انعقاد قرارداد

دانلود پایان نامه

از مجموع تعاریف مذکور می‏توان به چند تعریف زیر، دست یافت:
1ـ عقد غرری عقدی است که حصول و عدم حصول مورد معامله معلوم نیست. با این تعریف، معامله‏ای که در آن مورد معامله مجهول باشد، خارج می‏شود؛ یعنی اگر چه از جهاتی مورد معامله مجهول باشد، ولی ملاک و مناط عقد غرری حصول و عدم حصول مورد معامله است.
2 ـ عقد غرری عقدی است که مبیع درآن از جهاتی مجهول باشد، مانند جهل به مقدار یا جهل به صفات. با این تعریف معامله‏ای که در حصول و عدم حصول مبیع شک وجود دارد، خارج می‏شود.
3ـ عقد غرری عقدی است که علاوه بر آن‏که جهل در آن اخذ شده است، احتمال حصول ضرر از ناحیه ی این جهل هم وجود داشته باشد(شیخ انصاری، 1367، ص 186).
ج ) تعریف برگزیده
عقد یا معاملهی غرری، عقدی است که به جهتی از جهات، نتیجه و پایان آن برای طرفین معامله یا یکی از آن‏ها مجهول باشد به گونهای که امکان دستیابی خریدار به مبیع یا بایع به ثمن حتمی نبوده و یا اینکه بدانند بر آن مستولی نخواهند شد و مبیع یا ثمن در معرض خطر خواهند بود و در نتیجه، احتمال ضرر و زیان وجود داشته باشد؛ به عبارت دیگر، معاملهی غرری، قرارداد و عقدی است که وضعیت و شرایط انعقاد آن برای یک یا دو طرف قرارداد زیان مالی به دنبال داشته و سبب ایجاد اختلاف و کشمکش بین آن‏ها خواهد شد.
نظر نگارنده آن است که غرر مترادف جهل نیست، بلکه غرر ناشی از جهل و به تعبیری مستلزم آن است و نتیجهی آن، خطر و احتمال ضرر و زیان می‏باشد
1-2-4-موارد غرر
از تعاریف اصطلاحی متعدد و گوناگونی که برای غرر و عقد غرری یعنی احتمال نابودی مورد معامله بیان شده، می‏توان مهم ترین موارد غرر را استنباط کرد که عبارت‏اند از:
1ـ موردی که اطمینانی به اصل وجود مبیع نیست؛ به عبارت دیگر، نسبت به وجود مبیع تردید و جهل وجود دارد؛ یعنی احتمالِ موجدِ خطر و غرر، ناشی از عدم اطمینان به وجود مال است، مانند حمل حیوانات و میوهی درختان قبل از چیدن؛ معاملهی چنین کالاهایی غرری است، چون ممکن است هرگز به وجود نیایند و این احتمال معقول و متعارف است.
2ـ موردی که تسلیم یا تسلّم مبیع قطعی نباشد، هر چند به وجود مبیع علم داشته‏باشم، مانند فروختن ماهیان دریا، پرندگان هوا و فروختن ملکی که از دست مالک آن خارج شده و در چنگ غاصبی قوی پنجه است، یا فروختن حیوان سرکش فراری.
3 ـ موردی که به قابلیّت شی‏ جهت معامله، اطمینان و اعتماد وجود ندارد، اگرچه مورد معامله موجود و قدرت بر تسلیم و تسلّم آن وجود دارد. البته این احتمال از عدم اعتماد و اطمینان در نتیجه ی جهل به مقدار یا جنس یا وصف مبیع یا ثمن به وجود می‏آید، مانند خرید و فروش محموله‏ای، بدون تعیین جنس یا وصف یاکمیّت آن و یا انعقاد قراردادی که موضوع آن، وسیلهی نقلیه باشد، بدون تعیین وصف، مدل و سایر مشخصات اساسی آن.(شیخ انصاری، 1367، ص185).
احتمال خطر نباید ضعیف باشد
