ابزارها، مشارکت ، نظریه انتخاب عقلانی

2- با وجود این که بنتام مدعی بود که هر فرد در پی حداکثر کردن سود خودش است ولی این گونه نیست که هر کنشگری در پی کسب منافع خودش باشد. زیرا کنشگران در این نظریه در یک شبکه ارتباطی قرار گرفتهاند و منافع دیگران تعریف میگردد. برداشت از انتخاب عقلانی که هر کنشگری بدون ملاحظه دیگری به کنش میپردازد، کلاسیک است. زیرا کنشگران با ارجاع به دیگران امکان کنش مییابند نه از طریق ارجاع به خودشان به عنوان مثال وقتی زن خانهدار در مقداری از درآمد و یا مصرف تصرف میکند، به طور ضمنی«خانواده» را مورد نظر قرار میدهد.
3- همه مدلهای اقتصادی فرض میکنند که کارگزاران به طور عقلانی عمل میکنند. کمتر اقتصاددانی وقت در بررسی معنی واقعی«کنش عقلانی» صرف نموده است. اگر منظور از کنش عقلانی در اقتصاد، نهایی کردن سود است، بسیاری از اقتصاددانان به این امر توجه ندارند.
4- در این چارچوب نظری مفهوم عقلانیت درباره انتخاب مورد وفاق است. زیرا در جریان عمل برای یک فرد یا گروه و یا موسسه وجود مجموعه فرصتهای جایگزین برای انتخاب وجود دارد. در این جا ما با سه نوع عقلانیت روبهرو هستیم: 1- عقلانیت کنش 2- عقلانیت دانش و آگاهی 3- عقلانیت کنش متقابل . عقلانیت مبتنی بر کنش متقابل حکایت از عقلانیتی دارد که موجودیت افراد زیادی را که دارای کنش و اثرگذاری بر یکدیگرند نشان میدهد و در بردارنده دو نوع عقلانیت کنش و دانش نیز میباشد»(آزاد ارمکی، 1389: 298-297).
نظریه انتخاب عقلانی هکتر مربوط به مجموعه نظریات مرتبط با دیدگاه مبادله است. در دید نظریهپردازان مبادله (فایده گرا)، انسانها موجوداتی هستند که هدف و مقصود دارند. آنها هزینههای هر یک از جایگزینهای گوناگون را برای محقق ساختن اهداف مذکور محاسبه می کنند. ما موجوداتی هستیم که تلاش میکنیم تا در یک وضعیت، از یک سو منفعتی را جلب کرده و از سوی دیگر، هزینهها را کاهش دهیم (یوسف زاده، 1384: 55). برای نظریهپردازان مبادله، در نهایت همه روابط اجتماعی عبارتند از مبادلاتی که صورت میگیرد بین عاملانی که برای گرفتن منافع از یکدیگر هزینههایی را متحمل شده و نسبت هزینه و سود را محاسبه میکنند(ترنر، 1378: 55).
مهمترین ریشه نظریه انتخاب عقلانی (که اختیار عاقلانه و گزینش معقولانه نیز نامیده شده است) از دیدگاه صاحبنظران، اقتصاد کلاسیک و نوکلاسیک میباشد. اقتصاددانان انسانها را به عنوان جستجوگران منطقی که به دنبال حداکثر کردن سود خویش هستند، میشناسند. دیگر سرچشمه نظریه انتخاب عقلانی دیدگاه وبر در باب عقلانیت است. وبر چهار نوع کنش را از یکدیگر تفکیک میکند. بر این مبنا کنش عقلانی معطوف به هدف را تنها کنشی میداند که در کاملترین مفهوم خود عقلانی است. وی در تعریف این کنش هدفِ عقلانی و کارآمدترین راه نیل به هدف را ویژگی این نوع کنش میداند که با توسعه جامعه سرمایهداری و جامعه صنعتی بیش از پیش سیطره پیدا کرده است.
مهمترین ریشه درون جامعهشناسی نظریه انتخاب عقلانی، رویکرد جامعهشناسی رفتاری و نظریه مبادله میباشد. نظریه مبادله بر محور اقتصاد کلاسیک و مفروضات آن شکل گرفت. هومنز با تکیه بر نظریه اسکینر معتقد بود هر رفتاری که پاداش بیشتری برای فرد داشته باشد، احتمال اینکه آن رفتار از وی سر بزند بیشتر است. هومنز معتقد بود که انسان از یک سو در جستجوی حداکثر سود و از سوی دیگر در پی حداقل هزینه هاست. پیتر بلاو دیگر نظریه پرداز مکتب مبادله نیز همان قضایای هومنز را در سطح ساختارهای کلان اجتماع بررسی کرده است. نهایتاً باید گفت قضایای عام هومنز ریشه ای منفعت طلبانه برای رفتار انسان قائل است.
