روانشناسی تاریخچه ای از پنج عامل بزرگ

سازمان دهی معنی شخصیت کمی بعد از پیشنهاد مک دوگال شروع شد. نقطه شروع اون با کار کلاگز[۲] در سال ۱۹۲۶و بام گارتن[۳] در سال ۱۹۳۳ بود. این روان شناسا به زبون طبیعی آدما به عنوان منبع صفات، جهت یه طبقه بندی علمی متوسل شدن. اونا به فکر بودن که واسه    رسیدن به فهرست جامعی از صفات میشه از کتابای فرهنگ کلمه استفاده کرد. آلپورت و آدبرت[۴] در دهه  ۱۹۳۰ با بهره گرفتن از کلمه اسمای بزرگ ً این کار رو انجام دادن. و به حدود ۱۸۰۰۰ واژه رسیدن (اتکینسون[۵] و همکاران، ۱۳۸۷). این لغات بسیار زیاد بودن ولی با این حال، آلپورت و آدبرت درصدد اون بودن که این هزاران ویژگی رو طوری سازمان دهی کنن که از دید روان شناختی با معنی باشن. آخرسر این دو محقق چهار بحث رو شناسایی کردن. اولین بحث صفات شخصیتی رو مانند خشونت، ترسو بودن، اجتماعی بودن و مردم آمیزی در بر      می گرفت که از اونا به عنوان تعیین کننده های کلی و اختصاصی و تمایلات دارای ثبات و سازگاری فرد با محیطش نام می برن. بحث دوم، حالات گذرا، خلقیات و فعالیتا، مثل     وحشت زدگی و شادمانی رو در بر می گرفت. سومین،  قضاوتای آزمایش کننده سطح بالاتر از رفتار و کارکرد شخصی رو در بر می گرفت، مثل عالی، متوسط و … . آخرین بحث، ویژگیای جسمی، تواناییا و استعدادها و هم اینکه لغاتی که از دید وابستگی به شخصیت مشکوک بودن و لغاتی رو که مربوط به هیچ کدوم از سه بحث ی دیگه نبودن در بر می گرفت.              طبقه بندیای آلپورت و آدبرت در سال ۱۹۳۶، ساختار اولیه شخصیت رو جفت و جور ساخت. محققان بعدی مانند کتل دوباره طبقه بندی آلپورت و آدبرت رو گسترش دادن. کتل         بررسیای خود رو براساس تحلیل عوامل از سال ۱۹۳۴ با زیرمجموعه ای از ۴۵۰۰ کلمه مربوط به صفات شخصیت شروع کرد. ایشون اول فهرست آلپورت و آدبرت رو به دویست صفت کاهش داد و بعد، از افراد و همسالانشون خواست که اونا رو درجه بندی کنن. بعد با بهره گرفتن از راه تحلیل عوامل تعیین کرد که الگوی اتحاد میان صفاتی که در هر درجه ای در فرد هست، با چند عامل شخصیتی زیر بنایی قابل توضیحه. اون با این  تحلیل به ۱۶ عامل رسید (پروین و جون، ۱۹۹۹؛ به نقل از رادپور، ۱۳۹۱) . تحقیقات کتل براساس درجه بندی خصوصیات به وسیله تحقیقات دقیق و استادانه فیسکه[۶] در سال ۱۹۵۹ به خاطر اصلاح کارای کتل شروع شد. در اواخر سال ۱۹۶۰ نیروی هوایی آمریکا تلاش کرد که اندازه موثر بودن کارکنان خود رو پیش بینی کنه و این رو رو دوش تیوپس[۷] و کریستال[۸] در سال۱۹۶۱ قرار داد. اونا تحلیل عوامل خود رو براساس ۳۰ اندازه دو قطبی کتل، که در مطالعه قبلی خود هم اون رو به کار برده بودن، گزارش کردن. اونا هم مانند فیسکه که قبلاً گفته شد، نتونستن پیچیدگی نظریه کتل رو در بررسی خود قبول کنن، اما برخلاف فیسکه وجود ۵ عامل رو در بررسی توضیح حالا تأیید کردن. متأسفانه مطالعه تیوپس و کریستال به طور عمومی منتشر نشد و واسه همه محققان شخصیت نامعلوم موند و این وقتی بود که انتشارات کتل و آیزنک بر ادبیات ساخت شخصیت غلبه داشت اما نورمن[۹](۱۹۶۳)، این گزارش رو دید و ساخت ۵ دلیلی رو دوباره به عنوان پیشنهادی واسه ابعاد صفت با عنوان « قدمی به طرف طبقه بندی مناسب صفات خاص شخصیت» منتشر کرد. نورمن در سال ۱۹۶۷ بررسیای بیشتر خود رو در سطوح زیر سطح ۵ عامل با در نظر گرفتن یه حد متوسط ادامه داد و در واقع به یه مدل که دارای سه لایه ذهنی از داده های شخصیت بود رسید. از اون زمان به بعد از طرف تموم نظریه پردازان صفات، بر خلاف انتقادهای اونا فرض می شه که صفات آزمایش شده شخصیت وابسته به رفتارند. سطح پایه صفات شخصیت، سطحیه که از

پاسخای خاص به موقعیتای خاص تشکیل یابد. طوری که پاسخا به طور نمونه یه نسخه اصلی واسه موقعیت جفت و جور می سازه (گروسی فرشی،۱۳۸۰).

در آخر ساختار۵ دلیلی به وسیله نورمن در سال ۱۹۶۳، بورگاتا[۱۰] در سال۱۹۶۴ و دیگمن و تاکوموتوچوک[۱۱] در سال ۱۹۸۱ تکرار شدن و با اسامی زیر نامگذاری شدن :

 

  • برون گرایی یا شادخویی[۱۲] (پرحرف، جسور، با انرژی)
  • باحالی (دارای ذات خوب، خوش خلق، با اعتماد)
  • با وجدانی (منظم، مسئول، قابل اعتماد)
  • ثبات عاطفی[۱۳] (در برابر نوروزگرایی)
  • عقل[۱۴] یاانعطاف پذیری

این عوامل به عنوان ۵ عامل بزرگ شناخته شدن. عنوان انتخاب شده نه فقط بزرگی
داخلی شون رو مشخص می کنه، بلکه بر این تأکید داره که هر کدوم از این عوامل بی انتها گسترده هستن. پس، این ساختار، فقط به این معنا نیس که تفاوتای شخصیتی می تونن به ۵ عامل کم بشن، بلکه به بیان دقیق تر این ۵ بعد، گسترده ترین سطح از چکیده شخصیت رو هم نشون میده (پروین، ۱۳۸۹).

[۱]- Mac-Dugall

[۲]- Klages

[۳]- Bamgarten

[۴]- Odbert

[۵]- Atkinson

[۶] -Fiske

[۷]-Tupes

[۸] -Christal

[۹] -Norman

[۱۰] -Borgatta

[۱۱] -Takemotochock

[۱۲] -surgency

[۱۳] -affection stability

[۱۴] – intellect

علمی