انواع سبک های دلبستگی(سه گانه) در کودکان

۱)سبک دلبستگی ایمن

حدود ۶۰% از کودکان در این طبقه قرار دارن. وقتی با مادرشون تنها هستن فعالانه به کشف می پردازن و با جدایی ناراحت می شن، اما وقتی مادرشون برمیگرده از اون استقبال      می کنن و با ایشون تماس جسمی برقرار می کنن. این کودکان وقتی با مادرشون هستن با      غریبها با خوشی به مراوده می پردازن (هازان وشیور، ۱۹۸۷).

۲)سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی

حدود ۲۵% از کودکان یه ساله رو تشکیل میده، اونا به جدایی مادر ناراحتی کمی نشون میدن و معمولا به هنگام برگشت مادر رو برمی گردونن، انگار تماس با اون رو ندیده      می دونن یا از اون دوری می کنن (جویرمن[۴]، ۲۰۰۲).

محققان نشون دادن، کودکان اجتنابی که حضور چهره دلبستگی رو ندیده می گیرن و با بی توجهی که نسبت به اون نشون میدن، تلاش در کاهش اختلاف با حضور چهره دلبستگی خود دارن، چون اون همیشه کودک رو رانده کرده و حساسیت نسبت به درخواست کودک نداشته. پس دوری کودک از شخصی که اونو رانده می کنه، می تونه ارزش سازگاری کوتاه مدت داشته باشه. اینجوری کودکان اجتنابی اهمیتی واسه ارتباطای دلبستگی قائل نیستن (کوباک وسیری[۵]، ۱۹۸۸).

 

۳)سبک دلبستگی ناایمن اضطرابی / دوسوگرا

اضطراب

۱۰% از کودکان یه ساله این نوع دلبستگی رو نشون میدن. این کودکان نزدیک مادرانشون می مانند و در حضور مادر خیلی کم به کشف می پردازن. وقتی مادر کودک رو ترک می کنه بسیار ناراحت می شه. اما وقتی برمیگرده و کودک دوسوگراه کنار مادر می مونه وظاهراً از اینکه مادر ایشون رو ترک کرده رنجیده س ولی شایدً در مقابل تماس فیزیکی که مادر شروع کننده اون هستش مقاومت می کنه. کودک دوسوگرا حتی در حضور مادر نسبت به غریبها بسیار محتاطه (مک نالی، بورگس[۶] و راس، ۲۰۰۳).

ماین وسولومون[۷](۱۹۹۰)یه نوع سبک دلبستگی دیگه رو واسه کودکان تعریف کردن که کودکانی که بدون محبت، هراسان و گیج هستن رو توصیف می کنه. این کودکان رو سازمان نایافته می گن (به نقل از بطلائی، ۱۳۸۷).

محبت

۴)سبک دلبستگی ناایمن پریشون/ سردرگم

این طبقه در طرح اصلی اینسورث نبوده اما به عنوان یه تیپ چهارم مهم پاسخگویی شناسایی شده. ماین و سولومون (۱۹۸۶) این گروه رو معرفی کردن و اون رو ترکیبی از رفتار اجتنابی و مقاوم می دونستن. این نوع شیرخوارگان هنگام جدایی یا در دیدار دوباره مادر، هیچ الگوی رفتاری مشخص رو نشون نمی دن و پس در هیچ کدوم از گروه های قبلی قابل جانشین نیستن. شیرخوارگان این گروه بیشترً رفتاری جدا رو نشون میدن. ممکنه گم شده، بدون احساس و دپرس به نظر برسن و به کندی حرکت کنن. درصد این موارد میان شیرخوارگانی که با اونا بدرفتاری می شه و یا والدین اونا تحت درمانای روان پزشکی قرار دارن به مراتب بیشتره (اتکینسون و همکاران، ۱۳۸۷).

 

 

۲-۲-۱۳-۷- دلبستگی نوجوانان

درخلال نوجوونی  یا بروز تغیرات شناختی، هویتی و جنسیتی، طبیعت دلبستگی متفاوت از دلبستگی در اوایل کودکیه. با این حال نوجوون هنوز نیازمند اعتماد و دلگرمی و       مسئولیت پذیری والدین و یعنی یه پایگاه ایمن در روابط نوجوون-والدینه (ابراهیم نژاد، ۱۳۹۰).

