نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری

دانلود پایان نامه

خبر خوب یا بد موجود در سودهای دوره جاری ممکن است بیانگر دورنمای رشد آتی شرکت باشد. در این حالت انتظار می رود ضریب واکنش سود بزرگتر باشد. ممکن است گفته شود که سود خالص مبتنی بر بهای تاریخی نمی تواند اطلاعاتی را درباره رشد آتی شرکت ارائه دهد. به هر حال این ادعا لزوماً صحیح نیست. اگر فرض شود سود خالص دوره جاری، سودآوری به طور غیرمنتظره بالای برخی از پروژه های سرمایه گذاری اخیر شرکت را نمایان سازد. این خبر خوب ممکن است بیانگر این باشد که شرکت از رشد بالایی در آینده برخوردار خواهد بود. البته یک دلیل این است که تا اندازه ای که سودآوری بالا استمرار یابد، سودهای آتی دارایی های شرکت را افزایش خواهد داد. به علاوه، موفقیت در پروژهای موجود، ممکن است بیانگر این باشد که این شرکت قادر است پروژه های موفق بیشتری را در آینده شناسایی و اجرا نماید، به طوری که بتوان آن را یک شرکت رشدی نامید. چنین شرکت هایی می توانند به آسانی سرمایه جذب نمایندکه این خود منبعی برای رشد بیشتر خواهد بود. بنابراین تا اندازه ای که اخبار خوب موجود در سودهای دوره جاری بیانگر فرصت های رشد است، ضریب واکنش سود بالاتر خواهد بود (اسکات، 2003).
شواهد مربوط به اینکه ضریب واکنش سود برای شرکت های دارای فرصت های رشد – از دید بازار – بزرگتر است برای اولین بار توسط کولینز و کوتاری (1989) ارائه شده است. آنها مستند کردند که بازار پیش از اینکه فرصت های سرمایه گذاری در سود خالص شناسایی شوند، از آنها آگاه است و بنابراین قیمت بالاتری را برای سهم پیشنهاد خواهد نمود.
اما باید این موضوع را نیز مد نظر قرار داد که سرمایه گذاران با وجود فرصت های سرمایه گذاری پیش روی شرکت، رابطه بین دو جزء تشکیل دهنده سود (یعنی بخش نقدی سود و بخش تعهدی) را با ارزش شرکت چگونه ارزیابی می کنند و در نتیجه چقدر ارزش می دهند. برنارد و استوبر (1989) را می توان در زمره نخستین کسانی دانست که معتقد به تغییر مفاهیم ارزشیابی بخش نقدی و بخش تعهدی سود بر حسب شرایط مختلف بودند. بسیاری از محققین به پیروی از برنارد و استوبر (1989) به بررسی نقش ویژگی های سود، مثلاً پایداری سود، در تعیین ارتباط ارزشی اجزای تشکیل دهنده سود پرداختند (علی 1994؛ پایفِر و دیگران 1998؛ اسلوان، 1996).
در اکثر این تحقیقات تمرکز بر خود سود، یا تفکیک اجزای نقدی و تعهدی آن شده است. ویژگی متمایز تحقیق جاری این است که علاوه بر این ملاحظه، به میزان توجه بازار به پایداری سود با وجود فرصت های سرمایه گذاری شرکت نیز تمرکز می کند. آگاهی از پایداری سود می تواند در پیش بینی بازده ها مورد استفاده قرار گیرد. می توان انتظار داشت که سود در صورتی دارای نقش ارزشیابی باشد که مدیران حاضر به گردآوری و ارائه اطلاعاتی برای پیش بینی جریان های نقدی به منظور استفاده در تصمیم گیری های داخلی، از جمله انجام سرمایه گذاری های سودآور و در نتیجه دستیابی به رشد بیشتر باشند و سود این پیش بینی ها را حکایت کند(فرانکل و لیتاو، 2009). از طرفی تحلیل گران مالی و سرمایه گذاران در تعیین جریان های نقدی آتی به رقم سود حسابداری به عنوان تنها شاخص تعیین کننده توجه نمی کنند، بلکه برای آنها پایداری و تکرارپذیربودن سود گزارش شده بسیار مهم است(کردستانی و مجدی، 1386).
