انتظار سرمایه گذاران، تولید ناخالص داخلی، بازده مورد انتظار

انتظار سرمایه گذاران، تولید ناخالص داخلی، بازده مورد انتظار

انتظار سرمایه گذاران، تولید ناخالص داخلی، بازده مورد انتظار

از زمان ابداع مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای در دهه 1960 جهت تشریح قیمتگذاری داراییها، پیشرفت های نظری و تجربی متعددی در این زمینه صورت پذیرفته است. به ویژه، رابطه مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای تک عامله را که در معامله 3 توصیف شد میتوان جهت منظور کردن عوامل چندگانه ریسک سیستماتیک با استفاده از منطق مبتنی بر «آربیتراژ مالی» تعمیم داد. این رهیافت جدیدتر که مدل قیمتگذاری آربیتراژ نامیده میشود، صریحأ عوامل ریسک را جدا از عامل پرتفوی بازار منظور میکند اما این مدل به وضوح نمیگوید عوامل اضافی چه باید باشند، بنابراین محققان مجبور بودهاند که به آزمونهای تجربی گسترده متغیرهای متعدد اقتصاد کلان و مالی جهت یافتن عوامل اضافی که ممکن است قدرت تشریح مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای را بهبود بخشد، اتکا کنند.
دیوید یانگ و استفان اوبایرن (2001) پیشنهاد میکنند از نرخهای رشد تولید ناخالص داخلی ((GDP واقعی و تورم، همچنین نرخهای بهره به عنوان عامل اضافی در تخمین (Ks) استفاده شود.
سایر محققان استفاده از یک مدل سه عامله شامل موارد زیر را به عموم عرضه داشتهاند :
«بازده مازاد» یا صرف ریسک برای پرتفوی بازار (Km – Krf از معادله 3)،
بازده روی پرتفویی که تفاوت بین بازدههای روی کوچکی از سهام سرمایهگذاری شده را ارائه میکند (که از آن به عنوان پرتفوی «کوچک منهای بزرگ» یا عامل «SMB» یاد میشود و با اندازه شرکت مرتبط است)؛
بازده روی پرتفویی که گویای تفاوت بین بازده روی گروهی از سهام دارای نسبتهای بالای ارزش بازار به ارزش دفتری و بازده روی یک گروه از سهام با نسبتهای پایین ارزش بازار به ارزش دفتری است (که از آن به عنوان پرتفوی «بالا منهای پایین» یا عامل «HML» یاد میشود و با ارزشیابی نسبی شرکت مرتبط است)؛(فاما و فرنچ، 1993).
این دو بسط از مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای مبتنی بر روابط تجربی مشاهده شده بوده و توجیه نظری متقاعدکنندهای برای عوامل اضافی ندارند. این امر باعث شده است که تعدادی از شاغلان حرفه به روش پذیرفته شده تر و سادهتر این مدل روی آورند. با این حال هنوز هم استفاده از مدل قیمتگذاری آربیتراژ مزایایی را در بردارد که برجستهترین آنها این حقیقت است که قدرت تشریح کنندگی آن برای بازدههای سهام در دنیای واقعی در مقایسه با مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای بیشتر است.
3-25-2 روش «بازده اوراق قرضه به اضافه صرفه ریسک»
روش دیگر برای تخمین (Ks) بازده اوراق قرضه به اضافه صرفه ریسک (BY + P) است. این روش در میان برخی از شاغلان حرفه از جمله سرمایهگذار میلیاردی به نام وارن بوفت به خاطر سادگی و تعداد مفروضات محدود، متداول است. این روش در اساس رابطه تجربی ویژهای است که فاقد توجیه نظری محض است. با این حال به نظر میرسد با توجه به اینکه بازده سهام شرکت با داشتن بازده اوراق قرضه شرکت در سررسید (YTM)، و افزودن یک صرف ریسک ثابت به این بازده تخمین پذیر است، از لحاظ تجربی این روش معتبر باشد. بنابراین، به عنوان مثال، یک شرکت با بازده فعلی اوراق قرضه شرکت در سررسید معادل 7درصد، درصورتی که صرف ریسک ثابت 3درصد به بازده یاد شده اضافه شود، دارای سهام (Ks) تخمینی 10درصد خواهد بود. هرچند دلیل نظری برای افزودن 3درصد صرف ریسک موجود نیست، به نظر میرسد که این رابطه برای بسیاری از سهام نسبت به استفاده از یک مدل رسمی همانند مدل قیمتگذاری دارایی سرمایهای خوب و حتی بهتر باشد.
4-25-2 روش نسبت درآمد به قیمت سهام (E/P)
براساس این روش نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران در سهام عادی برابر است با :
(کردستانی و حدادی (1388)
Kj=
که در آن :
: سود حسابداری مورد انتظار هر سهم در سال آینده
P : قیمت جاری بازار هر سهم
5-25-2 روش جریان نقدی تنزیل شده (DCF)
مایرون گوردن با استفاده از نگرش سرمایه ای کردن سود سهام، الگویی برای ارزشیابی سهام ارائه کرد که بر فرضیه های زیر بنا شده است :
1-سود انباشته معرف تنها منبع مالی شرکت است.
2- نرخ بازده سرمایه گذاری شرکت ثابت است.
3- میزان رشد شرکت، محصول نسبت انباشته سود و نرخ بازده آن است.
4- شرکت دارای تداوم فعالیت است.
5- مالیات وجود ندارد (گوردن،1997).
گوردن الگوی اولیه خود را برای منظور کردن ریسک عدم اطمینان مورد تجدید نظر قرار داد. این بازنگری بر این پیش فرض استوار شد که بیشتر بودن سود سهام در آینده به منزله بزرگ بودن ریسک و عدم اطمینانی است که آن را احاطه کرده است. بنابراین نرخ های تنزیلی قابل اعمال برای سود سهام با گذشت زمان افزایش خواهد یافت. با توجه به مطالب بالا Ks برابر است با :

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~