جنگ جهانی اول

دانلود پایان نامه

اسلام نه تنها به مدیر و فرمانده اجازه نمی دهد که نیلش به منصب فرماندهی، او را به خودبینی و تکبر بکشاند، بلکه باید به شکرانه چنین توفیقی بر تواضعش افزوده شود و رابطه خود را با دیگران صمیمی تر و نزدیکتر و فعالتر سازد.
«غرور» گاه در فردی پیدا می شود و گاه قوم و ملت یا نژادی در چنگال این رذیله اخلاقی گرفتار می شوند و بی شک، قسم دوم خطرناک تر است، زیرا گاه کشور یا دنیایی را به آتش می کشد و نمونه آن جنگ جهانی اول و دوم بود که حداقل یکی از علل عمده آن، غرور و نژاد پرستی آلمانی ها بود.
(نادری وکریمی خویگانی،139،ص87)
نخستین جرقه های غرور، همان گونه که اشاره کردیم، در آغاز آفرینش انسان و در چهره شیطان دیده شد و همان گونه که در اولین آیه مورد بحث آمده است، هنگامی که خداوند به او خطاب کرد: «قالَ ما مَنَعَکَ اَلَّا تَسْجُدَ اِذْ اَمَرْتُکَ…» (اعراف، آیه 12
(چه چیز تو را مانع شد از اینکه بر آدم سجده کنی، هنگامی که به تو فرمان دادم،) «شیطان (با لحنی غرور آمیز) گفت: «قالَ اَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ» (اعراف، آیه 12)
(من از او بهترام! مرا از آتش آفریده ای او را از گل.)
الف) کبر چیست؟
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «کبر آن است که مردمان را خوار و کوچک بشمری و حق را ناچیز بدانی» (حر عاملی، 1380،ج4 ،ص 259).
محمد بن عمر بن یزید از پدرش روایت می کند: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: همانا من غذای پاکیزه می خورم و بوی خوش می بویم و بر چهار پای خرامنده سوار می شوم و نوکر پشت سر من راه می افتد. پس، آیا شما در این امور چیزی از تکبر می بینید تا آنها را به جای نیاورم؟ امام صادق(علیه ا لسلام) قدری سکوت فرمود و سر به زیر افکند. سپس، فرمود: «همانا آن متکبر که ملعون است، کسی است که مردم را کوچک شمارد و از حق بی خبر باشد». عمر گوید: عرض کردم.: من نسبت به حق نادان نیستم، اما کوچک شمردن مردم را نمی دانم یعنی چه؟ حضرت فرمود: «کسی که مردم را کوچک بشمرد و برآنان تکبر ورزد (خود را از آنان بالاتر و برتر بداند)، چنین کسی متکبر است» (همان).
ب)انواع کبر:
شهید آیت الله دستغیب سه نوع کبر را بر می شمارد؛ «کبر در برابر خدا»، «کبر در برابر پیغمبر و امام»، «کبر در برابر مردم». (نادری،کریمی خویگانی،139، ص89)
1)کبر در برابر خدا: این نوع کبر دارای انواعی گوناگون دارد؛ هنگامی که انسان جاهل و مغرور خود را مستقل می داند و تمام شئون خود را از خودش می داند و حاضر نیست خود را مخلوق و زیردست خدا تصور کند. قرآن می فرماید: «اِن فِی صُدوُرِ اِلاّ کِبْرٌ ما هُمْ بِبَا لِغیهِ»، (غافر، آیه 56)
(نیست در سینه های ایشان مگر کبر و سرکشی که به آن نخواهند رسید.)
کبر، شدیدتر می شود و از خودش تجاوز می کند و درباره دیگران نیز دعوی ربوبیت و الوهیت می کند و می گوید: «فلان جمعیت را من فرماندهی و اداره می کنم. آنان تحت تصرف و تربیت من هستند. من نان آنان را می دهم و…».
فرعون می گفت: « فَقَالَ أَنَا رَبُّکُمُ الاَعْلیَ» (نازعات، آیه 24) «گفت منم خدای بزرگ شما»
و یا نمرود که می گفت: «قال أنَا اُجِیَ وَاُمِیتُ»، (بقره، 260)
«من زنده می کنم و می میرانم،» و علتش این بود که دو نفر مقصر را از زندان آوردند؛ یکی را کشت و دیگری را زنده نگه داشت!
گاهی به علت غرور، از اطاعت اوامر و نواهی خداوند تکبر می کنند، هر چند منکر خدا نیست. قرآن می فرماید: «فَاَمَّا الَذینَ اسْتَکبَرُوا فَیُعَذِّبُهُم عَذاباً اَلیماً»، (نساء، آیه 172)
«آنهایی که زیر بار اطاعت و بندگی او نرفته و تکبّر و سرکشی کرده اند، پس آنان را عذاب می فرماید؛ غذابی دردناک.» هر گناهی که از روی کبر و سرکشی باشد، قابل آمرزش نیست، زیرا ناظر بر کفر صاحبش است.
2)کبر در برابر پیغمبر و امام: آن است که خود را برابر یا بالاتر از ایشان بدانی و حاضر به تسلیم و فرمانبردی از آنان نباشی. فرعونیان به هارون و موسی (علیهم السلام) می گفتند: «وَقالوُأ نُؤمِنُ لِبَشَرَیْنِ مِثلِنا»، (مومنون، آیه 49) آیا ایمان بیاوریم به دو بشری که مثل ما هستند و بر ما برتری ندارند. قریش در برابر حضرت محمد می گفتند: «جوانی یتیم است و از آنجا مال و جاه ندارد؛ سزاوار پیغمبری نیست. چرا قرآن برکسی که جلال ظاهری دارد (مانند ولید بن مغیره و ابومسعود ثقفی) نازل نشد تا ما او را پیروی کنیم».واگر سخن حقی از آنان بشنود،آن را انکار می کند ونمی پذیرد.
(نادری وکریمی خویگانی،1390،ص89)

مطلب مشابه :  ابزارها، انتظارات، نیاز