بررسی تأثیر نوسانات قیمت نفت بر بازده غیرعادی سهام شرکت های پذیرفته شده …

پایان نامه های ارشد سری هفتم

بررسی تأثیر نوسانات قیمت نفت بر بازده غیرعادی سهام شرکت های پذیرفته شده …

(۲-۴)
که در آن داریم:
E(R) = بازده مورد انتظار اوراق بهادار
R= i امین بازده ممکن
pri = احتمال iامین بازده ممکن
m = تعداد بازدههای ممکن
۲-۲-۱۳- بازده غیرعادی
بازده غیرعادی[۳۰] برابر است با تفاوت بین نرخ بازده شرکت (بازده واقعی) و بازده بازار (بازده مورد انتظار)، برای تعیین بازده غیرعادی از مدل تعدیل شده بازار (مدل ساده بازار) استفاده میشود (ایزدی نیا، ۱۳۸۲: ۱۱۶) :
(۲-۵)
که در این معادله داریم:
ARit = نرخ بازده غیرعادی اوراق بهادارi در طول دورهی t
Rit = نرخ بازده واقعی اوراق بهادارi در طول دورهی t
Rmt = نرخ بازده بازار اوراق بهادار در دورهی t
بازدهی سهام در عرضههای عمومی اولیه به بورس، در بازه زمانی کوتاهمدت و بلندمدت، همواره مورد توجه فعالان بازار بوده است، این بازده؛ بازده غیرعادی نامیده میشود. بازده غیرعادی از عوامل گوناگونی میتواند تأثیر بپذیرد و با توجه به شرایط بازار، این بازده برای برخی از سرمایهگذاران افزایش و برای برخی دیگر با کاهش همراه میباشد.
۲-۳- بخش دوم؛ نوسانات قیمت نفت
نفت یکی از عوامل بزرگ قدرت و نیرومندی دولتها و پایه و ستون ساختمان اقتصادی و اجتماعی کشورها محسوب میگردد (قنبری، ۱۳۹۰: ۴۵). تکانههای نفتی یا نوسانات قیمت نفت یکی از عوامل اصلی بسیاری از بحرانهای اقتصادی در میان کشورهای واردکننده وصادرکنندهی نفت است. برای کشورهای صادرکنندهی نفت، درآمدهای حاصل از فروش نفت، منبع بسیار مهمی از درآمدهای مالی و ارزی دولتها را تشکیل میدهد. وابستگی این درآمدها به قیمت نفت در بازار جهانی و به عبارتی برونزا بودن آن را میتوان دلیلی بر بروز نااطمینانی و بیثباتی در سیاستگذاریهای اقتصادی دانست. بنابراین میتوان گفت که هرگونه نوسان و بیثباتی در بازار جهانی نفت به بروز عدم تعادل و حتی بحران منجر میشود مگر آنکه سیاستهای صحیحی در مواجهه با این نوسانات از سوی دولتها اتخاذ شود (فصلنامه پژوهشنامه اقتصادی، ۱۳۸۵). مطالعات انجام گرفته در زمینهی بررسی اثرات نوسانات قیمت نفت بر متغیرهای اصلی اقتصاد کلان، از جمله تولید ناخالص داخلی، اشتغال، سرمایهگذاری و عرضهی پول، بیشتر در کشورهای واردکننده نفت انجام شده است که نتایج تجربی بدست آمده از آنها (هامیلتون[۳۱] ۱۹۸۳؛ موری[۳۲] ۱۹۹۳؛ براون و یوسل[۳۳] ۲۰۰۲) نشان میدهد که افزایش قیمت نفت، عامل اصلی بروز رکود اقتصادی در این کشورها بوده در صورتی که کاهش قیمت نفت نقش کوچکی در رونق اقتصادی ایجاد شده داشته است همچنین آنها از مطالعات خود نتیجه میگیرند که رابطهای نامتقارن بین قیمت نفت و فعالیتهای اقتصادی این کشورها وجود دارد. اما کشورهای صادرکنندهی نفت نیز همانند کشورهای مصرفکننده نفت از عواقب و اثرات بحرانهای نفتی در امان نیستند. افزایش قیمت نفت در کشورهای صادرکنندهی