تولید ناخالص داخلی

دانلود پایان نامه

3-6-4 ترتیب و انتصاب مدیران کارآمد
صنعت نفت علاوه بر سرمایهگذاری در زمینهی اکتشاف، تولید و پالایش درحال تغییر پایگاههای جغرافیایی خود است و این نکته را فراگرفته است که در مناطق پیچیده، درکشورهایی درحال گذار و در بازارهای درحال شکلگیری چگونه عمل کند. مدیریت نفت باید تشخیص دهد که نکتهی مهم در مدیریت ریسک یک سرمایه گذاری دراز مدت همکاری با سایرکشورهاست. برای توسعهی سرمایهگذاری و آموزش باید با کشورهای صاحب سرمایه و فناوری مدرن همکاری کرد تا فرصت استفادهی کامل از نیروهای صنعت نفت به دست آید. نظام مدیریت نفتی کشورهای دارندهی منابع عظیم نفت باید توان بهرهگیری از فرصتهای پیش آمده برای به روز کردن صنایع بالادستی و پایین دستی صنعت نفت و توان مدیریت ریسک را داشته باشد هرچند این مهم به پشتیبانی همه قوای مملکتی نیاز دارد، زیرا نفت نه تنها ثروتی راهبردی است که سیاستی راهبردی نیز محسوب می شود. به دلیل رقابت روز افزون در عرصهی صنعت نفت پیچیدگیهای منحصر به فرد آن و نقش سرنوشت سازی که دراقتصاد کشورمان بازی می کند اهمیت مدیران کارآمد و لایق اهمیتی دو چندان دارند. معاون وزیر نفت در امور منابع انسانی و مدیریت می گوید در برنامه چشم انداز 20 ساله کشور سرمایه گذاری درصنعت نفت به 470 میلیارد دلار افزایش خواهد یافت. بدیهی است که این حجم سرمایهگذاری در تاریخ صنعت نفت کشورمان بینظیر واستثنایی است و جهت افزایش بهرهبرداری سودآوری بیشتر و هدایت صحیح آن نیازمند مدیرانی متخصص، کار آمد و آشنا به مسایل بین المللی هستیم. درواقع پرورش مدیران آینده در شرکت های بزرگ نفتی اهمیتی فراوانی دارد در غیر این صورت بازنشسته شدن مدیران کهنه کار و قرار گرفتن افراد فاقد مهارتهای مدیریتی و صلاحیت های لازم باعث افول این شرکتها میشود.

3-6-5 تعریف خط سبز در پروژههای هزینه بر چند فازی صنعت نفت
خط سبز عبارت است از حداقل تجهیزاتی که لازم است تا زنجیرهی تولید با حداقل ظرفیت تولید شروع به کار کند. با استفادهی صحیح از تعریف خط سبز می توان هزینههای جانبی پروژه را به حداقل رساند. در این صورت با ساخت خط تولید اول، تکنولوژی ساخت و نصب شناسایی شده وتکمیل فازهای دیگر میتوان پروژه را با مشکلات و هزینههای کمتری به انجام رساند. دراین روش با توجه به این که تمام توان و سرمایه ی علمی و فنی در خدمت خط سبز قرار می گیرند. کیفیت تولید افزایش پیدا میکند پس از راه اندازی خط اول اپراتورهای آموزش لازم را به دست میآورند و اشتباهات هزینهبر کاهش مییابد علاوه بر این طریق می توان قسمت اندکی از هزینههای فازهای دیگر را از درآمد حاصل از تولید خط اول بهدست آورد.
3-6-6 شدت انرژی
شدت انرژی یکی از شاخصهای عمدهای است که از طریق آن میزان مصرف بهینهی انرژی دریک کشور مورد سنجش قرار میگیرد. شدت انرژی از طریق تقسیم میزان مصرف انرژی برمیزان تولید ناخالص داخلی محاسبه میشود. نفت وگاز 97 درصد نیازهای انرژی کشور را تامین میکنند. براساس آمار مصرف نهایی انرژی در کشور طی 30 سال گذشته 5/10 برابرشده است، که رشد سالانه معادل 4/8 درصد را نشان میدهد. در همین زمان رشد تولید ناخالص داخلی کشور با احتساب نفت تنها در حدود 4/3 درصد بوده است. معنای این عبارات افزایش شدت مصرف انرژی در ایران و کاهش بهرهدهی آن است. درسال 2001 شدت مصرف انرژی برای هردلار ارزش افزوده در ایران با 40770 بوده است درهمین سال متوسط شدت مصرف انرژی درکشورهای پیشرفته حدود 11000 بوده است .
با این حجم مصرف انرژی هر راه حلی که به کاهش شدت انرژی کمک کند درعمل نوعی مقابله با تحریمهای خارجی و سرمایهگذاری در صنعت نفت خواهد بود.

