رستگاری ابدی

دانلود پایان نامه

عاقل داند که دایه گهواره طفل
از بهر سکوت طفل می جنباند
از این رو صوفیان توجه ویژه ای به سماع داشتند و حتی آن را غذای جان و دوای دل عاشق سالک، نام نهادند.
سماع به فتح شنیدن به معنی آواز خوش ،غنا ،سرود ، و در اصطلاح صوفیه : «آواز خوانی و پایکوبی و دست افشانی و وجد و شرکت دسته جمعی در ترانه خوانی و پایکوبی است.»
فصل دوم: پیشینه رقص
2.1. تاریخچه رقص
رقص در فرهنگ های غربی، هنر محسوب می شود و از دیرباز آن نوعی از تعبیرهایی است که در جماعت ها فهمیده می شود. رقص به معنای احساس و بیان رابطه انسان با طبیعت، جامعه، آینده و خدایان است. انسان با مشاهده همه ارکان عالم که در سیر و حرکتی موزون است، معانی و تعاریف خاصی از آن نموده است. حرکات جزر و مد، حرکت ستارگان و اجرام آسمانی، ابر و بادها و غیر این ها، نشان از جهان شمولی حرکات دارد. در فرهنگ هندی، شیوا، خدای رقص و حرکات اعضای بدن او همان حرکت کیهانی است. رقص شیوا اعمال الهی پنج گانه را به نمایش می گذارد؛
خلق مستمر جهان: از ریتم این رقص، کائنات آفریده می شود و گسترش می یابد.
حفظ و حراست جهان: نظم حرکات جاودانی کیهان را این رقص، پایدار می دارد.
تخریب و فنای جهان: کون و فساد در اشکال مختلف جهان حادث می شود.
تجسّد و تناسخ: رقص شیوا، سیر مدام حیات را از شکل محدود به شکلی نو بیان می کند.
رستگاری ابدی: با این رقص است که بشر بر نقش خویش در قلمرو ابدیت آگاه می شود.
در مذهب هند، رقص مذهبی این معنا را بیان می کند که جسم نیز می تواند مقدس باشد. در آفریقا نیز آداب و رسوم خاصی وجود دارد، رقّاصان هنگام رقص، صورتک هایی به چهره می زنند و پرهایی را روی کلاه های خود نصب می کنند به این معنی که نیرویی فوق طبیعت از طریق کار و تلاش و جنبش و حرکات گروهی تولید می شود و به این وسیله بشر، خود را به طبیعت پیوند می دهد.
اصولاً در هر رقصی در اقوام و ملل مسئله اشتراک عاطفی انسان ها مطرح و مفاهیمی را القا می کند که در قالب بیان نمی گنجد و همچون اسطوره نمادی از عالم والاتر از واقعیات روزمره می باشد.
در قرون وسطی رقص جمعی فقط برای تجمّل گرایان و قصر پادشاهان بوده است مخصوصاً در فرانسه، و منتشر شده است در قرن 16 نوعی از رقص برای تاج گذاری شارل نهم و به قصر بردن بوده است و نوع دیگر از رقص که قوی و تند بوده برای بردن عروس بوده است. رقص باله برای اوّل بار در قصرهای ایتالیا در قرن 16 سپس به فرانسه منتشر شده است، در فرانسه اهتمام زیادی به رقص باله گردیده است.
در رقص باله کلاسیک این حقیقت در اجرای باله«مرگ قو» با تموّج بازوان هنرمند که نه تنها تقلیدی از حرکات گردن قوی سفید نیست، بلکه مستقیماً القای اضطراب مرگ یک انسان است.
اما باله کلاسیک که در دامن یک فئودالیته زاییده شده بود، تنها جواب گوی احساسات و تمنّیات عصر رنسانس بود.
