خطای معیار اندازهگیری، مفاهیم و اصطلاحات در، نظریه تعمیم پذیری

خطای معیار اندازهگیری، مفاهیم و اصطلاحات در، نظریه تعمیم پذیری

خطای معیار اندازهگیری، مفاهیم و اصطلاحات در، نظریه تعمیم پذیری

چه اندازه مفروضههای نظریه کلاسیک آزمون با واقعیات در ارتباط است.
یکی از نتایج نظری مدل کلاسیک آزمون، ساخت فرمهای موازی آزمون است. این امر از
لحاظ نظری قابل دفاع است لیکن در عمل، ساخت آزمونهای موازی واقعی غیرممکن است. زیرا نمرات
واقعی و خطا، ساخت نظری غیر قابل مشاهده دارند و موازی بودن فرمها قابل تبیین و توجیه نیست.
نظریه کلاسیک آزمون، آزمون مدار است. در قالب این نظریه، نمره کل را برای تفسیر در نظر
میگیرند. نمره کلها میتوانند با هم مشابه باشند در حالیکه توانایی و مهارتهای افراد با هم متفاوت باشد. این نظریه توجهی به اینکه یک آزمودنی چطور به سوال پاسخ میدهد ندارد. به عبارت دقیقتر، این نظریه ما را به پیشبینی نحوه عملکرد یک فرد یا یک گروه از آزمودنیها در مواجه با یک سوال خاص قادر نمیسازد.
نظریه کلاسیک آزمون به اندازه کافی برای توزیعهای نمره مشاهده شده آزمون که اثرات پایه
و سقف دارند دلیل موجهی نمیآورد، جایی که نسبت بزرگی از نمره آزمودنیها در هر دو انتهای پایین و بالای دامنهی نمره آزمون قرار دارند.
مجموعهی متنوع و گستردهای از عوامل میتواند نمرات مشاهده شده را تحتتأثیر قرار دهد،
از جمله چگونگی ساخت سؤالات، اجرای آزمونها، نمره گذاری سوالات. در CTT همه این عوامل فقط در اصطلاح خطای تصادفی در مدل آماری گنجانیده شده است.
اعتبار در نظریه کلاسیک اندازهگیری به عنوان ” همبستگی میان فرمهای موازی یک آزمون”
تعریف میشود. در عمل مرتفع کردن شرایط تعریف آزمونهای موازی اگر غیرممکن نباشد، دشوار است. ضرایب اعتبار موجود، برآورد حد پایین اعتبار را به دست میدهند یا برآوردی از اعتبار با سوگیری نامعلوم را فراهم میسازند.
خطای استاندارد اندازهگیری که تابعی از واریانس و ضریب اعتبار آزمون میباشد، فرض
میشود که برای همه آزمودنیها در همه سطوح توانایی یکسان است. در حالیکه، برحسب سطوح مختلف نمرات حقیقی و موقعیت آزمودنیها بر روی پیوستار صفت مکنون، خطای اندازهگیری متفاوت است و معمولاً آزمودنیهای با توانایی کمتر دارای خطاهای استاندارد اندازهگیری بیشتری هستند تا آزمودنیهای قویتر و با نمرات حقیقی بالاتر. علاوه بر آن، خطای معیار اندازهگیری به گروه نمونه وابسته است زیرا نمیتوان آن را جدا از اعتبار آزمون تعیین کرد.
نظریه تعمیم پذیری(GT)
عوامل مختلفی، نمرات مشاهده شده آزمون را تحت تأثیر قرار میدهد. در نظریه کلاسیک آزمون، همه
