدودی ترکیه از بازیگران منطقه ای و اروپا و آمریکا از بازیگران فرامنطقه ای توانسته اند با کنار زدن ایران، روسیه را نیز از منطقه منزوی کنند. بنابراین ایران از نظر فرهنگی و اقتصادی با ترکیه و از نظر اقتصادی و استراتژیک با روسیه در تضاد بوده و در نهایت در شرایط کنونی نقشی بسیار کمتر از توان بالقوه ای دارد که بر آن پافشاری می کند. در مجموع معادلات قفقاز با رقابت ایران و روسیه برای بردن و کشیدن خط لوله انتقال نفت و گاز منطقه از قلمرو خود، زمین را به حریف غربی و اروپایی واگذار کرده و از این نمد کلاهی برای خود نتوانستند دست و پا کنند.روسیه با ایران در بخش انرژی و استراتژیک رقابت پنهان و آشکار دارد.روسیه ادعا می کندکه ایرانی اتمی را درجنوب خودتحمل نخواهد کردواز این منظر امتیاز عضویت در جی 8 را بدست می آورد، جایگاهی که از هیچ منظری توان دستیابی به آن را ندارد ولی از رانت ایران بدست می آورد.قققاز از نظر اقتصادی وابستگی زیادی به غرب دارد. اروپا قفقاز را در ساختار همسایه خود قرار داده و با آن تعامل دارد. خط لوله انتقال نفت باکو- تفلیس – جیهان که ایران ادعا می کرد هرگز اجرایی نخواهد شد و بهترین، ارزانترین و امن ترین و اقتصادی ترین راه، قلمرو ایران است، بدون استفاده از قلمرو ایران کشیده شده و نفت را به بازار اروپایی در مدیترانه می رساند. اگر اندکی کنکاش می شد معلوم می گردید که باگذرازقلمروایران از طریق دریای خزر (که حتی پیش از کشیده شدن خط لوله از سوی برخی محافل به تهدید بسته شدن در شرایط برخورد با منافع ملی ایران را مطرح می کردند) به خلیج فارس می رسید و باید با بارگیری توسط کشتی های تانکر های نفت با گذر از تنگه هرمز(که ایران تهدید به بستن آن می کند) گذشته وارد دریای عمان و عرب می شد تا به تنگه باب المندب برسد(که امروزه دزدان دریایی سومالی آن را در کنترل خود دارند و از نا امنترین مسیرهای کشتی رانی است) و از آنجا با گذر از دریای سرخ به کانال سوئز می رسید و با پرداخت هزینه ای گزاف به دریای مدیترانه به همانجایی می رسید که کشورهای آن هزینه اکتشاف، بهره برداری از چاههای نفت (پروژه بزرگ قرن) و ساخت خط لوله را پرداخته بودند. این مسیر حدود 7000 کیلومتر طول و دارای پیچیدگی های امنیتی و فنی بود. در حالی که مسیر کنونی 1740 کیلومتر و بدون اشکال و خطرات و پیمودن مسیر طولانی یاد شده است. در مورد خط لوله ناباکو نیز نباید نسنجیده اظهار نظر کرد. سیاست خارجی شفاف، درست و سنجیده می تواند به ارتقای جایگاه یک کشور در عرصه بین الملل منجر شود.( امیراحمدیان،بهرام، 1392)
در قفقاز اقوام متعددی زندگی می کنند. در جمهوری آذربایجان حدود 70-80 درصد مسلمانان پیرو شیعه هستند، ولی این بدان معنا نیست که همانند مردم مسلمان ایران پایبند کلیه اصول مذهب شیعه هستند. از این منظر راه خطا خواهد بود که پنداشته شود عنصر چسبندگی قوی است، بلکه با نگاهی به همه جوانب معلوم می شود که این مورد نه تنها ما را به هم پیوند نخواهد داد، بلکه می تواند سبب دوری بیشتر دو کشور شود. حکومت جمهوری آذربایجان یک حکومت سکولار است و دین از سیاست جداست، در حالی که ایران یک کشور با حکومت دینی و شیعه است. در آذربایجان اندیشه سیاسی دولت بر زبان و ادبیات و موسیقی آذری و تاریخی استوار است که ایران را موجب جدایی آذریهای دو سوی ارس از یکدیگر معرفی می کند که با روسیه آن را از هم جدا کرده اند و این اشتباه تاریخی را آن قدر در کتابها و رسانه ها تکرا کرده اند تا به باوری قوی در بین مردم تبدیل شده است. از این منظر اتکا به فرهنگ مشترک نه تنها ما را به آنها نزدیک نمی سازد بلکه سبب دوری خواهد شد. نوستالژی ایرانیان در برابر قفقاز که همیشه آن را بخش جدا شده از پیکر ایران زمین معرفی می کنند و افسوس می خورند، اندیشه ای بی خریدار در جهان معاصر است و آذربایجان به عنوان کشوری مستقل و عضو سازمان ملل تاب شنیدن این تاثرات را ندارد و به تقویت هر چه بیشتر عناصر ملی و تکمیل تاریخی جدید برای کشوری تازه روی می آورد. همین مورد در باره ارمنستان و گرجستان (تا حدی) مصداق دارد.در قفقاز بدون توجه به اشتراکات فرهنگی، تاریخی و دینی (که در جهان معاصر کمتر بدان توجه می شود) که می تواند ما را از هم جدا سازد، می توان در شرایط برابر با کشورهای منطقه در تعامل بود. ایران کشوری قدرتمند در منطقه است و هرنوع گرایش رو به شمال، کشورهای کوچک را می ترساند و آنها بدنبال یافتن متحدی قدرتمند همچون آمریکا می روند که آنها را از تهدیدات استراتژیک، نظامی و اقتصادی محافظت کند و هم از صدور اندیشه شیعی و اسلام انقلابی جنوب در امان دارد. اکنون بازاری بزرگ در منطقه بر روی ایران گشوده شده است که برای بازگرداندن موقعیت دوره آغازین برقراری ارتباط، نیاز به تدبر و کارشناسی دارد. دیگر نمی توان با سلاح احساسات فرهنگی و دینی روابط را گسترش داد. اگرچه عناصر فرهنگی وحدت بخش می تواند به توسعه روابط یاری رساند ولی همان گونه که گذشت در قفقاز نوع دیگری از روابط باید تعریف شود. ایران مدتهاست حضور کم رنگ تری نسبت به گذشته در بازارهای قفقاز دارد. بهره گیری از تجربیات ترکیه یا همکاری و اشتراک با آنان می تواند زمینه حضور بیشتر ایران را در منطقه ببار آورد. مادام که ایران می خواهد با روسیه در قفقاز همکاری داشته باشد، حضور ایران در منطقه کم رنگ تر خواهد شد. روسیه خود موجب کاهش جایگاه ایران در قفقاز است. هر نوع میانجیگری ایران در مساله قره باغ می تواند به انزوای بیشتر ایران منجر شود، زیرا در این معادله بازی برد- برد متصور نیست. ارمنستان ناگزیر است برای برقراری صلح سرزمینهای اشغالی را باز پس دهد. در هر صورت در این معادله یک بازنده خواهد بود، خواه آذربایجان(که احتمال کمی دارد) یا ارمنستان(که احتمال آن زیاد است) که طرف بازنده روابط خود را با میانجی ای که ایران همسایه باشد از دست خواهد داد. حتی ترکیه نیز صلاح نیست در این مناقشه وارد شود. بهترین میانجی ها، میانجی های بی طرف خارج از منطقه هستند.(منبع پیشین)
در قفقاز دو جریان متقاطع حضور دارند که یکی جریان غربی – شرقی است که از دریای سیاه، قفقاز، دریای خزر، و آسیای مرکزی می گذرد که عنصر ارتباطی آن کریدور ترانزیتی تراسیکاست، و دیگری جریان شمالی – جنوبی است که از اروپای شمالی، روسیه، دریای خزر و ایران می گذرد و آبهای گرم جنوب را در خلیج فارس، دریای عمان به اقیانوس هند و شبه قاره متصل می کند که کریدور ترانزیتی شمال – جنوب عنصر ظاهری پیوند دهنده آن است. از آنجا که روسیه ایران را رقیب خود می داند، در این بازی شمالی – جنوبی سنگ اندازی می کند و با وجود گذشت بیش از ده سال از کریدور ترانزیت شمال – جنوب هنوز این کریدور به بهره وری کافی نرسیده و نخواهد رسید. روسیه این مسیر را برای دستیابی به عمق ژئواستراتژیک در مواقع بحرانی در نظر دارد و علاقه ای به فعالیت اقتصادی و تعمیق روابط ندارد. آینده ایران در پیوستن به ساختارهای جریان غربی – شرقی است که ایران را از تهدید شمالی و انزوای شمال رهایی بخشیده و به ارتقای جایگاه منطقه ای ایران منجر خواهد شد. دوری از روسیه به نفع منطقه و به نفع ایران خواد بود. هر چند واقعیتی است تلخ، ولی باید پذیرفت. روسیه خود مسبب تطویل و تخریب روابط ایران با غرب است. به همین سبب می خواهد خطوط انرژی ما به سمت شرق به سوی پاکستانی برود که کشوری ورشکسته است و می خواهد ما را از دسترسی به اروپا که آینده ما در آن است دور سازد و خود یکه تاز عرصه انرژی باشد.( عطایی، فرهاد،1391)
3-3-تحلیل چشم انداز ژئوپلیتیک ارمنستان
جمهوری اسلامی ایران روابط نزدیک ودوستانه ای با جمهوری کوچک ومسیحی نشین ارمنستان دارد، این درست نقطه مقابل روابط ایران با جمهوری به ظاهر با اهمیت تر وشیع مذهب آذربایجان است. اگرچه روابط نزدیک باایروان درارتباط زیادی با انزوای جغرافیایی واقتصادی ارمنستان دارد، روابط غیرصمیمانه جمهوری اسلامی با جمهوری آذربایجان نتیجه بدگمانی ونبود اعتماد بین دوطرف است، ازنظر تاریخی روابط ویژه روسیه باایران، نه درنیجه وجود منافع مشترک حقیقی بین دوهمسایه بلکه محصول رقابت روسیه با قدرتهای غربی بوده است، روسیه که هنوز درمنطقه قفقاز جنوبی دارای نفوذ قابل توجهی است، مانع نفوذ اقتصادی ایران درارمنستان وگرجستان می شود، ازآنجا که ایروان روابط خارجی خودراباغرب وهمچنین با روسیه گسترش می دهد، ایران نباید روابط نزدیکش رابا ایروان همیشگی بپندارد.( عطایی،119،1391)
بدون شک حضورایران درقفقاز جنوبی وروابط ان با همسایگان دراین منطقه به صورت کلی محدود بوده است. بجز دولت کوچک ارمنستان که تهران روابط نزدیکی با آن دارد، روابط با جمهوری آذربایجان وگرجستان تاحد مطلوب فاصله زیادی دارد، روابط نزدیک با ارمنستان نیز تاحدی به دلیل بی ثباتی اولیه وجنگ این کشور باجمهوری اذربایجان بوده است ، ایران باید قفقاز جنوبی رایک فرصت تلقی کند، نه یک چالش اما می توان گفت؛ از زمان فروپاشی اتحاد شوروی ایران تا حد زیادی از قفقاز جنوبی غافل بوده است. پتانسیل گسترش روابط با جمهوری اذربایجان قابل توجه است، درحقیقت هیچ گونه مانع مهم مهارناپذیری برای برقراری روابط نزدیک تروجودندارد. روسیه نمی خواهد تهران از حد شخصی از همکاری های اقتصادی، امنیتی و سیاسی با همسایگانش درقفقاز فراتررود، این موضوع درارتباط با ارمنستان قابل مشاهده است، اما درمقابل روابط کم وبیش نامساعد با جمهوری اذربایجان پیش ازآنکه به دلیل مخالفت عملی روسیه باشد، نبود اشتیاق وابتکار عمل واقعی از سوی ایران ارتباط دارد. جمهوری اسلامی بیشتر قفقاز جنوبی را یک نگرانی امنیتی بحساب اورده است. به عنوان مثال جمهوری اذربایجان به عنوان پایگاهی برای حمله ایالات متحده آمریکا به ایران درنظر گرفته می شود، به همین شکل فعالیت های ناتو درقفقاز جنوبی نیز مایه نگرانی ایران بوده است، ارمنستان درروابط دوجانبه خودباایران این کشور را به عنوان یک شریک اقتصادی درنظرگرفته است، نه یک خط امنیتی درحقیقت دلایل کافی وجود دارد که نپذیریم ایروان ایران راسرمایه راهبردی درزمان وقوع جنگی دیگر باجمهوری آذربایجان برسرمنطقه قرباغ می داند، اززمان استقلال ارمنستان ایران تأمین کننده کالا وهمچنین مسیرحمل ونقل حیاتی موردنیاز این کشوربرای ارتباط با دنیای خارج بوده است.(ابراهیمی،22،1390)
با وجود این حجم تجارت بین دوکشور از 200میلیون دلار فراتر نرفته است که حتی توجه به حجم اقتصاد ارمنستان نیز رقمی اندک است. به هرحال امروزه ارمنستان بیشتر نیازمندیهای خودرا از شریک های غربی اش ویا از روسیه فراهم می کند، تنها درحوزه انرژی است که ارمنستان همچنان به ایران نیاز دارد، دراین حوزه نیز مسکو تمایل ندارد ایران از حدتأمین تنها بخشی از نیازهای انرژی ارمنستان فراتر رود، هرگونه تلاش ایران که ممکن است به انتقال انرژی از راه ارمنستان به گرجستان وماورای آن منجر شود، با مانع روسیه مواجه می شود جمهوری اسلامی نباید روابط نزدیک با ایروان راهمیشگی وتضمین شده بپندارد، اقدامهای ایروان دردهه های گذشته برای تنوع بخشیدن به روابط خارجی خود، به معنای پیوندهای نزدیک تر سیاسی واقتصادی با اروپا وغرب است( عطایی، 127،1391)
به نظر می رسد اولویت های ایروان درطول این یک دهه برتضمین رشد وثبات، گسترش آرام روابط با اتحادیه اروپا وکاهش وابستگب به روسیه متمرکز بوده است، حتی درمورد ترکیه نیز نشانه هایی از بهبود روابط به چشم می خورد. درحال حاضر نشانه های شکوفایی تجارت مرزی میان ترکیه وارمنستان قابل مشاهده است، سرانجام روابط دوچانبه با همسایگانش درقفقاز به صورت گسترده ای زیر نفوذ روسیه وایالات متحده آمریکا قرار داشته، تغییر اساسی درنگرش وخط ومشی تهران نسبت به ایالات متحده آمریکا ودرپی آن روسیه پیش شرط توسعه معنادار وچشم انداز روابط دوجانبه با همسایگان درقفقاز جنوبی است .
فصل چهارم :
یافته های تحقیق

4-1-نقش ارمنستان درپیوند ایران با قفقاز
ظهور قفقاز به عنوان یک منطقه ژئوپلیتیک متمایز و مهم در عرصه سیاست جهانی، تاثیرات بسیاری بر محیط سیاسی و مناسبات منطقه ای و جهانی ایران به ارمغان آورده است.این تحولات برای ایران به عنوان یکی از همسایگان اتحاد جماهیر شوروی(سابق) بسیار با اهمیت بوده و موجب شکل گیری مرحله نوینی در سیاست منطقه ای ایران شد.در این مرحله، نه تنها ماهیت دولت های همسایه کشورمان دستخوش تغییر و تحول گردیدوبر تعداد همسایگان شمالی آن افزوده شد، بلکه مفاهیم مربوط به بررسی روابط دو جانبه ایران با همسایگان شمالی نیز رنگ دیگری به خود گرفت.به طور کلی جمهوری ارمنستان نقش موثری درپیوند ایران با قفقازدرزمینه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دارد.از سوی دیگربه دلیل محصور شدن ارمنستان بین جمهوری آذربایجان، گرجستان و ترکیه این جمهوری( ارمنستان) می کوشد تا پیوند خود را با ایران گسترش داده و محدوده های ژئوپلیتیکی خود را بهبود بخشد.بنابراین وضعیت برای جمهوری ارمنستان وجمهوری اسلامی ایران برای همکاری و نزدیکی بیشتر مناسب است.ارمنستان ایران را قدرتی برای متوازن کردن فعالیت ترکیه قلمداد می کند. ایران نیز به سهم خود ارمنستان را عاملی برای تعدیل نفوذ سایر بازیگران دخیل در منطقه قفقاز قلمداد می کند.ایران نزدیک ترین شریک تجاری ارمنستان است و ارتباط زمینی و هوایی دو کشور طی چند سال اخیرگسترش یافته و ایران نیز به صدور کالاهای مصرفی، تامین برق و نفت ارمنستان اقدام نموده است.هم چنین کیفیت نا مناسب جاده های ارتباطی ارمنستان باعث شده تا مسیر ایران تنها مسیر قابل اعتماد برای صادرات کالا و واردات برای آن شده است. چنین موقعیتی در ایران مهمترین نقطه اتکا برای ارمنستان تبدیل گردیده است.
