تاثیرات بانکداری الکترونیک

دانلود پایان نامه

منابع اساسی: این منابع برای سازمان ضروری بوده و سازمان بدون آن نمی تواند عملیاتی داشته باشد. به بیان دیگر، هر سازمانی فلسفه وجودی دارد که بدون وجود منابع مناسب و ضروری برای آن، امکان تحقق فلسفه وجودی وتحقق اهداف سازمانی میسور نخواهد بود. به عنوان مثال، فلسفه وجودی نهادها و موسسات آموزشی، ارائه خدمات آموزشی و تعمیق و توسعه آموزش است. طبیعی است که این موضوع بدون معلم و استاد امکان پذیر نخواهد بود و وجود معلم در کنار سایر منابع ضروری به عنوان بلیت ورودی یا حداقل الزام جهت فعالیت در محیط آموزشی است ولو اینکه سازمان فاقد مزیت رقابتی باشد.
منابع پیرامونی: این منابع اساسی و ضروری نیستند و به راحتی نیز قابل استخدام، خرید یا اکتساب هستند. از این نوع منابع در اکثر سازمانها که فاقد مدیریت کارآمد است می توان در قالب نیروی انسانی مازاد، تجهیزات غیرضروری، فرایندهای زائد، سیستم های عریض؛ طویل و پاگیر، سطوح زیاد مدیریتی و… مشاهده کرد. این نوع منابع به جای کمک به مزیت رقابتی سازمان موجبات ناکارآمدی آن را فراهم می آورند.
منابع رقابتی: منابع رقابتی منابعی هستند که سازمان را قادر به تولید و عرضه فرآورده های باارزش رقابتی در محیط بازار می کند. تقاضا، کمیابی، ارتباط و تناسب را می توان از جمله عواملی دانست که باعث رقابتی شدن این منابع می شوند. از مثالهای منابع رقابتی می توان به فناوریهای ویژه و منحصر به فرد، یادگیری و منابع دانشی سازمان، حق الامتیاز و حق الثبت، شهرت و نام تجاری اشاره کرد. منابع استراتژیک: منابع استراتژیک شامل آن دسته از منابع منحصر به فرد سازمان است که باعث تمایز و تفاوت در عملکرد سازمان با رقبایش شده و از حیث عملکرد بازار، فاصله دست نیافتنی برای سازمان ایجاد می کند که به وسیله اقدامات رقابتی، به راحتی نمی توانند به آن برسند یا آن را پر کنند. البته تقسیم بندی بین منابع استراتژیک و منابع رقابتی دقیق نیست. بااین حال می توان گفت که منابع استراتژیک اشاره به آن دسته از منابع دارد که قوانین و ماهیت بازی را تغییر می دهد و منابع رقابتی اشاره به آن دسته از منابع دارد که سازمان را قادر می سازد در محیط رقابتی بازی را تا انتها ادامه دهد.
یکی دیگر از منابع رقابتی پایدار در سازمان ها، یادگیری سازمانی است. سازمانهایی که اساسشان برمبنای یادگیری است سعی دارند کارشان را بهتر انجام دهند. از دید آنها یادگیری بهترین راه بهبود عملکرد در درازمدت است(باب گانز، سازمان تندآموز،1378).
