تامین اعتبار آموزشی به وسیله ضمانت نامه، سازمان های بین المللی، ایالات متحده آمریکا

این نوع درآمدها اغلب گذرا موقتی است در سطح جهان در چهار کشور آلمان ، انگلستان ، هلند ، و آمریکا این نوع درآمدها از گذشته بخش مهمی از درآمدهای جانبی آموزش و پرورش و موسسات مربوط به آن را تشکیل داده است با استفاده از گزارش سازمان توسعه و همکاری اقتصادی ، تجریه چند کشور را در این زمینه اعلام می نمایم این منابع وجوهی هستند که در حسابهای مخصوصی به نام دبیرانی که مسوول اجرای پژوهش یا خدمات مشاوره ای هستند نگهداری می شوند ( و. میتر – ترجمه غلامعلی سرمد- 1371) .
این وجوه از هفت منبع تامین می شوند موسساتی که بخواهند امور پژوهشی خود را که اساسا دولت تامین مالی کرده است ارتقا بخشند وزارتخانه های کشوری ( Federal Ministries ) و وزارتخانه های استانی ( Lander Ministries ) حمایت مالی دولتهای مرکزی و محلی از پژوهشگران مبتدی ، سازمان های بین المللی سازمانهای خیریه صنایع و اتحادیه های تجاری .
در هلند درآمد موسسات آموزش عالی از سه جریان سرچشمه می گیرد جریان اول بودجه ی اصلی از دولت است و حدود 4/3 کل درآمد آنها را از سال 1985 تشکیل می داده است جریان دوم بودجه ی دیگری از سازمانهای دولتی است که برای مقاصد خاص داده می شود و حدود 3 درصد کل درآمد موسسات را تشکیل می دهد جریان سوم وجوه حاصل از فروش خدمات است که حدود 8 درصد کل درآمد موسسات را در بر می گیرد . مابقی ( 14 درصد درآمد موسسات نیز از محل شهریه دانشجویان است .
در انگلستان تفکیک و تمایز بین قراردادهای تحقیقاتی با صنایع و فروش سایر خدمات کاملا مشخص است درآمد اخیر از محل برگزاری دوره های کوتاه مدت ، خدمات بهداشتی و درآمد سایر خدمات از قبیل اجاره امکانات آزمایشگاهی تامین می شود درآمد پلی تکنیکها نیز شامل همین موارد است و در سال 1990 ، 7 درصد کل درآمد آنها را تشکیل می داده است .
در ایالات متحده بر خلاف انگلستان درآمدهای مذکور از محل فعالیتهای جانبی از قبیل مسابقات ورزشی ، درآمد ، رستوران و فروش کتاب است در سایر کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی ، سهم این گونه درآمدها کم است ولی به تدریج گرایش به کسب درآمد از این منابع افزایش یافته است ( م . تایت – ترجمه قاسم جابری پور -1379) .
تامین اعتبار آموزشی به وسیله ضمانت نامه :
اندیشه تامین اعتبار آموزشی از طریق ضمانت نامه ، کمتر به مرحله اجرا درآمده است ، اما یکی از موضوعات بسیار مهم در مباحث آموزشی به شمار می آید. این ایده در ایالات متحده آمریکا و انگلستان چنین مطرح شد که به والدین ، ضمانت نامه ای داده می شود که با استفاده از آن می توانند هزینه آموزش فرزندان خود را در هر مدرسه ای که بخواهند خریداری کنند . مدارس ورودیه هایی را محاسبه می کنند و والدین با استفاده از این ضمانت نامه ها می توانند تمام و یا بخشی از این هزینه را بپردازند . (نادری . ابولقاسم : 1380 )
نقش دولت به جای ارائه واقعی امکانات و تسهیلات مدرسه ای صرفا به تامین اعتبار مدارس محدود می شود در حال حاضر بحث بر سر این است که این امر باعث ایجاد رقابت میان مدارس و سایر موسسات می شود و از این رو امکان انتخاب والدین افزایش می یابد طرفداران ایده ضمانت نامه در انگلستان اظهار می دارند اگر چه در خصوص مداخله دولت در آموزش مباحث عمده ای وجود دارد اما این مداخله به معنای تامین هزینه ها از سوی دولت نیست این افراد معتقدند که در سیستم ضمانت نامه حس