(شر بیانی،1387،318- 317)
در مورد ارمنستان تداوم بحران قره باغ ، باقی ماندن نیروهای نظامی و استراتژیک روسیه در ارمنستان و علایق متضاد بازیگران منطقه ای و فرا منطقه ای در آن کشور بر حساسیت موضوع می افزاید . طی سالهای پس از استقلال ارمنستان و آذربایجان علاوه بر 42 کیلومتر مرز مشترک ایران و ارمنستان بیشتر از یکصد کیلومتر از مرز مشترک ایران و آذربایجان نیز در کنترل ارامنه قرار گرفته بود. در ایام درگیری شدید این دو همسایه سرایت درگیری های هوایی و توپخانه ای و سرازیر شدن آوارگان جنگی و سایر اثرات جنگ در مرزهای ایران تجربه شده و احتمال تکرار آن نیز هست. همچنین رویکردهای متفاوت دولت ارمنستان در مورد مناقشه قره باغ با روسیه ، در تحولات استراتژیک تاثیر بسزایی بر منافع ملی ایران خواهد داشت. لذا وقوف کامل و حساسیت تام نسبت به تحولات این کشور همسایه جهت تامین منافع ملی ایران کاملاً ضروری است. (صدیق بطائی، 1385 ،121)
درواقع جمهوری ارمنستان با محدوده سرزمین فعلی بین ترکیه و نخجوان در غرب و آذربایجان در شرق حایل شده است.این موقعیت حایل از یک سو موجب شده تا ترکیه به عنوان یکی از مهم ترین رقبای ایران در منطقه در تعقیب سیاست پان ترکسیم و گسترش نفوذ خود در آذربایجان و کشورهای آسیای مرکزی نتواند با ارتباط زمینی مستقیم و به راحتی از امکانات گسترده خود بهره گیری نماید.ارمنستان سدی در برابر این ارتباط گسترده بوده است و از سوی دیگر آذربایجان نیز برای ارتباط با نخجوان مجبور است از خاک ایران استفاده نماید.(صدیق بطائی ،1385، 122) روابط تاریخی ایران و ارمنستان یکی ازقدیمی ترین و طولانی ترین روابط میان ملت ها است. ارامنه معتقدند در طول تاریخ بهترین رفتار را از ایرانیان سراغ دارند. سابقه رابطه این دو کشور همسایه به حدود 3000 سال پیش بر می گردد. در تاریخ ارمنستان نمی توان بدون آشنایی با تاریخ ایران بطور دقیق مطالعه کرد. پس از پایان جنگ جهانی اول و استقلال ارمنستان در 28 مه 1918 روابط ارمنستان با ایران وارد مرحله ای نوین شد. ارمنستان در این زمان از ناحیه غرب مورد تهدید ترکیه قرار داشت و در شرق و بر سر مناطق قره باغ وزنگه زور در جنگ با آذربایجان بود. در مرزهای شمالی ارمنستان و گرجستان بر سر مناطق آخال کلک و سوری اختلافاتی را داشتند و در داخل ارمنستان نیز بلشویکها تلاشهایی را برای ساقط کردن حکومت جمهوری آغاز نموده بودند.به همین دلیل جمهوری ارمنستان اهمیت ویژه ای را به روابط خود با ایران داده و انتخاب و اعزام پرنس هوسپ آر نموتیان به تهران به عنوان سفیر ارمنستان در ایران نشان از اهمیتی داشت که ایروان به روابط خود با تهران می داند. (وزارت امور خارجه « موضوع ارمنستان » 1388 ،165)
4-1-1-پیوند ایران باگرجستان
کشور گرجستان به ۸ استان، یک منطقه خود مختار (اوستیای جنوبی به مرکزیت تسخینوالی) و دو جمهوری خودمختار به نام های آجاریا به مرکزیت باتومی و آبخازیا به مرکزیت سوخومی تقسیم می گردد.جمهوری گرجستان به علت برخورداری از موقعیت کلیدی در منطقه قفقاز مرکز ثقل ارتباط شرق وغرب وجنوب ، شمال منطقه بشمار می رود.سرزمین قفقاز سرزمین اقوام گوناگون با چشم اندازهای جغرافیایی متفاوت در همسایگی شمال غربی ایران قرار دارد.این کشور از دیرباز تا کنون به عنوان پل ارتباطی آسیای صغیر با قفقاز، ایران و آسیای مرکزی به ایفای نقش پرداخته است.گرجستان دروازه قفقاز به سوی غرب است و دارای نقشی در منطقه است که پس از پایان دوره جنگ سرد به اعتقاد بسیاری از سیاستمداران و دولتمردان منطقه و جهان بسیار پر اهمیت است.
جدول شماره 4-1- فهرست اسامی استان ها و مناطق خود مختار گرجستان
ردیف
استان
مرکز
مساحت km2
جمعیت)۲۰۰۲(
مناطق باستانی
۱
آبخاز(آبخازیا)
سوخومی
۸٬۶۶۰
۶۹۶٬۴۵۹
جمهوری خودمختار
۲
سامگرلو-زموسوانتی
خوسورتی
۷٬۴۴۰
۴۷۴٬۱۰۰
سامگرلو , سوانتی
۳
گوریا
ازورگتی
۲٬۰۳۳
۱۴۰٬۳۰۰
گوریا
۴
آجارستان(آجاریا)
باتومی
۲٬۹۰۰
۳۸۲,۰۰۰
جمهوری خودمختار
۵
راچا-لچخومیو کومو سوانتی
سیغناغی
۴٬۹۵۴
۵۱٬۰۰۰
سوانتی
۶
ایمرتی
کوتایسی
۶٬۵۵۲
۷۰۰٬۰۰۰
ایمرتی
۷
سامتسخه-جاواختی
آخالتسیخه
۶٬۴۱۳
۲۰۸٬۰۰۰
مسختی , جاواختی
۸
شیداکارتلی
گوری
۶٬۲۰۰
۳۱۴٬۰۰۰
کارتلی
۹
متسختا-متیانتی
متسختا
۶٬۷۸۵
۱۲۵٬۰۰۰
خوسورتی
۱۰
کوموکارتلی
روستاوی
۶٬۵۲۸
۵۱۱٬۳۰۰
کارتلی
۱۱
کاختی
تلاوی
۱۱٬۳۷۹
۴۰۹٬۵۵۱
کاختی
۱۲
تفلیس
۷۲۶
۱٬۴۸۵٬۲۹۳
13
اوستیای جنوبی
تسخینوالی
منطقه خود مختار
منبع: ttp://commons.wikimedia.org/wiki/File:Georgia.svg?uselang)اh)
البته بدون در نظرگرفتن نقش ایران امکان بهره برداری ازموفقیتهای مناسب منطقه فراهم نیست. جمهوری اسلامی ایران تنها کشور بی طرف منطقه است که خواهان برقراری صلح و آرامش در بین کشورها وگسترش همکاریهای اقتصادی وبهره برداری ازتوانهای بالقوه اقتصادی منطقه با همکاری همه کشورهای منطقه است. (امیر احمدیان ،1387، 253)
ایران و گرجستان از زمان قدیم با هم روابط نزدیک داشتند. سابقه روابط دو کشور به دوره حاکمیت هخامنشیان در ایران می رسد. در مروری بر روابط دو کشور اگر چه گرجستان بطور متوالی یکی از حکومت های تحت نفوذ ایران محسوب می شد، با این حال روابط بین دو ملت در طول تاریخ چه پیش از اسلام چه در دوره اسلامی علی رغم ناملایمات بعضی از حاکمان ایرانی بر ملت گرجستان همواره بر پایه احترام به فرهنگ و اعتقاد دو ملت استوار بود. پس از استقلال گرجستان، ایران اولین کشوری بود که استقلال این کشور را به رسمیت شناخت و پس از گذشت چند ماه از استقلال گرجستان روابط دیپلماتیک بین دو کشور برقرار شد. ایران همواره از اصول تمامیت اراضی گرجستان پشتیبانی می کند و در گرجستان برای صادر کنندگان کالاهای غیر نفتی جمهوری اسلامی ایران ، با تخصیص وام جهت صدور خدمات فنی و مهندسی جهت اجرای پروژه های تعریف شده ، راه کارهای جدید برای گسترش همکاریها فراهم آورده است. (وزارت امور خارجه ،1388، 185 )موقعیت استثنایی گرجستان این کشور را به تنها دروازهای ورود ناتو به قفقاز تبدیل کرده است. روسیه در شمال گرجستان و ارمنستان در جنوب گرجستان، مسیرهای منتهی به شرق از مبدا دریای سیاه یا ترکیه را مسدود نموده اند. با توجه به تاثیرات جدی که حضور ناتو در قفقاز و مرزهای شمالی ایران دارد، همراهی یا عدم همراهی گرجستان و باکو در افزایش یا کاهش این تهدید بالقوه برای ایران بسیار حائز اهمیت است. این امر بر اهمیت این کشور برای سیاست خارجی و فراتر از آن امنیت ملی ایران تاکید می نماید گرجستان به عنوان یک شریک تجاری امروزه به شدت به سوخت های فسیلی و بسیاری از محصولاتی که در ایران تولید می شود نیازمند است. از طرفی این کشور می تواند تامین کننده بخشی از نیازهای وارداتی ایران باشد و لذا تقویت ارتباط تجاری ضمن سود آوری می تواند در افزایش ارتباطات و تقویت وابستگی های منطقه ای بین دو طرف مفید و موثر باشد. (افشردی، 1381،399)
بدین ترتیب ملاحظات جدید در عرصه منطقه ای و جهانی، این دو کشور را به گسترش روابط و همکاری ترغیب خواهد کرد و فصلی نوین از روابط این دو کشور را رقم خواهد زد. امضای موافقت نامه درباره لغو روادید مورخ 3 نوامبرسال 2010 بین ایران و گرجستان که 26 ژانویه سال بعد به مورد اجرا گذاشته شد، بر نزدیکی قابل توجه روابط بین این دو کشور دلالت دارد. اکنون شهروندان دو کشور می توانند بدون دریافت ویزا برای مدت 45 روز پیش همدیگر سفر کنند. سر کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در باتومی افتتاح شده و ارتباط هوایی بین تفلیس و تهران که در سال 2000 قطع شده بود، از سر گرفته شد.احتمالا گرجستان با توجه به امتناع جمهوری اسلامی ایران از شناسایی رسمی استقلال آبخازی و اوستیای جنوبی و سرد شدن نسبی روابط روسی –ایرانی در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد و اقامت حداقل 300 هزار گرجی در ایران، اقدام به اتخاذ چنین تصمیماتی نموده است .مبادلات بازرگانی ایرانی –گرجی مانند سابق بسیار محدود است که این امر موجب بی ثباتی در توسعه روابط دو جانبه میشود. فقدان مرز مشترک و تفاوتهای صعب العبور در زمینه فرهنگ، دین و زبان این وضع را شدت میبخشد. علاوه بر آن، ایالات متحده به عنوان تکیه گاه نظامی– سیاسی و مالی مقامات گرجستان از توسعه این روابط ممانعت می کند.(http://pers.iran.ru/news/analytics/)
نقشه شماره: 4-1- نقشه عمومی کشور گرجستان
منبع:iasioo.com
4-1-2-پیوند ایران بابالکان
شبه جزیره بالکان درجنوب شرقی اروپا-شامل کشورهای آلبانی، بلغارستان، اسلونی، ترکیه (بخش استامبول) کروواسی، مونته نگرو، یونان، رومانی، بخش جمهوری خودمختار صربستان، بخش کوزوو ومقدونیه می باشدکه بالغ بر520000 کیلومتر مربع مساحت و50 میلیون نفر (بجز بخش استامبول) جمعیت دارد.(آسایش،163،1389)همگی نیز یا به عضویت اتحادیه اروپا درآمده اند (مانند اسلوونی در 2004) یا در انتظار عضویت در این تشکل سیاسی اقتصادی اروپایی هستند (مانندجمهوری صربستان )اما دو ویژگی در بالکان عمومیت دارد که همه ملت ها و دولت های این بخش از جغرافیای کره زمین را شامل می شود:
اول؛ “رقابت قدرت های بزرگ” مانند آمریکا، روسیه، چین و در سال های اخیر کشورهای ثروتمندی چون عربستان در مناطق مختلف این شبه جزیره، که حضور هر کشور دارای فکر و برنامه و ادعایی را در این منطقه لازم می دارد.دوم “در حال توسعه بودن” درواقع همه کشورهای بالکان و سعی و تلاش دولت های کوچک و بزرگ این منطقه برای رسیدن به رشد اقتصادی مطلوب است .این سخن هم بدان معناست که هر کشور علاقمند به رونق اقتصادی می بایست به نحوی در داد و ستدهای اقتصادی این بخش از قاره اروپا حضور داشته باشد .ویژگی سومی را هم می توان به موارد فوق افزود که برای دولت هایی مانند ایران دارای جاذبه است و آن هم بُعد فرهنگی مطلوب است. وجود عرصه های بکر جهانگردی، مراکز زیارتی سیاحتی، کلیساها و مساجد تاریخی و پیشینه زبان و شعر و ادبیات فارسی و همچنین وجود شمار قابل توجه مسلمانان که سالیان سال در کنار ارتدوکس ها و کاتولیک ها به زندگی خود ادامه داده اند، بنابراین در عرصه ویژگی اول می توان به رقابت و گاه رودررویی آمریکا و روسیه در به رسمیت شناختن استقلال کوزوو اشاره کرد؛ یا پیرامون ویژگی دوم می توان سرمایه گذاری های چشمگیر ترکیه در بخش های مختلف اقتصادی بوسنی را یادآوری نمود و نیز در بُعد فرهنگی هم مجددا می توان از ترکیه نام برد که در صدد بازسازی و احیای آثار تاریخی عثمانی اعم از پل ها و مسجدها و مدرسه های دینی در مناطق مختلف بالکان است.بروز بیرونی حساسیت ترکیه برای حضور در بالکان را می توان در روابط این کشور با صربستان و سفر رییس جمهور صربستان به آنکارا ذکرکرد.جمهوری اسلامی ایران در بالکان جایگاه خاصی داشته و دارد. به لحاظ تاریخی برخی ملت ها در این شبه جزیره نژاد خود را ایرانی می دانند (مانند کروات ها). زبان فارسی تا همین چند ده سال پیش در میان فرهیختگان بالکان جاذبه فراوانی داشته و بوده اند شاعران و عارفانی در این منطقه که به فارسی شعر می سروده اند (مانند نعیم فراشری در آلبانی). طریقت های تصوفی در بیشتر شهرهای دور و نزدیک بالکان همچنان به حیات خود ادامه می دهند.(کاظم زاده،125،1388)
سعدیه، رفاعیه، قادریه، نقشبندیه، مولویه، و بکتاشیه تنها نمونه ای از طریقت های متعددی هستند که به دلیل این که مثلا خراسان زادگاه موسس شان بوده است و یا به دلیل جایگاهی که اهل بیت و حضرت علی (ع) در آموزه هایشان دارند امروزه با نگاه احترام آمیزی به ایران می نگرند. لذا در عرصه سیاسی بخشی از ملت های بالکان، ایران را به دلیل مواضع ضدامپریالیستی، با این همه ارتباطات ایران و دولت های حاکم بر شبه جزیره بالکان به هیچ وجه تناسبی با آن چه می بایست باشد ندارد، البته ایران در بیشتر کشورهای بالکان دارای سفارت و نمایندگی های فرهنگی است اما به رغم هزینه های هنگفت، این مراکز صرفا به انجام وظایف اداری خود مشغول هستند و در این میان آن چه برداشت می شود به هیچ وجه با آن چه خرج می شود تناسبی ندارد .( منبع پیشین،121)
علیرغم کاهش قابل توجه نفوذ ایران در بوسنی و هرزگوین ، باز هم ایران دارای تعداد زیادی سازمان در بوسنی و هرزگوین است که با تهران همکاری نموده و یا به طور مستقیم زیر نظر آن ها اداره می شوند.یکی از مهم ترین این نهادها، سازمان غیردولتی “ملاصدرا” است که با حمایت مالی ایران برای ساخت مساجد محلی و مدارس مذهبی تاسیس شده است. علاوه بر آن به شهروندان مسلمان کم درآمد کشور نیز کمک مالی نموده و برای دانش آموزانی که قصد ورود به آموزش مذهبی در ایران را دارند بورس های تحصیلی اعطا می کند. فعالیت اصلی سفارت ایران در تیرانا در زمینه ارتقاء منافع تجاری شرکت های دولتی ایران و ایجاد روابط باشخصیت های مهم آلبانی است و علاوه بر آن به حمایت مالی از نشریه های طرفدار ایران نیز می پردازد. باید خاطر نشان کرد که ایران با ترکیه دارای زیرساخت های تجاری قابل توجهی در سطوح بالا و با کشورهای یونان، صربستان، کرواسی، بلغارستان و رومانی در سطوح پائین تر است.علاوه بر این، با توجه به مجموعه ای از تحریم ها علیه ایران، مطمئنا برخی از فعالیت های این کشور درزمینه قدرت نرم، با دقت بیشتری کنترل شده و محدودتر می گردد. بالکان منطقه وسیعی از غربترکیهتا محدوده دانوب در شمال مجارستان را در برمی گیرد. کشورهای این حوزه به رغم مشابهت ها و مشترکات قابل توجه، دارای تفاوت های گوناگون نیز می باشند. بنابراین نمی توان برای همکاریباایرانو تمام کشورهای بالکان نسخه واحدی پیچید. برای نمونه اگر متغیرهای سیاسی و فرهنگی در همکاریایرا ن وترکیهدر اولویت قرار دارد، در ارتباطات با بوسنی اعم فعالیت ها بر مسایل آموزشی، دینی و تاریخی متمرکز است؛ نیز روابط کشورهایی چون رومانی و مجارستان و صربستان با ایران می بایست بر انتقال تکنولوژی و معاملات نفتی و مشتقات آن گسترش یابد.(http://peace-ipsc.org/fa)
همچنین می توان به فعالیت های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در این منطقه اشاره نمود:
آموزشگاه فنی و حرفه ای سعدییک دبیرستان دخترانه است و در آینده دبیرستان پسرانه و دانشکده آن نیز تاسیس خواهد شد. آموزشگاه سعدی به مدیریت آقای امیر اصغریک شهروند ایرانی که تابعیت کشور آلبانی را پذیرفته است اداره شده و دست اندرکار انتشار کتب دینی نیز می باشد.موسسه فرهنگی سعدی شیرازی ، اولین موسسه ایران در آلبانی است که به مدیریت سیروس فلاحت پیشه و حمایت مالی سازمان فرهنگ و ارتباط اسلامی اداره می شود. هدف اصلی آن پشتیبانی از سایر سازمان های مربوط به ایران در آلبانی، حمایت از نشریه های مذهبی و سیاسی طرفدار ایران و سازماندهی کنفرانس های مربوطه در این زمینه است وگروه های هدف این بنیاد شهروندان با درآمد و تحصیلات متوسط و به بالای آلبانیایی هستند.