باید توجه داشت که احتمال مورد توجه و متعارف باید در حدی باشد که عرفاً قابل تسامح و نادیده گرفتن نباشد و گرنه احتمال قابل اغماض موجب خطر و غرر نخواهد شد. بدین جهت شهید اول در کتاب شرح ارشاد خود نوشته است: ضابطهی غرر این است که احتمالی باشد که عرفاً از آن اجتناب و دوری میشود آنگونه که اگر بدان التفات و توجه نشود و بر آن حال رها شود در عرف جای سرزنش و نکوهش باشد که مال خود را تضییع کرده است(محمدی، 1384، ص65).
کمی عوض موجب غرر نیست
کمی مقدار عوض، با فرض علم به وجود آن و علم به امکان قبض و اقباض آن و علم به اوصاف آن از جهت کمیت و کیفیت و نوع ، منشاء غرر نمی باشد. زیرا غرر به معنای خطر و خطر به معنای احتمال است و احتمال موجب غرر سه گونه است، و فرض بر این است که هیچکدام از آنها وجود ندارد، مثلاً هرگاه شخصی مقداری چای میفروشد به مبلغی ارزانتر از نرخ معاملهی روز، این معامله با فرض علم به قیمت روز غرری نیست؛ همینطور اگر این مقدار چای را بفروشد به مقداری شکر که کمتر از ارزش آن باشد، این ارزش کمتر به منزلهی هبه است و اشکالی ندارد مگر آن که تفاوت مبیع و ثمن به حدی باشد که معامله را سفهی کند که از این جهت باطل خواهد بود نه از جهت غرر( محمدی، 1384، ص65).
بررسی کامل این موارد، بیان مصادیق آن‏ها و این‏که کدام یک از موارد مذکور مشمول حکم معاملات غرری می‏شوند و اختلاف آرای فقها در این باره ، در مباحث آینده و در جای خود مطرح خواهد شد.
1-3-غرر و دیگر اصطلاحات مشابه
با توجّه به این‏که غرر، غیر از کلماتی، مانند «غرور» ، «تدلیس» ، «جهل» ، «گروبندی» است و در برخی کتب فقهی اشتباهاً به جای یکدیگر به کار برده می‏شوند، جهت روشن ساختن این تفاوت و تمایز، و تبیین کاربرد صحیح آن‏ها، هرکدام از عناوین یاد شده را به طور اختصار بررسی می‏کنیم.
1-3-1-غرر و غرور
در تعریف لغوی غرر گذشت که از این ماده، مصادر و اسم‏های مختلفی بنا شده است، از آن جمله کلمهی غرور (به ضمّ اول) می‏باشد که واژه‏ای است عربی و در کتب واژه‏شناسان دارای معانی گوناگون می‏باشد، مانند «فریفتن» (دهخدا، 1325، ص 172)، «فریب دادن» (معین،1345، ص 2400) ، «کسی را بیهوده امیدوار کردن» و «آراستن خطا»، و نیز حاصل مصدر آن به معنای «فریفتگی»، «فریب»، «حیله» و «زرق» آمده است و از همین ماده است متاع غرور به معنای متاع فریب( صفیپور،1218، ص 912 ؛ شرتونی، 1365، ص 867 ؛ دهخدا،1325، ص 172).
برخی آن را به معنای «خدعه» و «تدلیس» نیز ذکر کرده‏اند(محقق داماد،370 ، ص178). ولی غرر به معنای خطر و اقدام بر عملی که احتمال زیان در آن باشد، آمده است. در بعضی از کتب فقهی، غرر به جای غرور استعمال شده (الشیرازی، 1379، ص 292؛ نجفی، 1981، ص 440). حتّی برخی از فقیهان در بحث نکاح و ازدواج، فصلی به نام «خیار غرر» گشوده‏اند، و در این بخش از غرور و تدلیس در ازدواج بحث می‏کنند (احمد بن یحیی ، 1287، ص 67).

مطلب مشابه :  آمار استنباطی