جامعه شناسی هنر در ایران، جامعه شناسی هنر، پایگاه اقتصادی

1 ) انتخاب سینما و محتوای آن که عموما فعالیتی عقلانی و معطوف به هدف می باشد و مخاطب فعال را نسبت به رسیدن به آن به حرکت وامی دارد .
2 ) فرد فرد مخاطبان نسبت به نیاز رسانه ای خود دارای یک نیاز شخصی و یک نیاز اجتماعی مشترک می باشند .
3) کارکرد شخصی رسانه ، به بیان کلی بیش تر از اصول زیبا ششناختی یا فرهنگی در شکل گیری مخاطبان نقش و اهمیت دارد .
4 ) تمام یا اغلب عوامل تاثیر گذار بر شکل گیری مخاطبان ( انگیزه ، رضایت ، گزینش و بازخورد) دارای نقش مستقل می باشند .
در این نظریه یک مدل از فرآیند گزینش رسانه ای توسط کاتز ، بلامر و گورویچ در سال 1974 ارائه شد که در این پژوهش :
1 ) سرچشمه های اجتماعی و روان شناختی
2 ) نیاز های گزینشی رسانه
3) قرار گرفتن مخاطب در برابر رسانه
و 4 ) رضایت مخاطب می باشد .
همزمان با این تحقیق ، روزنگرن محقق امریکایی در سال 1974 با مدل پیشگام خود با تکیه بر مفهوم نیازها یا خواست های اولیه انسانی توانست به توصیف و گسترش مراحلی بپردازد که در آن برخی از نیازها کارکرد خود را از دست داده اند و به صورت مشکل درآمده اند . روزنگرن اذعان دارد که مخاطبان می توانند خصایص جمعی و مشترک داشته باشند که نیازهای آنها را برطرف سازد ، از اهداف بلند مدت این تحقیق دست یافتن به نوعی چهارچوب نظری کلی است که تمام یافته ها را در خود جای می دهد و دلائل استفاده از رسانه هایی چون سینما را به این شکل بیان می کند : 1 ) تفریح ، سرگرمی و شادی عاطفی 2 ) نیاز اطلاعاتی و شناختی 3 ) نیاز اجتماعی ، هویت و گفت وگو با دیگران .
روزنگرن در مرحله اول بین نیازهای شناختی و عاطفی تفکیک قائل شد و سپس سه بعد دیگر به آن اضافه کرد : 1 ) کاربرد فعالانه در برابر منفعلانه 2 ) هدف مندی بیرونی در برابر درونی 3 ) جهت گیری روبه رشد یا رو به ثبات . این عوامل وقتی در مقابل هم قرار می گیرند انگیزه های متفاوت در برابر استفاده از رسانه را به وجود می آورند .
نمودار شماره 1 : مدل فرآیند گزینش رسانه ای که توسط کاتز ، بلامروگورویچ در سال 1974 ترسیم شد .
آمادگی روانی فرد
قابلیّت فرد
رضایت بخش بودن نتایج مشارکت
اهمیّت مشارکت در نیل به اهداف نسبت به سایر وسایل
مشارکت اجتماعی
پایگاه اقتصادی- اجتماعی
اوقات فراغت
دانش
ارزشمندی پاداش های حاصل از مشارکت
( منبع : بلامر و گورویج ، 1974 : 156 )
14 – 3 – 2 ) جامعه شناسی هنر در ایران :
از ابتدای ورود جامعه شناسی هنر به ایران که حدودا در دهه 1340 بوده است ، جریان موجود در آن مقطع شدیدا تحت تاثیر گرایش های چپ بوده که تا حدود زیادی نتیجه دگرگونی های سیاسی بوده است . بر اساس دیدگاهی که شرایط اجتماعی را حاکم بر اراده ی فرد می داند ، این گونه بیان می کند که شخصیت های مهم ، زاده روزگارشان هستند . معنای چنین رویکردی این است که فرد در برابر اجتماع موجودی منفعل می باشد و نمی تواند در مقابل شرایط جامعه واکنش مخالف انجام دهد و غیر ممکن است بدون آن که محصول اوضاع و شرایط اجتماع باشیم ، بتوانیم بنیاد را تغییر دهیم . (فرهنگی ،1387 : 56 ) .