نقشه شماره:4-2- نقشه عمومی شبه جزیره بالکان
منبع: مشرق نیوز1392
در میان شخصیت های ایرانی که توسط این بنیاد برای سخنرانی در تیرانا دعوت شده اند، می توان به افرادی مانند؛ محسن میری، نماینده مجلس ایران و مشاور فرهنگی رئیس جمهور، محمود خلیل زاده، نماینده مجلس و مدیر بنیاد سعدی شیرازیدر بخش اروپا و بالکان” و رضا کرمی، رئیس سابق بنیاد فیروم اشاره نمود.شبکه قدرت نرم آلبانی درسال 2006 برای کاهش نفوذ دو حزب اصلی آلبانی در پی ایجاد کرسی مطالعات ایران در دانشگاه تتوف (Tetovo)بود، که ظاهرا چندان موفق نبوده است. تنها سازمانی که حضور قابل توجهی در بالکان دارد، موسسه “زری ینه” (صدای ما) به مدیریت محمد یوسفی یک شهروند آلبانی تبار است.( منبع پیشین،170)این سازمان در زمینه انتشار و توزیع کتاب ها و جزوات دینی و سیاسی و همچنین سازماندهی مجامع عمومی کوچک فعالیت می کند،کوزوو، ایران تاکنون استقلال کوزوو را به رسمیت نشناخته و بعید به نظر می رسد درآینده نزدیک نیز آن را بپذیرد. اما با توجه به رقابت سنگین با نیروهای سنی عربستان سعودی و ترکیه و حضور سنگین نیروهای نظامی بین المللی، پلیس و نیروهای مدنی، علیرغم داشتن چندین سازمان غیر دولتی گسترش نفوذ ایران در این کشور دشوار به نظر می رسد، سازمان غیر دولتی بنیاد فرهنگی قرآن _ پریزرنی، این بنیاد توسط دانشگاه ایرانی “جامعه المصطفی” اداره شده و مدیر آن امام محمد باقر صالحی است که برادر وی نیز یک دیپلمات ارشداست. مقر اصلی این بنیاد در پریشتینا بوده و در صدد ایجاد موزه فرهنگ ایرانی و همچنین تاسیس کرسی مطالعات ایران در دانشگاه محلی است،سازمان غیر دولتی اهل البیت ، مقر اصلی این بنیاد در شهر پریزنن بوده و کتب دینی منتشر می کند. همچنین برای دانشجویان مذهبی کوزوو برای تحصیل در شهر قم در ایران کمک هزینه تحصیلی می دهد.
4-1-3-پیوند ایران باروسیه
کشور روسیه با توجه به موقعیت ژئوپولیتیکی ایران در حوزه اوراسیا، ثبات و بی ثباتی در ایران را واجد تأثیرات مستقیم بر ثبات و بی ثباتی در این منطقه می دانند و تأکید دارد که اگر روسیه مایل به ثبات در مرزهای جنوبی خود است، باید ایران را به متن اوراسیایی سیاست خارجی خود وارد کند. باید پذیرفت که سیاست فعلی مسکو در قبال تهران نمی تواند منافع هیچ یک از طرفین را تأمین کند و اصرار بر آن نیز عدم انسجام در سیاست خاورمیانه ای مسکو را تشدید خواهد کرد. البته باید ماهیت نسبتاً پیش بینی ناپذیر تحولات پیرامون جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک واقعیت پذیرفت.(نوری،115،1392)
منطقه قفقاز جنوبی برای روسیه به حدی حیاتی است که می توان در تحلیل اندام وار آن را به قلب استراتژیک این کشور تشبیه نمود. این اهمیت عمدتاً ریشه در جغرافیا است که منطقه قفقاز از نظر اقتصادی و امنیتی برای روسیه بسیار مهم و با اهمیت می شود وپیرامون خودرا حوزه منافع حیاتی خود می داند و برای تامین امنیت در آنها برای خود مسئولیت ویژه ای قائل است. به نظر روسها در صورت گسترش دامنه بحران در «خارج نزدیک» فدراسیون روسیه از اصلی ترین آسیب دیدگان آن خواهد بود.از دیدگاه مقامات روسی باید در زمینه های ذیل این کشور اقدامات خود را انجام دهد: – تامین ویژگی چند جانبه عملیات حفظ صلح ، حفظ آزادی عمل روسیه و نقش برجسته وانحصاری آن، کسب حمایت بین المللی برای مداخله در خارج نزدیک بعنوان حوزه انحصاری امنیت روسیه (سجادپور،1386 ،463)
از دیدگاه مسکو ، قفقاز مکمل ژئواستراتژیک فدراسیون روسیه است و با تعدیل حضور ایالات متحده امریکا ، ترکیه و اروپا در آن می بایست این منطقه مجدداً زیرسیطره روسیه در آید.ایالات متحده نیز برای اطمینان از استمرار روند تلاش روسیه ،تضمین استقلال دولت های نوپا، متنوع ساختن واردات انرژی و کنترل یکی از منابع انرژی اروپا ، کنترل ایران و جریان اسلام گرایی وارد این صحنه شده است. (کامران و کریمی پور ،1383، 188) قلمرو ژئوپلتیک روسیه که اساساً منطقه آسیای مرکزی، قفقاز و اروپای شرقی می باشد بر سر حوزه نفوذ چند قدرت قرار دارد. در شمال، اتحادیه اروپا و ناتو در غرب، ایران درجنوب، هند وچین در شرق قرار گرفته است. وجود ذخایر نفت وگاز نیز در منطقه قفقاز سبب گردید که این منطقه نیز از کانون های عمده اوراسیا محسوب شود .بعلاوه عوامل ژئوپلتیکی منطقه نیز بر اهمیت این سرزمین افزوده است. (زارعی، 1385 ،15)روسیه همواره یک قدرت سرزمینی بوده است و از هنگامی که در قرن 15 دولتی متمرکز برپا کرد، تسلط بر منطقه پیرامونی را به عنوان یکی از اهداف خود تعیین نمود. شرایط ژئوپلتیک روسیه، نبود قدرتهای همطراز در منطقه و ضعف قدرتهای ملی همه از وجوه بارز تمایل به توسعه طلبی ارضی از طرف روسیه بوده است. انتقال به دوران شوروی در ارتباط با حوزه سیاست پیرامونی روسیه تنها یک تغییر شکل در برداشت روسیه شوروی بود، زیرا که جمهوری های پیرامونی از اهمیت بالایی در سیاست این کشور برخوردارند. قفقاز محل اتصال برخورد وچالش قدرتهای متعدد رقیب بود از این رو مسکو همواره برای این منطقه که از یک سو محل تلاقی منافع آن با ایران و از سوی دیگر با ترکیه و سایر قدرتهای بزرگ اروپا بود اهمیت زیادی قائل بوده است. بیشتر از دو قرن از هنگامی می گذرد که امپراطوری روسیه استراتژی ماوراء خود را اعمال نمود. پس از تسلط برقفقاز روسیه به دو هدف مهم دست یافت اولاً در اتصال دولت های اسلامی منطقه یک تکیه گاه برای تمدن مسیحی ایجاد شد ثانیاً مرزهای جنوبی روسیه تحکیم گردید.(هرسنی،1386،17) از سوی دیگر روسیه که مواظب خیز بلند ایالات متحد و اروپا به این منطقه می باشد با بهره گیری از همه برگ برنده خواهان تداوم سلطه ی خود بر منطقه قفقاز است. قبولاندن بازیگری گریز ناپذیری خود بر کشور های منطقه قفقاز به ضعف نظامی این کشورها و وابستگی آن ها به قدرت نظامی روسیه و سلطه فرهنگی از طریق الفبای سریلیک و آشنایی مردم این کشورها با ادبیات روسیه از اهداف آن کشور می باشد.(نقیب زاده ،1386 ،86 )
در همین حال استقرار سامانه دفاع موشکی امریکا در اروپا شرقی و به دنبال آن مناقشات عدیده روسیه و امریکا در حوزه های استقرار دفاع ضدموشکی در چک و لهستان و عدم امکان ظهور الگوهای امنیتی همکاری جویانه در رابطه روسیه با امریکا ، روسیه در روابط خود با کشورهای منطقه قفقاز و استفاده از بازی های پیچیده شطرنجی سیاسی بر طبق اسناد «سند ملی و سند دکترین نظامی»تجدید نظر نمود. (کرمی،1388 ، 82)پس از فروپاشی شوروی، روسیه در این منطقه تدابیری اندیشید که در تحولات منطقه ای طی بیش از یک دهه اثر گذاشت ،و به اقتضا و شرایط جدید به تقویت متحدین خود کوشید و در قبال ورود و نقش غرب حساستهایی نشان داد. (مشفقی فر،1383 ، 41)به اعتقاد تحلیلگران سیاسی – نظامی هنوز روسیه نسبت یه آسیای مرکزی و قفقاز نگرش و رابطه امپریالستی دارد. ارتش روسیه حتی با مشکلاتی که دارد نظیر فرار شایع مشمولان ، کاهش هزینه های دفاعی به دلیل مشکلات اقتصادی، افت سطح نگهداری و نوسازی تسلیحات و کاهش آموزش های نیروهای زمینی و هوایی هنوز به مراتب نیرومندتر از نیروهای نظامی کم شمار و فاقد تجهیزات آسیای مرکزی و قفقاز است. در واقع فقدان ارتش واقعی در اغلب این کشورها از مسائل اساسی است و نیروهای نظامی موجود نیز باز ما نده ارتش شوروی است. بنابراین اولاً ریشه ملی و فرهنگی آن در داخل کشور ضعیف می باشد ثانیاً اغلب افسران رده بالای آنها روس و تحصیل کرده مسکو هستند. ثالثاً از نظر ابزار و ادوات و آموزش و پژوهش و پیشبرد به روسیه وابسته اند. (فلاحت پیشه، 1380 ، 24)در پیمان شانگهای که توسط روسیه، سه کشور دیگر CIS (تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان) و چین با هدف تأمین امنیت مرزهای کشورهای عضو و تعمیق همکاری های مرزی در سال 1996تشکیل شد و در سال 2000 و 2001 موضوع مقابله با تروریسم، قاچاق مواد مخدر و جنایات سازمان یافته به وظایف آن اضافه گردید و ازبکستان نیز به آن پیوست. عضویت ازبکستان و ملحق شدن کشورهای ایران، هند، پاکستان و مغولستان به عنوان عضو ناظر موجب شد این سازمان بیشتر گسترش یابد. (Oxford Analytica 2000)
این پیمان در سال 2001 با گسترش اهداف و وظایف به سازمان همکاری شانگهای تغییر نام داد. سازمان همکاری شانگهای اهداف و وظایفی چند وجهی دارد. هر چند که مسائل امنیتی و حل و فصل اختلافات مرزی از جمله اهداف اصلی و اولیه کشورهای مؤسس می باشد،.ولی اهداف و مسائل دیگری از جمله مسائل اقتصادی و فرهنگی نیز وارد حوزه های کارکردی این سازمان گردیده است. (یزدانی 1387: 58)
جمهوری اسلامی ایران به دلیل برخوردار بودن از فرهنگ کهن و دیرینه اسلامی ـ ایرانی، توانسته است نظر مردم و شرق شناسان روس را به خود جلب کند. ترجمه و انتشار کتاب های بسیاری از اندیشمندان و شاعران ایرانی بی آنکه از پشتیبانی ایران برخوردار باشد خود دلیل گویایی بر توجه روس ها به فرهنگ ایرانی ـ اسلامی است.آموزه های ایرانی برای مردم روسیه از جذابیت خاصی برخوردار است. به گونه ای که هنوز خیام و مولانا و فردوسی و سعدی و حافظ از بسیاری از مشاهیر غربی در چشم روس ها از توجه و عنایت بیشتری برخوردار هستند.به نظر می رسد عرصه های تاثیرگذاری بر فرهنگ روسیه بیش از سایر عرصه های برای ایران مهیا است و این در ایجاد و تحکیم دیپلماسی عمومی بسیار موثر است.فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی وباز شدن دریچه تعامل روسیه با جهان، فرصت بسیار خوبی را برای عرضه فرهنگ دیرپا و مستحکم ایران پدید آورده است.
