خودناتوانسازی تحصیلی، رفتار پرخاشگرانه، مقابله با استرس

خودناتوانسازی تحصیلی، رفتار پرخاشگرانه، مقابله با استرس

خودناتوانسازی تحصیلی، رفتار پرخاشگرانه، مقابله با استرس

جرأتورزی شامل احقاق حقوق خود، ابراز افکار و عقاید و احساسات خود به شیوهای مناسب و مستقیم و صادقانه است، به گونهای که حقوق دیگران را از بین نبریم و همچنین رفتاری است که شخص را قادر میسازد تا به نفع خود عملکند، بیهیچگونه اضطرابی رفتاری متکّی به خود داشتهباشد، احساسات واقعی خود را صادقانه ابرازکند و با توجه به حقوق دیگران، حق خود را به دستآورد. (هارجی،2005)
به اعتقاد ولپه (1982) جرأتمندی عبارت از بیان مناسب و صحیح هرنوع هیجانی به غیر از اضطراب نسبت به فرد دیگری است. وجود چنین رفتاری در فرد سبب میشود که احساسات و هیجانات خود را در برابر رفتار دیگران که میتواند طیف وسیعی از تحقیر تا تحریک را همراه داشتهباشد بدون ترس و به شکلی صحیح ابراز دارد.
آلبوتی و آمونس (1975)رفتار جرأتمندانه را ایستادگی در حفظ شأن انسانی و نفوذ میدانند و به این طریق میان این مفهوم با رفتار پرخاشگرانه مرز قاطعی میکشند.
بی شک حوزه درمان آلام بشری یکی از چالش انگیزترین عرصههای تخصصی است و روان درمانی نیز به واسطه ارتباط مستقیمی که با سلامت جسمانی و روانی دارد، در زمره مهمترین آنها به شمار میآید. حوزه (رواندرمانی) از قدمتی به فراخنای خلقت آدمی و عمری به جوانی رشتههای روانپزشکی و روانشناسی برخوردار است. (کوری 2001، ترجمه بهاری و دیگران، 1386)
اوّلینبار که نظریه تحلیل تبادلی ارائه و به عموم عرضه گردید در سال 1975 و در یک کنفراس حرفهای در شهر لسآنجلس بود. برن در سال 1961 کتاب تحلیل تبادلی در رواندرمانی را منتشر کرد و در آن رئوس اصلی دیدگاه خود را شرح داد. پیروان او مطالب دیگر به آن اضافهکردند و کنش عملی آن را تصحیحنمودند. در تحلیل تبادلی نقش محیط و ارتباط اجتماعی از اهمّیت فراوانی برخوردار است. با این حال نهایتاً افراد مسئول زندگی و رفتار خود هستند و فرد باید این مسئولیّت را پذیرا باشد و به نقش خود در زندگی بیش از هرعامل دیگری توجهنماید. (فیروز بخت، 1386)
درمان شیوه تصمیمگیری مجددبر اساس مفاهیمی چون احکام، تصمیمهای اولّیه و تصمیمهای جدید استوار است. درمان تصمیمگیری مجدد شکلی از تحلیل تبادلی است که برای درک نحوه گسترش یادگیری دوران کودکی به بزرگسالی، چارچوب مفیدی ارائه میکند. این رویکرد بر این فرض استوار است که بزرگسالان بر اساس فرضهای گذشته که زمانی برای ارضای نیازهای حیاتی آنها مناسب بود امّا دیگر ارزشمند نیست، تصمیمگیری میکنند. این رویکرد بر ظرفیت تغییردادن تصمیمهای اولّیه تأکید میکند و به سوی افزایش آگاهی فرد، با هدف تواناساختن مراجعان برای تغییردادن دوره زندگیشان جهتگیری شدهاست. در درمان تصمیمگیری مجدد، مراجعان میآموزند که چگونه قواعدی که در کودکی دریافت و ترکیب کردهاند، اعمال آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. (کوری 2001، ترجمه اعتمادی و هاشمی اذر،1385)
گلدینگ1978)) خاطر نشان میسازد که تصمیمهای اولّیه نه بر اساس یک وضعیت فکری بلکه بر اساس یک وضعیت احساسی گرفته شدهاست. بنابراین، برای خروج از پیشنویس باید با آن احساسهای کودک که در زمان تصمیم اولّیه تجربه کردهاست، دوباره تماس حاصلکند، با بیان احساسها آن وضعیت را خاتمه بخشند و تصمیم اولّیه را با یک تصمیم مجدد مناسب و نو عوضکند. این کار را میتوان از طریق تخیّل و تصوّر یا رؤیاپردازی انجامداد و یا کار برروی صحنه اولّیه که در آن مراجع به گذشته برمیگردد تا یک صحنه اولّیه آسیبرسان را به یادآورد و آن را دوباره تجربهکند. (استوارت و جونز،1987، ترجمه داد گستر، 1386)
