پژوهش حاضر از مدل مفهومی که در شکل (۱-۱) نشان داده‌شده است پیروی می‌کند که در آن فاکتورهایی شامل پیچیدگی کار، فشار تخصیص زمان، اهمیت مشتری و استقلال حسابرس بر رفتار ناکارآمد و تأثیر آن بر تغییر شغل موردبررسی قرار میگیرند.

شکل ۱-۱– مدل مفهومی پژوهش

۱-۵- اهداف تحقیق
هدف اصلی این پژوهش بررسی آزمون فاکتورهایی است که ممکن است باعث بروز رفتارهای ناکارآمد و نهایتاً خروج حسابرسان از شغل خود در مؤسسات حسابرسی گردد. فاکتورهایی که در این تحقیق دخیل هستند شامل اهمیت مشتری[۶]، پیچیدگی کار[۷]، فشار بودجه زمانی[۸]، استقلال حسابرس[۹] و پذیرش رفتار ناکارآمد[۱۰] توسط مؤسسات حسابرسی می‌باشند.
این پژوهش اهداف زیر را دنبال می‌نماید:
این پژوهش تعدادی از فاکتورهایی که ممکن است بر سطح پذیرش رفتار ناکارآمد در یک مدل واحد اثر بگذارد را ارزیابی می‌کند و این مورد را دنبال می‌کند که عوامل گوناگون ممکن است همدیگر را خنثی یا با همدیگر فعل‌وانفعال داشته باشند.
این پژوهش سعی بر این دارد شواهد تجربی مبنی بر نیاز برای برنامه‌های آموزش اخلاق در مؤسسات حسابرسی را بررسی نماید که سیاستمداران مؤسسات حسابرسی و حرفه گران در صورت نیاز آن را بتوانند بکار گیرند.
اگرچه تسویی و گال (۱۹۹۶) اثرات تعامل کانون کنترل، متغیرهای شخصیتی و منطق اخلاقی را در موقعیت‌های تعارض در حسابرسی را بررسی کردند، اما تعداد کمی از مطالعات روابط میان پیچیدگیهای کاری، فشار حاصل از بودجه زمانی، استقلال حسابرس و اهمیت مشتری را نیز مورد بررسی قرار داده‌اند، بنابراین این تحقیق به دنبال بررسی این عوامل می‌باشد.
۱-۶- فرضیه‌های تحقیق
فرضیه اول: پیچیدگی کار به‌طور مثبتی بر روی رفتار ناکارآمد حسابرس اثر می‌گذارد.
فرضیه دوم: استقلال حسابرس به‌طور منفی بر روی رفتار ناکارآمد حسابرس اثر می‌گذارد.
فرضیه سوم: اهمیت مشتری به‌طور مثبتی بر روی رفتار ناکارآمد حسابرس اثر می‌گذارد.
فرضیه چهارم: فشار بودجه زمانی به‌طور مثبتی بر روی رفتار ناکارآمد حسابرس اثر می‌گذارد.
فرضیه پنجم: رفتار ناکارآمد به‌طور مثبتی بر روی تغییر شغل حسابرس اثر می‌گذارد.
۱-۷- تعریف متغیرها
در این بخش تعاریف متغیرها در دو بخش مفهومی و عملیاتی گنجانده شده است که به صورت زیر میباشد؛
۱-۷-۱- تعریف مفهومی؛
اهمیت مشتری:
اهمیت یکی از مفاهیم فراگیر در حسابداری و حسابرسی است که مشترکاً ولی با کاربردی جداگانه مورداستفاده قرارمی‌گیرد. اهمیت مشتری برای یک شرکت حسابرسی می‌تواند با ابعادش و دستمزد پرداخت‌شده خدمات اندازه‌گیری شود. مشتریان مهم می‌توانند به افزایش قیمت سهام بازار شرکت‌های حسابرسی کمک کنند و شهرت آن‌ها را افزایش دهند (Yuen, 2010).
فشار بودجه زمانی:
زمان موردنیاز برای انجام عملیات حسابرسی بیش از زمان پیش‌بینی‌شده در بودجه بوده و حسابرس ملزم به انجام کار در زمان تعیین‌شده می‌باشد (مهرانی، نعیمی، ۱۳۸۲)
این فشار به محدودیت‌های زمانی در مشاغل حسابرسی که از محدودیت در منابع (زمان) ناشی می‌گردد اشاره دارد (De Zoort & Lord, 1997). ازطرفیدیگر، فشار بودجه زمانی یک نوع از فشار است که به‌طور بالقوه باعث تضعیف محیط کنترلی حسابرسان می‌گردد (McNair, 1991).
استقلال حسابرس:
در بیانیه مفاهیم استقلال چارچوب نظری استقلال حسابرس (۲۰۰۰)، استقلال به‌عنوان وسیله رهایی از فشارها و سایر عواملی که توان حسابرسی برای تصمیم‌گیری بی‌غرضانه را بفرساید یا انتظار می‌رود که می‌فرساید، تعریف‌شده است. دراین بیانیه، برای اینکه بر اساس تعریف، حسابرس مستقل به نظر برسد، رعایت مقررات حاکم بر استقلال حسابرس، لازم اما ناکافی است. حسابرس باید از تمام فشارها و سایر عواملی که بر بی‌طرفی او اثر منفی دارد یا اینکه سرمایه‌گذاران آگاه و سایر استفاده‌کنندگان اطلاعات مالی انتظار دارند اثر منفی داشته باشد، رها و در امان باشد.
پیچیدگی کار:
زمانی از یک فعالیت به‌عنوان پیچیده نام‌برده می‌شود که تصمیم‌گیرنده یا با این کار آشنایی ندارد و یا برای تصمیم‌گیری در این خصوص نیاز به پردازش حجم بالایی از اطلاعات را دارد (Arnold et al., 2000).
رفتار ناکارآمد:
کوتاهی حسابرسان در اجرای صحیح مراحل حسابرسی را میتوان به رفتارهای ناکارآمد حسابرسی نسبت داد. رفتارهای ناکارآمد، که ناشی از رفتار حسابرسان در طی دوره حسابرسی است، سبب کاهش کارایی در جمعآوری شواهد حسابرسی می شود. این رفتارها کیفیت حسابرسی را تحت تأثیر قرار می دهد و نیز به اعتبار حرفه خدشه وارد می کند (Piano et al., 2011).
۱-۷-۲- تعریف عملیاتی؛
در این پژوهش فاکتورهای تغییر پیچیدگی کار، استقلال حسابرس، فشار بودجه زمانی، اهمیت مشتری، رفتار ناکارآمد و تغییر شغل به‌صورت زیر سنجیده شدند؛

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است