به عنوان مثال اجرای فرایند یادگیری مشارکتی در شرکت (KAO) باعث ایجاد مزیت رقابتی برمبنای نوآوری و انعطاف پذیری برای شرکت شد(هاوآ و ما،1999). البته در این بخش ما درصدد بیان متغیرهای سازمانی موثر بر مزیت رقابتی نیستیم بلکه هدف سطح بندی مزیت رقابتی است. بااین حال به طور کلی می توان گفت که در سطح سازمانی مزیت های نامشهود و نامتجانس مخصوصاً آنهایی که بر مبنای دانش بازاریابی، توانایی فنی و قابلیتهای استراتژیک استوار باشند می توانند مبنای مزیتهای رقابتی پایدار باشند. ج – مزیتهای رقابتی قلمرو مجازی: مزیتهای رقابتی مجازی آن دسته از مزیتها است که خارج از مرزهای شرکت ولی در شبکه های مشخص، روابط و سایر موجودیتهایی که شرکت با آنها ارتباط دارد، قرار می گیرد. از آن جمله می توان به رابطه با مشتریان، رابطه با تامین کنندگان، رابطه با تولیدکنندگان، رابطه با رقبا، رابطه با نهادهای اجتماعی و اقتصادی، رابطه با سیستم های پولی و مالی و نیز رابطه با تصمیم گیران اقتصادی و سیاسی اشاره کرد که می تواند منبع مزیت رقابتی برای شرکت باشند. به عنوان مثال، در بیشتر بازارهای صنعتی فعالیتهای ایجاد اعتماد با شبکه های تامین (مانند تامین شرایط حمل و کیفیت مورد انتظار) و نیز ایجاد معاهدات و میثاق های پرسنلی و اجتماعی با مشتریان بسیار حائز اهمیت بوده و برای حفظ موقعیت رقابتی شرکت در صنعت ضروری است. به علاوه، ممکن است روابط کسب و کار با بازیگران موثر صنعت، زمینه دستیابی سازمان به منابع و قابلیتهای موجود در فراسوی مرزهای سازمان را برای شرکت فراهم آورد که گاهی اوقات مهمتر از منابع درون سازمانی هستند ضمن اینکه برقراری تعاملات مناسب در هماهنگی و تخصیص کارآمد منابع و پیشبرد فعالیتهای ضروری و در نتیجه عملکرد رقابتی شرکت موثر است. این بدان معناست که نه فقط بخش اعظمی از قابلیتهای مورد نیاز شرکت از روابط با افراد و موجودیتهای خارج از شرکت ناشی می شود بلکه ایجاد قابلیتهای ضروری در سطح وسیع در متن این روابط صورت می گیرد. در برخی موارد شرکت می تواند از طریق بهره برداری از منابع تامین کنندگان اصلی و مشتریان و بالعکس به قابلیتهای کلیدی دست یابد و در برخی موارد فعالیتهای هماهنگی بین شرکا کسب و کار به این معناست که وابستگیهای متقابل بین منابع اداری، بازاریابی، تولید و… بازسازی شده و سازگاری بهتر و بیشتری بین سازمان و همکاران مجازی آن ایجاد می شود که نتیجه آن تغییرات محتوایی عمیق در محصولات، سیستم های تولید و نیز فرایندهاست. که به نوبه خود زمینه های رقابـت پذیری شرکت را بیش از گذشته فراهم می آورد (عمری و تلال باتاینه، 2012).
بخش سوم- پیشینه تحقیقات انجام شده
2-20- پیشینه تحقیقات انجام شده داخلی
شیخی و دلوی (1391) پژوهشی را با عنوان هفت عامل اثربخش رقابتی در عرصه بانکداری انجام داده اند. هدف این تحقیق شناسایی رابطه هفت اس ریچارد دی اونی و استراتژی های رقابتی به منظور ایجاد مزیت رقابتی می باشد. در این تحقیق با استفاده از مدل هفت اس و پرسشنامه 72 سوالی به بررسی نظرات مدیران شعب بانک های خصوصی در چارچوب هفت فرضیه پرداخته شده است . پایایی پرسشنامه بر اساس نمونه برابر 81/0 می باشد که با استفاده از نرم افزار لیزرل مورد آزمون قرار گرفت . نتایج نشان می دهد که رابطه مثبت و مستقیمی بین هفت اس ریچارد دی اونی و استراتژی های رقابتی وجود دارد . در مدل مورد بررسی مقدار شاخص های برازش (91/0 GFI= و94/0 = AGFI) نشان دهنده مناسب بودن مدل می باشد.