رقص بین زوج ها در اول قرن 19 شروع شد، منتقل شدن رقص از فرانسه به انگلیس در قرن 17 بوده است. سپس در بین انگلیسیها شایع شده است، رقص روجردی کوفرلی. و در دولت های دیگر انواع دیگر از رقص ظهور کرده است. مثل کازاردا در مجارستان، قالس و جالوب در آلمان، رقص شارلستون در آمریکا که این نوع مقدمه ای برای رقص های جدیدی مثل راک آندرول و چیرک و غیره گردیده است. البته نوعی از رقص در تمام دولت ها برای ارتش و سپاهیان بوده است مانند دبکه برای سوریه، خیل و تحطیب برای مصر.
اصولاً انواع هنر پس از رنسانس که محور اصلی نهضت ضد خدا و رشد اندیشه نوگرایی و انسان محوری قرار گرفت، صورت نوعی هنر، اعم از شعر، نقاشی، تئاتر، موسیقی، رقص و غیره در جهت اشباع منافع مادی و حیوانی توازن یافت. سنت ستیزی و نوگرایی از اهداف رنسانس شد، لذا قداستی که در هنر های غربی پیش از رنسانس مشاهده می شود، کم تر می توان در سبک های جدید هنری پیدا کرد. تأثیر دیگر فرهنگ ها از نتایج رنسانس کم نبود، رفته رفته به صورت استعمار فرهنگی و به هدف سیطره جهانی بر ممالک و جوامع دیگر درآمد. رقص مانند دیگر هنرها وسیله ای شد برای انحراف از مسیر انسانیت انسان و غرق شدن در مادیّات زوال پذیر دنیوی.
2.2. رقص در زمان پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله)
روایت شده است که جماعتی از صحابه حجل کردند به علت آنکه سروری بر آنها وارد شده بود و آن کار را واجب دانستند. در قصه أمامه دختر حمزه بن عبدالمطلب هنگامی که درگیر شدند در امر (تربیت) دختر، علی بن ابی طالب و برادرش جعفر و زید بن حارثه و هر کدام در پذیرش تربیت دختر گفتگو و جدال می کردند و هر یک می گفت که از بقیه خودش برتر و بر حق تر از دیگری است پس علی گفت: من او را از بین مشرکین مکه خارج کردم و من پسر عمویش هستم، جعفر گفت: من هم پسر عمویش هستم و خاله اش پیش من است. و زید گفت: من دایی اش هستم. پس رسول خدا به علی فرمود: تواز منی و من از تو، پس علی حجل کرد، و به جعفر گفت: خلق من به تو شبیه است. پس از علی، جعفر حجل کرد، و به زید گفت: تو برادر و دوست ما هستی و زید پس از جعفر حجل کرد. سپس پیامبر فرمود: او را بفرستید به نزد دایی اش. پس دختر را به جعفر سپردند. (حجل عملی خاص است که به نوعی خاص بر یک پا می پرند.)
وجه دلالت از این حدیث: در هر سرور مباح جایز می باشد تحریک آن و رقص سبب در تحریک سرور و نشاط است. حجل یعنی یکی از پاها را بلند کند و روی پای دیگری قرار دهد، این کار آن ها در محضر رسول خدا و انکار نکردن رسول خداست و دلالت بر مباح بودن این کیفیت از رقص است هنگامی که سرور باعث آن کار شود.
اعتراض به استدلال به وسیله ی این روایت:
ابن حجر هیتمی گفته است: این حدیث ناشناخته است و معنای الفاظ آن نامشخص است و آنچه که از آن سه نفر ذکر شده است دروغ و ساختگی است که روایت کردن آن حلال نیست. اگر در صحت حدیث تسلیم شویم حجیت و دلالت آن محقق نمی شود، چرا که آنچه حرام است از رقص آن کاری است که در آن خوار کردن و پستی باشد مثل کار مخنثین، و این کار را آن صحابه انجام نداده اند پس حدیث دلیلی بر مباح بودن رقص نیست.

مطلب مشابه :  رضایت از زندگی خانوادگی، ایالات متحده آمریکا، تعاریف نظری مفاهیم