مطلب مشابه :  زنان سرپرست خانوار

3-6-7 مثالی عینی داخلی و برای مقابله با تحریم
در انتها برای جمع بندی کلی مثالی از یک ارادهی عظیم برای مقابله با تحریم زده میشود، مثالی داخلی که باعث تهییج غرور ملی میشود:
همانطور که میدانیم این اولین بار نیست که ایران با تحریمهای نفتی مواجه می شود. نخستین تحریم جامع سراسری علیه ایران در دوران معاصر، تحریم بریتانیا علیه ایران به منظور واکنش در برابر انتخاب دکتر محمد مصدق به وزارت بود که هدف ملیسازی صنعت نفت را دنبال می کرد.
جالب اینکه اولین قطعنامهی شورای امنیت علیه ایران نیز در زمان نخستوزیری دکتر محمد مصدق و به منزلهی واکنش علیه ملی شدن صنعت نفت ایران صادر شد. با این حال دکتر مصدق واکنشی متفاوت از دولتمردان دولت یازدهم در مقابل تحریمها داشت. وی در دورهی 28 ماههی نخست وزیری خود که کشور تحت فشار قدرتهای جهانی بود، کشور را تقریبا بدون هیچ درآمدی از نفت استوار نگه داشت و نه تنها خدشه و خللی بر اقتصاد وارد نیامد، بلکه اقتصاد ایران که پیش از این دوره، بحران زده و گرفتار رکورد و حتی ورشکستگی بود، سلامت خود را بازیافت و به صورت اقتصادی متوازن و متعادل درآورد.
استقلال اقتصادی ایران، مخالفان و موافقان
در آن زمان برخلاف انگلیسی ها که یکدل و یکزبان از شرکت نفت و منافع نفتی خود دفاع می کردند، ملی کردن نفت تا آخرین لحظه تصویب آن با مخالفت بخش مهمی از هیئت حاکمه روبرو بود؛ عواملی چون ارتجاع داخلی، طرفداران شوروی، منافع اقتصادی عوامل فاسد درون حکومت و سرسپردگان انگلیس، خوانین و ملا کان، تجار و بازرگانان هر یک به دنبال منافع شخصی و گروهی خویش جبهه ای ناپایدار در برابر یکپارچگی قدرت های جهانی به وجود آورده بودند و تمام تلا ش رهبران نهضت ملی شدن، صرف خنثی کردن مخالفت ها و کارشکنی ها می شد.
در واقع مخالفان بر دو نکته تاکید میکردند، اول اینکه ایران امکان فنی و مدیریتی استحصال نفت را ندارد و دوم در صورت پافشاری بر ملی کردن صنعت نفت، امکان راه افتادن یک جنگ و حملهی نظامی انگلستان به ایران وجود دارد.
اما در مقابل کسانی که ملی شدن صنعت نفت را طرح کردند علاوه بر اینکه معتقد بودند با ملی شدن نفت، «دولت و ملت از اعمال نفوذهایی که شرکت و دولت انگلیس معمول داشته» رهایی می یابد، اهداف اقتصادی نیز به دست خواهد آمد. برای مثال دکتر مصدق در جلسه 26/9/1329 مجلس، ملی شدن نفت را امری ساده عنوان نمود و اظهار داشت که «حقیقت این است که کشور ایران دچار هیچ گونه ضرر اقتصادی و ارزی در اثر ملی کردن نفت نخواهد شد» چون کل درآمد استحصال و فروش نفت به دست خود ملت می رسد، و بنابراین منافع بیشتری نصیب مردم ایران خواهد شد.
یکپارچگی جهانی برای تحریم ایران
در مقابل دولت انگلستان به خاطر ملی کردن نفت (که حق مسلم هر کشوری است) سیاستی خصمانه پیش گرفت و در نخستین گام اقدام به تحریم نفتی ایران نمود. البته مصدق و جبههی ملی معتقد بودند که تحریم نفت ایران ممکن نیست؛ به این دلیل که اولا بسیاری کشورهای جهان وابسته به خرید نفت ایران هستند از جمله اروپای غربی ۱۶ درصد از نیاز خود به نفت خام و ۳۱ درصد از فرآورده های نفتی تصفیه شده مورد نیاز خود را از ایران وارد می کند و در صورت تحریم، خود اروپا و غرب جزو متضررین اصلی خواهند بود. ثانیا تصور سیاستمداران بر این بود که به دلیل رقابت شرکت های نفتی آمریکا با شرکت نفت انگلیس و از سوی دیگر ترس آمریکایی ها از نزدیک شدن ایران به شوروی، در صورت به توافق رسیدن با امریکا، خریدار عمدهی دیگری برای نفت ایران فراهم خواهد شد.
اما روند وقایع نشان داد که دولت چندان هم برای تحریم آماده نبود؛ چرا که اگرچه پیش بینی دولت در مورد عدم مداخلهی نظامی انگلیس(به دلیل ممانعت دو قدرت نظامی اول جهان) درست درآمد، اما تحریم نفتی کامل از جانب انگلیس، با پشتیبانی دیگر قدرت های غربی(حتی شوروی) همراه شد. به نحوی که امریکا نه تنها به صف تحریمکنندگان ایران پیوست، که در پشت پرده، قضایا را به نحوی پیش برد که منافع انگلستان همواره لحاظ شود.
علاوه بر این به دنبال تحریم، استخراج نفت از منابع نفتی عربستان سعودی به میزان ۶۰ درصد افزایش یافت، کویت به صادرات نفت خود ۹۴ درصد افزود و استخراج نفت در ونزوئلا بیش از ۱۵ درصد افزایش یافت و بخش عمده ای از این افزایش استخراج ها توسط شرکت نفت انگلیس خریداری می شد. از سوی دیگر افزایش ظرفیت پالا یشگاه های دیگر نیز برای جبران کاهش صادرات فرآورده های نفتی پالا یشگاه آبادان در دستور کار قرار گرفت.

مطلب مشابه :  عوامل سازنده رضایت شغلی

مشکلات ادارهی دولت در تحریم
ـ هنگام ملی شدن نفت، بدهی شرکت نفت (انگلیس) به ایران، ۵۰ میلیون لیره بود که دولت انگلستان تمامی ذخایر ارزی ایران در انگلستان را بلوکه کرد.