خواجه عبدالله انصاری

دانلود پایان نامه

سوم : فقر نفس که عبارت است ازآزمندی و سیری ناپذیری .
چهارم : فقر و نیازمندی به خدا .همچنان که درآیه «پروردگارا به آنچه از خیر و خوبی بر من نازل کرده ای نیازمندم» مقصود همین معنا از فقر است.
فقر عبارت است از نیازمندی انسان یا بی نصیب ماندن از چیزهایی که برای تامین زندگی او وکسانی که تحت تکفل او هستند کفایت می کند . به عبارتی دقیقتر :فقر عبارت است از نداشتن چیزهایی که آدمی در زندگی به آنها نیازمند است و ناقص یا اندک بودن امکاناتی که شکوفایی قابلیت آدمی ظهور استعدادهای او به آنها بستگی دارد .
امام محمد غزالی درتعریف فقر چنین می گوید: بدان که فقر عبارت است از نیستی آنچه بدان حاجت باشد. اگر آنچه بدان حاجت افتد موجود باشد و برآن قدرت بوده محتاج فقیر نباشد و چون این فهم کردی شک نداری درآنچه هر موجودی جز حق تعالی فقیر است زیرا که محتاج است به دوام وجود و دوام وجود او از فضل باریتعالی است و این است معنی فقر مطلق. 1
خواجه عبدالله انصاری می گوید: بدان که فقر دو است : یکی آن که رسول خدا از آن استعاذت کرد و گفت « اَعوذُ بِکَ مِنَ الْفَقْرِ»و دیگر آن که فرمود :« اَلْفَقْرُ فَخْری». آن یکی نزدیک کفر است واین یکی نزدیک حق. اما آن که به کفر نزدیک است فقر دل است که علم و حکمت و اخلاق و صبر و رضا و تسلیم وتوکل از دل ببرد.اما آن فقر که گفت الفقر فخری آن است که مرد از دنیا برهنه گردد و در این برهنگی به دین نزدیک گردد.2
در قرآن فقر با تعبیرات گوناگونی مطرح گشته است:
1-سیئه؛ گناه زشت: به فقر تفسیر شده است.« ََو بَلَونَهُم بِالحَسَناتِ وَ الَّسیئاتِ» 1و آنها را به خوبیها و بدیها بیازمودیم.درتفسیر علی بن ابراهیم قمی آمده است : یعنی« بِالسِعهِ وَ الْاَمْنِ وَ الْفَقْرِ وَ الْفاقَهِ الشِدَّهِ » (آزمودیم) با فراخی و امنیت و فقر و بینوایی و سختی.
1-غزالی ،کیمیای سعادت ،ج2، ص425-
2- انصاری ، عبدالله بن محمد ،منازل السائرین،
3 -اعراف 168 ،مترجمان ،ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القران ،ج10 ،ص100
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که گفته اند: « حسنات» در کتاب خدا دو قسم است و «سیئات» نیز دو قسم است: از جمله حسناتی که خدا ذکر کرده است : سلامتی، امنیت ، فراخی در زندگی و رزق و روزی است . اینها را خداوند حسنات و نیکیها نامیده است و منظور از سیئه و بدی در اینجا بیماری و ترس و گرسنگی و سختی هاست.
2- مسکنت : بیچارگی ؛ «وَ ضُرِبَت عَلَیهِمُ المَسکَنَهُ »1، بر ایشان مهربیچارگی و فروماندگی زده شد.در تفسیر قمی این آیه نیز به جوع و گرسنگی تعبیر شده است.
3-قتر: سختی و تنگدستی؛« وَلَا یرهَقُ وُجُوهَهُم قَتَرُُ وَ لَا ذِلَّهٌ»2سختی و تنگدستی و زبونی چهره شان را نمی پوشاند.
4-سوء : بدی و زشتی:«وَلَو کُنتُ أَعلَمُ الغَیبَ لَاستَکثَرتُ مِنَ الخَیرِ وَ مَا مسَّنِی السُّوءُ»3اگرغیب می دانستم سود بسیار می بردم و بدی به من نمی رسید. امام باقر علیه السلام سوء را دراین آیه به « فقر » تفسیر کردند.4
1-آل عمران 112،شریف لاهیجی ،محمدبن علی ،تفسیر شریف لاهیجی ،ج1 ،ص367
2-یونس ،26 ،قمی ،علی بن ابراهیم، تفسیرقمی ،ج1،ص311
3-اعراف ،188 ،سیوطی ،جلال الدین،الدر المنثور فی تفسیر الماثور،ج3 ،ص151
4- بحرانی ،سیدهاشم ،البرهان فی تفسیر القران ،ج4 ،ص202 فی کتاب (طب الأئمه (علیهم السلام)): بإسناده عن جابر بن یزید، قال: قال أبو جعفر الباقر (علیه السلام): «إن الله عز و جل یقول فی کتابه: وَ لَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیبَ لَاسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیرِ وَ ما مَسَّنِی السُّوءُ یعنی الفقر
2-1-3- فقر از دیدگاه احادیث:
2-1-3-1 – ستایش فقر و فقرا:
از ائمه معصومین علیهم السلام در رابطه با ستودن فقر و ارزش فقرا احادیث متعدی وارد شده است. غرض از فقر در این احادیث فقری است که از علتها ، آفات و بعضی اموال طبیعی یا تقدیرها ی حتمی نتیجه می شود نه فقری که سبب آن ستم معیشتی و ظلم اقتصادی باشد.و یا برخی احادیث اشاره به فقر اختیاری است که بعضی آن را از باب زهد و قناعت برای خود برمی گزیند. شاید هم برخی احادیث یاد شده جهت ایجاد «اعتماد به نفس » در محرومان باشد بدان جهت که شخصیت آنان خرد نشود و به علت از دست دادن اعتماد به نفس سقوط نکنند و حضور فعالانه آنها در اجتماع از بین نرود .
1- پیامبر خدا صلی الله و علیه وآله فرمودند: در میان فقیران برای خود دستهایی پیدا کنید زیرا در روز قیامت آنان برای خود قدرتی دارند.

مطلب مشابه :  دیوان کیفری بین المللی