نظریه انتخاب عقلانی را براساس تقسیمبندی ریتزر از انگاره های جامعهشناختی باید جزء انگاره تعریف اجتماعی دانست. ریتزر موضوع مطالعه انگاره تعریف اجتماعی را جهان ذهنی خرد و آن بخش از جهان عینی خرد که به فراگردهای ذهنی (یعنی کنش) میپردازد، میداند (ریتزر،1380: 645). براساس الگوی تلفیقی جفری الگزندر میتوان جایگاه نظریه انتخاب عقلانی را در پیوستار کنش و نظم یافت. بر این اساس نظریه انتخاب عقلانی را باید نظریه بررسی کنش فردی دانست (همان :606). حتی در جایی که کنشهای جمعی مورد بررسی قرار میگیرد، بیش از آنکه به مانند نظریات کلان، ساختارهای کلان و نهادهای اجتماعی واحد تحلیل واقع شود،کنشهای جمعی به کنشهای فردی تجزیه شده و کنش فردی مورد تحلیل قرار میگیرد. از بعد تقسیمبندی توافق – تضاد، انتخاب عقلانی را باید طرفدار توافق دانست. بنا بر پیش فرض اقتصاد کلاسیک که معتقد به عدم مداخله دولت در بازار و نظم خود به خودی که توسط سازوکارهای درونی بازار ایجاد میشود، نظریه انتخاب عقلانی جامعه را در وضعیت عادی خویش سرشار از توافق میداند. کرایب اشاره میکند: «ثبات و نظم را افرادی پدید میآورند که دست به انتخابهای عقلانی آزاد میزنند. در چنین حالتی ماهیت نظام یافته جامعه نتیجه آن چیزی تلقی میشود که آدام اسمیت آن را «دست نامرئی» نامیده است.» (کرایب ،1385: 91-90) لذا بیدلیل نیست که این نظریه را ایدئولوژی جریانهای لیبرال و جناح راست میدانند. نظریه انتخاب عقلانی براساس مفروضات و مبانی زیر بنا شده است. ترنر در ساخت نظریه اجتماعی آنها را به این شرح آورده است:
انسانها موجوداتی دارای قصد و نیت هستند
انسانها سلایق یا منافع خود را براساس اهمیت هر کدام ار آنها رتبه بندی می کنند.
انسانها در انتخاب روشهای رفتار از محاسبات عقلانی استفاده می کنند.
هکتر با ترکیب سطوح خرد و کلان و نیز تحلیل وج
وه مختلف سازمان اجتماعی، نقش موثری در پیشبرد نظریه جامعهشناختی به طور کلی و نظریه انتخاب عقلانی به طور خاص داشته است. نظریه انتخاب عقلانی ریشه در روانشناسی، انسانشناسی و فلسفه دارد. انتخاب عقلانی از اندیشههای نظریه مبادله تغذیه میکند. این نظریه در رشتههای دیگر مثل علوم اجتماعی، علوم سیاسی، روانشناسی و زیستشناسی به تحلیل پرداخته است (مقدس،177 :1385).
جورج زیمل از جامعهشناسان اولیه مبادله علاقهمند به شناخت ویژگیهای عام رفتار انسانی و اینکه چرا و چگونه افراد به اشکال مختلف از حالت انزوا اقدام به رابطه با یکدیگر میکنند. نظریه انتخاب عقلانی ابتدا در متن نظریه مبادله ظهور یافت. هر دو نظریه مبادله و انتخاب عقلانی با کنش های تعاملات افراد به عبارتی فردگرایی کار خود را آغاز کرده و سپس به تبیین در سطح نظامهای اجتماعی بزرگتر میپردازند(همان منبع:177). گذشته از تشابهات این دو نظریه، تفاوت های آشکاری نیز دارند. نظریه مبادله بر روابط بین افراد تاکید می کند، نظریه انتخاب عقلانی اغلب تاثیرات کنش متقابل افراد بر نظام اجتماعی کل را مورد توجه قرار می دهد(همان منبع:178). در انتخاب عقلانی بر آن کنشگر فردی تمرکز میشود که قادر است در میان گزینهها، آگاهانه و مطابق با منافع خویش دست به انتخاب بزند.