انتظار می رود تحلیل گران و سرمایه گذاران از فرصت های سرمایه گذاری پیش روی شرکت برای ارزشیابی سودهای پایدار و جریان های نقد عملیاتی استفاده کنند. در طرح تحقیق حاضر تلاش می شود نقش فرصت های سرمایه گذاری در واکنش بازار به سود حسابداری، اجزای نقدی و تعهدی آن، و پایداری سود (یعنی میزان استمرار سود عملیاتی) تمرکز گردد.
1-2. اهمیت و ضرورت تحقیق
فرصت های سرمایه گذاری بیانگر مخارج اختیاری ناشی از تصمیمات سرمایه گذاری و تامین مالی مدیران است که انتظار می رود نرخ های بازده غیر عادی عاید کنند. فرض می شود مدیران نسبت به سرمایه گذاران بیرونی اطلاعات بیشتری درباره این فرصت های سرمایه گذاری دارند و بهتر ملاحظات این اطلاعات را برای ارزش شرکت درک می کنند. بنابراین هر چه سهم فرصت های سرمایه گذاری در ارزش شرکت زیادتر باشد، عدم تقارن اطلاعات بین مدیران و سرمایه گذاران بیرونی بیشتر است.
ارزشیابی بازار از سود، جریان های نقد و اقلام تعهدی تا اندازه ای بستگی به میزانی دارد که این معیارها عدم تقارن اطلاعات مربوط به فرصت های سرمایه گذاری را کاهش می دهند. بویژه، هر چه کاهش بیشتری در عدم تقارن اطلاعات به سبب افشای سود، جریان های نقد و اقلام تعهدی صورت گیرد، ارزش بازار این معیارها افزایش می یابد. لذا این مطالعه از این جهت اهمیت می یابد که سودمندی سود، پایداری آن، جریان های نقد عملیاتی و اقلام تعهدی را به عنوان منبع اطلاعاتی درباره فرصت های سرمایه گذاری به بوته ی آزمایش می گذارد، سودمندی این منابع می تواند گواهی بر آن باشد که فرصت های سرمایه گذاری، منبعی برای کاهش عدم تقارن اطلاعات است.
در حال حاضر شواهد تجربی کمی درباره رابطه بین فرصت های سرمایه گذاری و میزان ارزشمندی سود، پایداری سود و جریان وجه نقد عملیاتی وجود دارد. به علاوه نتایج حاصل از تحقیقات پیشین در مورد رابطه بین فرصت های سرمایه گذاری و ارتباط ارزشی سود حسابداری در تضاد با یکدیگر قرار دارند. بطور مثال کولینز و کوتاری (1989) توانستند رابطه مستقیم بین ضریب واکنش سود و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام – به عنوان شاخص فرصت های سرمایه گذاری – را مستند نمایند؛ اما احمد (1994) نشان داد که ضریب واکنش سود در جهت عکس سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه (R&D) تغییر می کند. امیر و لِو (1996) نیز نشان دادند که نه سود و نه جریان نقدی عملیاتی، هیچیک در صنعت ارتباطات دارای ارتباط ارزشی نیستند، به جز زمانی که بطور همزمان با اطلاعات غیر مالی مد نظر قرار گیرند. اربابیان و فدائی نژاد (1385) نیز نشان دادند بین بازده مازاد انباشته تعدیل شده با بازار و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری هر سهم – به عنوان نماینده رشد – رابطه معناداری وجود دارد.
