بررسی تأثیر نوسانات قیمت نفت بر بازده غیرعادی سهام شرکت های پذیرفته …

پایان نامه های ارشد سری هفتم

بررسی تأثیر نوسانات قیمت نفت بر بازده غیرعادی سهام شرکت های پذیرفته …

قابل دادوستد در آن بازار، قدرت نقدشوندگی زیادی ایجاد میشود. در این حالت، از نقد شدن پیش از سررسید
بدهی واحدهای متقاضی سرمایه یا ناشران اوراق بهادار جلوگیری میشود و در نتیجه ضربههای کمبود نقدینگی
تأثیر محدودتری بر واحدهای سرمایهگذار خواهد داشت.
از جمله بازارهای ثانویه میتوان به بازارهای خارج از بورس یا فرابورس[۱۵] اشاره کرد. بازارهای خارج از بورس سازمانهای غیرمشهودی هستند که مکان فیزیکی خاصی ندارند در این بازارها عملیات به صورت حراج انجام میپذیرد و سفارشهای خرید و فروش تقریباً بهصورت همزمان به این بازار میرسد و اعضای بازار آنها را با یکدیگر منطبق میسازند. در این بازارها تعداد زیادی کارگزار و معاملهگر وجود دارد که از طریق یک شبکه کامپیوتری به یکدیگر متصل هستند و اقدام به معامله اوراق بهادار مینمایند. اصولاً شرکتهایی در این بازار فعالیت میکنند که شرایط پذیرفته شدن در بورس را ندارند و یا تمایل به حضور در بورس اوراق بهادار را ندارند. بازار خارج از بورس نقش مهمی در بازارهای اوراق بهادار ایفا میکند.
۲-۲-۲- بورس اوراق بهادار
بورس اوراق بهادار به معنای یک بازار متشکل و رسمی سرمایه است، که در آن سهام شرکتها و اوراق مشارکت، تحت ضوابط و مقررات خاص، مورد معامله قرار میگیرد. مشخصه مهم بورس اوراق بهادار، حمایت قانونی از صاحبان پس انداز و سرمایههای راکد و همچنین الزامات قانونی برای متقاضیان سرمایه است. بورس اوراق بهادار، از سویی مرکز جمعآوری پساندازها و نقدینگی بخش خصوصی به منظور تأمین مالی پروژههای سرمایهگذاری بلند مدت و از سویی دیگر، مرجع رسمی و مطمئنی است که دارندگان پساندازهای راکد، میتوانند محل نسبتاً مناسب و ایمن سرمایهگذاری را جست وجو کرده و وجوه مازاد خود را برای سرمایه گذاری در شرکتها به کار انداخته و یا با خرید اوراق قرضه دولتها و شرکتهای معتبر از سود تضمین شدهای برخوردار شوند.
شرکتها برای عرضهی سهام خود در بورس باید مورد تأیید سازمان بورس اوراق بهادار قرار بگیرند. شرکتهای پذیرفته شده و شرکتهای فعال به دو دسته تقسیم میشوند: ۱- شرکتهای تولیدی و ۲- شرکتهای سرمایهگذاری.
شرکتهای تولیدی معمولاً به تولید کالای خاصی مبادرت میورزند و جزء گروه صنایع فعال در بورس قرار میگیرند و در سازمان بورس با نام شرکت و کد خاص خود، مشخص میشوند. اما شرکتهای سرمایهگذاری شرکتهایی هستند که به عنوان واسطههای مالی فعالیت میکنند، که اینگونه شرکتها یا فعالیت ندارند و یا فعالیت آنها به گونهای است که کمکهای مالی از طریق سهام شرکتهای تولیدی و صنعتی و یا مجموعهای از آنها به تولید و سرمایهگذاری این شرکتها مبادرت مینمایند (سایت سازمان بورس و اوراق بهادار[۱۶]).