آن سبب تحریک هر دو طرف عرضه و تقاضا میشود، اما به دلیل سیستمهای حمایتی در بخش انرژی در برخی از کشورها تنها تحریک کنندهی طرف تقاضاست (قنبری، ۱۳۹۰: ۱۶۸). از مهمترین عوامل اثرگذار بر نوسانهای قیمت نفت را میتوان عوامل سیاسی، آب وهوا، رشد اقتصادی کشورهای نوظهور مانند چین و هند، عوامل مؤثر بر حملونقل نفت خام، بازار فرآوردههای نفتی، میزان ذخایر استراتژیک نفت، تصمیمگیریهای سازمان اوپک و غیره دانست. آمار و اطلاعات موجود در کشور بیانگر این واقعیت است که صدور نفت خام برای سالیان متمادی باعث وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای ارزی حاصل از فروش این ماده شده، به طوریکه کلیه فعالیتهای اقتصادی از جمله فعالیتهای بخش صنعت، کشاورزی و خدمات، به طور مستقیم و غیرمستقیم به صادرات و درآمد این محصول ارتباط پیدا نموده است. علاوه بر آن درآمدهای نفتی بخش قابل ملاحظهای از درآمد دولت را تشکیل میدهد که با توجه به نقش دولتها در کشورهای در حال توسعه این وابستگی تشدید میشود. به طور کلی، نوسانهای قیمت نفت از دو طریق میتوانند فعالیتهای اقتصادی یک کشور را تحت تأثیر قرار دهند؛ یکی از طریق تأثیر بر طرف عرضه اقتصاد است که این تأثیرات اصولاً با وقفه نمایان میگردند و با تأثیرگذاری بر ظرفیت تولیدی کشور نقش خود را آشکار میسازند. دیگری از طریق تأثیر بر تقاضای کل میباشد که میتواند در کوتاهمدت آثار خود را بر فعالیتهای اقتصادی کشور برجای گذارد.
۲-۳-۱- ویژگیهای اقتصادی نفت خام
نفت نه تنها در ایام صلح یکی از بهترین و مؤثرترین عوامل پیشرفت زندگی امروزی میباشد بلکه در هنگام جنگ، قویترین اهرم پیروزی و قاطعترین اسلحهی تفوق به شمار میآید. در جنگ جهانی اول برای نخستین بار هواپیماهای جنگی و زیردریاییهای مخرب و رزمناوهای سریعالسیر و تانکها و کامیونها و سایر وسایل نقلیهی جنگی با نفت و فرآوردههای نفتی مجهز گشتهاند و هر کشوری که دسترسی بیشتری به نفت داشت زودتر پیروزی را در آغوش کشید (قنبری، ۱۳۹۰: ۸۶).
هر تغییر در عرضه و تقاضا سبب بر هم خوردن تعادل بازار نفت خواهد شد. به لحاظ تئوری اگر تقاضا بیشتر از عرضه باشد و یا اگر تقاضا افزایش یافته و عرضه کم شود میتواند دلیلی بر افزایش قیمت شود (وکیل، ۱۳۸۰: ۱۴). بطور کلی عواملی وجود دارد که بر قیمت نفت مؤثر میباشند؛ این عوامل در دو دسته تقسیم میشوند: یک دسته از این عوامل مربوط به قیمت است که بر طبق اصول اقتصادی، چنانچه قیمت کاهش یابد فرصت فروش بیشتر میشود زیرا افراد بیشتری میتوانند خود را در زمرهی خریداران احتمالی آن درآورند و گاهی هم خریداران قبلی بر مصرف خود میافزایند و هرگاه قیمت افزایش یابد عکس این حالت رخ میدهد. اقتصاددانان معتقدند این نوسان قیمت خود به خود میتواند سبب کنترل بازار گردد. تمایل به اینگونه واکنشها در مقابل نوسانات قیمت، کشش نامیده میشود و هر قدر کشش بازار بیشتر باشد، عرضهکننده تمایل کمتری به افزایش قیمت از خود نشان خواهد داد (همان، ص: ۱۵).