با توجه به اینکه در سطوح مختلف فرصت های سرمایه گذاری، عوامل مختلفی حکمفرما می باشند، ممکن است ضریب واکنش جریان وجه نقد عملیاتی و ضریب واکنش سودهای پایدار و در نتیجه ضریب واکنش سود، در دامنه فرصت های سرمایه گذاری رفتاری غیریکنواخت داشته باشند. بنابراین لازم است مدل مورد استفاده به گونه ای طراحی شود که بتواند رفتار غیریکنواخت احتمالی ضرایب واکنش را در سطوح مختلف نشان دهد. به نظر می رسد شواهد مربوط به اینکه چرا و چگونه با تغییر در میزان فرصت های سرمایه گذاری، اهمیت نسبی جریان وجه نقد عملیاتی و پایداری سود در تعیین ارزش تغییر می کند؛ می تواند بطور بالقوه برای سرمایه گذاران و تحلیلگران مفید واقع شود. از طرفی با تعیین رابطه بین متغیرهای فوق، انتظار می رود حسابداران بتوانند درک خود را از نحوه سودمندی اطلاعات حسابداری برای سرمایه گذاران افزایش دهند. این امر خود می تواند از طریق درک میزان ارزشمندی محصول حسابداری، حسابداران را در ارائه محصول با کیفیت تر تشویق و به تهیه صورت های مالی سودمندتر منتهی شود.
1-3. اهداف تحقیق
اهداف این تحقیق را می توان در دو حوزه طبقه بندی کرد:
سیاستی/کاربردی
پژوهش های حوزه ارتباط ارزشی توجه و علاقه طیف وسیعی از اقشار غیردانشگاهی از قبیل مراجع تدوین استانداردهای حسابداری، سایر تدوین کنندگان مقررات مانند سازمان بورس و اوراق بهادار و نهادهای نظارتی مربوط، بانک های مرکزی، مدیران شرکت ها و سایر استفاده کنندگان از صورت های مالی و اطلاعات حسابداری را به خود جلب نموده است.
اصلی ترین هدف این تحقیق، آگاه ساختن سرمایه گذاران از میزان مربوط بودن و قابلیت اتکای اطلاعات حسابداری در اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری و ارزش گذاری و همچنین نقش متغیرهای مختلف در تبیین سودمندی این اطلاعات است. از طرفی بر اساس نتایج حاصل از این تحقیق، تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری قادر خواهند بود تا وزن نسبی داده های حسابداریِ بیانگر فرصت های سرمایه گذاری در میزان ارتباط ارزشی سود را مشخص کرده و برای انجام تعدیلات و یا تغییرات مورد نیاز در استانداردها به منظور بهبود گزارشگری داده های مربوط به این متغیرها، تصمیمات آگاهانه تری را اتخاذ نمایند.
از سوی دیگر به نظر می رسد نتایج حاصل از این تحقیق می تواند در تعیین ارزش شرکت بطور بالقوه برای سرمایه گذاران و تحلیلگران مفید واقع شده و به بهبود تصمیمات سرمایه گذاری کمک نماید.
پژوهشی/دانشی
هدف دیگر این تحقیق، بررسی مغایرت نتایج تحقیقات قبلی صورت گرفته در این حوزه از ادبیات حسابداری است. بررسی مطالعات انجام شده در سایر کشورها، حاکی از وجود ناسازگاری در یافته های مطالعات حوزه یاد شده است. انجام تحقیق حاضر می تواند ضمن ارائه شواهدی جدید از محیطی متفاوت، گامی هر چند کوچک را در راستای تبیین یافته های ناسازگار مطالعات پیشین بردارد.
1-4. سؤالات تحقیق
این تحقیق به طور خاص به دنبال یافتن پاسخ هایی برای سوالات زیر است:
1- آیا عدم تقارن اطلاعات ناشی از مجموعه فرصت های سرمایه گذاری شرکت، رابطه بازده و سود را تحت تاثیر قرار می دهد؟
2- آیا افزایش فرصت های سرمایه گذاری موجب تغییر ضریب واکنش پایداری سود می شود و اگر جواب مثبت است در چه جهتی تغییر می یابد؟
3- ارتباط ارزشی جریان های نقد عملیاتی با وجود فرصت های سرمایه گذاری چگونه است؟
4- آیا خطای اندازه گیری در اقلام تعهدی حسابداری، با وجود فرصت های سرمایه گذاری، اطلاع دهنده بودن سود را کاهش می دهد؟

مطلب مشابه :  اعتماد ، ،