تفاوت دلبستگی با وابستگی

رفتار دلبستگی به رابطه عاطفی یه شخص با شخص دیگه ربط داره در حالی که وابستگی به عنوان یه صفت شخصیتی محسوب می شه (بالبی، ۱۹۸۸؛ به نقل از شفیعی مطلق، ۱۳۸۹).

۲-۲-۱۳-۳- اصول نظریه دلبستگی

ده اصل مهم و اساسی نظریه دلبستگی عبارتند از:

الف) دلبستگی یه نیروی تحریک کننده ذاتیه.

ب) دلبستگی ایمن، مکمل خود مختاریه.

پ) دلبستگی، پناهگاهی ایمن واسه فرد آماده می سازه.

ت) دلبستگی، پایه ایمنی رو جفت و جور می سازه.

ث) در دسترس بودن و جوابگو بودن روابط رو می سازه.

ج)ترس و دودلی، نیازای دلبستگی رو فعال می سازه.

چ)پروسه اضطراب جدایی قابل پیش بینیه.

اضطراب

ح)تعداد معدودی از اشکال نا ایمن اشتغال عاطفی رو میشه شناسایی کرد.

خ) دلبستگی، مدلای کاربردی خود و بقیه رو شامل می شه.

د) تنهایی وفقدان، آسیبای ذاتی  هستن (جانسون، ۲۰۰۴؛ به نقل از رسولی و پور ابراهیم، ۱۳۸۹).

 

۲-۲-۱۳-۴- مراحل دلبستگی

در مرحله اول که بعضی وقتا پیش دلبستگی (تولد تا ۸ یا ۱۲ هفتگی) میگن، کودک متوجه مادر خود هست و با چشم هاش اون رو در طیف ۱۸۰ درجه تعقیب می کنه و با صدای اون به طرف ایشون برمیگرده و به طور موزون تنه خود رو به آهنگ صدای اون به حرکت در می آورد. در مرحله دوم که بعضی وقتا دلبستگی در حال پیشرفت (۸ یا ۱۰ هفتگی الی ۶ ماهگی) میگن، کودک به یک یا چند شخص در محیط خود وابستگی پیدا می کنه، جدا شدن از شخص مخصوص در این مرحله واسه کودک اهمیتی نداره، به شرط اینکه در مرحله بعدی، که بعضی وقتا دلبستگی مشخص نامیده می شه ( ۶ ماهگی تا ۲۴ ماهگی) کودک در موقع جدایی از مادر یا مراقب دیگه خود گریه می کنه و با برگردونده شدن به مادر کودک از گریستن باز وای میسته و خود رو به مادر می چسبوند، انگار که می خواد از برگشت مادر اطمینان بیشتری حاصل کنه. بعضی وقتا مشاهده مادر پس از جدایی واسه اینکه کودک گریه خود رو متوقف سازه کافیه. در مرحله چهارم یعنی تشکیل رابطه دوطرفه (۲۵ ماهگی و پس از اون) مادر نهاد جداگونه درک می شه و رابطه     پیچیده تری بین مادر و کودک ایجاد میشه (کاپلان و سادوک، ۱۳۸۷).

۲-۲-۱۳-۵- مبنای نظری دلبستگی

پیدایش دلبستگی و رشد اون رو میشه از دیدگاه های  روان تحلیل گری، کردار شناسی، رفتار گرایی و  شناختی بررسی کرد. همه این نظریه های تحولی به شکلی به رابطه اولیه   کودک – مادر و اثر سازنده یا داغون کننده اون بر هیجانات، احساسات و رفتار و در کل شخصیت کودکی و بزرگسالی افراد تأکید داشتن. رابطه مادر – کودک مهم ترین اصلیه که در رشد شخصیت آدم مورد تاکید بیشتر روان شناسا قرار گرفته (ماسن[۱] و همکاران، ۱۳۸۰).

نظریه بالبی نشون دهنده تلاش ایشون واسه معنا بخشیدن به داده های تجربی و نظریه ها بوده. به طور مثال اون  از پژوهشای اشپیتز[۲]، لورنز[۳]، هارلو [۴]و … سود برده. اون درزمان یه دوره چهل ساله، نظریه اش رو واسه تطبیق داده های جدید تنظیم کرد (فلاناگان[۵]، ۱۹۹۹). طبق این در این قسمت واسه جمع بندی مطالب و آزمایش نظریه دلبستگی در پرتو دلایل تجربی به بحث درباره  نظریه های دلبستگی قبل از بالبی پرداخته و بعد به بیان نظریه بالبی می پردازیم.

 

[۱]- Masen

[۲]-Spitz

[۳]-Lorenz

[۴]-Harlow

[۵]- Flanagan

علمی