۲-۲-۲-۱- مزایای بورس اوراق بهادار
مهمترین هدف بازار سرمایه این است که با اجرای فرایند سالم سازی و شفافیت، پس انداز کنندگانی که دارنده منابع مالی میباشند و هدف کسب سود و بازده معقول دارند را به اشخاص حقوقی و واحدهای اقتصادی که برای توسعه فعالیتهای خود نیاز به منابع مالی دارند پیوند دهد. بورس برای سرمایهگذاران و دارندگان داراییهای مالی مزایای زیر را به همراه دارد:
۱- خرید سهام برای کسب سود و بازده مناسب
۲- قابلیت نقدشوندگی اوراق بهادار
۳- پوشش در مقابل تورم
۴- اطمینان از سرمایهگذاری به دلیل شفافیت اطلاعات
۵- اعمال حق رأی و مشارکت در اداره امور شرکت
۶- احساس مشارکت در امور تولیدی و تجارتی.
۲-۲-۳- تاریخچه بورس اوراق بهادار در جهان
حدود ۵۰۰ سال پیش در یکی ازشهرهای بلژیک درمقابل منزل فردی به نام (واندر بورس) صرافان گرد همآمده و اوراق بهادار دادوستد میکردند، از آن پس هر مکانی را که درآن اوراق بهادار مورد معامله قرار میگرفت بورس نامیدند. اولین بورس اوراق بهادار جهان، در شهر آمستردام هلند و توسط یک شرکت چند ملیتی به نام «کمپانی هند شرقی» تاسیس شد. بر همین اساس این شرکت اولین شرکتی بود که سهام منتشر کرد. این شرکت به مرحلهای رسیده بود که میبایست در امور اقتصادی خود تغییر ساختار دهد.این شرکت با اقدام به عرضه عمومی، در حقیقت در زمان خود دست به اقدامی انقلابی زد. امروزه نقش بورسهای اوراق بهادار در اقتصاد جهان غیر قابل انکار میباشد. شاید محققین نیز هیچگاه تصور نمیکردند کاری که شرکتی در حدود ۴۰۰ سال پیش ابداع نمود سراسر دنیا را در برگیرد، به هر حال؛ پیدایش اولین بورس اوراق بهادار را میتوان به تشکیل آن در انگلستان، فرانسه و هلند در قرن ۱۸ نسبت داد. در حالیکه اقتصاد در ایالات کشور نوپای آمریکا به شدت تحت کنترل بریتانیا قرار داشت، تا اینکه اولین بازار حراج غیر رسمی در سال ۱۷۵۲ در نیویورک تأسیس و در سال ۱۷۹۲ با امضای قرارداد بین کارگزاران، بورس اوراق بهادار نیویورک رسماً تأسیس گردید. برخی از بورسهای مهم دنیا عبارتند از بورس نیویورک، بورس لندن، بورس استکهلم، بورس مونترال و بورس توکیو.
۲-۲-۴- تاریخچه بورس اوراق بهادار تهران
ریشههای ایجاد بورس اوراق بهادار در ایران به سال ۱۳۱۵ باز میگردد، در این سال یک کارشناس بلژیکی به همراه یک کارشناس هلندی و به درخواست دولت وقت ایران، به منظور بررسی و اقدام در مورد تهیه و تنظیم مقررات ناظر برفعالیت بورس اوراق بهادار به ایران آمدند، اما مطالعات آنها با آغاز جنگ جهانی دوم متوقف گردید. در همان سالها یک گروه کارشناسی در بانک ملی نیز به مطالعه موضوع پرداختند و در سال ۱۳۱۷ گزارش کاملی درباره جزئیات مربوط به تشکیل بورس اوراق بهادار تهیه