تاریخچه ارزشیابی آموزشی در جهان و ایران، ارزیابی آموزشی و الگوهای آن، سرمایه گذاری در بخش آموزش

با آنکه در گذشته تنها سرمایهی مادی به عنوان عامل توسعه محسوب میشد لیکن با مشخص شدن نقش و اهمیت نیروی انسانی در توسعه، نوع دیگری از سرمایه، یعنی سرمایه انسانی نیز به تدریج جایگاه شایسته خود را در تحلیلها و برنامهریزیهای توسعه یافت سرمایه به مفهوم سرمایهی مادی و سرمایه انسانی از عوامل اصلی توسعه محسوب میگردد و در واقع جمع این دو نوع سرمایه است و اهداف توسعه را تحقق میبخشد(قبادی پور،1381).
تأمین سرمایه انسانی مستلزم انجام فعالیتهای آموزشی است، بنابراین انجام هرگونه سرمایه گذاری آموزشی، سرمایهگذاری برای تأمین سرمایه انسانی تلقی میگردد و هم شرایط بهبود کیفیت این سرمایه ها را فراهم میآورد(مشایخ،1379). آموزش مانند دیگر انواع سرمایهگذاری در سرمایهی انسانی میتواند به توسعهی اقتصادی کمک نماید. سرمایه انسانی در واقع کلید رشد و توسعه در هر جامعهای میباشد، آن جامعهای مراحل رشد و توسعه را سریعتر و بهتر طی میکند و به قله های پیشرفت و موفقیت می رسد که از نیروی انسانی ماهر، متخصص و شایسته برخوردار باشد و چنین نیروی انسانی زمانی تأمین خواهد گردید که سرمایه گذاری های مناسب در زمینه های مختلف آموزشی صورت پذیرد(فیوضات،1350). تنها از طریق آموزش است که میتوان تواناییها و مهارت های لازم را به نیروی کار منتقل نمود و موجب افزایش قدرت تولید جامعه و نیز بازدهی کار افراد گردید.” امروز افراد، خانواده ها و دولت ها تمایل زیادی به سرمایه گذاری در بخش آموزش از خود نشان می دهند چرا که آموزش و پرورش از یک سو قابلیت های نیروی انسانی را ارتقاء میبخشد و در شکوفا ساختن استعدادها نقش مؤثری دارد و از سوی دیگر نیروی کار را برای استفاده بهتر از تکنولوژی برتر تولید آماده و مهیا میسازد و این دو نقش آموزش و پرورش در رشد و توسعهی اقتصادی سهم مهمی دارد و دقیقاً به همین علت است که کشورهای توسعه یافته هر روز مبالغ بیشتری را به این بخش اختصاص میدهند.” (عمارزاده 1374).
بخش دوم؛ ارزیابی آموزشی و الگوهای آن
ارزیابی در لغت به معنای «مشخص کردن ارزش یک چیز به کار می رود»، معمولاً «ارزشیابی آموزشی» و «ارزیابی آموزشی»مترادف به کار برده میشود و آنها را یکی می دانند( معین، 1371، به نقل میرزامحمدی 1385).
تعاریف ارزشیابی از دیدگاه متخصصین:
از ازرشیابی تعاریف متعددی ازسوی صاحبنظران ارائه شده که به چند نمونه بسنده می کنیم :
ارزشیابی فرایند تعیین کردن ،بدست آوردن ،فراهم ساختن اطلاعات توصیفی و قضاوتی در مورد ارزش ومطلوبیت هدف ها،طرح ،اجرا ونتایج به منظور هدایت ،تصمیم گیری ،خدمت به نیازهای پاسخگویی ودرک بیشتر از پدیدها ی مورد بررسیمی باشد. در این تعریف دونقش برای ارزشیابی در نظر گرفته شده است 1.نقش تصمیم گیری یا نقش تکوینی.2.نقش پاسخگویی یا نقش پایانی ( استافل بیم ،1986؛ ترجمه،کیامنش،1379)
(کولی1980 به نقل از سنجری، 1378) ) ارزشیابی را چنین تعریف می کند:
“فرآیندی است که از طریق آن داده های مرتبط جمع آوری ودر جهت اتخاذ تصمیم، تبدیل به اطلاعات می شود “.چنانچه ازتعریف فوق برمی آید .ارزشیابی یک فرآیند است تا یک بازده ،ارزشیابی ورای تحقیق است و منجر به اتخاذ تصمیم می گردد .
تاریخچه ارزشیابی آموزشی در جهان و ایران
ارزشیابی آموزشی به صورت غیررسمی و غیرعلمی از زمانهای بسیار دور انجام میگرفته است بگونهای که در زمان باستان در تمدنهای بزرگ یونان، ایران و روم استفاده از این امر به منظور آزمون کودکان برای ورود به مدرسه، معلمان به منظور سنجش صلاحیتهای احراز حرفه معلمی و حتی افسران در آموزش های مرسوم بوده است(میرزامحمدی،1385).
تایلر در فاصله سال های 1930 تا 1945 ضمن فعالیت های خویش به این نتیجه رسید که هر برنامه آموزشی باید حول«هدف های مشخص آموزشی » سازمان و تدوین یابد . قضاوت در مورد موفقیت یا عدم موفقیت برنامه باید با توجه به میزان موفقیت یادگیرندگان در رسیدن به هدف های تعیین شده در برنامه انجام پذیرد . وی همچنین ضرورت تهیه، تدوین، طبقه بندی و توصیف هدف های آموزشی با واژههای رفتاری را در آغاز مطالعه ارزشیابی مورد تأکید قرار داده است. به این ترتیب تایلر ارزشیابی آموزشی را به عنوان فرایند تعیین میزان انطباق هدف ها و عملکردهای برنامه تعریف میکند(تایلر،1950 به نقل از میرزامحمدی 1385).