دسته دوم عوامل نامربوط به قیمت هستند که بر تقاضای نفت مؤثرند: درآمد، رشد اقتصادی، درجهی توسعهیافتگی اقتصاد، میزان رقابت در بازار، مسائل جمعیتی و رشد جمعیت، درجهی شهرنشینی، عادات و سنن اجتماعی، سیاستهای صادراتی و مبادلات بازرگانی، شرایطجوی و عوامل فصلی، تحقیق و توسعه، تعدد و فراوانی مصرفکنندگان موقت و پارهای عوامل غیرقابل پیشبینی از اهم این عوامل میباشند(قنبری، ۱۳۹۰: ۸۷).
الف) تقاضای نفت
بهترین راه درک مکانیسم نوسان قیمت یک کالا اینست که ببینیم تقاضا چه واکنشی در برابر افزایش یا کاهش قیمت دارد. تمایل به واکنش کاهشی یا افزایشی تقاضا در مقابل نوسانات قیمت، همانطور که قبلاً اشاره کردیم کشش نامیده میشود و هر قدر کشش بازار بیشتر باشد، نوسان قیمت کمتر خواهد بود(همان، ص: ۸۸).
باید توجه داشت که تقاضا برای نفت خام تقاضای فرعی یا مشتق شده است، زیرا تقاضاکنندگان در حقیقت تقاضایشان برای مصرف فراوردههای نفتی است ومجموع تقاضاهای فراوردههای نفتی موجب تقاضا برای پالایشگران نفت خام میشود. اکثر فراوردههای نفتی جزو کالاهای ضروری به حساب آمده و کشش قیمتی تقاضا برای آنها بسیار کم است (حسنتاش، ۱۳۷۷: ۱۷).
ب) عرضه نفت
در صنعت نفت هزینههای ثابت یعنی سرمایهگذاری اولیه مربوط به اکتشاف، حفر چاه، نصب واحدهای بهرهبرداری، خط لوله و غیره بسیار سنگین هستند. در حالی که هزینهی جاری آن نسبتاً کم است به همین دلیل کسی که سرمایهگذاری ثابت را انجام داده است دائماً علاقهمند است که از حداکثر ظرفیت تولید خود استفاده کند و هر سرمایهگذاری اولیه ظرفیت محدود و مشخصی را ایجاد میکند و افزایش ظرفیت جدید تولید مستلزم سرمایهگذاری سنگین جدید بوده و زمانبر است. پس چناچه تقاضا بیش از ظرفیت نصب شده باشد عرضه نمیتواند به آن واکنش سریع نشان دهد (قنبری، ۱۳۹۰: ۸۸). با توجه به اینکه مجموعهی صنعت نفت از تولید هر چاه تا تحویل نفت خام به مشتری مجموعهای به هم پیوسته است و بروز هر خللی در مراحل این مجموعه منجر به تولید متوسط خواهد شد، معمولاً تولید کننده ناگزیر است که برای تداوم بخشیدن به تولید هدف، اقدام به احداث ظرفیت تولیدی بیش از میزان تولید هدف نماید. هزینه تولید نفت در کشورهای حوزهی خلیج فارس بطور اساسی تأثیری روی قیمتها نداشته است. حوزههای نفتی همگی بزرگ بودند، نسبتاً نزدیک دریا قرار داشتند، و استخراج آنها تقریباً ساده بود (همان، ص ۸۹). بنابراین در صنعت نفت دو واژه ظرفیت تولید و ظرفیت قابل تداوم تولید از هم قابل تفکیک هستند. با توجه به فنا پذیر بودن نفت و چون در مراحل اولیه تولید طبعاً مخازن پربازده و کمهزینه مورد بهرهبرداری قرار میگیرد، لذا سرمایهگذاریهای جدید بر روی نفت خام پر هزینهتر صورت گرفته و هزینه نهائی تولید بالا رفته، البته توسعه تکنولوژی با ابداع شیوههای پیشرفتهتر اکتشاف و حفاری و بکارگیری مدیریت مدرن تا حدی باعث کمشدن هزینهها میشود. و نهایتاً اینکه فقدان دسترسی به سرمایه در بسیاری از کشورهای تولید کننده نفت ممکن است موجب شود که این کشورها نتوانند واکنش به موقع و مناسبی نسبت به افزایش تقاضا و قیمتها نشان دهند (حسنتاش، ۱۳۷۷: ۲۰).