کردند. پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، مجدداًدر سال ۱۳۳۳ مأموریت تشکیل بورس اوراق بهادار به اتاق بازرگانی و صنایع و معادن، بانک مرکزی و وزارت بازرگانی وقت محول گردید. این گروه پس از ۱۲ سال تحقیق و بررسی در سال ۱۳۴۵ قانون و مقررات تشکیل بورس اوراق بهادار تهران را تهیه، ولایحه مربوط را به مجلس شورای ملی ارسال داشتند. این لایحه در اردیبهشت ۱۳۴۵ تصویب شد و بورس تهران عملاً در سال ۱۳۴۶ با ورود سهام بانک صنعت و معدن و شرکت نفت پارس فعالیت خود را آغاز نمود. پیروزی انقلاب اسلامی و وقوع جنگ تحمیلی در این دوره رویدادها و تحولات بسیاری را به دنبال داشت. از دیدگاه تحولات مرتبط با بورس اوراق بهادار، نخستین رویداد تصویب لایحه قانون اداره امور بانکها در تاریخ ۱۷ خرداد سال ۱۳۵۸ توسط شورای انقلاب بود که به موجب آن ۳۶ بانک تجاری و تخصصی کشور در غالب ۹ بانک شامل؛ ۶ بانک تجاری و ۳ بانک تخصصی ادغام و ملی شدند. چندی بعد و در پی آن شرکتهای بیمه نیز در یکدیگر ادغام گردیدند وبه مالکیت دولتی درآمدند وهمچنین تصویب قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران در تیر ماه ۱۳۵۸ باعث گردید تعداد زیادی از بنگاههای اقتصادی پذیرفته شده در بورس ار آن خارج شوند، به گونهای که تعداد آنها از ۱۰۵ شرکت و مؤسسه اقتصادی در سال ۱۳۵۷، به ۵۶ شرکت در پایان سال ۱۳۶۷ کاهش یافت.
پایان یافتن جنگ تحمیلی و آغاز دوره سازندگی زمینههای احیای دوباره بورس اوراق بهادار را فراهم ساخت. در واقع تجدید فعالیت بورس اوراق بهادار یکی از مهمترین ساز وکارهای اجرایی بهسازی اقتصاد ملی به شمار میآمد که از طریق انتقال پارهای از وظایف تصدی دولتی به بخش خصوصی، جذب نقدینگی و گردآوری منابع پس اندازی سرگردان و هدایت آنها به سوی مصارف سرمایهگذاری، میتوانست به تجهیز و مشارکت فعالانهی بخش خصوصی در فعالیتهای تولیدی بینجامد. بورس تهران به عنوان نماد اصلی بازار سرمایه ایران، از آغاز سال ۱۳۷۶ دوره تازهای از فعالیت را به خود دید. حرکتهای بنیادی انجام شده در راستای بازسازی ساختار سازمانی و مدیریتی، به کارگیری نوآوریهای فنی و تخصصی، اصلاح رویههای مقرراتی و نظارتی، فراهم آوردن زمینههای ارتقای کارایی و اصلاح کارکردهای بازار و کوشش در جهت همسازی سیاستگذاریها با نیازهای واقعی بازار سرمایه در کانون توجهات و برنامههای اصلاح ساختاری این سازمان قرار داشت.
روند سریع بهبود شاخصها، رشد ارزش معاملات، افزایش حجم داد وستد سهام، رشد پرشتاب قیمتها، حضور پر تعداد روزانه سهامداران در تالار بورس، افزایش شمار خریداران و تحولات دیگر بیانگر رشد و توسعه بازار سرمایه ایران بود. رشد روز افزون بورس نشان از جایگاه مهم این سازمان در پیشبرد و توسعه اقتصاد ملی در سالهای آتی داشت.