4-2-نقش ارمنستان درعدم یکپارچگی پان ترکیسم
پان ترکیسمایدئولوژی ملی اقوام ترک است که پیش از آغاز جنگ جهانی اول ایدئولوژی دولتی در ترکیه عثمانی اعلام شد و هدفش گردآوری همه اقوام پراکنده ترک از اروپای غربی تا خاور دور و از چین تا اقیانوس منجمد شمالی، تحت حکومت واحد بود. امپراتوری عثمانی از آغاز تأسیس خود سیاست غصب سرزمینهاى ملل دیگر و برپایی یک وطن مشترک برای ترکها در این سرزمینهای اشغالی را در پیش گرفته بود. طبق ایدئولوژی پان ترکیسم این هدف بایستی در سه مرحله تحقق می یافت:
ترکیسم : ایدئولوژی پان ترکیسم تنها از طریق حضور یک ترکیه قومی می تواند تحقق یابد . برای اینکهترکیه بتواند نقش خود را بخوبی ایفا کند بایستی بافت قومی آن یکپارچه ترک شود. ملل دیگر بایستی یا ترک شوند یا از میان بروند.
آغوزیت : هدف ایجاد یک حکومت اغوزی است. اتحاد و همبستگی ترکیه،آذربایجان،ترکمنستان، آذربایجان و ترکمن های ایران بایستی اغوزستان فردا را تشکیل دهد.
تورانیسم : ایجاد یک دولت متحد و مستقل تورانی که شامل تمامی اقوام تورانی می شود.اجرای طرح پان ترکیسم از همان دوران حکومت عبدالحمید آغاز شدو سپس مورد پذیرش رسمی و پیگیری ترکهای جوان قرارگرفت.از آن پس این ایدئولوژی محورسیاستهای دولتی همه حکومتهای ترک را تشکیل داد.این پان ترکیسم بود که در اجرای مرحله اول یا ترکیسم، نژاد کشی ارمنیان را در ارمنستان غربی و دیگر مناطق ارمنی نشین ترکیه به اجرا در آوردپان ترکیسم در سالهای 1918 و 1920 در ارمنستان شرقی ( جمهوری ارمنستان کنونی ) دست به کشتار زد تا از این طریق راه را به طرف شرق بسوی ایجاد یک حکومت اغوزی بکشد. هیچ ملتی نبایستی نسبت به پان ترکیسم رویاهای دروغین در سر بپروراند (رحیمی،124،1373)
آنچه را که همه سلاطین عثمانی در آن اتفاق نظر داشتند سیاست پان ترکیسم یعنی ساخت کشوری در آسیای صغیر (که یکی از قدیمیترین بخش های تمدن بشری بود و در واقع یونان ولیدی و آشور و ارمنستان وایران باستان در آن قرار داشت)به عنوان ملتی جدید با مذهب واحد، زبان واحد و … بود که به طرزی خشن در عثمانی به اجرا در می آمد.حتی امروز نیز پان ترکیسم به شکلی دیگر در ترکیه دنبال می شود ، چنانچه در قبال کردهای ترکیه شاهد آن هستیمبه ذهن مسئولان باب عالی راه یافته و آنها را به وحشت و چاره جوئی انداخته بود،سال 1861 در یک اقدام زیرکانه که زیر پوشش اصلاحات به منظور تضعیف موقعیت ارامنه انجام گرفت ایالات به ولایات تقسیم شدند.تا آن زمان ارمنستان عثمانی ایالت ارمنستان یا به قول ترک ها ارمنستان ایالتی نامیده می شد که این ایالت به چهار ولایت و چهار شهر وان ، دیاربکر ، ارزروم و خاربرت به عنوان چهار مرکز ولایت تقسیم شد که دو ولایت جدید بیتلیس و سیواس به آن افزوده شدو بدین ترتیب نام ارمنستان از صفحه تقسیمات کشوری و جغرافیای ملی عثمانی محو گردید.یکی از سیاست های اصلی پان ترکیسم ها تاریخ سازی یا به عبارت دیگر سرقت تاریخ و جعل تاریخ و نیز شخصیت سازی است. به گفته ولادیمیر مینورسکی خاورشناس روس (هر جا که پرسش حل نشده ای در زمینه فرهنگ قوم های شرق باستان پدید آید ترکان بی درنگ دست خود را همان جا دراز می کنند) مینورسکی ضمن انتقاد از روش مورّخان پان ترکیست، بیان می دارد که «مسائل علمی حل نشده ای در زمینه فرهنگ اقوام شرق باستان» بستری برای جعل تاریخی و توجیه مقاصد ایدئولوژیک پان ترکیسم فراهم ساخته است. امروزه، تعداد،کل،قربانیان نسل کشی ارامنه حدود یک،نیم میلیون نفر برآورد می شود.( گرچه از آنجا که مقامات ترک اجازه وارسی آرشیو تاریخ جنگ را به گروه مستقل تحقیقاتی ندادند ممکن است این برآوردها چندان دقیق نباشد) امروزه نسل کشی ارامنه به عنوان بزرگترین نسل کشی قرن بیستم شناخته می شود.
4-2-1-عدم یکپارچگی اقتصادی ارمنستان
میراث اتحاد جماهیر شوروی برای کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز به ویژه در عرصه اقتصادی و امنیتی شرایطی را به وجود آورده بود که حداقل برای یک دهه برخی از این کشورها به مسکو وابسته بودند و این امر همکاری این کشورها را با مسکو و همکاری برخی از کشورها را با یکدیگر اجتناب ناپذیر می ساخت. به هم پیوستگی زیر ساختارهایی مانند انرژی اعم از برق، نفت و گاز، ارتباطات (راه و راه آهن)، تجارت، ترانزیت و تولیدات صنعتی از یک سو و وضعیت جغرافیایی برخی از این کشورها و عدم دسترسی مستقیم به آب های آزاد، بستری را فراهم نمود تا کشورها از همکاری های چندجانبه اقتصادی استقبال نمایند. یکی از مهمترین مسائل این کشورها، وجود مراودات بسیار گسترده با یکدیگر تحت سیستم اقتصادی واحد شوروی سابق بود که در نتیجه فروپاشی شوروی عملاً کارآیی خود را از دست داده بود. همچنین پس از فروپاشی شوروی سابق ، روسیه جدید سر برآورد که اهداف نو درسر می پروراند اعم این اهداف عبارت بودند از: 1 -تداوم پیوند ساختارهای ارتباطی با جهان خارج از طریق روسیه 2- ترانزیت منابع انرژی به بازارهایمصرف جهانی از طریق خطوط انتقال لوله های نفت و گاز روسیه 3- تقویت جایگاه خود به عنوان یکی از تأمین کنندگان اصلی نیازهای اقتصادی و تکنولوژیک این کشورها و جلوگیری از همگرایی آنها با ساختارهای غربی 4- حفظ انحصارات باقی مانده از زمان شوروی در منطقه که وابستگی آنها را به روسیه حفظ می نماید 5- استفاده از منابع اولیه و مواد خام کشورهای منطقه 6- ترانزیت بخشی از کالاها و تولیدات منطقه به سمت شمال اروپا مخصوصاٌ برای جمهوری هایی که به آبهای آزاد راه ندارند 7- استفاده از مسیر های منطقه برای ارتباط تجاری با ایران و کشورهای جنوب آسیا 8-حفظ بازار مصرف منطقه برای تامین بخشی از نیازمندی‎های اقتصادی و تجاری این کشورها (وحیدی 1377: 5-93).بنابراین تلاش مجدد روسیه برای حفظ منافع قبلی در قفقاز جنوبی بیش از پیش سرعت یافت.ارمنستان نیز همچون سایر جمهوری های سابق اتحاد شوروی پس از استقلال با بحران هایاقتصادی بسیار مواجه شد . جنگ قره باغ بردامنه مشکلات این کشور افزود .قرار گرفتنارمنستان در محاصره اقتصادی آذربایجان به نوبه خود این وضعیت را رو به وخامت بیشتربرد.تنها در سال 1992 حدود 50درصد از تولید داخلی آن کاسته شد. ارمنستان درزمان شوروی در چهارچوب برنامه دولت مرکزی به مدرن سازی و صنایع و گسترش صنعت در بخشهای مختلف می پرداخت اما پس از فروپاشی بخش های کوچکتر کشاورزی به جا مانده ازمجتمعهای عظیم صنعتی سابق ، جایگزین آنها شدند. بی ثباتی سیاسی در کشورهای همسایهنیز سبب انتقال امواج مهاجرت به این کشور شده که به افزایش مشکلات اجتماعی و اقتصاددامن زده است. مهمترین صادرات ارمنستان را مواد غذایی و کشاورزی تشکیل می دهد. ارمنستان در سال 2003 عضو سازمان تجارت جهانی (WTO)گردید. همچنین از کمک های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول(IMF)برای برنامه آزادسازیاقتصادی استفاده کرد.(علی بابایی،171،1384)
4-2-2-عدم یکپارچگی سیاسی-نظامی ارمنستان
جمهوری ارمنستان از هنگام استقلال خود تا کنون مجبور به همکاری در زمینه های امنیتی ، اقتصادی و نظامی با روسیه ، ایالات متحده و اتحادیه اروپا جهت تامین امنیت ، مبادلات تجاری و سرمایه گزاری در دنیای آزاد بوده است.بنابر این مسائل امنیتی یکی از دغدغه ها و دلمشغولی های ارمنستان در مناطق پیرامونی خود پس از فروپاشی شوروی سابق می باشد.آسیای مرکزی و قفقاز به دلایل استراتژیک و امنیتی همواره برای مسکو از اهمیت بالایی برخوردار بوده است.آگاهی روسیه از وجود اختلافات قومی – نژادی و سرزمینی میان برخی از کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز با یکدیگر و زمینه بروز بحران های داخلی در این کشورها موجب شدتا روسیه برای حفظ و تثبیت نفوذ سنتی خود دراین منطقه، اشراف بر تحولات امنیتی، ممانعت ازدخالت قدرت های خارجی برای حضور در منطقه و نیز جلوگیری از گسترش ناتو به شرق، به ایجاد ساز و کارهای چندجانبه امنیتی در منطقه بپردازد.به همین جهت، سازمان پیمان امنیت دسته جمعی CIS)) با محوریت روسیه و عضویت اکثر کشورهای مستقل مشترک المنافع در سال 1992 تأسیس شد.هر چند این پیمان ابزاری دردست روسیه بودکه تحت لوای آن بتوانددر بحران های منطقه ایفای نقش نمایدولی عملاً دردوران یلتسین به دلیل ضعف ساختاری ورویکرد غرب گرای دولت، نتوانست مثمرثمر باشد.با به قدرت رسیدن پوتین تغییرات اساسی در رویکرد امنیتی مسکو به وجود آمد که موجبات ارتقای موقعیت امنیتی روسیه در آسیای مرکزی و قفقاز را فراهم کرد تا گام هایی در جهت مبارزه با عوامل ناامنی بردارد.از دیگر تلاش های روسیه تجدید ساختارپیمان امنیتی تاشکندمی باشد. در تاریخ 24 مه سال 2000 کشورهای عضو (CIS)که در گروه روسیه قرار دارند، در مینسک، پایتخت روسیه سفید، یک موافقتنامه جهت تجدیدنظر در اساسنامه «پیمان امنیت دسته جمعی» امضا کردند. (Oxford Analytica 2000)براساس این توافقنامه، تعهدات اعضا در این پیمان بر تعهدات سیاسی و امنیتی آنها با کشورهای دیگر اولویت خواهد داشت. این موافقتنامه ضمن جنبه قانونی بخشیدن به حضور نیروهای نظامی روسیه در هنگام بروز بحران در کشورهای عضو، خواستار هماهنگ کردن سیاست خارجی اعضا به خصوص در سازمان های بین المللی شده است. اعضای این پیمان امنیتی، به سه منطقه تقسیم می شوند:1. گروه غربی: شامل روسیه و بلاروس؛2. گروه قفقازی شامل: روسیه و ارمنستان، 3. گروه آسیای مرکزی شامل روسیه، قرقیزستان و تاجیکستان می باشند.تجدید ساختار این پیمان ممکن است منجر به افزایش رقابت دردرون (CIS)شود.(وحیدی1380:102).در دکترین جدید سیاست خارجی روسیه موسوم به ”مفهوم سیاست خارجی روسیه“ تقویت روند همگرایی در CIS))، گسترش روابط دوجانبه و همه جانبه با کشورهای عضو و برنامه توسعه آن تا سال 2005 مورد تأکید قرار گرفته است.
اهمیت استراتژیک و ژئوپلیتیک قفقاز جنوبی خصوصا جمهوری ارمنستان، حضورآمریکا را در این منطقه اجتناب ناپذیرساخته است.آمریکا درپی آن است که ضمن گسترش فرصت های خود درزمینه های سیاسی، اقتصادی و امنیتی در این منطقه، پایگاهی برای مهار و کنترل روسیه، چین و حتی ایران به دست بیاورد.مهمترین هدف آمریکا درآسیای مرکزی و قفقاز حفظ وضع ناپایدار موجود، حضورو نفوذ سیاسی، اقتصادی و امنیتی درازمدت در منطقه و مقابله با نیروهایی میباشد که درراستای منافع آمریکا قرار ندارند.(حبیبی امین1381: 30) سیاستهای آمریکا درقفقاز درراستای سیاستهای کلی این کشور در سطح جهانی قرار داردو با قدرت هایی که در منطقه نفوذ دارند و سیاستهای آنها همسو با منافع آمریکا نمیباشد، مقابله میکند.اهداف آمریکا در قفقاز را می توان به صورت زیر دسته بندی کرد:
1-دستیابی به منابع نفت و گاز و کنترل استخراج و صدور آن 2- دستیابی به بازارهای منطقه و گسترش تجارت در آن 3- حفظ وضع موجود و تقویت نهادهای کشورهای منطقه در راستای اهداف درازمدت خود 4- مقابله با نفوذ روسیه 5- مقابله با نفوذ ایران 6- رقابت با چین 7- حمایت از گسترش نفوذ ترکیه 8- تحکیم مناسبات امنیتی با کشورهای منطقه 9-حضور دراز مدت در منطقه
هدف آمریکا نفوذ گسترده و حضور درازمدت در آسیای مرکزی و قفقاز است و در این مسیراز نهادهای سیاسی، اقتصادی وامنیتی غربی برای دستیابی به اهداف موردنظر خودحداکثربهره برداری را می نماید.
آمریکا با طرح ایده ”استقرار دموکراسی، عامل ثبات“و دخالت در امور داخلی کشورها به ویژه در ایجاد انقلاب های رنگین، عملاً موقعیت قبلی خودرا نزددولت های قفقاز از دست داده و حساسیت روسیه را افزایش داده است.(Ministry of Foreign Affairs of Russian Federation 2000)
نظریه قلب زمین مکیندر هنوز اعتبار دارد و آمریکا می داند تنها در صورت حضور در منطقه می تواند با آرامش به پی ریزی نظم مورد نظر خود در جهان بپردازد. در همین راستا است که آمریکا در منطقه در پی ایجاد پایگاه‎های نظامی در منطقه برآمده است. در حقیقت، آمریکا ادامه نفوذ ایران و روسیه را خطری برای منافع دراز مدت خود در منطقه تلقی می کند. در عین حال آمریکا تحرکات چین را در آسیای مرکزی تحت نظر دارد، ولی در کوتاه مدت آن را خطری برای خود تلقی نمی کند. ترکیه نیز در منطقه فعال است و متحد اصلی آمریکا محسوب می شود. آمریکا برای اجرای سیاست های خود در منطقه به همکاری ترکیه تکیه دارد و سعی میکند علاوه بر استفاده از رابطه مستقیم با کشورهای این منطقه برای دستیابی به منافع خود، به ترکیه کمک کند تا حضور و نفوذ خود را در منطقه تقویت کند و آمریکا از این طریق بتواند به طور غیرمستقیم دستیابی به اهداف خود را تسهیل کند. در یک جمع بندی کلان، مهمترین عواملی که از نظر دولت آمریکا به این منطقه اهمیت می بخشند، عبارت اند از: الف) امکان کنترل روسیه، چین و ایران؛ با توجه به موقعیت ژئواستراتژیک آسیای مرکزی و قفقاز، یکی از اهداف نفوذ و حضور آمریکا در منطقه کنترل سیاست های روسیه، چین و ایران می باشد. ب ) اهمیت ژئوپلیتیک منطقه در برنامه دراز مدت آمریکا برای مبارزه به افراط گری و تروریسم؛ به ویژه پس از حادثه 11 سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان این منطقه از نظر نظامی و امنیتی جایگاه ویژه ای در سیاست آمریکا پیدا کرده است. ج ) منابع انرژی منطقه؛ با توجه به افزایش نیاز به انرژی در آینده، وجود منابع نفت و گاز بر اهمیت منطقه آسیای مرکزی و قفقاز افزوده و موجب رقابت برخی از قدرت های اقتصادی برای تسلط بیشتر بر منابع انرژی شده است. (واعظی 1386: 6-284).