۲-۳-۲- عوامل مؤثر بر قیمت نفت
امروزه کمتر کسی تردید دارد که نفت و تعیین قیمت آن به شدت تحت تأثیر مسائل سیاسی است. ساز و کارهای قیمتگذاری هنوز بر مبنای معادلهی سنتی عرضه و تقاضا ست؛ اما اهمیت تعیین کنندهی نفت در رشد اقتصاد جهانی و پیشرفتهای صنعتی سبب شده روابط میان تولیدکنندگان و مصرفکنندگان همواره از مبنایی سیاسی برخوردار باشد. قیمتگذاری منابع پایانپذیر مثل نفت، توسط هاتلینگ[۳۴] در سال ۱۹۳۱ مطرح شد. وی در نظریه خود عنوان میکند، منبع نفتی هر کشور محدود است و امکان جانشینی هر واحد این منابع که در زمان حال استخراج و مصرف میشوند، وجود ندارد. بنابراین در قیمت گذاری آن منبع هزینه فرصت از دست رفته (ارزش سایهای) را لحاظ مینماییم. البته تعیین هزینه فرصت از دست رفته و یا ارزش سایهای امری ذهنی است، که در قیمت گذاری منابع نفتی باید در نظر گرفته شود (همتی، ۱۳۷۴). در برخی از تحلیلها، حداکثر منابع خالص اجتماعی زمانی حاصل میشود که قیمت (تقاضا) با هزینه نهایی صنعت (عرضه کل بازار) مساوی شود. در بازار رقابتی، زمانی که قیمت با هزینه نهایی کل برابر شود، منابع خالص اجتماعی حداکثر میشود. در صورتیکه در اقتصاد منابع پایانپذیر، باید قید مربوط به کمیابی منابع نیز برای رسیدن به عدالت اجتماعی لحاظ شود. بنابراین در حالت تعادل مجموع هزینه نهایی تولید و هزینه فرصت (رانت کمیابی) در واحد اضافی برابر قیمت تعادلی است. یعنی علاوه بر هزینه نهایی تولید، هزینه فرصت نیز در تعیین قیمت منبع اثر دارد. به همین دلیل قیمت نفت همواره از هزینه نهایی تولید آن بالاتر بوده است، اما قیمت آن طی زمان تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار داشته است. عواملی مانند:
عوامل اقتصادی (هزینه تولید، عرضه و تقاضا)
عوامل انحصاری (اوپک، شرکتهای بزرگ نفتی)
عوامل سیاسی (برخوردهای سیاسی کشورهای تولیدکننده و مصرف کننده)
عوامل روانی (شایعات مبنی بر قطع عرضه یا وفور تقاضا، همچنین برداشت از ذخایر و یا افزایش میزان ذخیرهسازی)
بررسی روند قیمت نفت خام نشان میدهد که قیمت این کالا تمایل زیادی به افزایش یا کاهش دارد که غالباً رفتار گام زنی تصادفی نامیده میشود. بدین معنی که در هر لحظه از زمان مستقل از اینکه چه روند قیمتی وجود داشته است این امکان وجود دارد که قیمت این کالا افزایش یا کاهش پیدا کند.