مسئولیت مدارس نسبت به خواست های والدین و دانشجویان بالا می رود و در نتیجه کارآیی را افزایش می دهد در پیرامون ارایه ضمانت نامه های دارای ارزش های متفاوت به انواع گروه های جمعیتی پیشنهادهایی در ایالات متحده آمریکا ارایه شده است به این ترتیب که فرزندان خانواده های کم درآمد یا محروم می توانند از مزایای ضمانت نامه های اجباری که ارزش آن بسیار بالاتر است سودجویند برای آزمایش ضمانت نامه ها در ناحیه آلوک راک کالیفرنیا ، تلاش گسترده ای صورت پذیرفته است اما نتایج حاصله از این تلاش مشخص و شفاف نبود درباره پیامدهای تامین اعتبار آموزش با استفاده از ضمانت نامه ، مدارک تجربی کافی وجود ندارد .(همان منبع )
تحقیقات انجام شده در خارج از کشور :
طبق نظر خواهی مجله فور، بسیاری از شرکتها پول های خود را برای آموزش و پرورش کودکان صرف می نمایند . که به چند نمونه از این موارد اشاره می گردد:
1ـ کمک مجموعه شرکتهای آمریکایی به آموزش خواندن ، نوشتن و حساب کردن در سال 1991 گسترده تر و بهتر از همیشه بود . طبق نظر خواهی این مجله شرکتها در سال 1991 کمک مالی بیشتری به آموزش و پرورش کرده اند . درصد مشاغلی که بیشتر از یک میلیون دلار به برنامه آموزش و پرورش و بهسازی مدارس کمک کرده اند از 18% در سال 1990 به 24% در سال 1991 رسیده و درصد کمک های کمتر از 600 هزار دلار از 41% به 29% کاهش یافت .
فقط مبانی کمک های مالی در سال 1991 ، 344 هزار دلار و در سال 1990 ، 173 هزار دلار بود . البته کمک شرکتها با وجوهی که پرداخت می شود نمی توان سنجید بلکه آنها و کارکنانشان وقت خود را نیز برای آموزش و پرورش صرف می کنند 10% مدیریت هایی که مورد نظر خواهی قرار گرفته اند گفته اند که فعالانه در آموزش و پرورش شرکت می کنند در حالی که یک سال قبل ( 1990 ) این رقم 7% بوده است .
شگفت انگیزترین نتیجه ای که از این بررسی به دست آمده این است که شرکتهای بیشتری کمک های مالی خود را برای کودکان اختصاص می دهند . این توجه انعکاس از وحدت نظر فزاینده در میان فرهنگیانی است که عقیده دارند برای ایجاد تغییر در کودکان باید زودتر به سراغ آنان رفت . در سا
ل 1991 31% کمبانیها به برنامه های قبل از دبستان کمک کردند در حالی که در سال 1990 فقط 14% آنها کمک کرده بودند . چیزی که بیشتر جلب توجه می کند این است که درصد کمپانیهایی که به آموزش ابتایی کمک کرده بودند از 27% درصد در سال 1990 به 64% در سال 1991 رسیده است در حقیقت کمپانیهای بیشتری اکنون می گویند که به آموزش ابتدایی کمک می کنند تا به دبیرستتانهای حرفه ای جدول زیر نشان می دهد که کمک های مالی شرکتها برای چه مواردی هزینه می شود . (ویزی جان ترجمه برهان منش 1375)
جدول شماره ( 6-2 ) کمک های مالی شرکتهای آمریکایی به مدارس در سالهای 1990ـ1991
موارد 1991 1990
قبل از دبستان 31% 14%
آموزش ابتدایی 64% 27%
دوره اول متوسطه 58% 32%
دبیرستان 78% 58%
مدارس حرفه ای 45% 38%
کالج 87% 81%
آموزش عالی 62% 52%
جمع درصدها از 100 تجاوز می کند زیرا شرکتها در نظر خواهی به بیش از یک سوال پاسخ داده اند .چارد و مینگات 1996 در یک بررسی از چهار کشور جنوب آسیا به این نتیجه رسیدند که اتلاف اقتصادی در برابر اتلاف آموزشی درنتیجه تکرار پایه و ترک تحصیل بیش از یک سوم بودجه مصرف شده در آموزش و پرورش دبستانی است .
جان ریو ( ترجمه وحیدی 1373 ) به بررسی در مورد ارتباط بین اندازه مدرسه و هزینه بر مدارس متوسطه نظام دولت می پردازد به نتایج زیر رسیده است .