اهمّیت و ضرورت پژوهش
نوجوانی دوره پیچیدهای از رشد انسان است که دامنه آن از 12 تا 18سالگی امتداد دارد. در واقع، صرف نظر از دوره نوزادی در هیچ دورهای از زندگی تغییراتی به اندازه دوره نوجوانی در فرد روی نمیدهد. نوجوان با دگرگونیهای مهمّی مواجه شده و باید نقشهای تازه در محیط اجتماعی سازگار شود. تجربه نوجوانی ممکن است با استرس و فشار همراه باشد. در این سن، نوجوانان دلبسته تجربههای خود شده و فاقد یک دیدگاه باز هستند و ممکن است تعارضات و ناکامیهایی را تجربه کنند که به جای آنکه نشاندهند پاسخهای بهنجار نوجوان نسبت به رشد باشد، از آشفتگیهای روانی حکایتکند. (بیابانگرد،1384) برای رویارویی با این مشکلات، دستیابی به توانمندیها و مهارتهایی ضروری است. از جمله این توانمندیها بهرهمندی فرد از جرأتورزی است.
از آنجا که استفاده از راهبردهای خودناتوانسازی تحصیلی، یکی از موانع مهم پیشرفت دانشآموزان است و مدرسه از جمله مکانهایی است که دانشآموزان سالهای مدیدی از زندگی خود را در آن حضور دارند و بعد از پایانیافتن تحصیل در مدرسه به دوران جدیدی از زندگی ( دانشگاه، کار، ازدواج) وارد میشوند، که در آنجا با چالشها و موقعیّتهای استرسزای بیشتری روبرو میشوند که باید منطقی و آرام و بادرایت بدون آنکه تسلیم شوند، چارهاندیشی کنند. همچنین راهکارهایی را به دانشآموزانی که با پیامهای منفی والدینی که از کودکی با خود حملکردهاند و اکنون با آنها زندگی میکنند ارائه دهد تا بتوانند به افرادی تبدیلشوند که تصمیمات جدیدی را اخذکنند تا در نهایت بتوانند به انسانهای مفید و سازنده در زندگی خود و جامعه تبدیلشوند. از اینرو پژوهشگر درصدد است با آموزش مهارتهای تصمیمگیری مجدد به کاهش خودناتوانسازی تحصیلی برای کمک به پیشرفت تحصیلی و افزایش مهارت جرأتورزی برای مقابله با استرسهای دوره نوجوانی کمککند.
اهداف پژوهش
-بررسی اثربخشی آموز
ش مؤلفههای تصمیمگیری مجدد بر کاهش خودناتوانسازی تحصیلی و افزایش جرأتورزی دانشآموزان پسر سال سوم هنرستان.
– بررسی اثربخشی آموزش مؤلفههای تصمیمگیری مجدد بر کاهش نمره ابعاد خودناتوانسازی تحصیلی دانشآموزان پسر سال سوم هنرستان.
– بررسی اثربخشی آموزش مؤلفههای تصمیمگیری مجدد بر کاهش نمره کل خودناتوانسازی تحصیلی دانشآموزان پسر سال سوم هنرستان.
– بررسی اثربخشی آموزش مؤلفههای تصمیمگیری مجدد بر افزایش نمره جرأتورزی دانشآموزان پسر سال سوم هنرستان.
-بررسی اثربخشی آموزش مؤلفههای تصمیمگیری مجدد بر کاهش خودناتوانسازی بیشتر است و یا افزایش جرأتورزی.
سوألهای پژوهش
-آیا آموزش مؤلفههای تصمیمگیری مجدد بر کاهش خودناتوانسازی تحصیلی و افزایش جرأتورزی دانشآموزان پسر سال سوم هنرستان مؤثر است؟
– آیا آموزش مؤلفههای تصمیمگیری مجدد بر کاهش نمره کل خودناتوانسازی تحصیلی دانشآموزان پسر سال سوم هنرستان مؤثر است؟
– آیا آموزش مؤلفههای تصمیمگیری مجدد بر کاهش نمره ابعاد خودناتوانسازی تحصیلی دانش اموزان پسر سال سوم هنرستان مؤثر است؟
– آیا آموزش مؤلفههای تصمیمگیری مجدد بر افزایش جرأتورزی دانش اموزان پسرسال سوم هنرستان مؤثر است؟

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~