سال ۱۳۷۹در پرونده بورس تهران، سال درخشانی بود. در این سال بازدهی بورس به ۸۶/۵۹ درصد رسید که در مقایسه با سایر فرصتهای سرمایهگذاری و تورم ۶/۱۲ درصدی در این سال، بسیار قابل توجه بود. بورس اوراق بهادار تهران در ضمن پدید آوردن یک روند پر رونق فعالیت طی چند سال گذشته، از فراهم آوردن شرایط لازم برای توسعه فراگیر بازار سرمایه نیز غافل نبود. برخی از برنامههای در دست اجرا طی این سالها عبارتند از: به وجود آوردن دامنهای فراگیر از بهسازی نظام اداری و تشکیلاتی بازار، بهبود اطلاعرسانی، ارتقای شفافیت و کارایی بازار و تقویت نظام تنظیمی و نظارتی بورس، گسترش سطح فعالیت آنها به سایر مناطق جغرافیایی کشور، تنوعسازی بازارهای داد وستد، معرفی ابزارهای مالی جدید، ایجاد بورس ابزارهای مشتق و بسیاری دیگر از الزامها و نیازهای ایجاد یک بازار قاعدهمند و کارآمد اوراق بهادار را در ایران پوشش داده است. سال ۱۳۸۱ سال پر فراز و نشیبی برای بورس بود. شاخص کل بورس تا شهریورماه این سال با افزایش همراه بود. در این سال به تدریج رفتار سرمایهگذاران تغییر یافته و با وجود آنکه انتظار کاهش نسبی قیمت سهام شرکتها ناشی از تقسیم سود در مجامع عمومی متصور بود، اما عملاً بازار با رفتار دیگری روبهرو شد که به ظاهر متناقض با آموخته و شیوههای متداول رفتار سرمایهگذاران بود. سال ۱۳۸۲، سال ثبت رکوردهای جدید در بورس اوراق بهادار تهران بوده است، برای نشان دادن عملکرد چشمگیر بورس در این سال، نگاهی به رشد نسبت ارزش بازار سهام به محصول ناخالص داخلی، نشان میدهد که این نسبت با رشد تقریباً ۱۰۰ درصدی (از ۸/۱۲ درصد در سال ۱۳۸۱ به ۲۵ درصد در پایان سال ۱۳۸۲) همراه بوده است. فعالیت بورس اوراق بهادار تهران طی سال ۱۳۸۳ در دو بخش متمایز از یکدیگر، دوره رونق و دوره رکود نسبی بازار قابل بررسی است. عملکرد بورس تهران در نیمه اول سال به رغم دو افت محسوس در ماههای اردیبهشت و مرداد، همچنان متأثر از روندهای حرکتی سال پیش از آن بود و نماگرهای مختلف فعالیت بورس از روندی افزایشی برخوردار بودند، به گونهای که حجم داد وستد وشاخص قیمت سهام در این دوره به بالاترین حد خود در تمامی سالهای فعالیت بورس رسید. در یک ارزیابی کلی میتوان گفت که به رغم مسائل و عوامل ناپایدار داخلی و خارجی از قبیل؛ انتخابات ریاست جمهوری، پیشنهاد افزایش نرخ مالیات، نقل و انتقال سهام، مصوبات مجلس در زمینه تثبیت قیمتها و کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی، تهدیدهای خارجی در زمینه انرژی اتمی و …، موقغیت بازار سرمایه در اقتصاد ایران، در سال ۱۳۸۳ نیز بهبود یافت. در اثبات این ادعا میتوان به نماگر نسبت ارزش بازار سهام به محصول ناخالص داخلی (که نشانگر جایگاه بورس در اقتصاد ملی است) اشاره نمود که با رشدی حدود ۱۳ درصد، از ۲۷ درصد در سال ۱۳۸۲ به بیش از ۳۰ درصد در سال ۱۳۸۳ رسیده است.
در سال ۱۳۸۴، نماگرهای مختلف فعالیت بورس اوراق بهاداردر ادامه روند حرکتی نیمه دوم سال قبل، همچنان تحت تأثیر رویدادهای مختلف داخلی و خارجی و افزایش بیرویه شاخصها در سالهای قبل از روندی کاهشی برخوردار بودند و این روند، به جزء دوره کوتاهی در آذر ماه تا پایان سال قابل ملاحظه بود. از آذر ماه سال ۱۳۸۴، سیاستها وتلاش دولت و سازمان بورس باعث کند شدن سرعت روند کاهشی معیارهای فعالیت بورس شد، به گونهای که تصویب قانون بازار اوراق بهادار، تغییر سیاستهای داخلی سازمان بورس و پیش-بینی آزادسازی قیمت سیمان به دلیل ورود این محصول به بورس فلزات، باعث رشد ۶/۶ درصدی شاخص قیمت در آذر ماه ۱۳۸۴ نسبت به ماه پیش از آن شد (سایت سازمان بورس اوراق بهادار تهران[۱۷]). روند رو به توسعه بازارهای مالی جهان در سالهای اخیر موجب گردید تا بورس و بازارهای سرمایه اهمیت بیشتری پیدا نمایند که در کنار آن بورس تهران هم از پیشرفت خوبی برخوردار بوده است. بورس تهران نیز در جهت رشد وتوسعه مطالعات و اقدامات مؤثری انجام داده است که با توجه به روند رو به رشد بورس، امید است که هر روز شاهد بهبود و کارایی آن باشیم تا با افزایش اعتماد و اطمینان سرمایهگذاران و سرمایهپذیران در بازار سرمایه، به بالندگی و شکوفایی ایدهآل این بازار نزدیکتر شویم.