شیخیان و همکاران (1388) پژوهشی را با عنوان بررسی تأثیرگذاری بازارگرایی و استراتژی بازاریابی بر عملکرد بانک ها انجام داده اند. این مقاله با هدف بررسی تأثیر بازارگرایی و استراتژی بازاریابی بر عملکرد بانک ها انجام گرفته است. نتایج تجزیه و تحلیل رگرسیون خطی ساده و چندگانه حاکی از این است که بازارگرایی تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد مالی و عملکرد بازار بانک ها دارد و بعد مشتری گرایی و هماهنگی بین وظیفه ای به ترتیب بیشترین تأثیر را بر عملکرد مالی و عملکرد بازار دارند و ابعاد گرایش به فناوری و گرایش به رقبا در اولویت های بعدی قرار دارند. اثربخشی در اجرای استراتژی بازاریابی و خلاقیت در استراتژی بازاریابی نیز تأثیر معناداری بر عملکرد مالی و عملکرد بازار بانک ها دارند. همچنین نتایج تحقیق نشان می دهد که بین بازارگرایی، اثربخشی در اجرای استراتژی بازاریابی و خلاقیت در استراتژی بازاریابی و خلاقیت در استراتژی بازاریابی رابطه ی معناداری وجود دارد.
حجازی و فتوحی (1388) پژوهشی با عنوان بررسی ارتباط همزمان بین استراتژی رقابتی سازمان، طرح سازمانی و سیستم حسابداری مدیریت با عملکرد سازمان: رویکرد تناسب اقتضایی درصنایع شیمیایی و دارویی و وسایل نقلیه موتوری و خودرو انجام داده اند. این مقاله نتایج پژوهشی را که درصدد شناسایی تجربی بررسی ارتباط بین استراتژی رقابتی سازمان، طرح سازمانی و سیستم حسابداری مدیریت و عملکرد سازمان با رویکرد تناسب اقتضایی است گزارش می کند. ابتدا شرکت ها بر اساس نوع استراتژی خود بر اساس رویکرد پورتر، در دو گروه استراتژی تمایز محصول و استراتژی رهبری هزینه دسته بندی می شوند. بعد از آن تناسب اقتضایی بین متغیرهای استراتژی رقابتی سازمان، طرح سازمانی و سیستم حسابداری مدیریت بر اساس تئوری دورنمای تناسب محاسبه می گردد. سپس رابطه بین تناسب محاسبه شده و عملکرد واحدها مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج حاصل نشان می دهد که بین استراتژی رقابتی، طرح سازمانی و سیستم حسابداری مدیریت و عملکرد با رویکرد تناسب اقتضایی در کلیه شرکت های مورد مطالعه در صنایع مورد نظر، رابطه معنی داری وجود دارد.
متین و همکاران (1389) پژوهشی را با عنوان بررسی رابطه بین گرایش استراتژیک شرکت با عملکرد سازمانی با استفاده از رویکرد کارت امتیازی متوازن انجام داده اند. موقعیت کلیدی استراتژی کسب وکار در تصمیم گیری های سازمانی،‏ نگارنده را بر آن داشت تا به بررسی رابطه بین استراتژی با نتایج عملکردی حاصل از آن با استفاده رویکرد کارت امتیازی متوازن بپردازد. می توان گفت که دانش افزایی این پژوهش،‏ به کارگیری کارت امتیازی متوازن برای بررسی این رابطه است،‏ که تاکنون توسط پژوهشگران این رشته مورد مطالعه قرار نگرفته است. در نهایت با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش،‏ استراتژی کسب وکار نقش تعیین کننده ای در عملکرد سازمانی دارد و ابعاد پیش فعالی،‏ آینده نگری،‏ تحلیلی و تدافعی رابطه مثبت و معناداری با عملکرد سازمانی دارند. داده های پژوهش در سال 1387 گردآوری شده است. روش انجام این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی است.
کرمانشاه و عبدی (1385) پژوهشی را با عنوان استراتژی در صنعت بانکداری انجام داده اند. این پژوهش ابتدا با استفاده از مدل پن جنیرویی پورتر تحولات صنعت بانکداری در ایران و جهان را تحلیل نموده است. سپس معنای سه مدل پرکاربرد استراتژی (پورتر، مایلز و اسنو، و میترز و وارگاس) در صنعت بانکداری بررسی گردیده است. در مرحله بعد این سه مدل با یکدیگر مقایسه و نقاط قوت و ضعف هر یک ارایه شده است. با وجود مطالعاتی که به بررسی مدل های استراتژی در صنعت بانکداری پرداخته اند و همچنین بررسی هایی که توانمندی های کلیدی در این صنعت را مورد توجه قرار داده اند، هنوز مطالعه ای به برقراری ارتباطی بین این دو مقوله یعنی منابع یک بانک و استراتژی آن نپرداخته است. در این مقاله، با هدف برداشتن گامی در جهت رفع این نقیصه مدلی برای بررسی ارتباط بین منابع بانک و استراتژی آن ارایه گردیده و فرضیاتی نیز برای تحقیق بیشتر ارایه شده است.