این عوامل تحت یک عبارت خطای تصادفی نامتمایز در مدل آماری گنجانیده میشود. روانسنجان برای لحاظ کردن این عوامل و تفکیک آنها در مدلهای آماریشان، نظریه تعمیمپذیری را گسترش دادند. بنا به گفتهی برنان (a2010)، نظریه تعمیمپذیری چارچوب مفهومی گسترده و مجموعه محکمی از روشهای آماری را برای پرداختن به مسائل اندازه گیری متعدد فراهم کرده است تا حدی که، این نظریه را میتوان به دلیل به کار بستن روشهای تحلیل واریانس(ANOVA) به عنوان بسطی از نظریه کلاسیک آزمون تلقی کرد. نظریه کلاسیک آزمون و ANOVA را میتوان به عنوان والدین نظریه تعمیمپذیری پنداشت، اما این کودک هم بیشتر و هم کمتر از پیوند سادهی والدینش است. اگر چه نظریه تعمیمپذیری، نظریه کلاسیک آزمون را گسترش داده است، اما همه ابعاد نظریه کلاسیک آزمون در نظریه تعمیمپذیری وارد نشده است. علاوه بر این، مسائل ANOVA که در نظریه تعمیمپذیری بر آن تأکید میشود متفاوت از مسائلی است که در بسیاری از طرحهای آزمایشی و متون ANOVA غالب است. نظریه تعمیمپذیری به طور خاص بر روی مؤلفههای واریانس و برآوردشان تمرکز میکند.
در این نظریه با تجزیه واریانس نمره کل به رویه های چندگانه، امکان برآورد درصد واریانس ناشی از هر رویه بوجود میآید و از این طریق میتوان رویهای (منبع خطا) که مقدار مؤلفه واریانس آن و یا مقدار مؤلفههای واریانس اثرهای متقابل آن زیاد است را شناسایی کرد و در ادامه با اقدامات مؤثر مقدار واریانس خطا را کاهش داد و فرایند اندازهگیری را بهبود بخشید. فرض کنید در بررسی که انجام دادهاید، رویه ارزیاب مؤلفه واریانس بزرگتری دارد. در اینجا میتوان با افزایش سطوح این رویه (افزایش تعداد ارزیابان) و یا آموزش بهتر برای ارزیابان، به ثبات بهتری در بین ارزیابان رسید. همانطور که فن و سان (2013) بیان نموده اند؛ این نظریه با مطالعات D برای طرحهای اندازهگیری مختلف، به محققین این امکان را میدهد که تأثیر سطوح اندازهگیری را بر روی اندازه اعتبار بسنجند و اندازه اعتبار را در مطالعه واقعیشان پیشبینی کنند. در این راستا محققین میتوانند با استفاده از قابلیت انعطاف پذیری و پیشبینی این نظریه و با در نظر گرفتن ملاحظات عملی، پروتکل اندازه گیری بهینهای را طراحی کنند.
در GT، اعتبار مسئلهای است از نظر درجهای که میتوان از یک مشاهده به جهانی از مشاهدات تعمیم
داد (کرونباخ، گلیسر، ناندا و راجاراتنام، 1972، به نقل از براون، 2005). از آنجا که یک اندازه خاص ممکن است به جهانهای بسیار متفاوتی تعمیم داده شود، بنابراین با ضرایب اعتبار مختلفی همراه خواهد بود. ضریب تعمیمپذیری (اعتبار) یک آزمون، ویژگی تغییرناپذیر آن نیست بلکه تحت تأثیر شرایط اجرای آزمون قرار دارد. بر اساس این نظریه، یک آزمون میتواند برای برخی مقاصد معتبر باشد ولی برای مقاصد دیگر کاملاً نامعتبر باشد. GT قابلیت کاربرد گستردهای دارد و در زمینههای متعددی به کار گرفته شده است.
مفاهیم و اصطلاحات در GT
بنا به گفتهی برنان (a2010) مهمترین وجه و ویژگی منحصر به فرد GT چارچوب مفهومی آن است.
لذا برای ارتباط برقرار کردن با این نظریه و درک چارچوب مفهومی آن، مفاهیم و اصطلاحات رایج در این نظریه جداگانه و با استفاده از مثال زیر شرح داده میشود.

 

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~