تعاریف تعهد سازمانی، تعاریف ارائه شده، رفتار شهروندی

در صورتیکه سازمان تنها به هدف های مادی کارمندان توجه کند و اهداف معنوی آنها را نادیده بگیرد، کارمندان در سازمان به عملکرد اندک گرایش می یابند، زیرا توقعات آنها برآورده نشده است، هرگاه اهداف مادی و معنوی افراد از سوی سازمان مورد توجه قرار گیرد، آنان با تمام توان خود در جهت تحقق اهداف سازمان تلاش و کوشش خواهند نمود. تعهد سازمانی صرفاً وفاداری به سازمان نیست، بلکه فرایند مستمری است که از طریق آن کارمندان سازمان علاقه مندی خود را نسبت به سازمان و اهداف آن ابراز می کنند (اسماعیلی، 1380).
ﻣﻔﻬﻮم ﺗﻌﻬﺪ را ﻣﻲﺗﻮان از ﺟﻨﺒﻪﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠفی ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﻲ ﻗـﺮار‬ داد؛ زﻳﺮا دﻟﺒﺴﺘﮕﻲ و ﺗﻌﻬﺪ ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﻧﻪ ﺗﻨﻬـﺎ ﺑـﺎ ﺳـﺎزﻣﺎن ﺑﻠﻜـﻪ ﺑـﺎ ﻣﺮاﺟـﻊ دﻳﮕﺮی نظیر ﺣﺮﻓﻪ، ﺧﺎﻧﻮاده، ﺳﺮﭘﺮﺳﺖ ﻣﺴﺘﻘﻴﻢ، ﻣﺬﻫﺐ، و ﻏﻴﺮه در ارﺗﺒﺎط اﺳﺖ. دو ﺟﻨﺒﻪ ﺗﻌﻬﺪ ﻛﻪ ﺑﺴﻴﺎر ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗـﺮار ﮔﺮﻓﺘـﻪ ﻋﺒﺎرﺗﻨـﺪ از: ﺗﻌﻬـﺪ‬ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ و ﺗﻌﻬﺪ ﺣﺮﻓﻪای. در ادﺑﻴﺎت ﻛلاﺳﻴﻚ «ﻣـﺪل ﺗﻌـﺎرض ﺣﺮﻓـﻪای- ‬ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ»، ﻓﺮض ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﻣﺠﻤﻮع ﺗﻌﻬﺪ ﺑﻪ ﺳﺎزﻣﺎن و ﺣﺮﻓﻪ، ﺻﻔﺮ اﺳـﺖ.‬ ﻳﻌﻨﻲ اﻳﻨﻜﻪ ﺗﻌﻬﺪ ﺑﻪ ﻳﻚ ﻃﺮف ﺑﺎﻋﺚ ﻛﻢ ﺗﻌﻬﺪی ﺑﻪ ﻃﺮف دﻳﮕﺮ ﻣـﻲﺷـﻮد.‬ اﻣﺎ ﻋﺪه ای ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ ﻛﻪ اﻳﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﻴﺴﺖ و ﺗﻌﻬﺪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ و ﺣﺮﻓﻪای ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ‬ ﺑﻪﻋﻨﻮان ﭘﺪﻳﺪه ﻫﺎی ﺟﺪا و ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﻓﺮض ﺷـﻮﻧﺪ ﻛـﻪ در اﻳـﻦ ﺻـﻮرت ﺗﻌﻬـﺪ‬ ﺣﺮﻓﻪای و ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ در راﺳﺘﺎی ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻗﺮار ﻣﻲﮔﻴﺮﻧـﺪ. ﭘـﺲ ﺣﺮﻓـﻪای ﻫـﺎ ﻣــﻲﺗﻮاﻧﻨــﺪ ﺑــﻪ ﺣﺮﻓــﻪ و در ﻋــﻴﻦ ﺣــﺎل ﺑــﻪ ﺳــﺎزﻣﺎن ﺧــﻮد ﻣﺘﻌﻬــﺪ‬ ﺑﺎﺷﻨﺪ (والاس، 1993).‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