2-21- پیشینه تحقیقات انجام شده خارجی
بیرلی و دالی (2007) پژوهشی را با عنوان استراتژی دانش تناوبی، محیط رقابتی و عملکرد سازمانی در شرکتهای صنعتی کوچک انجام داده اند. این مطالعه رابطه ی بین استراتژی دانش(اکتشاف یا استخراج) و اجرا و نقش تعدیل کننده ی متغیرهای محیط بیرونی را می آزماید. نتایج بدست آمده از یک نمونه از شرکتهای صنعتی کوچک نشان میدهد که اکتشاف و استخراج، ساختارهایی تکمیل کننده و متمایز هستند. رابطه ی بین اکتشاف و عملکرد مثبت و طولی است، درحالی که رابطه ی بین استخراج و عملکرد مقعر است، این نشان می دهد که نکته ای که در تمرکز بر استخراج وجود دارد به کاهش عملکردها هدایت می کند. بعلاوه ما دریافتیم که محیط رقابتی رابطه ی بین استخراج و اجرا را تعدیل میکند. آنچنان که استخراج تاثیر بیشتری بر اجرا در محیط های پیشرفته و باثبات نسبت به محیط های غیر پیشرفته و پویا دارد. اکتشاف نیز چنین است.
پاشیری چومپو کوم (2012) تحقیقی تحت عنوان «بررسی کارآمدی مدیریت عملکرد در صنعت بانکداری تایلند: باتوجه به دیدگاه های فعالانه این بخش و نقش عدالت تعاملی» را انجام داد.
در راستای بقا و ماندگاری، بانک ها باید همواره بر کیفیت خود افزوده، مشتری های بیشتری را جذب نموده و بیش از پیش از هزینه ها آگاه باشند. به عبارت دیگر، باید به شکل بهتری عملکردشان را مدیریت نمایند. طی سالیان متمادی، کارکردها، ابزارها، تکنیک ها، سیستم ها و فلسفه های پرشماری سر برآوردند که هدف آنها کمک به سازمان ها در کسب مزیت رقابتی بوده است. اثبات شده است که برخی از آنها موثر و کارآمد بوده و در مدیریت کسب و کار همچنان جاری و ساری می باشند در حالی که شماری از آنها صرفا گاهی اوقات کاربرد دارند. از میان آنها مدیریت عملکرد یکی از کارکردهای بارزی به شمار می آید که یاری گر سازمان ها در ایجاد ارزش می باشد به عنوان مثال، مک دونالد و همکاران (1995)، در یک نظر سنجی از تعداد 437 شرکت آمریکایی دریافتند آن دسته از شرکت هایی که از برنامه های مدیریت عملکرد بهره گرفته بودند در مقایسه با سایر شرکت ها به سود بیشتر، جریان نقدی بهتر، عملکرد قوی تر در برابر شوک بازار و ارزش بیشتر سهام دست یافته بودند. علاوه بر آن شرکت های دارای این گونه برنامه ها در مقایسه با دیگر شرکت ها میزان بالاتر فروش و بهره وری برای هر کارمند را نشان می دادند: همچنین، بهره وری و عملکرد مالی در شرکت های دارای برنامه ی مدیریت عملکرد در مقایسه با سایر شرکت ها در همان صنعت مربوطه مقادیر بالاتری را نشان می دادند. در تحقیق مذکور، خود شرکت های بررسی شده نیز باتوجه به پیاده سازی برنامه ی مذکور پیش و پس از آن نیز مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج حاصل از این مقایسه نشان داد که پس از پیاده سازی مدیریت عملکرد، مجموع برگشت سرمایه ی سهامداران به میزان 8/24% و بهره وری نیز تا 2/94% افزایش یافتند (پاشیری چومپو کوم، 2012).