4-2-3-عدم یکپارچگی فرهنگی-اجتماعی ارمنستان
ارمنستان پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و کسب استقلال ، همواره بعنوان متحد اصلی این کشور در سطح بین المللی واقع گردیده و نزدیکی به روسیه را بعنوان عامل اتکاء در سیاست خارجی خویش برگزیده است. گسترش روابط سیاسی و فرهنگی با سایر کشورها از دیگر اقدامات مسئولین ارمنی بشمار می آید که از آن می توان به قراردادهای فرهنگی میان این کشور با کشورهایی همچون جمهوری اسلامی ایران، هند، چین، سوریه ، کره جنوبی، لهستان، آلمان، امارات متحده عربی و برزیل نام برد اگر چه سیستم حکومتی ارمنستان سکولار بوده و مقامات مذهبی نقشی در اداره کشور ندارند اما مذهب در این کشور عامل همبستگی و هویت ملی می باشد. وجود اسقف اعظم ارامنه جهان در این کشور (گارگین دوم) علی رغم جدایی دین از سیاست، موجب گردیده که دیدار و مذاکره با ایشان بعنوان شخصیتی تراز اول، در دستور کار تمامی هیات های عالی رتبه سیاسی قرار گیرد.نهاد خانواده نیز در جامعه ارمنی بعنوان نهادی مقدس محسوب می گردد.هر چند که در مواجهه با موضوع جهانی شدن و مدرنیته ، این نهادبا چالش مواجه گردیده است.
آموزش درارمنستان ازجایگاه بالایی برخوردار است، بطوریکه 99 درصد از مردم این کشور از نعمت سواد برخوردارند.علی رغم وجود محدودیت ها درحوزه مطبوعات، کتاب و جراید موردتوجه عامه مردم می باشد.در حال حاضربیش از181عنوان روزنامه معتبر ، 54 ایستگاه رادیویی و110 شبکه تلویزیونی ارمنی در این کشورو خارج از آن به ترویج فرهنگ ارمنی و تحکیم ارتباطات این قوم در سراسر جهان مشغول اند.نگاهی اجمالی به برخی از اهداف فرهنگی کشورمان درارمنستان:1- معرفی و عرضه فرهنگ ، هنر و تمدن ایرانی2- ترویج و توسعه زبان و ادبیات فارسی3-معرفی ، گسترش و احیاء فرهنگ ، اندیشه و تمدن اسلامی4-گسترش تبادل هیات های رسمی فرهنگی و انعقاد موافقتنامه های رسمی دو جانبه و بین المللی5- رسیدگی به امور فرهنگی و اجتماعی و تقویت هویت ملی و فرهنگی ایرانیان در ارمنستان6- شناخت ویژگی های فرهنگی، دینی و اجتماعی ارمنستان7- تقویت گفتگوی ادیان میان اسلام و مسیحیت
4-3-جایگاه ایران دراستراتژی ارمنستان
جمهوری اسلامی نماد اسلام است؛ بنابراین هرچه قوی تر باشد، جهان اسلام هم قوی تر است و هرچه توان عملش بیشتر باشد، به نفع مسلمانان جهان است. خصوصا”کشورهای منطقه می باشد. نباید اهداف سیاست خارجی خود را به گونه ای تعریف کنند که سایر کشورها دستخوش هراس و تهدید شوند. افزایش اقتدار ملی و بین المللی در گرو ستیز با قدرت های بین المللی نیست. زیرا اگر چنین شود، کشور همواره یا در حالت جنگی است و یا در حالت نه جنگ و نه صلح به سر می برد و این روند زیان های جبران ناپذیری را بر پیکر امکانات و بسترهای توسعه کشور وارد می کند و ظرفیت های دیپلماتیک و سیاست خارجی نیز هزینه مقابله با بحران هایی می شود که توسط قدرتهای بزرگ برای کشور ایجاد می گردند. ایران نیز جایگاهی متفاوت و برتر در سطح منطقه و نظام بین المللی به دست می آورد. از این رو، آمریکا ایران را متهم به ستیز با نظام بین الملل و بی اعتنایی به قواعد می کند. بر اساس نظریه انتقال قدرت که نظام جهانی را مبتنی بر یک ساختار سلسله مراتبی تک چندقطبی می داند، ایران همواره پس از انقلاب اسلامی یک ناراضی و چالشگری بزرگ در هرم های قدرت منطقه ای و جهانی نظام بین المللی بوده است که این وضع می تواند برای قدرت چیره خطر آفرین باشد و از این رو، با مقابله شدید ابرقدرت و سایر قدرت های بزرگ و هم پیمانانشان روبه رو می شود. بنابراین به باور پژوهشگران، اگر ایران بخواهد به یک قدرت برتر تبدیل شود، نیازمند جلب اعتماد دیگر بازیگران عرصه های نظام بین الملل است. برای این امر باید فرستنده این پیام باشد که خواهان دگرگونی درون سیستمی است نه ضدسیستمی؛ به این معنی که هدفش دگرگونی در ساختار نظام بین الملل نیست، بلکه به دنبال بهبود جایگاه خود در درون نظام بین الملل است. (سیف زاده، 15، 1382 )
دراین راستا، تاریخ بی ثباتی های بین المللی در چند سده گذشته حاکی از آن است که هرگاه در نظام بین الملل بی ثباتی پدید آمده است، کشور ایران نیز به سبب شرایط ویژه ژئوپلیتیکی، یکی از قربانیان این فرآیند بوده استبنابراین، امنیت پایدار برای ایران در گرو ثبات و امنیت بین المللی است. پس ج. ا. ا. با حفظ ارزش های ویژه خود، برای انتقاد از نظام بین الملل یا بایدازاندیشه هایی که نظام کنونی را پدید آورده است انتقاد کند، یا از خود نظام بین الملل کنونی و موجودیت آن انتقاد کند. اما توانایی دگرگون کردن ساختار نظام به سود خود را ندارد و تنها می تواند از فرصت هایی که پدید می آید، بهره برداری کند و محدودیت ها را کاهش دهدو چون به تنهایی نمی تواند به ستیز با این محدودیت ها برخیزد، لزوماً باید به همکاری و ائتلاف نیز بیندیشد.بنابراین با توجه به لزوم نگاه راهبردی و پایدار (توسعه گرایانه) به رویکردهای بین المللی، سیاست خارجی کشور ایران به دور از پیوند با معضلات منطقه ای، بایدبر مبانی مولفه های ژئوپلیتیک (موقعیت، وضعیت، منابع انرژی، عرصه های فرهنگی وتاریخی، ایدئولوژی، منابع انسانی و…) شکل بگیرد.به طورکلی ایران به عنوان کشوری بین المللی با ویژگی های منحصربه فرد وجایگاهی متمایز درتحولات استراتژِیک، همواره از تغییر و تحولات نظام بین المللی تاثیر می پذیرد و بر آن نیز متقابلاً تاثیر می گذارد.تردیدی نیست که ایران با توجه به ویژگی های خاص ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچر، یک کشور مؤثر بین المللی است و بسیار فراتر از کشوری منطقه ای و محلی عمل می کند. بسیاری از کشورها صرفاً یک کشور بومی به شمار می روند؛ یعنی نه قدرت منطقه ای هستند و نه بر تحولات منطقه تأثیرگذاری چندانی دارند. در این باره می توان مثال های بسیاری را در آسیا، آفریقا و حتی اروپا ذکر کرد.( رمضانی، 71، 1380)
عواملی مانند نیروی انسانی جوان و با استعداد، موقعیت خاص ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک با ذخایر بسیار غنی و متنوع، ظرفیت های بالقوه ای را برای تبدیل ج. ا. ا. به یک بازیگر برتر منطقه ای و مؤثر در امور جهانی مهیا کرده است. ج. ا. ا. برای ارتقای جایگاه فعلی خود که در معیارهای جهانی قابل توجه است، باید از وضعیت انتقالی و در حال گذار نظام جهانی نهایت بهره برداری را کرد و در قالب همکاری ها و اتحادیه های بین المللی و با حضور مؤثر در پیمانهای استراتژیک منطقه ای و فرامنطقه ای، تلاش کند تا با ایفای نقشی مشارکتی برای تامین اهداف و تدابیر کلان داخلی و خارجی خود با این سازمانها در تصمیم سازی های جهانی حضوری مؤثر داشته باشد. خصوصا آنکه با گسترش روندهای جهانگرایی اهمیت گروه بندی ها و همکاری های بین المللی بیش از گذشته نمایان شده است. در این فرآیند، هر کشوری که خود را با پیمان های مختلف متصل و مرتبط نماید، در شرایط بهتری قرار داشته و از امواج گسترده جهانی شدن کمتر آسیب می بیند. (قاسمی، 38، 1384).
بنابراین با توجه به فرآیند نوین تحولات سیاسی نظام بین المللی، اساسی ترین مسأله برای تقویت اثربخشی ژئوپلیتیکی سیاست خارجی ایران، توجه روزافزون به افزایش منافع ملی و رونق بسترهای پیشرفت جامعه است. اما از آنجایی که همواره به لحاظ ارتباط تنگاتنگی که شرایط خاص موقعیت مکانی کشور ایران با روند های سیاسی نظام بین الملل و استراتژی جهانی داشته و رشد و توسعه را در آن مستلزم ایجاد فضای باز ژئوپلیتیکی نموده است، چگونگی رفتار ها و عملکردها در حوزه سیاست خارجی آن همیشه از وضعیت تعیین کننده تر ی در تامین سطح هزینه ها و منافع، میزان و نوع ارتباط این کشور با عرصه های بین المللی بهره مند بوده و از اهمیت به مراتب بالاتری در دستیابی به اهداف اساسی و توسعه پایدار کشور برخوردار می باشد. امروزه اهمیت این حوزه به نحویست که موضوع توسعه برون گرا در سند چشم انداز بیست ساله کشور با اولویت خاصی برای گسترش تعاملات با محیط بین المللی، مورد تاکید کارگزاران کشور قرار گرفته است. علاوه بر تقویت پیمان های سیاسی باید از تشکل های اقتصادی در جهت توسعه و تجهیز بنیان های اقتصادی کشورهای عضو با تولیدات متنوع و به ویژه تولیدکنندگان منابع استراتژیک از جمله نفت و گاز و یا دارندگان ذخایر زیرزمینی ارزشمند استفاده شود. در کنار اپک که دارای اهمیت فراوانی در اقتصاد جهانی است، اکوبه عنوان یک سازمان اقتصادی منطقه ای نیز باید تقویت و کارآمدشود. مع الوصف چنانکه پیشتر نیز گفته شد، ایران کشوری بین المللی است که تبعا تاثیر تحولات ملی و بین المللی آن بصورت متقابل است. بنابراین مجموعه شرایط والزامات کنونی تاثیرگذار خارج از مرزهای ملی بر سیاست خارجی ایران را بطور کلی می توان به عوامل زیرتقسیم کرد:
الف) تاثیر بلوک بندی ها بر سیاست خارجی ب) تاثیر اوضاع و شرایط اقتصادی و ژئواکونومیک بر سیاست خارجی پ) تاثیر ویژگی های ژئوپلیتیک بر سیاست خارجی ت) تاثیر نگرش ها و رویکردها ی ایدئولوژیک بر سیاست خارجی ث) تاثیر مولفه های نرم افزاری اعم از تبلیغات و افکار عمومی بر سیاست خارجی، بر این اساس با پایان گرفتن بلوک بندی شرق و غرب و شرایطی که ایران برای عضویت در بلوک بندیهای مختلف پیدا کرده است، باید بر ضرورت تحرکات ایران در حوزه های روابط دوجانبه و بین المللی تأکید شود و در بعد منطقه ای نیز با تکیه بر سیاست اعتمادسازی متقابل موجبات تقویت موقعیت ایران در منطقه و جهان فراهم گرددبنابر این ضروری است که با نگرشی عملیاتی، اهداف ذیل در دستور کار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران قرار گیرند: 1ـ حمایت ازرشد و توسعه پایدار عمومی کشور. 2ـ دفاع از هویت و ارزشها و اعتلای تفاهمات بین المللی. 3ـ مدیریت تهدیدها و فرصت های خارجی در شرایط ویژه. 4ـ اصل عدم سلطه پذیری و سلطه جویی در روابط خارجی. 5ـ اصل حمایت ازرویه ها و رویکردهای اسلامی درتعاملات بین المللی(پیروزان،1391،75)
مع الوصف، تحولات شگرف تکنولوژیک و الزامات همگامی با آن در شرایط جدید بلوغ اجتماعی ایران، امروزه به اساسی ترین چالش در سیاست خارجی و توسعه ملی این کشور تبدیل شده است. امروزه پیشرفت هر کشوری منوط به پیشرفت و ظهور فضاهای متنوع در جامعه آن است و موفقیت در سیاست خارجی هم مستلزم برخورداری از یک جامعه قوی است. حال آنکه در گذشته لازمه سیاست خارجی موفق در هر کشوری، بهره مندی آن از یک دولت قوی بود. این است که با تحولات جدید در روابط بین الملل، سیاست خارجی تبدیل به چهارچوبی برای تسهیل روشهای افزایش ثروت ملی در کشورها شده است (قاسمی، 38، 1384).بنابراین با توجه به فرآیند نوین تحولات سیاسی نظام بین المللی، اساسی ترین مسأله برای تقویت اثربخشی ژئوپلیتیکی سیاست خارجی ایران، توجه روزافزون به افزایش منافع ملی و رونق بسترهای پیشرفت جامعه است.مناسبات کاملا نزدیکی میان ایران و ارمنستان برقرار است و این دامنه بسیاری از داد و ستدهای اقتصادی را دربر می گیرد. در خصوص وضعیت اقتصاد ارمنستان باید نکاتی را مورد نظر قرار داد. به هر شکل وضعیت اقتصادی جمهوری ارمنستان در مقایسه با سالهای گذشته، پیشرفت قابل توجهی داشته و علی الخصوص در زمینه تولیدات داخلی و راه اندازی واحدهای تولیدی کوچک و بزرگ قدم های موثری برداشته شده است.دلایل توسعه روابط اقتصادی و تجاری ایران و ارمنستان به ریشه های متعدد تاریخی و اجتماعی باز می گردد.جمهوری ارمنستان در منطقه قفقاز واقع شده و یکی از بازارهای هدف صادراتی جمهوری اسلامی ایران در منطقه به شمار می آید و در همین حال نزدیکی دیدگاه های سیاسی ایران و ارمنستان در مجامع بین المللی به یکدیگرمی تواند در سطح تعاملات تجاری دو کشور تاثیر خوبی داشته باشد. وجود روابط حسنه سیاسی بین دو کشور، مرز مشترک و عضویت ارمنستان درسازمان تجارت جهانی (WTO) و سایر سازمانهای اقتصادی بین المللی و منطقه ای می تواند در توسعه روابط اقتصادی ایران با این کشور تاثیر به سزایی داشته باشد.در همین حال نباید این نکته را از نظر دور کرد که کشور ارمنستان محصور در خشکی است و نیاز به توسعه روابط با کشورهای منطقه دارد.(عزتی،87،،1384)وجود زمینه های مساعد همکاری و سرمایه گذاری در بخش های انرژی، صنعت، معدن، کشاورزی و خدمات و زمینه های مساعد جهت صدور خدمات فنی و مهندسی در زمینه های مختلف و و همکاری در زمینه انرژی، پتروشیمی، خط لوله انتقال گاز طبیعی به ارمنستان، انتقال برق، احداث سد، ایجاد کارخانه های تولیدی، صنعتی، استخراج معادن و گردشگری و همکاری در اجرای پروژه های اولویت دار و همکاری در 2 پروژه احداث تونل گاجران در استان سیونیک و پروژه انتقال لوله گاز از دیگر زمینه ها و برنامه های مشترک میان ایران و ارمنستان است.صادرات برخی از تولیدات به کشورهای مختلف و شرکت در نمایشگاههای مختلف بینالمللی و برگزاری نمایشگاههای مختلف در ایروان و معرفی تولیدات داخلی حائز اهمیت است.
