اندازه گیری کیفیت زندگی، ویژگی های کیفیت زندگی، پویایی کیفیت زندگی

اندازه گیری کیفیت زندگی، ویژگی های کیفیت زندگی، پویایی کیفیت زندگی

اندازه گیری کیفیت زندگی، ویژگی های کیفیت زندگی، پویایی کیفیت زندگی

بسیاری از پژوهشگران و صاحبنظران در رشته های مختلف، اذعان کرده اند که تعیین ارزشیابی کیفیت زندگی باید بر مبنای اصلی سیاست گذاری های داخلی کشور ها باشد و وظیفه اصلی دولت ها علاوه بر افزایش سطح تحولی اقتصادی، تهیه و تدوین برنامه های دراز مدت و مستمر به منظور بهبود کیفیت زندگی افراد است (ایسترلین، 2003).
2-2-3-4 مؤلفه های کیفیت زندگی
یک توافق کلی در بین پژوهشگران وجود دارد، که سازه کیفیت زندگی، متشکل از عوامل عینی و کارکردهای جسمانی، روانی، اجتماعی و عوامل ذهنی (بهزیستی درونی) است. عوامل ذهنی بیشتر لر رضایت از زندگی تأکید دارند، در حالی که عوامل عینی، بیشتر بر نیازهای مادی و مشارکت در فعالیت ها و روابط بین فردی، متمرکز هستند (لمبر و ینبر، 2004).
شاخص های عینی مواردی، مانند سطح سواد، سطح درآمد، شرایط کاری، وضعیت تأهل، امنیت و جایگاه اجتماعی و تولید اقتصادی هستند که هم می توانند به طور منفرد و هم به طور ترکیبی، در تعیین کیفیت زندگی، مورد تحلیل قرار گیرند. شاخص های ذهنی، بر اساس ارزیابی و برداشت بیمار، در مورد سطح رضایت، شادی، امیدواری و نظیر این ها به دست می آیند. در واقع شاخص های عینی در بهترین حالت ها فرصت ها و امکانات ارتقای کیفیت زندگی را فراهم می کنند، ولی به تنهایی، نمی توانند آن را تأمین کنند (کاستانزا و همکاران، 2007). به نظر می رسد بهترین رویکرد در تعریف کیفیت زندگی، یک رویکرد ترکیبی (عوامل عینی و ذهنی) باشد. برا ساس این دیدگاه، کیفیت زندگی بر اساس کیفیت ارضای نیاز های انسان، در بافت فرهنگی و سیستم ارزشی یک جامعه بر اساس ارزیابی و برداشت خود فرد، تعیین می شود (کاستانزا و همکاران، 2007).
سه مؤلفه اصلی این رویکرد، نیازهای انسان، فرصت ها و سیاست های کلان یک جامعه است. بهترین مؤلفه و مرحله در تععین کیفیت زندگی، شناخت نیازهای انسان است. بعضی از پژوهشگران، ترجیح می دهند از کلمه حوزه ها به جای نیازها استفاده کنند. تلاش های زیادی در طبقه بندی نیاز های انسان انجام گرفته است (ماریکس نیازهای انسان از مکس- نیف ، 1992، توانایی های کارکردی انسان از ناسبوم و گلاور، 1995 و سلسله مراتب نیازهای مزلو، 1954). با این حال به نظر می رسد که پاره ای از نیازها، دراکثر این طبقه بندی ها، مشترک بوده و از سوی صاحبنظران به عنوان نیازهای اساسی انسان ها پذیرفته شده اند (کاستانزا و همکاران، 2007). این نیازها مربوطند به نیازهای امرار معاش (مانند غذا، پناهگاه، آب و هوای سالم واستراحت، تولیدو فرزند پروری و تشکیل خانواده، تربیت فرزند، انتقال ارزش ها، امنیت، محبت (نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن و احترام متقابل) ، فهم (دسترسی به اطلاعات و توانایی استدلال)، مشارکت (شرکت در فعالیت های اجتماعی و احساس خودکارآمدی و شایستگی در انجام آن ها) وتفریح (تجربه غذا، مسافرت، گردش در طبیعت)، معنویت (اعتماد به یک تکیه گاه برتر، تجارب معنوی و داشتن جامعه ای مبتنی بر اصول اخلاقی، خلاقیت، (نوآوری و اختراع)، هویت (رسیدن به یک حس یکپارچه بعد از یک خودشناسی و دگر شناسی گسترده)، آزادی (حق انتخاب شیوه زندگی، همسر، شغل و…). بعضی از این نیازها، روابط تنگاتنگی با فرهنگ و سیستم ارزشی یک جامعه دارد (کاستانزا و همکاران، 2007).