در تحقیقی که توسط مک دونالد و شیلد وابسته به موسسه ی همکاران هوئیت انجام شد مشخص گردید آن دسته از شرکت هایی که از برنامه های مدیریت عملکرد بهره می بردند در مقایسه با دیگر شرکت ها سود بیشتر، جریان نقدینگی بهتر، عملکرد قوی تر در برابر شوک بازار، ارزش بیشتر سهام را دارا بودند. مدیریت عملکرد نه تنها موجب بهبود عملکرد مالی می شده است بلکه بهبود بهره وری را نیز در پی داشته است: شرکت های دارای چنین برنامه هایی فروش بیشتری را برای هریک از کارکنانش نشان می دادند (پاشیری چومپو کوم، 2012، ر یم، 1995).
حسن عمری و تلال باتاینه (2012) تحقیقی تحت عنوان «بررسی تاثیرات بانکداری الکترونیکی بر کسب مزیت رقابتی در میان بانک های اردن» را انجام دادند که هدف از این تحقیق تبیین تاثیرات بانکداری الکترونیکی بر کسب مزیت رقابتی در میان بانک های اردنی بوده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که وجود تاثیر معنادار آماری با معناداری (α=0.05) برای خدمات بانکداری الکترونیکی در راستای کسب مزیت رقابتی در صنعت بانکداری اردن اثبات شده است.
نچمی آوکاران و هیروفومی فوکویاما (2009) تحقیقی تحت عنوان «کسب مزیت رقابتی پایدار در صنعت بانکداری از طریق شبکه ی DEA : مطالعه موردی بانک های ژاپن» را انجام دادند.
فوکویاما و وبر (2002) به بررسی اثربخشی تخصیص خروجی، اثربخشی فنی ورودی و همچنین تغییرات تکنیکی در طول سال های 1992 تا 1996 پرداختند. آنها فرض نمودند که بانک ها کار، سرمایه ی فیزیکی و صندوق ها را از مشتری ها به وام، سرمایه گذاری اوراق بهادار و دیگر انواع دارایی حاوی بهره تبدیل می کنند آنها همچنین فرض نمودند که مدیران با دو وظیفه ی کلیدی مواجه اند: برای هر میزان خروجی، به حداقل رساندن ورودی های استفاده شده را هدف قرار می دهند و بخشی از این اثربخشی ورودی به این مسئله بستگی دارد که آیا مدیران ترکیب افزاینده ی درآمد برای خروجی ها را ایجاد می کنند. یافته ها حاکی از آن است که بانک های ژاپنی می توانند بدون جبران میزان درآمد بر اثربخشی ورودی از طریق ارائه ی وام ها و گسترش سرمایه گذاری های اوراق بهادار بیافزایند. همچنین ترکیبی ناکارآمدی خروجی نشان می دهد که بانک ها می توانند از طریق تخصیص مجدد ورودی ها بر میزان خروجی بیافزایند. در مورد تغییرات و دگرگونی های تکنولوژیکی، بانک های ژاپنی طبق گزارشات در طول سال های 1992 و 1993 پیشرفت هایی را تجربه نمودند و در ادامه در سال های بعدی تا سال 1996 پس رفت یا ثبات را تجربه نمودند. نویسندگان مذکور نتیجه گیری کردند که اثربخشی بانک زمانی معنادار و بییشتر خواهد بود که اندازه گیری ها و سنجش های شعاعی به جای اندازه گیری های غیر شعاعی بکار گرفته شوند. (نچمی آوکاران و هیروفومی فوکویاما، 2009).
دریک و هال (2003) یک تحلیل تجربی بر روی بانک های ژاپنی را برای سال مالی منتهی به مارس 1997 را انجام دادند. تعداد 149 بانک در این نمونه شامل بانک های شهری، بانک های منطقه ای و بانک های تخصصی می شدند. بار دیگر با بهره گیری از روش مداخله ای، نویسندگان مذکور داده های پیرامون 3 ورودی و 3 خروجی مشابه با مورد انتخاب شده توسط فوکویاما و وبر (2004، 2005) را انجام دادند. تنها تفاوت آن با تحقیق مذکور این بوده است که عامل کار از طریق مخارج عمومی و اجرایی نشان داده شد (نچمی آوکاران و هیروفومی فوکویاما، 2009).
