اعلامیه جهانی حقوق بشر

دانلود پایان نامه

الف- با توجه به توسعه نهادهای عمومی و مستقل برای اداره موسسات رادیویی و تلویزیونی به تأمین عینی گرایی و حفظ استقلال آن ها در برابر دولت و موسسات تجارتی و ایفای وظایف خاص این رسانه ها در برابر جامعه کمک می کند و زمینه های توسعه بیشتر نظریه مسئولیت اجتماعی را فراهم می سازد.
ب- حمایت از توسعه حرفه گرایی مطبوعات و رسانه های دیگر از طریق ارتقای کیفی استانداردهای عملی روزنامه نگاران، مسئولیت اجتماعی مورد نظر را تقویت می کنند.
اینکه می توان اصول اساسی نظریه مسئولیت اجتماعی را به شرح ذیل بیان کرد:
* هدف از انتشار روزنامه باید اطلاع رسانی و آموزش و کمک به پیشرفت و توسعه اجتماعی باشد .
* نهادهای متشکل از خود روزنامه نگاران (بدون دخالت دولت) باید بر اعمال مسئولیت حقوقی و اجتماعی توسط مطبوعات نظارت داشته باشند.
* مطبوعات باید جایگاهی برای طرح نقطه نظرات گوناگون بوده و نباید نسبت به پیامدهای کار خود بی تفاوت باشند.
* مطبوعات علاوه بر این که یک رویداد را صحیح و عینی باید به مردم گزارش کنند بلکه لازم است حقایقی را هم در تفسیر و تحلیل آن رویداد به اطلاع مردم برسانند.
* اصولاً چارچوب قوانین مطبوعاتی باید حفظ کثرت گرایی باشد و هر کس را قادر به کسب اطلاعات و عقاید از منابع گوناگون و انتخاب آزادانه از میان آن ها کند.
* انتشار مطالب واطلاعاتی که از نظر حقوقی واجتماعی زیان باراست و نیز تخطی از حقوق خصوصی که با عث نقض حریم خصوصی افراد می شود باید ممنوع باشد.
* مطبوعات و رسانه ها باید از آنچه ممکن است به جنایت خشونت و یا بی نظمی کشور منجر شود پرهیز نمایند.
بند چهارم: نظریه کمونیستی
در نظام کمونیستی نظریه آزاد را به عنوان محصول فرهنگی سرمایه داری غرب شناخته می شود که نسبت به نیازها و مشکلات مسایل رسانه های گروهی کشورهای در حال توسعه و سوسیالیستی بی توجه است. مفهوم کمونیستی اداره مطبوعات بر این عقیده است که مطبوعات در کشورهای سرمایه داری در خدمت خواستها و نیازهای طبقه حاکم هستند و آزادی واقعی نیست. در نظام کمونیستی مطبوعات به عنوان ابزار مورد استفاده قرار می گیرند. ابزارهایی که میتوان از آنها جهت تبلیغ، تهییج، سازماندهی، اتحاد یکپارچگی و تکمیل قدرت حزب و حکومت استفاده کرد بنابراین بر اساس مجموع مبانی این نظریه سانسور مطبوعات و سایر رسانه ها و همچنین تعقیب و مجازات عدم رعایت احترام نهادها و مقام های دولتی که در نظریه های مسئولیت اجتماعی و مطبوعات آزاد وجود ندارد توجیه شدنی معرفی می شود.
اصول حرفه ای مطبوعات نیز در نظام کمونیستی دارای ویژگیهایی است در حالی که در نظام آزادی گرا، خبر، رویدادهای جدید تعریف می شود نظام کمونیستی خبر را تفسیری از فرایندهای اجتماعی می داند. مالکیت مطبوعات در نظام کمونیستی در دست دولت است و مطالب روزنامه ها در راستای اهداف دولت است مسئولیت مطبوعات در تعرض به دولت و سیاست های مدرن آن در جامعه شکل می گیرد.
اصول کلی نظریه فوق را می توان به شرح ذیل بیان نمود:
* مطبوعات ابزارهایی برای اتحاد و یکپارچگی مردم هستند.
* مطبوعات باید عهده دار وظیفه تحقق عدالت اجتماعی در جامعه باشند و به از بین بردن سلطه سرمایه داری کمک کنند.
* تعقیب و مسئولیت مدنی و کیفری مطبوعات پس از انتشار امری طبیعی است.
* مطبوعات باید با ارائه تفسیرهای عقیدتی گامی در جهت مکتبی کردن جامعه بردارند.
* حکومت حق دارد در محتوای مطبوعاتی قبل از انتشار دخالت کند.
بند پنجم: مطبوعات توسعه بخش
مفهوم توسعه ای اداره مطبوعات را می توان عکس العمل کشورهای جهان سوم در قبال غرب و رسانه های فراملی آن دانست. این مفهوم که شکل جدید و به عبارتی تکامل یافته مفهوم آمرانه است به همان اندازه که به مفاهیم کمونیستی پایبند اداره مطبوعات پایبند است از اندیشه های دانشمندان علوم ارتباطات غرب که به نقش وسایل ارتباط جمعی در ساختار ملی کشورهای تازه استقلال یافته اشاره کرده انند، الهام گرفته اند. درکشورهای در حال توسعه برای مطبوعات وظایف کمک به سازندگی و توسعه اقتصادی، مبارزه علیه بی سوادی و… برای رسیدن به این اهداف لازم است مطبوعات از هرگونه چالشی با قدرت خودداری کرده و از آن حمایت کنند زیرا به عقیده هواداران این نظریه رسیدن به اهداف مذکور از آزادیهای فردی و سیاسی مهم تر است.
به علت تنوع بسیار شرایط اقتصادی و سیاسی و ماهیت در حال دگرگونی اوضاع ارائه شرحی کوتاه از عقاید و توصیه های مناسب وضعیت مطبوعات در کشورهای در حال توسعه کار بسیار دشواری هست. با وجود این چون هیچ کدام از چهار نظریه ای که پیشتر بحث شد در مورد کشورهای در حال توسعه کاربرد ندارد چاره ای جز بیان و شرح این نظریه نداریم و امروزه توجه بسیاری به موضوع های مربوط به ارتباطات جهان سوم مبذول می شود.
عاملی که بیشترین انسجام را به نظریه مطبوعات توسعه بخش می بخشد پذیرش خود توسعه اقتصادی و همبستگی با آن ملت سازی به عنوان هدف غایی است. بر این اساس ممکن است بعضی آزادی های مطبوعات و روزنامه نگاران تحت الشعاع مسئولیت هایشان در این مورد قرار گیرد و هم زمان با آن اهداف جمعی به جای آزادی فردی مورد تأکید قرار گیرد. یک عنصر نسبتاً ثابت درنظریه مطبوعات توسعه بخش تأکید بر حق برقراری ارتباط بر اساس ماده 19 اعلامیه جهانی حقوق بشر است.
« هرکس این حق را دارد که از آزادی عقیده و بیان برخوردار شود این حق شامل ازادی داشتن عقیده بدون دخالت دیگران و جست و جو، دریافت و انتقال اطلاعات واندیشه ها از طریق هر رسانه ای بدون توجه به ملاحظات مرزی است.»
اصول اساسی این نظریه را می توان به شرح ذیل بیان کرد:
* مطبوعات باید وظایف توسعه بخشی مثبتی را که مبتنی بر سیاست تثبیت شده ملی است بپذیرند و به آن عمل کنند.

مطلب مشابه :  مسئولیت مبتنی بر تقصیر