4-3-1- حجم مبادلات تجاری ایران وارمنستان
حجم صادرات ارمنستان به دلیل داشتن رشد اقتصادی ثابت و متعادل و همچنین به رهمند بودن از نظام تجارت آزاد از سال 1999 به صورت چشمگیری افزایش پیدا کرد و به همراه آن به دلیل رشد تولیدات داخلی، واردات نیز کاهش یافت. درسال 1999 حجم صادرات این کشور به میزان 5.1 درصد افزایش یافت و این در حالی است که رشد واردات با 10- درصد به حد منفی رسید.
درسال 2004 حجم صادرات و واردات به ترتیب 4.3 درصد و 5.6 درصد افزایش یافت. درسال 2005 روند رشد صادرات ادامه پیدا کرد و به 31.5 درصد رسید. در حال حاضر کشورهای عضو اتحادیه اروپا، اتحادیه کشورهای مستقل مشترک المنافع، ایالات متحدهُ آمریکا کشورهای اصلی صادر کننده و وارد کننده به ارمنستان هستند.
جدول شماره: 4-2- مبادلات بازرگانی ایران و ارمنستان
2006
2007
2008
2009
2010
واردات از ایران (میلیون دلار)
014/113
010/141
856/200
901/133
711/217
صادرات به ایران (میلیون دلار)
065/29
397/37
468/24
019/14
642/39
تراز تجاری (میلیون دلار)
949/83-
613/103-
388/176-
882/119-
069/178-
منبع: http://fa.tpo.ir/documents/document/0/14011/portal.aspx
مهمترین اقلام وارداتی ارمنستان:
1-سوختهای معدنی و روغنهای معدنی 2- مروارید طبیعی یا پرورده و سنگهای گرانبها یا نیمه گرانبها 3-رآکتورهای هسته ای و دیگ بخار4- چوپ پنبه و اشیاء ساخته شده از چوپ پنبه 5-ماشین آلات و دستگاههای برقی و اجزاء و قطعات آنها 6- وسایط نقلیه زمینی غیر از نواقل روی خط آهن یا تراموا 7-مصنوعات از چدن، آهن و فولاد 8- چدن، آهن و فولاد 9-غلات10-مواد پلاستیکی و اشیاء ساخته شده از آنها 11- محصولات دارویی12-توتون و تنباکو و بدل توتون و تنباکوی ساخته شده 13-آلومینیوم و مصنوعات از آلومینیوم 14- دستگاههای اپتیکو عکاسی و قطعات وابسته 15-کاغذ و مقوا: اشیاء ساخته شده از خمیر کاغذ 16-وسایل نقلیه هوایی، فضایی و اجزاء و قطعات آنها 17-نوشابه ها، آبگون های الکلی و سرکه 18-گوشت و احشاء خوراکی 19- چوب و اشیاء چوبی20- کاکائو و فرآورده های آن 21-چربیها و روغنهای حیوانی و نباتی22–مبل 23- شیشه و محصولات شیشه ای24- محصولات سرامیکی 25- قند و شیرینی 26-کائوچو و اشیاء ساخته شده از آن 27- روغنهای اسانسی و شبه رزینها 28- سنگ فلز، جوش و خاکستر 29- میوه و میوه های سخت پوست خوراکی30- صابون 31- ماشین آلات صنعتی 32-لباس و متفرعات لباس، غیر کشباف یا غیرقلاب باف 33- شیر و محصولات لبنی و… (http://iranarmeniacc.org/index.php/Fa)
جدول شماره :4-3- آمارصادراتسال 1392 کشور ارمنستان به جمهوری اسلامی ایران
ردیف
سال
نام کشور
ارزش (دلار)
1
1392
ارمنستان
76,505,968
مجموع
76,505,968
منبع: http://fa.tpo.ir/
جدول شماره :4-4- آمار صادرات سال 1392 جمهوری اسلامی ایران به کشور ارمنستان
ردیف
سال
نام کشور
ارزش (دلار)
1
1392
ارمنستان
18,573,479
مجموع
18,573,479
منبع:http://fa.tpo.ir/
جدول شماره: 4-5- مهمترین اقلام وارداتی ارمنستان از جهان (2010)
ارزش / میلیون دلار
نام کالا
ردیف
340
گازهای نفتی و سایر هیدروکربورهای گازی شکل
1
304
نفت و روغن های حاصل از مواد معدنی قیری، غیرخام، آخال روغنها
2
94
الماس، حتی کلر شده، ولی سوارنشده
3
93
آلومینیوم کار نشده
4
88
گندم و مخلوط گندم وچاودار
5
81
دستگاههای برقی برای تلفن یا تلگراف با سیم همچنین تلفن با سیم مجهز به گوشی بی سیم
6
80
داروها ، مخلوط شده یا نشده، عرضه شده به شکل مقادیر معین
7
65
سیگار برگ، سیگار بلو و سیگار از توتون و یا از بدل توتون
8
60
طلای خام یا نیمه ساخته
9
59
وسیله نقلیه (خودرو)
10
منبع:http://fa.tpo.ir/
جدول شماره 4-6- مهمترین اقلام صادراتی ایران به ارمنستان
ردیف
نام کالا
ارزش(هزار دلار)
1
قیرنفت
5859
2
15079000- روغن سویا (باستثناء خام) و ا جزا ء آن
4432
3
72123090- سایر محصولات تخت نورد شده از آهن یا فولاد
3796
4
72126000- محصولات از آهن یا فولاد غیر ممزوج تخت نوردشده
3637
منبع: http://fa.tpo.ir/
جدول شماره :4-7- مهمترین اقلام وارداتی ایران از ارمنستان
ردیف
نام کالا
ارزش(هزار دلار)
1
حیوانات زنده از نوع گوسفند
20205
2
قرا ضه وضایعات ازچدن
2047
3
قرا ضه وضایعات آلومینیوم
2031
4
قرا ضه و ضایعاتباطری ها
1038
5
ورق و نوار نازک از آلومینیوم، نورد شده
623
منبع: سایت اتاق بازرگانی ، صنایع ، معادن و کشاورزی استان تهران
درباره مهمترین برنامه های پیش روی همکاری ایران و ارمنستان بایدتاکید کرد کهتوسعه همکاری سرمایه گذاران دو کشور درمنطقه ویژه اقتصادی جلفا می تواند در ایجاد فرصت های تجاری و اقتصادی موثر باشد.به دلیل هزینه بر بودن توسعه همکاری های حمل و نقل و ترانزیت با اروپا از طریق ارمنستان ـ گرجستان درحال حاضر این طرح عملیاتی نبوده و مورد استفاده قرار نمی گیرد اما در صورت سرمایه گذاری می تواند فرصت مناسبی برای آینده اقتصادی دو کشور باشد.از سوی دیگر اعزام رایزن بازرگانی به ارمنستان، توسعه همکاریهای ترانزیتی و همکاری های دو جانبه درخصوص محیط زیست، رودخانه های مرزی ( سدسازی)و … از سوی کارشناسان این حوزه توصیه می شود.(رنجبر،91،1387)همچنین همکاری در زمینه IT، همکاری درزمینه کاهش متقابل تعرفه های تجاری بین دو کشور،سفر وزراء محترم بازرگانی و اقتصاد دو کشور، برگزاری همایش فرصت های تجاری و سرمایه گذاری، تبادل هیات های تجاری از بخش خصوصی، برگزاری نمایشگاههای اختصاصی و مشارکت در نمایشگاههای بین المللی یکدیگر،برگزاری روز اقتصاد ایران در ارمنستان در کنار اعزام هیاتی جهت بررسی موضوع همکاریهای بانکی میان دو کشو نیز می تواند افق مثبتی پیش روی همکاری های تجاری ایران و ارمنستان ترسیم نماید.در ادامه جا دارد به مسائل و مشکلاتی اشاره شود که تا به امروز به نوعی وضعیت تجارت دوجانبه میان دو کشور و به ویژه صادرات ایران به ارمنستان را متاثر ساخته است که.عبارتند از: وجود موانع تعرفه ای بین دوکشور، مشکلات مربوط به همکاری ترانزیتی (به دلیل وجود تعرفه ها)، مشکلات گمرکی، مشکلات سرمایه گذاران ایرانی در ارمنستان و عدم اجرای قوانین و مقررات سرمایه گذاری و تجاری در ارمنستان شرکتها را با مشکل مواجه ساخته است.
4-3-2-جایگاه ژئواکونومیکی ارمنستان
اقتصاد ارمنستان تا اندازه زیادی به سرمایه گذاری و پشتیبانی ارمنیان خارج از کشور وابسته است. پیش از استقلال، اقتصادارمنستان بیشتربرپایه صنایع شیمیایی، الکترونیک، ماشین آلات، فرآوری خوراک، لاستیک سازیوبافندگی بنا شده بودوبرای مواد اولیه صنایع خودوابستگی زیادی به دیگر جمهوری های شوروی و خارج از کشور داشت.ارمنستان در فاصله گرفتن از نظام اقتصادی کمونیستی و حرکت به سمت اقتصادسرمایه داری گام های مهمی را درآزادسازی اقتصادی برداشته استاما محدودیت هایی همچون وابستگی انرژی به خارج ازجمله روسیه وایران، فقرمنابع، محصور بودن درخشکی و تنش های این کشور با آذربایجان و ترکیه، توان مانوراین کشور را جهت مشارکت در سرمایه گذاری های منطقه ای را شدیدا کاهش داده است. (http://pers.iran.ru/news/analytics/)طی سالیان اخیر همکاری های اقتصادی بین تهران و ایروان به طور نسبتاً سریع توسعه یافته و به عنوان مثال، اواخر سال 2008 صدور گاز طبیعی ایرانی به ارمنستان از طریق خط لوله تبریز –گری–کاجاران-آرارات با ظرفیت 2.6 میلیارد متر مکعب در سال شروع شد. گاز دریافت شده به وسیله صدور نیروی برق به جمهوری اسلامی ایران پرداخت می شود. هزینه های کلی این سازه که شرکت روسی «گازپروم» در اجرای آن مشارکت کرد، برابر 250 میلیون دلار شد. ارمنستان قبل از آن فقط گاز طبیعی روسی را از طریق گرجستان دریافت می کرد. بین ارمنستان و ایران خطوط انتقال برق ولتاژ بالا وجود دارند که به وسیله آنها جابجایی و تبادل فصلی انرژی انجام می شود. قرار است یک خط دیگر با ظرفیت 400 کیلووات ساخته شود. بهای این پروژه حدود 100 میلیون دلار است. بین این دو کشور یک جاده ساخته شده و دو بزرگ راه مدرن دیگر در حال ساخت است. موافقتنامه ای درباره ساخت خط راه آهن از ایران به ارمنستان به امضا رسیده است. بنا به برآوردهای مقدماتی، بهای این خط راه آهن معادل 1.8 میلیارد دلار است که 1.4 میلیارد از این مبلغ توسط ایران پرداخت می شود و بقیه توسط شرکت «راه آهن روسیه». مهلت اجرای این طرح 5 سال است. توافق درباره شرکت «گازپروم» در ساخت خط لوله ایرانی –ارمنی انتقال محصولات نفتی و اسکله سوخت مایع با ظرفیتی تا 1.5 میلیون تن حاصل شده است که این امر برای امنیت ارمنستان از نظر تأمین انرژی اهمیت فراوانی دارد. قرار است در قالب همکاری های دوجانبه، نیروگاه برق آبی «مگری» ساخته شود. (http://pers.iran.ru/news/analytics/)
4-3-3-جایگاه ژئوکالچر ارمنستان
جایگاه ایدئولوژیک و ژئوکالچر (فرهنگى) ایران در جهان اسلامجایگاه انقلاب اسلامى ایران در جهان اسلام‏از نظر فرهنگى و اعتقادى، ایران در مرکزیت جهان اسلام قرار گرفته است; به طورى که در روند تحوّلات آینده جهان، مى‏تواند با بعضى از کشورهاى منطقه نقش ارزنده‏اى را ایفا کند. گستردگى تمدن‏ ایرانى – اسلامى و فرهنگ پارسى و میراث گرانبهاى آن و گذشته‏ تاریخى درخشان این سرزمین، پیوند عمیق فرهنگى، فکرى و جغرافیایى با کشورهاى پیرامون خود دارد و میان اقوام مختلفِ ساکن‏ در قفقاز، آسیاى میانه، کشورهاى حاشیه جنوبى خلیج فارس، پاکستان و کشورهاى همسایه غربى; یعنى عراق و ترکیه تا شاخ‏ آفریقا سه منطقه‏اى استراتژیک را به وجود آورده که نشان دهنده‏ امکانات بالقوه و بالفعل براى گسترش همکارى‏هاى دو جانبه و چند جانبه منطقه‏اى‏ وجهانى‏مى‏باشد.(ابراهیمی،149،1388)
داشتن تاریخ و تمدنى کهن، با غناى فرهنگ اسلامى و دینى و وجود آثار تاریخى مناسب‏ فرهنگى و دینى در کشور و قابلیت صدور کالاهاى فرهنگى و دینى به فراسوى مرزها در جهان اسلام، به جمهورى اسلامى ایران جایگاه ویژه‏اى جهت نفوذ فرهنگى – تمدنى (ایرانى‏ – اسلامى) در جهان اسلام و منطقه مى‏بخشدتقابل انقلاب اسلامى ایران با نظام تک قطبى‏بخش قابل توجهى از موقعیت کنونى جمهورى اسلامى ایران در جامعه بین‏المللى متأثر از پیروزى انقلاب اسلامى ایران در سال 1357 است. شعارها، اهداف و آرمان هایى که‏ همراه‏با انقلاب اسلامى در ایران مطرح گردید، هم در سطح منطقه و هم در سطح‏ بین‏المللى،تأثیرات غیر قابل انکارى بر جاى گذاشت و به دنبال خود، جایگاه‏ جمهورى‏اسلامى ایران رانیز در سطح ژئوکالچر متحوّل ساخت. انقلاب اسلامى ایران‏ پیش از آن که یک کوشش مردمى براى متحوّل ساختن وضعیت داخلى در یک واحد ملى‏ باشد، حاوى پیام‏هایى درمقابله با وضعیت زور و زر و تزویر موجود جهانى بود. این‏ پیام‏هانه تنها وضع موجود را زیر سؤال مى‏برد بلکه ماهیت آن را نیز غیر اخلاقى و مستحق‏ دگرگونى مى‏دانست.