دلبستگی ایمن در دوره نوجوونی بر سه اصل پایه گذاری می شه:

۱- رابطه باز با مراقب اولیه ممکن باشه.

۲-مراقب، قابل دسترسی باشه.

۳- پشتیبانی و کمک مراقب درصورت نیاز جفت و جور باشه.

درحالی که تعاملات جسمی بین کودک و والدین عامل بسیار مهمی در تشکیل دلبستگی ایمنه، با بالا رفتن توان شناختی نوجوانان، گفتگوها وسیله ای می شن که از راه اون دلبستگی ایمن به وسیله نوجوانان تجربه و یا ندیده گرفته می شه. از دیدگاه دلبستگی گذر موفق در دوره نوجوونی با جداشدن نوجوون از والدینش تعریف نمی شه. درواقع گذر به استقلال و بزرگسالی به کمک دلبستگی ایمن و رابطه عاطفی با والدین آسون کردن می شه. چیزی که در این دوره بسیار حساسه در دسترس بودن و مسئولیت پذیری والدین در جفت و جور کردن یه پایگاه امن و پناهگاه ایمنه. تعادل مؤفقیت آمیز بین استقلال و وابستگی در دوره نوجوونی مرحله خاصیه که باعث رو شدن دلبستگی ایمن می شه (جانسون و ویفن، ۱۳۸۸).

کوباک و داملر[۸] (۱۹۹۴) به این مسئله اشاره داشتن که یکی از مهمترین ویژگیای روابط دلبستگی نوجوون با والدینش، پتانسیل روز افزون این روابط به اصلاح شدن به وسیله هدف[۹]        هستش. وجود روز افزون اصلاح شدن به وسیله هدف جفت و جور کننده زمینه ای مهم واسه یکی از مهم ترین تغیرات دوره نوجوونی، یعنی کاهش اعتماد به والدین به عنوان موضوع دلبستگیه. وقتی که سیستم دلبستگی در نوجوون اون رو به سمت خود میکشه واسه ایشون بسیار سخته که در مقابل والدین ایستادگی کنه و کسب استقلال کنه. نوجوونی سنیه که درآن نوجوون به سرعت توانایی کاهش وابستگی خود به موضوعات دلبستگی رو گسترش میده و نیاز شدیدی به کاوشگری و تسلط پیدا کردن به محیطای جدید واسه ارتقای سالم در سیستم کاوشگری پیدا می کنه. با این حال بیشتر نوجوون هنگام تنش و پریشونی[۱۰] به طرف والدین خود میره (به نقل از کاسیدی و شیور، ۲۰۰۸).

روابط با همسالان در دوره نوجوونی متمرکزه بر رقابت واسه کسب تأیید اجتماعی، پذیرش و محبوبیت میان دوستان و هم اینکه دوری از رانده شدن. از اونجایی که بچه های ایمن دارای احساس خوب درباره خود و بقیه هستن خیلی سریعً به شبکه های اجتماعی و پشتیبانی کننده می پیوندن اما بچه های ناایمن در این بخش بیشتر دچار اضطراب و نگرانی می شن و ممکنه پویشای ارتباطات خانوادگی اولیه رو دوباره بسازن (ابراهیم نژاد، ۱۳۹۰). در همین زمینه میکالینسر وشیور (۲۰۰۷) بیان داشتن نوجوانان ناایمن احساس تنهایی بیشتر و تحریک پذیری بالاتر داشته و در  مقیاسای عاطفی منفی نمرات بالاتری به . خصوصاً در نوجوانان سبک دلبستگی دوسوگرا با مشکلات داخلی سازی شده[۱۱] مانند اضطراب همراه س. این در حالیه که هرشنبرگ[۱۲] و همکاران(۲۰۱۱) در برسی نوجوانان نشون دادن که نوجوانان ایمن     نمایشای رفتاری منفی کمتری داشته و نمایش رفتاری مثبت بیشتر مثل مثبت گرایی، انسجام در عاطفه و تنظیم احساسات بهتر رو دارن.

مشکلات

[۱]- strang situation

[۲]- ambivalence

[۳]-Karen

[۴]- Joirman

[۵]- Kobak &Screery

[۶]- Mcnally , Burges

[۷]- Mine & Solomon

[۸]-Duemler

[۹]-goal-corrected

[۱۰]- distress

[۱۱]- internalizing disorders

[۱۲] -Hershenberg

 

علمی