فوکویاما و وبر (2004) در مورد مجموعه اثربخشی و تغییرات سودآوری برای صنعت بانکداری ژاپن در طول سال های 1992 تا 1996 مطالبی را مطرح نمودند (نچمی آوکاران و هیروفومی فوکویاما، 2009). و فوکویاما و وبر (2005) به بررسی اثربخشی بانک های تجاری با استفاده از داده های تابلویی نامتوازن که دوره ی مالی سه ساله از سال 2000 تا 2003 را در بر می گرفت پرداختند. آنها مدعی گردیدند که از رویکرد مصرف کننده – هزینه برای رفتار بانک ها پیروی نمودند اگرچه توضیح آنها در مورد این رویکرد شباهت زیادی به شیوه ی مداخله ای که قبلا خودشان بکار گرفته بودند داشته است. کار، سرمایه فیزیکی و صندوق های مالی موجبات تولید وام، سرمایه گذاری های اوراق بهادار و دیگر انواع دارایی های حامل بهره را فراهم می آورند. نویسندگان مذکور دقیقا به همان متغیرهایی اشاره نمودند که با روش مداخله ای بکار گرفته شده در تحقیقات پیشین مطابقت دارد (نچمی آوکاران و هیروفومی فوکویاما، 2009، فوکویاما و وبر، 2004).
ماکسیمیلیان حال و همکاران (2009) تحقیقی تحت عنوان «بررسی عوامل محیطی تاثیرگذار بر بانکداری در هنگ کنگ: تحلیل اثربخشی مالی پس از بحران در اقتصاد آسیا» را انجام دادند که هدف از این تحقیق بررسی تکامل اثربخشی صنعت بانکداری هنگ کنگ و عوامل تعیین کننده ی اقتصاد کلان از طریق دو روش متفاوت برای تولیدات بانکی با توجه به اهداف مداخله ای و تولید خدمات از سوی مدیریت بانک ها در طول دوره ی پس از بحران می باشد. نتایج حاصل از تحقیق ما نشان داده است که تاثیر منفی و معنادار بر اثربخشی بانک های هنگ کنگ در سال 2001 وجود داشته است که از نظر ما ناشی از حملات تروریستی 11 سپتامبر و به سرانجام رسیدن کاهش قوانین و مقررات مربوط به میزان سپرده در همان سال بوده است. علاوه بر آن دریافته ایم که بانک های کوچک تر در مقایسه با بانک های بزرگتر اثربخش تر بوده اند اما در عین حال بانک های بزرگتر به اندازه ی کافی از مزایای اقتصادی بهره مند نشدند.
سریش گل و همکاران (2011) تحقیقی تحت عنوان «بررسی عوامل تاثیرگذار بر سودآوری بانک ها در پاکستان» را انجام دادند که هدف از این تحقیق بررسی رابطه ی بین بانک ها و اقتصاد کلان باتوجه به سودآوری بانک ها با بهره گیری از تعداد 15 بانک تجاری مطرح در پاکستان در طول دوره ی سال های 2005 تا 2009 بوده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داده است که عوامل بیرونی و درونی به یک اندازه تاثیرات چشمگیر بر سودآوری بانک ها دارند. نتایج حاصل از این تحقیق هم برای متخصصان علمی و هم سیاست گذاران مفید و ارزشمند خواهند بود.
اشتاین کلاسنز و نیلجه فان هورن (2007) تحقیق تحت عنوان «بررسی رابطه ی بین مکان یابی بانک های خارجی و مزیت رقابتی» را انجام دادند که هدف از این تحقیق بررسی این مسئله بوده است که آیا بانک ها به دنبال بازارهایی می باشند که در آنها شناخته بودن سازمان ها در مقایسه با دیگر بانک ها مزیت رقابتی برای آنها فراهم می آورد.

مطلب مشابه :  امور اداری و پرسنلی کارکنان