۲-۲-۵- سرمایهگذاری
واژه سرمایهگذاری[۱۸] میتواند دامنه وسیعی از فعالیتها را شامل شود. این واژه میتواند شامل سرمایهگذاری در گواهی سپرده، اوراق قرضه، سهام عادی یا صندوقهای مشترک سرمایهگذاری باشد. سرمایهگذاری عبارت است از تبدیل وجوه مالی به یک یا چند نوع دارایی که برای مدتی در زمان آتی نگهداری خواهد شد (پیجونز، ۲۰۰۳: ۱۱). به عبارت دیگر، سرمایه گذاری، تخصیص منابع فعلی به داراییهای واقعی نظیرزمین و ساختمان و داراییهای مالی نظیر اوراق بهادار است که دارای بازده و منافع آتی بیشتر متناسب با ریسک مورد انتظار باشد. یا سرمایهگذاری، چشم پوشی از منافع فعلی به امید رسیدن به منافع بیشتر در آینده است. در این راستا، هدف سرمایه گذاران نیز با توجه به تعریف فوق به حداکثر رساندن منافعشان میباشد. سرمایهگذاران از دو گروه وسیع تشکیل میشوند: سرمایهگذاران فردی و مؤسسات سرمایه گذار که شامل بانکها، صندوقهای مشترک سرمایهگذاری، شرکتهای بیمه و غیره هستند.
عموماً تحلیلگران و سرمایهگذاران، سه روش عمده را در سرمایهگذاری بکار میبرند:
۱- تجزیه وتحلیل تکنیکی: تحلیلگران در این روش، راهبردهای سرمایهگذاری را برمبنای اطلاعات قیمت سهام در گذشته تعیین میکنند که به دو دسته تقسیم میشوند:
اول: طراحان که نقشهها یا نمودگرهای تغییرات قیمت سهام را با تعیین الگوهایی از بازار (که امید میرود بتواند برای پیش بینی تغییرات قیمتها در آینده مورد استفاده قرارگیرد) مورد تجزیه وتحلیل قرار میدهند.
دوم: دیگر تحلیلگران تکنیکی هستند که قواعد مبادلات مکانیکی را بکار میگیرند که آنها را قادر میسازد سهام را قبل از افزایش قیمت خریداری کرده و یا قبل از کاهش قیمت بفروشند.
۲- تجزیه وتحلیل بنیادی: تحلیلگران بنیادی متخصصینی هستند، که دیدگاهی بنیادی(مبتنی بر مدیریت و قدرت شرکت وسایر نیروهای غیراقتصادی)را در ارزیابی سهام وتخمین قیمت بنیادی سهام، به کار میگیرند.
تجزیه وتحلیل بنیادی، عبارت است از بررسی علمی عوامل اساسی وبنیادی تعیین کننده ارزش سهام. در این روش، تحلیلگران مبناها و پایههای شرکت را مورد مطالعه قرار میدهند، مبناهایی مانند، درآمدهای گذشته، سود سهام، ماشینآلات، ظرفیت تولید و… به این منظور که بازده آینده و ارزش صحیح اوراق بهادار را پیشبینی کنند.
۳- تجزیه وتحلیل با استفاده از اطلاعات محرمانه: در این روش معاملهگران تلاش دارند تا اطلاعاتی را بدست آورند که در دسترس عموم نیست. با این امید اقدام به معامله سودآوری بنمایند که بتوانند قبل از اینکه اطلاعات در دسترس بازار قرار گیرد و در تعیین قیمت اوراق بهادار محاسبه گردد (عبده تبریزی و حنیفی، ۱۳۸۶).