مؤلفه بعدی که در ارتقای کیفیت زندگی نقش دارد، فرصت ها و امکاناتی است که در اختیار اعضای جامعه قرار داده می شود. این فرصت ها در چهار نوع مختلف سرمایه تقسیم بندی می شوند. سرمایه اجتماعی که شبکه ها و هنجارهایی را شامل می شود که مشارکت و همکاری های افراد را تسهیل می کند، سرمایه انسانی که شامل دانستن اطلاعاتی است که، افراد در منابع مختلف علمی ثبت کرده اند، سرمایه مصنوعی که شامل تولیدات کارخانه ای برای تولید ابزارها و تجهیزات مورد نیاز و سرمایه طبیعی شامل منابع طبیعی قابل جایگزین و غیر قابل جایگزین است که در نتیجه فعل و انفعالات محیط طبیعی به دست آمده است. هر کدام از این سرمایه ها برای رفع دسته ای از نیازهای انسانی است. سرمایه های مصنوعی و طبیعی برای برطرف کردن نیازهای اولیه و مربوط به امرار معاش مفیدتر است، مانند سرپناه و آب و هوا و سرمایه اجتماعی برتر و ایجاد امنیت و نیازهای عاطفی (کاستانزا و همکاران، 2007).
مؤلفه بعدی سیاست های کلان یک جامعه است. تهیه و تدوین راهبردهای علمی و درازمدت و اجرای آن ها در نهایت به سیاست های کلی یک کشور که به وسیله نهادهای سیاسی تعیین می شود، بستگی دارد. پادشاه یونان طی یک سخنرانی تصریح کرد: هدف نهایی و آشکار سیاست های ما بالا بردن سطح شادی ملی است (بوند، به نقل از کاستانزا و همکاران، 2007). دولت ها با توجه به سرمایه هایی که در اختیار دارند، سعی می کنند امکانات و فرصت های لازم را برای رفع نیاز های افراد فراهم کنند و کیفیت زندگی آن ها را افزایش دهند (کاستانزا و همکاران، 2007).
2-2-3-5 ویژگی های کیفیت زندگی
علیرغم اینکه یک توافق کلی در تعریف کیفیت زندگی وجود ندارد، بیشتر پژوهشگران بر سه ویژگی کیفیت زندگی اتفاق نظر دارند. این ویژگی ها عبارتند از: چند بعدب بودن، ذهنی بودن و پویا بودن.
الف) چند بعدی بودن: همه متخصصان دنیا معتقدند کیفیت زندگی موضوعی چند بعدی است. دانشمندان توافق دارند که مفهوم کیفیت زندگی همواره 5 بعد زیر را در بر می گیرد.
بعد جسمی: بعد جسمی به دریافت فرد از توانایی هایش در انجام فعالیت ها و رضاین روزانه که نیاز به صرف انرژی دارد، اشاره می کند و می تواند دربردارنده مقیاس هایی چ
ون تحرک، توان و انرژی، درد و ناراحتی، خواب و استراحت و ظرفیت توان کاری باشد.
بعد روانی: جنبه های روحی مانند افسردگی، ترس، عصبانیت، خوشحالی و آرامش را در بر می گیرد. برخی از زیر گروه های این بعد عبارتند از: تصویر از خود، احساس مثبت، احساس منفی، اعتقادات مذهبی، یادگیری، حافظه و تمرکز حواس.
بعد اجتماعی: به توانایی برقراری ارتباط با اعضای خانواده، همسایگان، همکاران و سایر گروه های اجتماعی و نیز وضعیت شغلی و شرایط اقتصادی کلی مربوط می شود.
بعد معنایی: درک فرد از زندگی و هدف و معنای زندگی را در بر می گیرد.
بعد علایم مربوط به بیماری با تغییرات مربوط به درمان: مواردی مانند درد و تهوع و استفراغ را در برمی گیرد.
ب) ذهنی بودن: کیفیت زندگی را باید بیشتر به صورت یک مفهوم ذهنی به کار برد. ارزیابی فرد از سلامت و خوب بودنش عامل کلیدی د مطالعه کیفیت زندگی می باشد. قضاوت فرد در مورد بیماری و درمان بر سلامتی خود اهمیت بیشتری نسبت به ارزیابی عینی از سلامت دارد. به عنوان مثال، ممکن است فردی از یک یا چند بیماری مزمن رنج ببرد ولی خودش را سالم بداند، در صورتی که یک فرد دیگر با وجود آنکه هیچ نشان عینی از بیماری ندارد، خود را بیمار بپندارد. عامل اصلی تعیین کننده کیفیت زندگی عبارت است از: تفاوت درک شده بین آنچه هست و آنچه از دیدگاه فرد باید باشد.
ج) پویا بودن: پویایی کیفیت زندگی به این معناست که با گذشت زمان تغییر می کند و به تغییرات فرد و محیط او بستگی دارد. این مشخصه در یک رابطه طولی قابل مشاهده است (مقیمی دهکردی، صفایی، 1386).
2-2-3-6 کاربردهای اندازه گیری کیفیت زندگی
کاربردهای اندازه گیری کیفیت زندگی را می توان به شکل زیر تشریح کرد:

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~