قدرت هژمونى جهانى که براساس دیدگاه خود به دنبال تک قطبى کردن است و در حال‏ حاضر، اسلام را به عنوان تنها رقیب واقعى خود مى‏بیند، در یک هجمه نابرابر سیاسى – فرهنگى، اسلام گرایى را مترادف با تروریسم دینى تئورى پردازى کرده و با وارد کردن‏ مفهوم تروریسم دینى به متون و ادبیات سیاسى جهانى، به دنبال شکل دادن اجماع جهانى‏ براى انزواى همه جانبه مسلمانان و کشورهاى اسلامى است. جمهورى اسلامى ایران با آرمان‏ها و ارزش‏هاى ساختارى، هنگامى از حیات تثبیت‏ شده‏اى برخوردار مى‏گردد که بتواند به عنوان بازى‏گرى فعال در چارچوب اصول و قواعد تعریف شده منطقه‏اى و نظام بین‏المللى به بازى خود استمرار و استحکام بخشد. بدیهى است‏ هر گونه تأثیرگذارى در منطقه و یا افزایش حوزه نفوذ مستمر خود در جهان اسلام، نظام تک‏ قطبى جهان را به چالش جدى وادار مى‏کند. همچنین تحقّق اهداف سند چشم‏انداز در حفظ و ارتقاى‏ جایگاه ایران در جهان اسلام‏بر اساس سند چشم‏انداز در افق 1404، جمهورى اسلامى ایران‏ باید الهام بخش، فعال و مؤثر در جهان اسلام، با تحکیم الگوى مردم‏ سالارى دینى، توسعه کارآمد، جامعه اخلاقى، نواندیشى و پویایى‏ فکرى و اجتماعى، تأثیرگذار بر همگرایى اسلامى و منطقه‏اى بر اساس تعالیم اسلامى و اندیشه‏هاى امام خمینى‏(قدس سره) باشد. (خرازی،85،1381)
4-3-4-جایگاه امنیتی ارمنستان
منطقه قفقاز از زمان های گذشته همواره مورد توجه ایران بوده است. جمهوری اسلامی ایران با توجه به پیوندهای تاریخی دو ملت و اراده دو طرف و داشتن امتیاز همسایگی،‏ همکاری های گسترده ای با جمهوری های قفقاز جنوبی و از جمله ارمنستان دارد. و هدف از آن مورد توجه قرار دادن مسائل امنیتی و پیگیری فعالیت های بازارچه های مرزی هم چنین تبادلات فرهنگی، تجاری و اقتصادی میان ایران و ارمنستان است. (رهنورد،175،1381)
همکاری ایران و ارمنستان در حوزه ی مسائل امنیتی و انتظامی موضوع جدیدی نیست، در گذشته طرفین قرارداد همکاری در حوزه مبارزه با تروریسم و پول شویی و جرایم سازمان یافته و مسائل مختلف مرزی از قبیل قاچاق و استرداد مجرمین … را به امضاء رسانده اند. بدیهی است که دو کشور ارمنستان و ایران با یکدیگر و روابط دوستانه ای دارند، بر همین اساس با مسائل مشترکی در ابعاد تهدیدات و فرصت های مشترک مواجه هستند. روابط مرزی میان دو کشور همواره روابطی سالم و متوازن و همکارگونه بوده است که می تواند الگوی خوبی برای دیگر کشورهای همسایه و قفقازی با . ایران باشد. طبیعی است که دو کشور در حوزه ی مبارزه با مواد مخدر و مبارزه با جرایم سازمان یافته همواره به همکاری های مشترک نگاه ویژه داشته اند. هر دو کشور در مسیر و حاشیه ی این تهدید قرار دارند. ایران و ارمنستان در پیشبرد این همکاری های مشترک طی سال های گذشته تجربیات خوبی را به ثبت رسانده اند و در این مسیر گام های مشخصی را برداشته اند. اراده ی مشترک برای همکاری ناشی از درک عمیقی است که نزد مردم و مسئولین دو کشور وجود دارد. (حسن خانی،55،1388)
رویکرد امنیتى ارمنستان تقریباً مشابه طرحى است که توسط سازمان کنفرانس امنیت و همکارى اروپا براى منطقه طراحى شده است. این رویکرد امنیتی که به طرح ۳+3+2 مشهور است، شامل سه کشور منطقه به همراه سه قدرت منطقه ای یعنى ایران، روسیه و ترکیه به اضافه دو قدرت فرامنطقهاى یعنى آمریکا و اتحادیه اروپا است .(ولیقلی زاده،150،1391)سیاست انفعالی روسیه در سال های 2012-2009 ، موفقیت نسبی ناتو در لیبی و تشدید بیش از حد بحران سوریه، همگی باعث خودباوری بیشتر آن تعداد از نمایندگان غرب گردید تا بار دیگر تاریخ را تغییر دهند. از جمله احتمال تجدید تلاش های ناتو برای ورود به قفقاز جنوبی ولی این بار در چارچوب حل و فصل مسأله ناگورنی قره باغ نسبتاً قوی است. ممکن است در این صورت مسأله پذیرش نه تنها گرجستان بلکه کشور پر ادعای آذربایجان به ناتو مطرح شود. قوی بودن روحیات در میان نخبگان حاکم بر آذربایجان در جهت باز گرداندن ناگورنی قره باغ به وسیله زور، اوضاع را با تنش بیشتری روبرئ نماید. ممکن است تشدید اوضاع پیرامون برنامه هسته ای ایران بهانه ای برای این امر شود. در این شرایط روسیه، ایران و ترکیه موظف هستند با هم به توافق برسند تا از بروز جنگ احتمالی در قفقاز جنوبی پیشگیری نمایندکه تنها در قالب سامانه جدید امنیت منطقه ای امکان دارد و باید صرف نظر از عضویت طرفین در هر بلوک نظامی –سیاسیایجادگردد. در غیر اینصورت، ممکن است جنگ بزرگ منطقه ای با عواقب غیر قابل پیش بینی بروز کند. نفوذ آمریکا نیز در قفقاز جنوبی و در خاور نزدیک و میانه رو به تنزل گذاشته است. لذا یک خلأ ژئوپلتیکی ایجاد خواهد شد که در صورت پر نشدن خلاء مذکور انواع سازمان های تندروی که از پادشاهی های عربستانی کمک مالی قابل توجهی دریافت می کنند، به فعالیت خود دامن بزنند.(http://pers.iran.ru)
برای اولین بار به پیشنهاد ترکیه که نیاز به ایجاد سامانه جدید امنیت منطقه ای را احساس کرد در11 اوت سال 2008 به آذربایجان، گرجستان و ارمنستان پیشنهاد داد تا «پلاتفرم ثبات و همکاری در قفقاز» را که آن را «پیمان قفقاز» نامیدند، با ضمانت های روسیه و ترکیه ایجاد کنند. این پیشنهاد ناظر بر جستجوی راه حل قابل قبول مسایل ناگورنی قره باغ، آبخازی و اوستیای جنوبی نبود زیرا این کار بسیار دشوار است، بلکه هدف طراحی سیاست همزیستی متقابل میان روسیه و ارمنستان از یک سو و ترکیه، آذربایجان و گرجستان، از سوی دیگر بود. بدیهی است که راهبردی که آنکارا پیشنهاد کرد، منعکس کننده تمایل آن به رهبری منطقه ای بود . ترکیه از نظر تولید ناخالص ملی در مقام دوم بعد از روسیه قرار دارد (1125 میلیارد دلار در سال 2012) و از نظر کثرت نفوس و نیروهای مسلح صاحب مقام سوم بعد از روسیه و ایران است. اواخر سال 2013 جمعیت ترکیه نزدیک به 76 میلیون نفر بود و نفرات نیروهای مسلح از حد 500 هزار نفر گذشت. یکی از اهداف عمده دیگر این سازمان محدود کردن زمینه گسترش ناتو و نفوذ امریکا در حوزه کشورهای همسایه و متحدین سابق او است. هکذا دولت فدارتیو روسیه خواست با ایجاد ساختارهای جدید سیاسی اقتصادی و نظامی بازیگر اصلی در منطقه آسیای میانه حوزه قفقاز باشد. (http://pers.iran.ru/news)
در عین حال، ایران به طور مصنوعی از نظام امنیت منطقه ای اخراج شد در حالی که ایران به اندازه ترکیه برای رهبری منطقه ای دلایل دارد. ایران در شرایط بسته بودن مرزهای ارمنستان با ترکیه و آذربایجان و روابط پیچیده بین روسیه و گرجستان برای ارمنستان در حد زیادی نقش تنها دریچه به جهان خارجی را ایفا می کند.اوضاع امنیتی قفقاز جنوبی همچنان پیچیده و انفجاری است. ممکن است روسیه و ترکیه را به مناقشه مسلحانه ارمنی – آذربایجانی بکشانند و نیز احتمال وقوع جنگ بزرگ در خاورمیانه می رود که این امر می تواند اوضاع داخلی ترکیه را وخیم تر نماید.(http://fa.wikipedia.org/wiki/)
با عنایت به علاقه مندی آنکارا به ایجاد سامانه جدید امنیت منطقه ای، برگزاری رایزنی های سه جانبه روسیه، ایران و ترکیه درآینده نزدیک به منظور طراحی راه کار های مشترک درزمینه حل وفصل مناقشات مسلحانه منطقه ای، امری بسیار مطلوب به نظرمی آید. دراین صورت امکان طراحی نظریه سامانه جدید غیر بلوکی امنیت منطقه ای فراهم خواهد گردید. درنتیجه نه تنها می توان ازوقوع جنگ جدیددرقفقاز جنوبی اجتناب کردبلکه برای حل و فصل مسایل ناگورنی قره باغ، آبخازی و اوستیای جنوبی زمینه مناسبی ایجاد نمود.
4-3-5-جایگاه زیست محیطی
همگام با جهانی شدن، موضوع محیط زیست نیز به عنوان یک مسأله جهانی مطرح شده است زیرا کره زمین به منزله میراثی مشترک است که درآن نه تنها انسان ها، بلکه همه جانداران حق حیات وبهره مندی از مواهب خدادادی را دارا هستند. ماهیت مسائل زیست محیطی به گونه ای است که مرزبندی های قراردادی سیاسی به هیچ عنوان درمورد آنها صادق نیست، زیرا اجزای متشکله محیط زیست ازچنان پیوستگی، پویایی وتحرکی برخوردارند که امکان کشیدن مرزهایی برای آنها هرگز میسر نیست این پویایی ودرهم تنیدگی عناصر محیط زیست بایکدیگر باعث شده است تاهرگونه اختلال درهریک از اجزای محیط زیست دریک محدوده جغرافیایی سایر اجزا ومناطق جغرافیایی را دردراقصا ونقاط جهان نیز تحت تأثیر قرار دهد.(دریس،2،1391) درواقع به همین دلیل بسیاری از مشکلات زیست محیطی دریک محدوده جغرافیایی را دراقصا نقاط جهان تحت تأثیر قراردهد. بحران های زیست محیطی از جمله انواع آلودگی ها، کاهش تنوع زیستی، تغیرات اقلیمی، رشد روز-افزون شهر نشینی و غیره، نگرانی شدیدی در سطوح مختلف انسانی به وجودآورده که نتیجه آن ضرورت لحاظ نمودن معیار های زیست محیطی در فعالیت های توسعه می باشد. جمهوری ارمنستان به دلیل تکنولوژی عقب مانده هسته ای اش (راکتور فرسوده بجا مانده از زمان شوروی سابق) و نبود بودجه کافی برای خریداری راکتور جدید، عدم توانایی در کنترل و پالایش پساب کارخانجات صنعتی با تکنولوژی قدیمی (بعنوان نمونه آلوده کردن رودخانه ارس و کم توجهی چندین دهه ای به زیست محیط منطقه )، بهمراه گرجستان و مولداوی به برنامه مشارکت محیط زیست و بهره وری انرژی اروپا پیوستند. همچنین کمیسیون اروپا اعلام نمود که گرجستان، ارمنستان و مولداوی با پیوستن به برنامه مشارکت محیط زیست و بهره وری انرژی اروپا، از کمک مالی این برنامه برخوردار خواهند شد. کمیسیون اروپا در این خبر همچنین از اختصاص 30 میلیون یورو برای اجرای پروژه هاییش در زمینه انرژی در گرجستان، ارمنستان و مولداوی خبر داد. بنابر این گزارش، انجمن بین المللی حامیان مالی برنامه مشارکت شرقی یعنی ایسلند، نروژ، اوکراین و امریکا 70 میلیون یورو برای کمک به برنامه مشارکت محیط زیست و بهره وری انرژی اروپا اختصاص داده اند. برنامه مشارکت شرقی طرحی است که توسط اتحادیه اروپا ایجاد شده است. این طرح در 26 ماه می سال 2008 توسط وزیر امور خارجه لهستان و ضمن حضور سوئد در شورای اتحادیه اروپا در امور روابط خارجی و مسائل عمومی، ارائه شد. نخستین نشست مشارکت شرقی هفتم ماه می سال 2009 در پراگ، پایتخت چک که آن زمان ریاست اتحادیه اروپا را بر عهده داشت، برگزار شد. طرح مشارکت شرقی، نزدیکی سیاسی و اقتصادی شش کشور سابق اتحاد جماهیر شوروی شامل، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، مولداوی، اوکراین و بلاروس، به سیاست های اتحادیه اروپا را درنظردارد.همچنین نخستین مرکز مدیریت پایش زیست محیطی پارک صلح و دوستی بین دو کشور ایران و ارمنستان با هدف همکاریاستراتژیکوراهبردیجمهوریاسلامیایرانباکشورایجاد گردید. این پارک با هدف پایش و سنجش آلایندگی ها، بکارگیری ظرفیت اجتماعی و تبادل ارتباطات بین دو کشور به مساحت30 هزار هکتار زمین در نوردوز با دو هزار و 500 گونه گیاهی و 230 گونه حیوانی ایجاد گردیده است..محافظت و مدیریت زیست بومی در این منطقه بدون اینکه به مرزهای دو کشور خدشه وارد کند انجام می گردد. http://www.dolat.ir/NSite/Information)) در ایران نیز از سالیان پیش، این پدیده جزء دغدغه ها و نگرانی های مسئولان و علاقه مندان مسائل زیست محیطی شده است. از همین رو در بخشی از برنامه های توسعه کشور نیز به مساله محیط زیست توجه شدهاست. برای بررسی میزان توجه دولت ایران به مقوله محیط زیست در برنامه های توسعه به خصوص برنامه های سوم تا پنجم، تعداد ماده های زیست محیطی نسبت به کل ماده های برنامه ها مقایسه-شد، تعداد دفعات استفاده از شاخص های زیست محیطی ازجمله توسعه پایدار، منابع طبیعی، تنوع-زیستی، توسعه ایرانی- اسلامی، اقتصاد محیط زیست و غیره در برنامه ها مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین هریک از برنامه های توسعه، با اصول معاهدات بین المللی مقایسه شده و نقاط قوت و رخنه های موجود در برنامه ها از این طریق مشخص شده و نتایج بررسی نشان داده است که از برنامه سوم، که ارزیابی زیست محیطی کلیه طرح ها مورد توجه قرار گرفته و به تدریج توجه به مقوله محیط زیست بیشتر شده و جایگاه محیط زیست در قوانین برنامه ای و سیاست های کلان با سیر صعودی همراه بوده است. توجه به مسائل زیست محیطی به خصوص در زمینه تالاب ها، تنوع زیستی، سواحل و غیره افزونتر شده است. با اینحال هنوز توجه به محیط زیست در برنامه پنجم توسعه متناسب با تعهدات ایران در جوامع بین المللی ودر کنوانسیون های متعدد نبوده و حتی همین حجم اختصاص یافته نیز شاخصی از تحقق ملاحظات زیست محیطی در برنامه های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و در بر گیرنده برنامه های بلند مدت و جامعی برای دست یابی به توسعه پایدار و درخور نمی باشد.(خطیبی وفاخران،1391)
جمهوری اسلامی ایران در شاخص عملکرد زیست محیطی ۲۰۰۶ در میان ۱۳۰ کشور، در جایگاه پنجاه و سوم ایستاده است.این رتبه در مقایسه با رتبه سال های قبل از کشورهای در حال توسعه با شرایط اقتصادی مشابه از جمله نیکاراگوئه، مکزیک، آفریقای جنوبی، اندونزی، چین و هند بهتر است. کسب رتبه نسبتا خوب ایران به دلیل شرایط مناسب کشورمان در زمینه بهداشت محیط ، کیفیت منابع طبیعی مولد ، تنوع زیستی و زیستگاه می باشد. ولی عملکرد ایران در خصوص کیفیت منابع آب و انرژی پایدار، چندان مناسب نبوده و در زمینه کیفیت هوا از ضعیف ترین عملکرد برخوردار بوده است. لیکن رتبه جهانی عملکرد زیست محیطی ایران در سال 2008 با 14 پله نزول در بین 149 کشور به رتبه 68 رسیده است.کشور ایران با معضلات قابل توجهی در بخش هدر رفت انرژی، آلودگی هوا و آب بخصوص در شهرها و مناطق صنعتی و تولید انبوه زباله روبرو است. به علت بی توجهی به معضلات زیست محیطی، سالانه بیش از ۴۰۰ میلیارد تومان به اقتصاد ایران لطمه می خورد. جلوگیری از فروش محصولات دریایی نظیر ماهی و میگو از سوی سازمان بهداشت جهانی نیز اثرات زیانبار اقتصادی دیگری است که ناشی از همین آلایندگی هاست. در این ارتباط ایران در قا نون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در بخش دوم به حفظ محیط زیست، آمایش سرزمین و توازن منطقه ای و در فصل پنجم و ششم آن به مسئله حفظ محیط زیست و در فصل هفتم به مقوله ارتقای سلامت و بهبود کیفیت زندگی اشاره کرده است. (روانبخش،75،1391)
4-4-چشم انداز روابط ژئوپلیتیک ایران وارمنستان درمنطقه وقفقاز
اصولاً تهیه چشم‏اندازهاى بلندمدت در کشورها موضوعى است که در سالهاى اخیر توجه دولتمردان اکثر کشورها را به خود جلب کرده است. خوشبختانه مراجع ذیصلاح‏ جمهورى اسلامى ایران با توجه به عواملى همچون: ضرورت‏ها و الزام‏هاى ناشى از آرمان‏هاى قانون اساسى، تحوّلات بین‏المللى و حاکمیت فضاى نوین اقتصادى در جهان، تحولات علمى و فناورى‏هاى نو، نظریات علمى، شناخت امکانات و محدودیت‏هاى‏ محیطى، بهره گیرى از تجارب خود و دیگران، و همچنین واقعیت‏هاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سیاسى موجود کشور، در افق سند چشم انداز 1404 (2025 میلادى) برگزیده‏اند تا کشور ایران در طى 20 سال برنامه‏ریزى و اجراى درست، به کشورى‏ توسعه‏یافته و داراى جایگاه اول اقتصادى، علمى و فناورى در سطح منطقه، توأم با حفظ هویّت اسلامى و انقلابى و الهام‏بخش در جهان اسلام، همراه با تعامل سازنده و مؤثر در روابط بین‏المللى تبدیل گردد. سند چشم‏انداز جمهورى اسلامى ایران در افق 1404 هجرى شمسى، بر اساس مطالعات‏ جامع کارشناسىِ مجمع تشخیص مصلحت نظام و اصول و جهت‏گیرى‏هاى مقام معظم‏ رهبرى، در سال 1382 تصویب و به قواى مختلف ابلاغ گردید، و از ابتداى سال 1384 عمل مبناى قانون‏گذارى کشور و تصمیمات کلان نظام و سیاست دولت شده است.(کوزه گر کالچی،45،1391)
ابتدا می بایستی به عنصر اصلی مستتر در ژئوپلیتیک که همانا قدرت است اشاره گردد و سپس جایگاه ژئوپلیتیکیایران از این منظر مورد بررسی قرار گیرد. به دلیل آنکه قدرت در ژئوپلیتیک، برآیندی از توانایی ها و مقدورات کشورها محسوب می گردد. موقعیت هر کشور در سلسله مراتب قدرت جهانی بستگی به وزن ژئوپلیتیکی و میزان قدرت ملی آن در بین کشورها دارد و این امر بر الگوی روابط خارجی آن در ابعاد مختلف تاثیر می گذارد. سنجش قدرت ملی دولت ها به منظور تعیین جایگاه آنها در نظام ژئوپلیتیک جهانی و مقایسه قدرت کشورها، همواره از دغدغه های جغرافیدان های سیاسی، دانشمندان علوم سیاسی و روابط بین الملل بوده است .در این بحث به یک نمونه نسبتا دقیق از این الگوهای مقایسه ای اشاره می گردد:
1-محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل اقتصادی: کشور جمهوری اسلامی ایران با 1 8 امتیاز رتبه ی سی و هفتم جهان را به خود اختصاص داده است . در حالی که در منطقه آسیای جنوب غربی رتبه دوم را دارا می باشد. رتبه بندی ده قدرت برتر اقتصادی در این منطقه بدین ترتیب است که ترکیه، جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی، قزاقستان، پاکستان، آذربایجان، امارات متحده عربی، لبنان، سوریه و کویت را به خود اختصاص داده اند.
