روایات مستند

دانلود پایان نامه

الف: فقدان ضرر
شناخت مفهوم لغوى واژه هاى: (ضرر و ضرار) در شناخت قلمرو قاعده لاضرر، اهـمـیـت ویـژه اى دارد؛ از ایـن روى، فـقیهان با این که باز کردن و بـازشـناساندن مفهوم لغوى و عرفى را در قلمرو کار خود نمى دانند، در ایـن جا، پس از طرح روایات به مفهوم لغوى و عرفى ضرر و ضرار پرداخته اند، از باب نمونه:
شـیـخ انصارى، پس از نقل پاره اى از روایات مستند این قاعده و ادعاى تواتر آنها مى نویسد:
مهم روشن کردن معنى ضرر است. مفهوم ضرر در عرف روشن است. مصباح المنیر: ضرر، عمل ناپسند نسبت به دیگران و یا نقص در اعیان باشد.
نهایـه ابن اثیر: مفهوم فرمایش پیامبر اسلام(ص) این است که: انسان نباید به دیگرى ضرر بزند و از حق او چیزى بکاهد.
وى پس از آن، معناهاى گوناگونى را به نقل ابن اثیر، براى واژه (ضرار) آورده است. از جمله:
1- ضرار، مجازات بر ضررى است که از سوى دیگران به انسان مى رسد.
2- ضرار، ضرر رساندن متقابل دو نفر است به یکدیگر.
3- ضرر، در جاهایى است که انسان به دیگرى ضرر مى رساند که خودش سودى بـرد؛ اما ضرار، در جاهایى است که با ضرر به دیگران سودى هم به خودش بر نمى گردد.
4- ضرر و ضرار به یک معنایند.
امـام خمینى، پس از نقل قول هاى گوناگون از کتابهاى لغت و با استمداد از آیات قرآن مى نویسد:
ضرر و اضرار، بـیش تر، به معناى کاستى وارد کردن در مال و جان به کـار بـرده شـده است و ضرار و برگرفته هاى از آن، به معناى در تنگنا قـرار گـرفـتـن و رساندن ناراحتى و زیان به دیگران (زیان هاى معنوى). بـنابراین، ضرار به معناى ضرر، هزار بر ضرر، مجازات بر ضرر و یا ضرر متقابل نیز نیست.)
میرزاى نأینى در فرق بین ضرر و ضرار مى نویسد:
اگر از حکم یا کارى که بدون قصد انجام گرفته، زیان برخیزد, به آن (ضـرر) گـفته مى شود، ولى اگر با قصد و عمد باشد، در آن صورت (ضرار) است.
به نظر نمى رسد به هر معنایى که ضرر و ضرار را بدانیم، فرق چندانى در مـفهوم اصلى قاعده نخواهد داشت؛ چرا که در اسلام همه گونه هاى ضرر نفى شده است، خواه این ضرر با قصد و یا بدون قصد باشد، خواه از سوى شخص دیگرى وارد آمده باشد و خواه به سبب تکلیفى از سوى شارع و قانونگذار باشد. نراقى پس از نقل عبارت هاى بسیار از لغت نامه مى نویسد:
در روایـات سه واژه: ضرر، ضرار و اضرار، آمده است. این واژه هاى سه گانه، هر چند از دید لغوى با هم اختلاف دارند، ولى اختلاف معناى آنها به گونه اى نیست که سبب اختلاف حکم شرعى شود. اختلاف در پاره اى از ویـژگی هاى مربوط به معناست، بدون آن که پیوندى به حکم داشته باشد؛ زیـرا ضـرر، چـه اسم باشد و چه مصدر، به وسیله لاضرر، نفى شده است. (اضرار) هم بـه همان نفى باز مى گردد. ضرار نیز اگر به معناى ضرر باشد که سخنى نیست و اما اگر به یک معنى نباشد و تلافى و یا دو طرف بـودن در آن لحاظ شده باشد، البته اختلاف جزئى وجود دارد، ولى از روایت ششم (روایت هارون بن حمزه غنوى) هیچ یک از آن دو ویژگى، در آن لحاظ نشده است.)
1- مفهوم قاعده لاضرر
اساسى ترین و مهم ترین بحث در این مقوله، مفهوم قاعده لاضرر است. در ایـن زمینه دیدگاه ها یکسان نیست. مهم ترین دیدگاه هایى که در زمان ما از آنـها سخن به میان آمده و امام خمینى هم به نقل و نقد آن پرداخته اند به شرح زیر است:
1- حمل نفى بر نهى؛ یعنى مقصود از لاضرر ولاضرار، حرام بودن ضرر زدن به دیگران است.
2- نفى ضرر غیر متدارک؛ یعنى ضررى که جبران نشده باشد، در اسلام وجود ندارد.
3- نفى حکم ضررى.
4- نفى حکم به لسان نفى موضوع.
امام خمینى پس از نقل و نقد دیدگاه هاى یاد شده دیدگاه دیگرى را به این شرح آورده است:
(لا) نفى جنس به معنى نهى است. و مقصود از آن نهى حکومتى و سلطانى است، نه نهى تکلیفى، چنانکه دیدگاه نخست، بیانگر آن بود.
در این بخش، پـس از اشاره اى گذرا به دیدگاه هاى دیگر، به شرح این دیدگاه مى پردازیم. امام راحل، در گاه روشنگرى دیدگاه خود، به مطالب سودمند دیگرى چون: احکام حکومتى و مبانى آن، روایات احکام حکومتى و همچنین معیار روایات حکومتى از غیر آن پرداخته که به آنها خواهیم پرداخت.
2- حمل نفى بر نهى

مطلب مشابه :  روابط مثبت با دیگران، بهزیستی روانشناختی، ابعاد کیفیت زندگی