اجتماعی و سیاسی

اجتماعی و سیاسی

اجتماعی و سیاسی

مدیرانی که ضعیفند به افرادی که دارای خصلتهای یاد شده می باشند، راه حل می دهند و موجب سرعت در رسیدن به اهداف سازمانی می شوند؛ البته این بدان جهت نیست که مدیران به پویایی و تحرک در سازمان خود تمایل نداشته باشند، زیرا غالباً برای «خودنمایی» هم که باشد به پویایی سازمان علاقه مندند، بلکه از آن جهت است که از بروز و شکوفایی استعداد افراد قوی بیمناک بوده، ترس آن دارند که جایشان را بگیرند.
از این رو به جرأت می توان گفت که غالباً ضعف و قدرت افرادی که در پستها و مسئولیتها به کار گرفته می شوند، نمایانگر ویژگیهای مسئول مافوق آنان است؛ امیر المومنین علی (علیه السلام) می فرماید :
«مَنِ استَعانَ بِالضَّعیفِ أبانِ عَن ضَعفِهِ »؛ ( آمدی ، 1405ﻫ ، ج2، ص 180)
«کسی که از افراد ضعیف کمک بخواهد، ضعف خود را آشکار کرده است.»
حال اگر کسی بدون داشتن کفایت و لیاقت به عللی موقعیتهای بالایی را اشغال کند، باید بداند که پس از چندی ناتوانی اش آشکار می شود و سرانجام واژگون خواهد شد، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) می فرماید :
«مَن رفعَ بِلا کِفایَهٍ وضعَ بِلاجِنایَهٍ» ؛ (آمدی ، 1405ﻫ ، ج2، ص 202)
«کسی که بدون کفایت بالا رود، بدون جنایت پایین خواهد آمد.»
کسی که بدون کفایت بالا رفته، اگر به زمین بخورد، هیچ گونه اجحافی به او نشده است، زیرا بالا رفتن او خیانت بوده، اما پایین آمدنش رسیدن به وضع شایسته او می باشد.
پس فرماندهان ومدیرانی که بدون داشتن شایستگی های لازم، خود را بر مصدر امور قرار می دهند و بدون «علم» و «قوت» دست به کاری می زنند، آن چه را تباه می کنند بیش تر از آن چیزی است که اصلاح می کنند.
از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمود رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است :
«مَن عَمِلَ عَلَی غَیرِ عِلمٍ کَانَ مَا یُفسِدُ أکثَرَ مِمَّا یُصلِحُ. » (کلینی،329ﻫ ،ج 1، ص 44)
«آن که بدون علم کاری را انجام دهد، آن چه تباه می کند بیش تر از آن چیزی است که اصلاح می کند.»
به همین سبب، انسان برای حفظ خود و کارها از تباهی باید از تصدی امور بدون اهلیت لازم بپرهیزد. شیخ صدوق به اسناد خود از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده است :
«لَا یَطمَعَنَّ القَلِیلُ التَّجرِبَهِ المُعجِبُ بِرَأیِهِ فِی رِئَاسَهٍ. » (صدوق،381ﻫ ،ج 2، ص 434)
«فرد کم تجربه خودرأی نباید در ریاست طمع بندد.»
و رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است :
«أِنَّ الرِّئَاسَهَ لَاتَصلُحُ إِلَّا لِأهلِهَا، فَمَن دَعَا النَّاسَ إِلَی نَفسِهِ وَ فِیهِم مَن هُوَ أعلَمُ مِنهُ لَم یَنظُرُ اللهُ اِلَیهِ یَومَ القِیامَهِ» (متقی هندی،977ﻫ ،ص 251)
«ریاست شایسته نیست مگر برای اهلش؛ پس هر کدام مردم را به خود بخواند و در میان مردم داناتر از او وجود داشته باشد، خداوند در روز قیامت به وی نظر نخواهد افکند.»
چنین افرادی که خود را به پستی و سقوط کشانده اند، سبب می شوند که کار مردم و اموری را که تصدی کرده اند به پستی و سقوط کشانده شود.
از جمله علل پدید آمدن ضعف فرماندهان و مدیران در عدم توانایی در سپردن امور به شایسته ترین افراد و قرار دادن ایشان در مناسب ترین جایگاه، جهالت، رقابت، حسادت، حقارت، خصومت و خیانت است. ناتوانی در شناخت شایسته ترین افراد و به کار گرفتن ایشان، سبب بر سر کار آمدن افرادی می گردد که نمی توانند حق اداره امور را ادا کنند. البته رقابت های نادرست نیز از جمله عواملی است که سبب کنار زده شدن شایسته ترین افراد برای اداره امور می شود.
گاهی نیز حسادت های فرماندهان ومدیران است که توان دیدن شایسته ترین افراد را ندارند و از سر نفسانیت خویش بهترین ها را کنار می زنند. این پدیده مذموم و مخرب گاهی نیز از آن روست که افراد ناتوانی بر سر کار قرار می گیرند و زمام امور به ایشان سپرده می شود و آنان از بر سر کار آمدن انسان های تواناتر از خود بیم دارند. حقارت نفسانی ایشان، مانع سپرده شدن امور به شایسته ترین افراد می گردد. چنین مدیرانی تنها کسانی را می پسندند که ضعیف و مطیع باشند تا حقارت نفسانی ایشان ظهور نیابد. همچنین خصومت ها و دشمنی ها سبب می شود که شایسته ترین مدیران کنار زده شوند و اداره امور بازیچه دست قدرت طلبی گردد. البته مناسبات ناسالم اجتماعی و سیاسی و روابط نادرست مدیریتی خود سبب می گردد که شایسته ترین افراد به کناره گیری کشیده شوند. نفوذ فرصت طلبان و میدان یافتن ایشان نیز خود از علل کنار رفتن صاحبان اهلیت است. فرماندهان و مدیرانی که با علم به وجود افراد شایسته تر، جز ایشان را به کار می گمارند، باب خیانتی خانمان برانداز را بر خود و مردم خویش می گشایند. از رسول خدا (ص) روایت شده است که فرمود :

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~