2-در محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل اجتماعی:عامل اجتماعی کشور جمهوری اسلامی یاران با (4 3 ) امتیاز رتبه ی سی و پنجم جهان را به خود اختصاص داده است . در منطقه ی آسیای جنوب غربی در عامل اجتماعی کشورهای امارات متحده عربی، ارمنستان، جمهوری اسلامی ایران، بحرین، اردن، ترکیه، کویت، ازبکستان، لبنان و قزاقستان رتبه های یکم تا دهم را به خود اختصاص داده اند. در این عامل جمهوری اسلامی ایران رتبه ی سوم منطقه را در اختیار دارد.
3-در محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل عرصه علمی:ایران در عرصه علمی رتبه مهمی را در جهان به خود اختصاص داده و در منطقه آسیای جنوب غربی دارای رتبه دوم می باشد.
4-محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل سرزمینی:در عامل سرزمینی جمهوری اسلامی ایران توانسته با 502 امتیاز جز ده کشور برتر جهان قرار گیرد. به طور قطع رتبه ی دهم ایران در عامل سرزمینی نشان دهنده بسترها و قابلیت های عالی سرزمینی ایران در جهان است . هم چنین در سطح منطقه رتبه بندی بدین صورت است : کشورهای قزاقستان جمهوری اسلامی ایران عربستان سعودی ترکیه پاکستان عراق گرجستان قرقیزستان ازبکستان امارات رتبه های یکم تا دهم را به خود اختصاص داده اند.
5-محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل فرهنگی: در این عامل کشور جمهوری اسلامی ایران با (5 68 ) امتیاز رتبه ی بیست و ششم جهان را به خود اختصاص داده است . رتبه بندی کشورها در منطقه آسیای جنوب غربی در این عامل بدین صورت است : کشورهای ترکیه، جمهوری اسلامی ایران، پاکستان، لبنان، سوریه، یمن، عمان، گرجستان، اردن و ازبکستان رتبه های یکم تا دهم را به خود اختصاص داده اند .
6-محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل سیاسی ـ حکومتی:کشور جمهوری اسلامی ایران با کسب (10 3 ) امتیاز رتبه چهل و پنجم جهان را در بین 139 کشوربه خود اختصاص داده است .و کشورهای ارمنستان، اردن، ترکیه، لبنان، بحرین، گرجستان، قرقیزستان، کویت و تاجیکستان در رده های بعدی قرار دارند.
7-محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل فرامرزی: متغیرهای عامل فرامرزی متنوع بوده به گونه ای که طیف وسیعی از موارد از سیاسی ـ تجاری تا ورزشی را دربرگرفته است تا به بهترین وجه میزان حضور و نفوذ کشورها را در خارج از مرزهای خود مورد ارزیابی قرار دهد). جمهوری اسلامی ایران در این عامل با 3 55 امتیاز نتوانسته رتبه ای بهتر از شصت سوم را به خود اختصاص دهد. حال آن که در سطح منطقه پس از ترکیه و عربستان رتبه سوم را به خود اختصاص داده است . پس از ایران به ترتیب کشورهای امارات متحده عربی،قزاقستان، ازبکستان، آذربایجان ،سوریه، پاکستان و گرجستان رتبه های چهارم تا دهم را به خود اختصاص داده اند.
8-محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل فضایی:به طور کلی عامل فضایی دارای 4 متغیر به شرح زیر است : تعداد ماهواره های کشورها در فضا، تعداد ماهواره های نظامی کشورها در فضا، تعداد ایستگاههای ماهواره ای یا مشارکت در ساخت ایستگاه های ماهواره ای و تعداد ماهواره های ارتباطی ـ. در بین 39 کشور ، جمهوری اسلامی با کسب 3 امتیاز در کنار کشورهایی مانند مصر، مکزیک، نروژ و امارات متحده عربی در رده های آخر قرار دارد
9-محاسبه قدرت کشورها با توجه به عامل نظامی:کشور جمهوری اسلامی ایران با کسب 16 امتیاز رتبه ی سیزدهم جهان را به خود اختصاص داده است و در سطح منطقه آسیای جنوب غربی پس از ترکیه و پاکستان رتبه سوم را دارا است . کشورهای عربستان سعودی، سوریه، عراق، قزاقستان، اردن، ازبکستان و امارات متحده عربی رتبه های بعدی را به خود اختصاص داده اند . نتیجه آنکه: محاسبه مجموع امتیاز کشورها و ساختار قدرت جهانی پس از آن که امتیاز کشورها در مورد عوامل نه گانه مشخص شد با یک جمع جبری ساده امتیاز نهایی کشورها مشخص می شود. باتوجه به امتیاز نهایی کشورها در مورد عوامل نه گانه وزن ژئوپلیتیکی آنها مشخص شده و براساس آن می توان ساختار ژئوپلیتیکی جهان را ترسیم کرد. جمهوری اسلامی ایران در مجموع عوامل نه گانه قدرت « رتبه ی بیستم را در بین 139 کشور » به خود اختصاص داده است.وضعیت جمهوری ارمنستان نیز به استناد گزارش مذکوراز نظر عامل اجتماعی و سیاسی حکومتی در منطقه از وضعیت مطلوبی برخوردارخوبی می باشد.(حافظ نیا ، محمد رضا، فصلنامه راهبرد دفاعی)
جایگاه ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی ایران در منطقه قفقاز جنوبی که در طول تاریخ بعنوان بخشی از امپراطوری ایران و درقرن بیستم میلادی به عنوان بخشی از اتحادجماهیر شوروی سابق به شمار می رفت از منظر سیاسی و امنیتی دارای ثبات نسبی و از منظر اقتصادی و تجاری در وضعیتی ناپایدار قراردارد.
پس از فروپاشی شوروی پنج جمهوری مسلمان نشین این منطقه یعنی قزاقستان ، قرقیزستان ، ازبکستان ، تاجیکستان و ترکمنستان تبدیل به کشورهایی مستقل گردیدند . در حال حاضر این منطقه وسعتی بالغ بر 5 تا 6 میلیون کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر 60 میلیون نفر ( با 40 میلیون مسلمان) را شامل می شود. منطقه آسیای مرکزی پس از پایان سلطه اتحاد جماهیر شوروی در حوزه های مختلفی مانند ژئوپلیتیک ( محل تلاقی قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای ) ، ژئواستراتژیک ، ژئواکونومیک( منابع عظیم انرژی بویژه نفت و گاز حوزه خزر) و ژئوکالچری ( بویژه در چهارچوب نظریه برخورد تمدنهای هانتینگتو نوبسترهای مناسب برای خیزش حرکاتاسلامگرایی ) دارای اهمیتی روزافزون در نظام بین المللی گردید . به گونه ای که برآیند این تحول را باید شکل گیری یک « بازی بزرگ جدید» دانست که جایگزین « بازی بزرگ » درچهارچوب رقابت های قرن 19 شده است . تحت چنین شرایطی ، سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با چالش ها و فرصت هایی روبروست که شناخت صحیح آن ها می تواند زمینه ساز اتخاذ و پیگیری یک سیاست خارجی واقع گرا ، پویا و مطابق منافع ملی ایران باشد.جمهوری اسلامی ایران به جهت قرابت، علایق و مشترکات فرهنگی، تاریخی و دینی با کشورهای آسیای مرکزی پس از فروپاشی شوروی، در صدد نفوذ و حضور در هر یک از کشورها برآمد. اما طی دو دهه گذشته سیاست خارجی ایران با عوامل متعدد همگرایی و واگرایی مواجه بوده است که درک صحیح از آن می تواند به اتخاذ یک دیپلماسی واقع بینانه، پویا، همه جانبه و سازگار با واقعیت های منطقه آسیای مرکزی منجر شود و در قبال آن ایران بتواند در میان انبوهی از قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای سهم مناسبی از ظرفیت های سیاسی- اقتصادی و فرهنگی منطقه آسیای مرکزی را در اختیار بگیرد و در راستای تأمین هر چه بیشتر منافع ملی ، گام بردارد. (حیدری ،1383 ،65)
از سویی دیگر سیاست خارجی ایران در ابتدای دهه 90 میلادی و همزمان با تغییر ساختار نظام بین الملل با فرصت ها و چالش های نوینی روبروگردید که ظهور پنج جمهوری مستقل در منطقه آسیای مرکزی را می توان یکی از مهم ترین آن ها دانست. اما علی رغم پیوندهای جغرافیایی ، تاریخی و فرهنگی ، تا کنون سیاست خارجی ایران نتوانسته است از جایگاه مطلوب ، موثر و مورد انتظار در منطقه آسیای مرکزی برخوردار گردد (.بیات،55،1379)
در ابتدای دهه 90 میلادی و در دوره سازندگی ، جمهوری اسلامی کوشید به عنوان میانجی برای حل و فصل بحران های منطقه ای نظیر اختلافات بین ارمنستان و آذربایجان (بحرانقرهباغ ) وارد عمل شود و به گسترش روابط اقتصادی ، ایجاد شالوده ارتباطی و فعالیت های فرهنگی در چهارچوب نظام های سیاسی جدید بپردازد. دید وبازدیدهای مقامات و راه اندازی خط هوایی میان تهران و مراکز جمهوری ها در این دوره جریان داشته است. خط آهن سرخس- تجن برای احیای جاده ابریشم و عضویت کشورهای منطقه در اکو مهم ترین فعالیت ایران در این سال ها بود. متاسفانه از میانه دهه 90 میلادی به بعد به دلیل فقدان یک تعریف روشن از نقش ایران در منطقه آسیای مرکزی ، احیای قدرت روسیه و تسلط بیشتر این کشور بر تحولات این منطقه و مخالفت آمریکا با توسعه ژئوپولیتیک ایرانموجب تضعیف تدریجی جایگاه ایران در منطقه گشت. به طورکلی در طول سال های اخیر ، سیاست ایران در اوراسیای مرکزی متاثر از شرایط پس از جنگ و محدودیت های بین المللی باقی مانده است. ایران دراین سال ها به خاطر نیاز به فن آوری های نظامی و غیرنظامی و رای روسیه در نهادهای بین المللی ، از هر اقدامی که وضع موجود را به چالش بطلبد ، خودداری کرده است. از این رو ، نه درنقش مرکز تمدن اسلامی و یا انقلاب اسلامی و نه در نقش محور حوزه فرهنگ وتمدن ایرانی، تحذک چندانی نداشته است. در مجموع می توان سیاست ایران را درمنطقه بیشترتدافعی ( جلوگیری ازناامنی وتهدید احتمالی )، محتاطانه ، حفظ وضع موجود و حرکت در محدوده سیاست خارجی روسیه دانست .بنابراین ضرورت بازنگری کلی اما تدریجی و ارائه تعریفی روشن و دقیق در سیاست خارجی ایران درقبال منطقه قفقاز باتوجه به واقعیت های امروز کشورمان ، منطقه و محیط بین المللی بیش از هرزمان دیگری احساس می شود. در ترسیم هرگونه چشم اندازی باید به مولفه های فرهنگی و تمدنی ایران به عنوان مهم ترین عامل درپیشبرد سیاست خارجی ایران درمنطقه آسیای مرکزی توجه گردد،.چرا که تحولات سیاسی در ایران و تاکید بر مذهب اسلام ونه مسایل فرقه ای شیعی یا سنی بستر مناسبی را برای همکاری تمدنی ، ضمن شناسایی تمایزهای فرهنگی بوجودآورده است. مبنا قرارگرفتن اعتقادات بومی جهت فعالیت های سیاسی این کشور نباید با پویش های افراطی – انقلابی توام باشد. تحول پیشرونده به جای تغییرات افراطی ، آینده این کشور را در منطقه رقم خواهد زد (تقوی اصل،115،1379)
چنین استراتژی انقباضی با بافت نظم نوین جهانی هماهنگی سامان بخشی دارد. تاکید بر فرهنگ بومی می تواند زمینه سالمی برای روابط متقابل در زمینه تمدنی ایجاد کند، ارزیابی کلی از روند سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران درقبال منطقه آسیای مرکزی ونیز قفقاز می توان این گونه نتیجه گیری نمود که « سه گفتمان ایدئولوژیک، فرهنگى ـ تمدنى و ژئوپولیتیک در سیاست خارجى ایران در آسیاى مرکزى و قفقاز از ابتداى شکل گیرى این منطقه ظهور کرده اند. گفتمان ایدئولوژیک، در چارچوب مذهب تشیع و بر پایه ارزش ها و آرمان هاى اسلام شیعى قوام مى یابد. کانون و هسته مرکزى گفتمان فرهنگى ـ تمدنى، ایرانى بودناست و گفتمان ژئوپولتیک بر پایه اندیشه ژئوپولیتیک مبنى بر پیوند وثیق بین منابع و عناصر جغرافیایى به ویژه موقعیت و جایگاه جغرافیاى کشور،قدرت ملى و به تبع آن سیاست خارجى شکل مى گیرد.

مطلب مشابه :  منبع پایان نامه ارشد دربارهجنگ جهانی دوم، محل سکونت، پناهندگان، مرزهای سیاسی