نوسانات قیمت انرژی از عدم تعادل در عرضه و تقاضا ناشی میشود. این عدم تعادل میتواند در اثر وقایعی نظیر جنگ، تغییر رژیم سیاسی، بحرانهای اقتصادی، شکلگیری یا انحلال موافقتنامههای تجاری، الگوهای غیر منتظره جوی و غیره شدت گیرد، پس یکی از عوامل تعیین کننده بنیادین در قیمت نفت تعادل بین عرضه و تقاضا در بازارهای مختلف است.
۲-۳-۳- عوامل اقتصادی تعیینکننده قیمت نفت
عوامل بنیادین در بازارهای بین المللی نفت شامل عوامل عرضه و تقاضا است که تشکیل دهنده روند قیمتها میباشند.
تحلیلگران عوامل بنیادین در بازار، تمام توجه خود را به اموری از قبیل ارتباط بین عرضه وتقاضا، برنامههای دولت، قراردادهای بینالمللی کالا[۳۵]، تحولات سیاسی[۳۶]، تورم و موارد مشابه معطوف مینمایند.
عوامل بنیادی بر این تئوری استوار است که، عرضه و تقاضا به منظور تعیین قیمت تمامی کالاها با ابزار مالی[۳۷]به فعل و انفعال بر روی یکدیگر میپردازند. اولین و مهمترین عامل مؤثر بر قیمت هر کالایی تفاوت عرضه و تقاضای آن کالا میباشد که خود ناشی از بخش تقاضا و عرضه میباشد.
۲-۳-۴- جایگاه ایران در حوزهی نفتی خلیج فارس
منطقهی خلیج فارس بیشترین منابع نفت دنیا را در خود ذخیره کرده است. این منطقه بیش از ۷۴۲ میلیارد بشکه ذخیره اثبات شدهی نفت دارد، که حدود ۶۲ درصد کل ذخایر نفت جهان است. ایران دومین کشور بزرگ تولیدکنندهی نفتِ عضو اوپک[۳۸] است، حدود ۱۱ درصد ذخایر جهانی نفت و بیش از ۱۵ درصد ذخایر گاز طبیعی جهان را در اختیار دارد. علاوه بر این، موقعیت جغرافیایی خاص سبب شده است که ایران از لحاظ امنیت منطقهای، دارای اهمیت استراتژیک بسیار بالایی باشد. اکثر میادین نفت و گاز کشور در جنوب و جنوب غرب کشور قرار دارند. اقتصاد ایران شدیداً وابسته به نفت است؛ به طوری که نفت حدود ۸۰ درصد از صادرات کشور، ۴۰ تا ۵۰ درصد از بودجه دولت و ۱۰ تا ۲۰ درصد از تولید ناخالصداخلی را تشکیل میدهد (قنبری، ۱۳۹۰: ۴۷).
۲-۳-۵- بررسی شوکهای نفتی به عنوان مهمترین عامل تغییر درآمدها و هزینههای نفتی
معمولاً منظور از شوک نفتی، تغییرات ناگهانی در قیمت نفت است. به نظر میرسد در این تعریف خام همهی کارشناسان توافقنظر دارند، اما در بحث سنجش آن بر متغیرهای اقتصاد کلان تعاریف گوناگون و بنابراین روشهای اندازهگیری متعددی ارائه میشود و ظاهراً بخشی از اختلاف در نتایج از این مسأله نشأت میگیرد (همان، ص: ۱۹۹). با توجه به این نکته به بیان برخی از اصطلاحات در زمینه میپردازیم:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

Back To Top