ﺳﺎﻧﺘﻮز ﺗﻌﻬﺪ ﺣﺮﻓﻪای را اﺣﺴﺎس ﻫﻮﻳﺖ و واﺑﺴﺘﮕﻲ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻳﻚ ﺷﻐﻞ‬ و ﺣﺮﻓﻪ ﺧﺎص ﻣﻲداﻧﺪ و ﺑﺮ ﺗﻤﺎﻳﻞ و ﻋلاﻗﻪ ﺑﻪ ﻛﺎر در ﻳﻚ ﺣﺮﻓـﻪ ﺑـﻪﻋﻨـﻮان‬ ﺗﻌﻬﺪ ﺣﺮﻓﻪای ﺗﺄﻛﻴﺪ ﻣﻲﻛﻨﺪ. او از ﺟﻤﻠﻪ ﻣﻌﺪود ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮاﻧﻲ اﺳﺖ ﻛـﻪ ﺑـﻪ‬ راﺑﻄـــﻪ ﻣﻴـــﺎن ﺗﻌﻬـــﺪ ﺣﺮﻓـــﻪای و ﺗﻌﻬـــﺪ ﺳـــﺎزﻣﺎﻧﻲ اﻋﺘﻘـــﺎد دارﻧـــﺪ‬ (سانتوز و اِمالو، 1998). ﺗﻌﺮﻳﻒ والاس و ﻫﻤﻜﺎران از ﺗﻌﻬﺪ ﺣﺮﻓﻪای ﻫﻤﺎﻧﻨﺪ ﺗﻌﺮﻳﻒ آﻟﻦ و ﻣﻲﻳﺮ‬ از ﺗﻌﻬﺪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ اﺳﺖ. اﻳﻦ ﭘﮋوﻫﺸﮕﺮ و ﻫﻤﻜﺎراﻧﺶ ﺑﺮای ﺗﻌﻬﺪ ﺣﺮﻓﻪای ﻧﻴﺰ‬ ﺳﻪ ﺑﻌﺪ ﻋﺎﻃﻔﻲ، ﻣﺴﺘﻤﺮ و ﻫﻨﺠﺎری ﻗﺎﺋﻞ ﺷﺪه و ﺗﻌﻬﺪ ﺣﺮﻓـﻪای را اﺣـﺴﺎس‬ ﻫﻮﻳﺖ ﺑﺎ ﻳﻚ ﺣﺮﻓﻪ، ﻧﻴـﺎز ﺑـﻪ اﺳـﺘﻤﺮار ﺧـﺪﻣﺖ در ﻳـﻚ ﺷـﻐﻞ و اﺣـﺴﺎس ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ ﺑﺎلا ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ آن ﺗﻌﺮﻳـﻒ ﻛـﺮده اﻧـﺪ. ﺗﻌﻬـﺪ ﺳـﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺑـﻪﻋﻨـﻮان واﺑﺴﺘﮕﻲ ﻋﺎﻃﻔﻲ و رواﻧﻲ ﺑﻪ ﺳﺎزﻣﺎن در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﺑـﺮ اﺳـﺎس آن، ﻓﺮدی ﻛﻪ به ﺷﺪت ﻣﺘﻌﻬـﺪ اﺳـﺖ، ﻫﻮﻳـﺖ ﺧـﻮد را ﺑـﺎ ﺳـﺎزﻣﺎن ﻣﻌـﻴن ﻣﻲﻛﻨﺪ، در ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﻣﻲﻛﻨﺪ و در آن درﮔﻴﺮ ﻣﻲﺷﻮد و از ﻋﻀﻮﻳﺖ‬ در ﺳﺎزﻣﺎن ﻟﺬت ﻣﻲﺑﺮد (استیرز و پرتر، 1991).‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬
1-2-2-2- تعاریف تعهد سازمانی:
ﺗﻌﻬﺪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﻔﺎﻫﻴﻢ دﻳﮕﺮ رﻓﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﺷﻴﻮهﻫﺎی ﻣﺘﻔﺎوتی ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻣﻌﻤﻮﻟﻲﺗﺮﻳﻦ ﺷﻴﻮه ﺑﺮﺧﻮرد ﺑﺎ ﺗﻌﻬﺪ ﺳـﺎزﻣﺎﻧﻲ آن اﺳـت ﻛﻪ ﺗﻌﻬﺪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻲ را ﻧﻮﻋﻲ واﺑﺴﺘﮕﻲ ﻋﺎﻃﻔﻲ ﺑﻪ ﺳﺎزﻣﺎن درﻧﻈﺮ ﻣـﻲﮔﻴﺮﻧـﺪ.‬ ﺑﺮاﺳﺎس اﻳﻦ ﺷﻴﻮه، ﻓﺮدی ﻛﻪ ﺑـﻪ ﺷـﺪت ﻣﺘﻌﻬـﺪ اﺳـﺖ، ﻫﻮﻳـﺖ ﺧـﻮد را از‬ ﺳﺎزﻣﺎن ﻣـﻲﮔﻴـرد، در ﺳـﺎزﻣﺎن ﻣـﺸﺎرﻛﺖ دارد و ﺑـﺎ آن درﻣـﻲآﻣﻴـﺰد و از‬ ﻋﻀﻮﻳﺖ در آن ﻟﺬت ﻣﻲﺑﺮد (ساروقی، 1375).
