آزاد اندیشی

دانلود پایان نامه

1)سوء استفاده از عنوان:
فرمانده و مدیر شدن، شکوه و ابهتی را به همراه می آورد که به نوعی باعث می شود فرد، نوعی حق و امتیاز را برای خود تصور کند و برای خویش اولویت هایی قایل شود. این امتیازها یا اولویت ها منشأ قانونی ندارد. اما، داشتن برخی عناوین و القاب و روابط فرمانده با صاحبان قدرت و مناصب بالا باعث تصور وجود چنین برتری و اولویتی می شود.
امام علی (علیه السلام) به هیچ وجه حاضر نبود از نام «خلیفه» یا «فرماندهی» خود سوء استفاده کند؛ نه تنها خود، بلکه اجازه نمی داد اشخاص دیگر از بستگان و یارانش نیز چنین سوء استفاده ای بکنند، چنانچه روزی امام علی (علیه السلام) قصد خرید لباس داشت، پس از صحبت با فروشندۀ لباس متوجه شد او، ایشان را شناخته است و از ایشان با لفظ «امیرالمؤمنین» یاد کرد. امام علی (علیه السلام) بلافاصله از خرید لباس از آن شخص صرف نظر کرد و به سراغ فردی دیگر رفت که امام را نمی شناخت (مجلسی،1403ﻫ ،ج40، ص324).
امام اجازه نمی داد یاران و اصحاب حتی به علت رفت و آمدش با آنان از این رابطه سوء استفاده کنند و آن را به حساب برتری و امتیاز خود نسبت به دیگران بگذارند.
2) سوء استفادۀ مالی:
فرمانده و مدیر و می تواند به پشتیبانی قدرت به دست آمده، مدیریت و فرماندهی را فرصتی برای ثروت اندوزی قرار دهد. تاریخ به کرّات در حافظه خود این گونه افراد را که زمامداری را برای تاراج و غارت بیت المال می خواستند، به ثبت رسانده است. حضرت امیر(علیه السلام) درباره «طلحه» و «زبیر» که چنین اندیشه ای داشتند، چنین می گوید:
«لَم اولهُمَا وَ جاءَهُما الّذِی غَلِبَ عَلیهِما مِن حُبّهِما لِلدّنیا وَ حِرصِهِما عَلَیها، (لما) خِفتُ أن یَتّخِذا … مالَ المُسلِمینَ لِاَ نفُسِهما دُوَلا»، آرزویشان را که به علت دنیا و حرصشان برآن، برایشان غلبه کرده بود، به این علت تحقق نبخشیدم که ترسیدم. … مال مسلمانان را در میان خود دست به دست بگردانند (محمودی،1376، ج1 ، ص376)
3) سوء استفاده انسانی:
فرمانده و مدیر این گونه می اندیشد که افراد زیر دستش در حکم خدمتکاران و بندگان او هستند. پس، هرگز در پی آزادی و آزاد اندیشی آنان نخواهد بود و هیچ وقت کاری در خور و شایستۀ زیردستان انجام نخواهد داد و اگر کاری هر چند کوچک انجام دهد، با منّت فراوان توأم خواهد بود، نه اینکه انجام آن را وظیفۀ خود بداند. حضرت علی (علیه السلام) در عبارت مربوط به «طلحه» و «زبیر»، چنین می فرماید: «خِفتُ اَن یَتَّخِذا عبادَاللهِ خولاً»، ترسیدم که بندگان خدا را برده و بنده خویش فرض کنند (همان، 367).
4) سوء استفاده دینی و عقیدتی:
قدرت در دست فرماندهان و مدیران ناشایست که فقط به نام دین حکومت می کنند و نه برای دین، باعث این آفت می شود. در اینجا، دین تا مرحلۀ تبدیل شدن به ابزاری برای فراهم آوردن اطاعت و تسلیم محض، تنزل می یابد؛ قوانین الهی را مطابق با شرایط و امیال خود و به گونه ای که به سود آنان باشد، تفسیر می کنند. یکی از نگرانی های اساسی امام علی (علیه السلام)، به قدرت رسیدن چنین افرادی بود؛ چنانکه می فرماید: «أسَفْ یُریبُنی وجَزَعْ یَعْتَرینی مِن أنْ یَلی هذِهِ الاُمّۀَ فُجّارُها و سُفَهاوُها فَیتّخذونَ مالَ اللهِ دولا و کتاب الله دَخْلا»، اندوهی که رنجم می دهد و بی طاقتیی که ناراحتم می کند، این است که فاجران و سفهیان این قوم برآن دست یابند، آنگاه مال خدا را بین خود دست به دست بگردانند و در کتاب خدا فساد و عیب ایجاد کنند (همان، 156).
5) انتقام جویی:
قدرت مدیریت و فرماندهی این امکان را فراهم می کند که فرمانده و مدیر، دست به تسویه حساب بزند و از مخالفان خود انتقام بگیرد. در واقع این قدرت، وسیله ای برای انتقام گرفتن و فرونشاندن خشم و غیظ درونی می شود و بدین وسیله از آن سوء استفاده می کنند. حضرت امیر (علیه السلام) در این زمینه به یکی از کارگزارانش این گونه هشدار می دهد: «فَلایَکُن حَظُّکَ فی وِلایَتِک مالاً تَستفیدُهُ وَلا غَیظاً تشْفیه»، پس بهره ی تو از ولایتت نباید مالی باشد که استفاده کنی و نه غیظی که فرونشانی (دشتی، 1380، نامه 172).
الف- راه های کنترل قدرت:
اسلام برای جلوگیری از آسیب ها و تهدیدات «قدرت»، راهکارهایی ارائه داده است که به وضوع در روایات و سیره ائمه اطهار (علیهم السلام) مشاهده می کنیم. این راهکارها عبارت است از:
1- تقوا و خضوع در برابر خدا
امام علی (علیه السلام) به هنگام تعیین کارگزاران و فرماندهان خود، اولین سفارشی که به آنان می کرد، سفارش به تقوا بود. وی هیچگاه افراد بی تقوا را به سمت «فرماندهی» منصوب نمی کرد.
در ابتدای نامۀ معروف حضرت علی به مالک اشتر، آنگاه که او را فرمانروای مصر کرد، آمده است: «أمَرَهُ بِتَقْوی الله وَ اِیثارِ طاَعَتَهُ»، او را فرمان می دهم به ترس از خدا و مقدم داشتن طاعت خدا بر دیگر کارها (همان: نامه 53). چرا که می دانست «قدرت» ممکن است طبع هر آدمی را نشانه بگیرد و او را سرکش کند.
2- نظارت زیردستان و دادن حق انتقاد به آنان:
زیردستان و نیروهای تحت امر حق دارند در صورت مشاهدۀ رفتار و عملی خلاف معمول، نسبت به فرمانده و مدیر خود ظنین شوند و فرمانده و مدیر باید در راستای رفع سوء ظن ها، وقایع را برای آنان شرح و توضیح دهد. امام به مالک اشتر می نویسد: «وَاِن ظَنّنْتَ الرّعیهَ بِکَ حَیْفاً فَاصْحَرْ لَهُم بِعُدْرِکَ وَاعْدِلْ عنْک ظُنونَهُم بِاَصْحارِکَ»، و اگر رعیت بر توگمان ستم برد، عذر خود را آشکارا با آنان در میان گذار و با این کار از بدگمانیشان درآر (همان؛ نامه 53).
3- حفظ رابطه مستقیم فرمانده و مدیر با نیروهای تحت امر:

مطلب مشابه :  مسئولیت کیفری در حقوق اسلامی