روابط بین فردی

دانلود پایان نامه

7- به سوی بازی های دوران کودکی حرکت کنید. این توصیه به معنای داشتن ویژگی های دوران کودکی از جمله ابراز حالت هایی مانند عشق بدون قید و شرط، صراحت و کنجکاوی و. . . است.
8- آرامش داشته باشید واز اضطراب بپرهیزید.
9- قدرت آداب(آیین مذهبی) را جدی بگیرید.
10- عشق همه آن چیزی است که شما نیازمند آن هستید.
دهمین ویژگی هوش معنوی بیان عشق به خود، دیگران و جهان اطراف می باشد.
سیسک نیز هفت راه برای رشد هوش معنوی معرفی می کند که عبارتند از:
1- در مورد تمایلات، اهداف و خواسته های خود بیاندیشید تا به زندگی خود چشم انداز و تعامل دهید و ارزش های خود را شناسایی کنید.
2- به فرایندهای درونی خود دسترسی پیدا کنید و از تخیل استفاده کنید تا اهداف و تمایلات خود را ببینید، سپس تصور کنید به آن ها دست یافته اید و احساس خود را از تصور این موفقیت تجربه کنید.
3- بینش جهانی و بینش شخصی خود را ترکیب کنید و ارتباط خود را با دیگران، طبیعت و جهان هستی بشناسید.
4- در برابر اهداف، خواسته ها و تمایلات خود، احساس مسئولیت کنید.
5- به افراد بیشتری اجازه دهید به زندگی شما وارد شوند، بدین ترتیب احساس گروهی بیشتری را به وجود آورید.
6- بر عشق و دلسوزی تمرکز کنید.
7- زمانی که شانس در خانه شما را می زند، به آن ها اجازه ورود بدهید(سیسک،2002).
در منابع مختلف شماری از تکنیک ها، استراتژی ها و تمرین هایی ارائه شده است که برای رشد و افزایش هوش معنوی سودمند است. از جمله این تکنیک ها، می توان به داشتن یک ذهن باز و عمق نگر که تحمل عدم قطعیت، تناقضات و ابهامات را دارد، برای رشد هوش معنوی اشاره کرد.
وجود سیستم اعتقادی انعطاف ناپذیر و بسته ممکن است مانع رشد هوش معنوی در افراد شود. تعصب نداشتن و یا به عبارتی بی تعصبی، نه تنها به پرورش هوش معنوی کمک می کند، بلکه با رشد هوش معنوی، افزایش می یابد. در واقع، این دو متقابلا باعث افزایش و رشد یکدیگر می شوند، البته نباید بی تعصب بودن با بی قیدی اشتباه گرفته شود.
2-2-2. هوش عاطفی
امروزه سازمان ها در یافته اند که برای تحقق اهداف خود، نیاز به تغییر در نگرش نسبت به منابع انسانی و تنظیم روابط بین مدیر و کارمند و کارگر دارند. دیگر مدیر کسی نیست که تنها به اتخاذ تصمیم بپردازد و انتظار این را داشته باشد که دیگران بدون چون و چرا به اجرای تصمیمات مشغول باشند.
سازمان متشکل از افراد است و افراد باهم در تعامل و تفاعل هستند بنابراین، عدم توجه به فضای روان شناختی سازمان، عدم توجه به تفاوت های فردی، عدم توجه به روابط بین فردی، عدم احاطه به احساسات و هیجانات خود، عدم کنترل و اداره هیجانات و احساسات خود و دیگران، عدم توجه به مشارکت دادن افراد در تصمیم گیری ها، عدم گوش دادن به حرف های مخالف، عدم قبول تکثر و دگر اندیشی در سازمان، بدون تردید منافع سازمانی را به مخاطره خواهد انداخت. به نظر می رسد که توجه و علاقه جهانی به هوش عاطفی به این علت باشد که در این رویکرد به همه جنبه های انسانی، عاطفی، مهارت های بین فردی و اجتماعی در تحقق اهداف سازمان و ترغیب کنش های سازنده در محیط کار پرداخته شده است.
تحقیقات نشان می دهند که مدیر یا متخصصی که از ضریب عاطفی بالایی برخوردار باشد و از نظر فنی نیز با تجربه باشد، با آمادگی و مهارت بیشتر و سریع از دیگران به رفع تعارض های نو پا، ضعف های گروهی و سازمانی و خلاهای موجود، ابهام در ارتباطات، تیرگی روابط متقابل و رموزی که ارزشمند و سودمند جلوه می نماید خواهد پرداخت(عزیزی،1377).
چیزی که در سال های گذشته، بیشتر از همه مشغله فکری روانشناسان شده بود، یافتن یک پاسخ علمی برای این سؤال بود که چرا تعداد زیادی از افراد علی رغم داشتن هوش شناختی بالا در کارهای خود با شکست مواجه می شدند و بر عکس تعدادی از افراد با هوش عاطفی در تلاش های خود موفق می شدند(گلمن، 1995 ).
بر اساس تحقیقات انجام شده، مشخص شده است که هوش شناختی به تنهایی نمی تواند معرف ظرفیت کلی هوش افراد باشد، همچنین آن نمی تواند یک تضمین کافی برای سلامتی، رضایت و گذران زندگی فرد باشد. علاوه بر این ها چیز دیگری به نام هوش عاطفی لازم می باشد که بعد از سال ها تحقیق و مطالعه روانشناسان آن را معرفی کرده و به اهمیت تأثیر آن بر موفقیت افراد بارها تأکید نموده اند.
2-2-2-1. عاطفه
در اصطلاح حالت آشفتگی و هیجان را عاطفه گویند به عبارت دیگر عاطفه از دست دادن آرامش خاطر و خارج شدن از حالت طبیعی است. انسان موقعی که تحت تأثیر عوامل مختلف قرار می گیرد حالت عادی خود را از دست می دهد. ترس، خشم، افسردگی، حسد، عشع، تکبر و مانند این​ها عوطفی هستند که در زندگی هر کس کم و بیش وجود دارند و اثرات قابل ملاحظه ای در طرز سلوک و سلامت جسم و گفتار آنان می گذارد و در حقیقت سازنده شخصیت افراد هستند.
2-2-2-2. طبقه بندی عواطف

مطلب مشابه :  رابطه بین رضایت و وفاداری