۲-۲-۵-۱- مزایای سرمایهگذاری در بورس
۱- نبود حد سرمایه مجاز؛ به نحوی که هر فردی با هر میزان سرمایه امکان ورود به این بازار را خواهد داشت. به عنوان مثال در بازار سرمایه به راحتی میتوان با مبلغ یک میلیون ریال بخشی ازسهام یک شرکت بزرگ و معتبر را خریداری نمود. اما اگر بازار بورسی وجود نداشته باشد، به سختی می توان درشرایط عادی با این مبلغ حرکت اقتصادی خاصی را انجام داد.
۲- قابلیت نقد شوندگى بالا؛ که موجب میگردد تا درشرایط عادی ورود و خروج به این بازار در کمتر از چند روز فراهم گردد. که یقیناً با توسعه الکترونیکی بازار (که مقدمات آن درحال اجرا است) این مدت میتواند حتی به چند ساعت تقلیل پیدا نماید که تقریباً چنین وضعیت مشابهای به ندرت درسایر رویههای سرمایهگذاری یافت میشود.
۳- بازده بالاتر؛ از منابع پربازده شناخته شده در بازارهای مشابه، بادرنظر گرفتن ریسک بهینه.
۴- تب گسترش این بازار، که به عنوان عاملی نادیدنی (همانند تب طلا در ایالات متحده)، بازار امروز ایران را فرا گرفته است و همچنان تا ظرفیت نهایی و تعادل، گامهای بسیار بزرگی را در پیش روخواهد داشت. علی رغم عدم تنوع دربازار بورس ایران، درعین حال منابع کسب سود در این بازار بسیار متنوع است، به نحوی که یک سهم خریداری شده میتواند برای دارنده آن، به طرق گوناگون سود ایجاد نماید که از آن جمله میتوان به انواع افزایش سرمایه، ما بهالتفات قیمت خرید با قیمت روز، سود نقدی و … اشاره داشت.
۵- ظرفیتهای باز موجود؛ به نحوی که علیرغم تمام رشدهای این بازار همچنان ظرفیتهای رشد فوق العاده بکر و دست نخوردهای وجود دارد،که سیاستهای خصوصیسازی دولت نیز بعنوان یکی از اهداف کلان اقتصادی در واقع تقویت کننده این موضوع میباشد.
۲-۲-۶- مروری بر شرکتهای سرمایهگذاری
شرکتهای سرمایهگذاری، شرکتهای مالی هستند که به منظور سرمایهگذاری در اوراق بهادار مختلف سازماندهی شدهاند. سرمایهگذاران میتوانند به عنوان یک گزینه جایگزین، به جای خرید داراییهای مالی، سهام شرکتهای سرمایهگذاری را خریداری کنند. این واسطههای مالی دست به تشکیل پرتفوی اوراق بهادار میزنند. شرکتهای سرمایهگذاری با توجه به نوع سرمایهگذاری خود به دو دسته شرکتهای سرمایهگذاری با سرمایه باز و شرکتهای سرمایهگذاری با سرمایه ثابت و مشخص تقسیم میشوند. معمولاً به شرکتهای سرمایهگذاری با سرمایه باز، صندوقهای مشترک سرمایهگذاری گفته میشود. این شرکتها به هر مقداری که سرمایهگذاران تقاضا کنند سهام میفروشند و بر اساس اهداف خود در سهام سایر شرکتها سرمایهگذاری میکنند. اما شرکتهای سرمایهگذاری با سرمایه ثابت و مشخص درصد کمی از شرکتهای سرمایهگذاری را تشکیل میدهند. تعداد سهام این شرکتها ثابت است و سرمایهگذاران برای خرید و فروش این سهام از طریق کارگزاران خود و با پرداخت مبلغی به عنوان حق کارگزاری اقدام میکنند (جونز، ۲۰۰۳).

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.

Back To Top