1- یکی از ویژگیهای نظریه انتخاب عقلانی توجه به هنجارهای عمومی و تکراری آن است. هنجار الزام آور داد و ستد، بسیار مورد استناد قرار گرفته است. داد وستد، قاعدهای است که به وسیله جامعه اعمال می شود(مقدس،184:1385). ولی هکتر استدلال میکند که نظریههایی از این دست نمیتوانند تبیین کنند که چرا ما تنها گاهی اوقات از هنجارها تبعیت میکنیم و چرا به مرور زمان تغییر میکنند(همان منبع:187). همانطور که در این نظریه گفته شده هنجار الزام آور داد و ستد هست، میتوان گفت که در مهریه هم هنجار الزامآور است. در هر جامعهای میزان مهریه را با توجه به هنجار آن جامعه در نظر میگیرند. هنجارهای اجتماعی، رفتارهای معینی هستند که بر اساس ارزشهای اجتماعی قرار دارند. ارزشهای اجتماعی به تدریج بصورت هنجارهای اجتماعی در میآیند وبا رعایت کردن آنها جامعه انتظام پیدا میکند. هنجارهای اجتماعی شیوههای رفتاری معینی است که درگروه یا جامعه متداول است وفرد در جریان زندگی خود آن را می آموزد، به کار می بندد ونیز انتظاردارد که دیگر افراد گروه یا جامعه آن را انجام دهند. مثلاً شیوه حرف زدن با افراد، سلام کردن، احترام کردن، دست دادن جزئی از قواعد و آدابی است که افراد از طریق تعلیم و تربیت فرا میگیرند و به کار می بندند و افراد دیگر را هم در اجرای این هنجارها تحت کنترل قرار می دهند. اگر کسی هنجار جامعه یا گروه را رعایت نکند مورد سرزنش و حتی مجازات قرار میگیرد. رعایت کردن هنجار اجتماعی یا سازگاری همنوائی با جامعه است. در بسیاری از موارد همنوایی بر اساس تمایل و خواست و دلبستگی فرد است و گاه بر اساس اجبار اجتماعی صورت می گیرد. افراد از همان آغاز کودکی و تشکیل شخصیت از طریق خانواده، پدر و مادر، خواهران، برادران بزرگتر، دوستان و خویشاوندان خود به تدریج هنجارهای اجتماعی را فرا میگیرند و آنرا جزئی از شخصیت خود میسازند و میآموزند آنچه را که هنجار اجتماعی است به کار بندند و آنچه را که خلاف هنجار اجتماعی است به کار نبندند. پس میتوان یکی از متغیرهای مورد نظر در مهریه را هنجار در نظر گرفت. یکی از سوالاتی که در این موضوع میتوان نوشت این است که آیا بین فشار هنجاری و میزان مهریه رابطه وجود دارد؟ اینکه خود فرد با میزان علاقه خود مهریه را تعیین میکند یا با فشار اطرافیان و نگاه کردن به میزان مهریه در دیگران این کار را میکند باید مورد بررسی قرار گیرد.
2- موضوع بعدی که در مباحث هکتر عنوان شده است، نظریه انسجام گروهی است. وی میگوید؛ بالاترین میزان گستردگی تعهدات مشترک، با میانگین وابستگی اعضای گروه تعیین میشود. متغیر میزان وابستگی، با هزینه ترک گروه یا هزینه خروج اعضا نشان داده میشود. هرچه میزان هزینه خروج بیشتر باشد، اعضا به گروه وابستهتر میشوند. چنانچه هزینههای خروج گزاف گردد، اعضا ممکن است بقای خویش را در گروه پایبندی به گروه بدانند(همان منبع:189). با تامل در این گفتار میتوان گفت آیا مهریه را میتوان به عنوان یک اهرم جهت عدم از همگسیختگی در زندگیهایی به کار برد که نمیتواند ادامه داشته باشد؟ یا اگر میزان مهریه کم باشد زوجه همیشه ترس داشته باشد که ممکن است در صورت عدم تفاهم به سرعت زندگی خود را از دست بدهد و کار به طلاق کشیده شود؟ به عبارت دیگر، خانواده را گروه در نظر میگیریم و زن و شوهر را اعضای این گروه در نتیجه بعضی زندگیهای زناشویی به جایی میرسند که ادامهی آن برای طرفین غیرممکن است. حال به هر دلیلی این اتفاق ممکن است بیافتد؛ عدم تفاهم، مشکلات جنسی، عاطفی، اقتصادی، اجتماعی، اعتیاد یکی از طرفین، دخالت های والدین و غیره . فرض کنیم در این ازدواج میزان مهریه بالا است و مرد از ترس پرداخت آن زندگی را ادامه می دهد، چون توان پرداخت آن را ندارد همانطور که طبق گفته هکتر بیان شده میزان هزینه خروج از گروه بیشتر است و فرد را به گروه وابسته می کند. پس یکی دیگر از متغیرهها این است: آیا از مهریه میتوان به عنوان وسیله ای جهت حفظ زندگی زناشویی استفاده کرد؟
3- در جایی دیگر در این نظریه آمده است، در بسیاری موارد، افراد از قواعد گروه بدین دلیل و تا زمانی اطاعت میکنند که برای انجام آن پاداشی دریافت کنند. رفتار قاعد
هپذیر افراد در کار، پیوند تنگاتنگی با پاداش مستقیمی دارد که به شکل پول در زمان حال و یا امید به ارتقا در آینده داده میشود. اگر چیز بهتری ارائه شود، افراد از انجام وظیفه دست میکشند(همان منبع:190). باز هم خانواده را گروه در نظر میگیریم. طبق نظر عامه مردم یعنی اکثریت افراد تصور می کنند زمانی باید مهریه را پرداخت کرد یا گرفت که زندگی زناشویی پایان یافته است. در صورتیکه طبق آنچه در ابتدای بحث گفتیم مهریه به عنوان صداق یا هدیه از طرف مرد است و در همان لحظه جاری شدن عقد نکاح بایستی به زن داده شود اما در واقعیت چنین چیزی دیده نمیشود و این اصطلاح همیشه بین عموم عنوان شده است که «کی داده، کی گرفته». متغیره در نظر گرفته شده طبق این گفتار مهریه به عنوان پاداش است. یعنی آیا اگر زن در ابتدای زندگی مهریه خود را بگیرد، دیگر مرد وظیفهای در مورد اطاعت همراه احترام در قبال زن ندارد؟
4- در جایی دیگر، به عقیده هکتر، عدم پیروی از تعهدات مشترک حداقل دو ریشه جداگانه دارد. نخست آنکه می تواند از کیفردهی نامناسب یا نظارت ضعیف ناشی گردد.دوم آنکه چون هر یک از این اقدامات پرهزینه است، هزینه کلی کنترل محدودیت هایی جدی برای توانایی هر گروه در حصول انسجام ایجاد می کند،ولی بقای یک گروه ،به اتخاذ فنون کارآمد برای کنترل اعضای خود وابسته است(همان منبع:192). در اینجا تعهدات مشترک را همان تعهدات حین عقد نکاح در نظر بگیریم که یکی از آنها مهریه است.عدم پرداخت مهریه در همان حین عقد و در نظر گرفتن مهریه های سنگین که غیر قابل پرداخت است می تواند ریشه در کیفردهی نامناسب یا نظارت ضعیف از سوی مراجع قدرت باشد.اگر مراجع قدرت یا مراجعی که جوانان از آنها الگوبرداری می کنند،جوانان را به مجازات هایی که در صورت نپرداختن مهریه گریبان گیر آنها می شود آشنا کنند. مسلما با این مشکلات روبرو نخواهیم بود.شاید این اقدامات پرهزینه باشد اما هزینه آن از زندگی های متلاشی شده و افزایش آمار طلاق بیشتر نخواهد بود.پس متغیری که در اینجا مد نظر گرفته میشود. آگاهی یا ناآگاهی از عدم عواقب نپرداختن مهریه است.
5- به نظر هکتر، نظریه انتخاب عقلانی رهیافتی است که بیشترین امید را برای رسیدن به درجه بالاتری از اجماع نظری در زمینه مساله قومیت و روابط نژادی پدید می آورد.به اعتقاد او، اعضای هر گروه قومی فقط زمانی در اقدام جمعی مشارکت می کنند که به این نتیجه رسیده باشند که از این طریق نفعی شخصی عاید آنها می شود. پس ما می خواهیم نگرش افراد را در قومیت های مختلف بررسی کنیم و بدانیم نگرش ها نسبت به میزان مهریه بالا چیست و از این مهریه سنگین طبق نظر هکتر چه نفعی عاید آنها می شود.