بعد از تایلر، افراد دیگری مانند بلوم و همکارانش در آمریکا به طبقه بندی هدف های آموزشی و تدوین رویکرد هایی برای ارزشیابی آموختههای فراگیران پرداختند(بلوم،1956). در دهه های 1960 ، مفهوم آزمون«ملاکمدار » پیشنهاد شد . از روش های پیچیده آماری برای آزمون مساوی قضاوت های مربوط به ارزشیابی آموزشی، در سال های1970 و 1980 رایج شد. (میرزامحمدی،1385).
در ایران، کوشش نظامدار برای استفاده از امتحان جهت ارزشیابی دانش و عملکرد فردی همزمان با ایجاد مدارس جدیدی در دهه 1290 شمسی آغاز شد. در این کوشش ها، به منظور قضاوت درباره پیشرفت تحصیلی یادگیرندگان در دورههای ابتدایی، متوسطه و عالی، اجرای امتحانات داخلی و نهایی و در دورههای تحصیلی رایج شد اما کاربرد اندازهگیری آموزشی در مقیاس وسیع کشوری، در بیرون از نظام امتحانات داخلی و نهایی در دهه 1340 شمسی آغاز شد . در این دهه برای گزینش دانشجو در دوره آموزش عالی، آزمون های ورودی دانشگاهها به اجرا درآمد . یک دهه بعد؛ اولین دوره کارشناسی ارشد اندازهگیری و ارزشیابی آموزشی در نظام آموزش عالی کشور در دانشگاه بوعلی سینا همدان برگزار شد(میرزامحمدی،1385 ).

به طور کل، با توجه به مطالب فوق، در تحول مفهوم ارزشیابی آموزشی میتوان چهار دوره را مشخص کرد(بازرگان، 1380 ب: 313 -311).
دوره اول : دهههای قبل از 1950 میلادی، در این دوره برخی از کشورهای صنعتی به ساختن و استفاده از آزمون های روانی آموزشی که بیشتر برای دسته بندی دانش آموزان و تصمیم گیری درباره پذیرش داوطلبان ورود به مراکز آموزش عالی بود پرداختند.
دوره دوم: دهه 1960 میلادی در این دوره با توجه به تجربه های به دست آمده از کاربرد ارزشیابی صاحب نظران به « مفهوم پردازی » درباره ارزشیابی پرداختند . همچنین به تحولات موجود در نظام های آموزشی کشورهای صنعتی توجه شد و نیز ضرورت استفاده از سازوکارهایی که به کمک آنها بتوان فعالیت ها و برنامههای آموزشی را به طور سنجیده طراحی و اجرا کرد بیشتر محسوس گردید از جمله ویژگیهای ارزشیابی آموزشی در این دوره؛ توصیف فعالیت ها و برنامههای آموزشی و مقایسه آنها با هدف های موردنظر است.
دوره سوم : اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 در این دوره ارزشیابی آموزشی بر سنجش پویایی نظام های آموزشی تأکید داشت و منظور؛ قضاوت کردن درباره ارزش یا اهمیت دادن به پدیده های آموزشی بود.
دوره چهارم : اواخر دهه 1980 میلادی به بعد؛ در این دوره استفاده از رویکردهای کیفی رایج و ارزشیابی با « توافق » میان افراد ذیربط و ذینفع درباره ارزش یا اهمیت پدیده های آموزشی مترادف شد . همچنین استفاده از سازوکارهای ارزشیابی که بیشتر توجه آنها به استفاده از شاخص ها و استانداردهای آموزشی است از این زمان رایج شد.
نقش ارزیابی در آموزش و پرورش
سنجش و ارزیابی، یکی از مسائل عمده تربیتی است(جوادی،1386). طرح اموری از قبیل تامین احتیاجات اساسی روانی افراد، توجه بر رشد فرد و احتیاجات او در هر مرحله از رشد، در نظر گرفتن تفاوت های فردی افراد در جنبه های مختلف رشدی و اینکه تعلیم و تربیت باید اسباب رشد همه افراد را فراهم کند، اهمیت سنجش و ارزیابی را آشکار می سازد (بازرگان،1380).
سنجش و ارزشیابی جز لاینفک تعلیم و تربیت بشمار میرود که بدون استمرار دقیق آن، رسیدن به اهداف مورد نظر بصورت مطلوب، نا ممکن خواهد بود. شکوفایی و کاربرد استعدادهای افراد در حیات اجتماعی، به ابزارهای معتبر و مهارت نیاز دارد و از آنجا که دانش تعلیم و تربیت، اصولی را دربر می گیرد که خاستگاه رفتار دو قطب شاگرد – معلم است، درک سازه ها و صفات مکنون این دو قطب مهم، بدون به کار گیری وسایل سنجش و ارزشیابی امکان پذیر نیست(نفیسی، 1376).
  بنا بر گفته بازرگان (1380)، هر نظام آموزشی دارای اجزای زیر است :
درونداد: یادگیرنده، یاد دهنده، فضای آموزشی، تجهیزات، تسهیلات آموزشی، تشکیلات و سازمانها  و…