برخی از تعاریف ارائه شده از تعهد سازمانی به شرح زیر می باشند:
شناسایی اعضا از طریق عضویت در سازمان خاص، و سطح مشارکت در آن (لاک و همکاران، 2007).
گرایش کارمند به سازمان، که برحسب وفاداری وی به سازمان، تعیین هویت با آن و میزان چالش و تلاش وی در سازمان، مشخص می شود (سامرز، 1995).
نوعی حالت روانی است که بیانگر تمایل، نیاز و یا الزام، جهت ادامه فعالیت می باشد (آلن و می یر، 1993).
شدت و گستردگی مشارکت فرد در سازمان، احساس تعلق به سازمان و شغل، و احساس هویت، که وجود این احساسات، به افزایش وابستگی گروهی و رفتار شهروندی منجر شود (ویلیامسون و اندرسون، 1991).
تمایل قوی به ماندن در سازمان، تمایل به تلاش فوق العاده برای سازمان، اعتقاد قوی به پذیرش اهداف و ارزشهای سازمان (لوتانز و شاوه، 1992).
حمایت و پیوستگی عاطفی با اهداف و ارزشهای سازمان، به خاطر خود سازمان و دوری از ارزشهای ابزاری آن « وﺳﻴﻠﻪای ﺑﺮای دﺳﺘﻴﺎﺑﻲ ﺑﻪ اﻫـﺪاف دﻳﮕﺮ» (اورایلی و همکاران، 1986).
تعهد سازمانی، بیانگر نوعی تمایل، نیاز و الزام، جهت اشتغال در یک سازمان می باشد (کاچ و استیرز، 1978).
حالتی که درآن فرد با اعمال خود و از طریق آن، اعتقاد می یابد که به فعالیتها تداوم بخشیده، و مشارکت مؤثر خویش را در انجام آنها حفظ کند (سالانسیک، 1977).
تعهد، نوعی وابستگی عاطفی و تعصب
آمیز به ارزشها و اهداف یک سازمان، می باشد؛ وابستگی نسبت به نقش فرد در رابطه با ارزشها و اهداف سازمان، به خاطر خود سازمان، جدای از ارزشهای ابزاری آن (وسیله دستیابی به اهداف دیگر) (بوکانان، 1974).
تعهد سازمانی عبارتست از درجه نسبی تعیین هویت فرد با سازمان، پذیرش ارزشهای سازمان، و مشارکت در آن و ﻣﻌﻴﺎرﻫﺎی اﻧﺪازهﮔﻴﺮی آن ﺷﺎﻣﻞ اﻧﮕﻴﺰه، ﺗﻤﺎﻳﻞ ﺑﺮای اداﻣﻪ ﻛـﺎر و ﭘـﺬﻳﺮش ارزشﻫـﺎی ﺳـﺎزﻣﺎن‬ می باشند (پورتر و همکاران، 1974).
نگرش یا جهت گیری ای که هویت فرد را به سازمان مرتبط میسازد. همانندسازی کارمندان با اهداف و ارزشهای سازمان (شلدون، 1971).
ﺗﻤﺎﻳﻞ ﻗﻮی ﺑﺮای ﺑﻘﺎی ﻋﻀﻮﻳﺖ در ﻳﻚ ﺳـﺎزﻣﺎن ﺧـﺎص، ﺗﻤﺎﻳـﻞ ﺑـﺮای‬ ﺗلاش ﺑﺴﻴﺎر زﻳﺎد ﺑﺮای ﺳـﺎزﻣﺎن، ﺑـﺎور ﻗـﺎﻃﻊ در ﻗﺒـﻮل ارزشﻫـﺎ و اﻫـﺪاف‬ ﺳﺎزﻣﺎن (جعفری و همکاران، 1389).