6-3-2: نظریه جامعه توده وار و قدرت رسانه‏ها
ما در عصر به هم پیوستهای زندگی میکنیم که مردم سراسر جهان در نظم اطلاعاتی واحدی مشارکت دارند. این وضع تا حد زیادی ناشی از برد بینالمللی ارتباطات مدرن است. به لطف جهانی شدن و قدرت اینترنت، مردم جهان از کاراکاس تا قاهره می توانند به برنامههای تلویزیونی، فیلمها، اخبار و موسیقی عامهپسند یکسانی دسترسی داشته باشند. شبکههای شبانهروزی پخش اخبار تمام ماجراها و رویدادهای جهان را گزارش میکنند و در معرض دید جهانیان میگذراند. فیلمهایی که در هالیوود یا هنگ کنگ ساخته میشوند، در سراسر جهان بینندگانی دارد و برنامههای مشهوری مثل اسپایس گرلز، و تایگر وودز در همه قارهها برای همه خانوادهها نامی آشنا و ورد زبان است.
در طول چند دهه گذشته، ما شاهد فرآیند همگرای تولید و توزیع و مصرف اطلاعات بودهایم. اگر روزگاری راه و روشهای ارتباطی مثل چاپ، تلویزیون و فیلم، حوزههای نسبتا قائم به ذات بودند، اکنون تا حد زیادی درهم تنیدهاند. تقسیمبندی میان شکلهای ارتباطات اکنون به اندازه گذشته نمایان و مشخص نیست: تلویزیون، رادیو، روزنامهها و تلفنها، در نتیجه پیشرفتهای فناوری و گسترش سریع اینترنت دستخوش دگرگونیهای ژرفی شدهاند. با این که روزنامهها و سایر رسانههای گروهی همچنان در زندگی ما اهمیت دارند، اما شیوههای سازماندهی و ارائه خدمات آنها در حال تغییر است. روزنامهها را میتوان روی شبکههای الکترونیکی مطالعه کرد، کاربرد تلفنهای همراه در حال گسترش و شکوفایی است، و تلویزیون دیجیتالی و پخش ماهوارهای امکان تنوع بیسابقهای از برنامههای تلویزیونی را برای بینندگان فراهم میسازد. اما این اینترنت است که قلب تپنده این انقلاب ارتباطی است. با گسترش فناوریهایی مثل تشخیص صدا، انتشار روی موج وسیع، پخش شبکهای و اتصالات کابلی، این امکان وجود دارد که اینترنت همه تمایزهای سنتی میان رسانهها را از میان بردارد و به یگانه مجرای ارائه اطلاعات، سرگرمیها، تبلیغات و تجارت برای مخاطبان رسانهها تبدیل شود.
رسانههای گروهی شامل تنوع وسیعی از رسانهها مثل تلویزیون، روزنامه، فیلم، مجله، رادیو، تبلیغات، بازیهای ویدئویی و سیدیها میشود. این رسانهها را گروهی یا تودهای مینامند زیرا به تودههای مخاطبان عرضه میشوند یعنی مخاطبانی که شامل شمار بسیار زیادی از مردم میشود. گاهی هم به این رسانهها ارتباطات جمعی گفته میشود.
رسانههای گروهی غالبا فقط با تفریحات و سرگرمیها مرتبط دانسته میشود، و از این نظر، در زندگی اکثر مردم نسبتا فرعی و حاشیهای دانسته میشوند. اما چنین دیدگاهی بسیار ناقص و محدود است: ارتباطات جمعی دربرگیرنده بسیاری از جنبههای دیگر فعالیتهای اجتماعی ما نیز هست. رسانههایی مثل روزنامه یا تلویزیون تاثیر و نفو
ذ پردامنهای روی تجربههای ما و همچنین روی افکار عمومی دارند. دلیل این تاثیر و نفوذ این نیست که این رسانهها به طریقی بر نگرشها و ایستارهای ما تاثیر میگذارند، بلکه این است که آنها ابزارهای دسترسی به دانش و معرفتی هستند که بسیاری از فعالیتهای اجتماعی وابسته به آن است(گیدنز، 1387: 654-653).
مفهوم قدرت رسانه‏ها و توانایى شکل‏دهى به افکار عمومى چنانکه مورد خواست و در جهت منافع صاحبان قدرت سیاسى و اقتصادى در جامعه است، به طرز نمایان در قالب نظریه‏ جامعه توده وار تشریح شده است.
ریشه تاریخى نظریه جامعه توده وار به دوره ویکتوریا در انگلستان باز مى‏گردد. در این دوره بعضى از متفکران به این نتیجه رسیدند که سرمایه‏دارى شهرى منجر به تمدنى حیوانى و رام‏نشدنى شده است. از نظر یکى از این متفکران به نام ماتیو آرنولد مسأله این بود که چگونه مى‏توان گروههاى اجتماعى جدید یعنى بربر، زمینداران، طبقه متوسط و طبقه عوام یا پرولتاریا را آرام و مسؤولیت‏پذیر کرد (انگلس، 1377: 53).