روایات

دانلود پایان نامه

أصولٌ ثلاثه صحیحه: فالأوَّل دهرٌ و حین، و الثانى ضَغْط شى‏ء حتَّى یَتحلَّب، و الثالث تَعَلُّقٌ بشى‏ء و امتساکٌ به… و الأصل الثَّانى العُصاره: ما تحَلَّبَ من شى‏ء … و من الباب: المُعْصِرات: سحائبُ تجىء بمطَر. قال اللّٰه سبحانه: وَ أَنْزَلْنٰا نَ اَلْمُعْصِرٰاتِ مٰاءً ثَجّٰاجاً . و أُعْصِرَ القومُ، إذا أتاهم المطر. و قرئت: فِیهِ یُغَاثُ النَّاسُ و فیه یُعصَرُون، أى یأتیهم المطر. و ذلک مشتقٌّ من عَصْر العنب و غیرِه. فأمَّا الرِّیاح و تسمیتُهم إیَّاها المُعْصِرات فلیس یبعُد أنْ یُحمَل على هذا الباب من جهه المجاورَه، لأنَّها لمّا أثارت السَّحابَ المعصرات سمِّیت معصِرات و إعصاراً.
سه اصل صحیح است: اول روزگار و وقت، و دوم فشردن چیزی تا از آن چیزی روان شود، و سوم آویزان شدن به چیزی و چنگ زدن به آن… واصل دوم العُصاره: چیزی که از چیزی روان است… و از این باب المُعْصِرات: ابرهایی که باران می آورند. خداوند می فرماید: وَ أَنْزَلْنٰا نَ اَلْمُعْصِرٰاتِ مٰاءً ثَجّٰاجاً. و أُعْصِرَ القومُ، اگر بر آنها باران ببارد. و خوانده شده: فِیهِ یُغَاثُ النَّاسُ و فیه یُعصَرُون، یعنی بر آن ها باران ببارد. و آن مشتق از عَصْر العنب و غیر آن. و اما باد ها و نامیده شدنش به المعصرات بعید نیست که از جهت نزدیکی به این باب حمل شود زیرا هنگامی که ابرهای معصرات را برانگیخت معصرات و إعصار نامیده شد.
وَ أَنْزَلْنا مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً أی: السحائب التی تَعْتَصِرُ بالمطر.أی: تصبّ.
ابر هایی که تَعْتَصِرُ بالمطر یعنی (باران را) می ریزد.
المُعْصِرات: السحاب فیها المطر، و قیل: السحائب تُعْتَصَر بالمطر; و فی التنزیل: وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ اَلْمُعْصِرٰاتِ مٰاءً ثَجّٰاجاً . و أُعْصِرَ الناسُ: أُمْطِرُوا; و بذلک قرأَ بعضهم: فیه یغاث الناس و فیه یُعْصَرُون ; أَی یُمْطَرُون…قال الأَزهری: ما علمت أَحداً من القُرَّاء المشهورین قرأَ یُعْصَرون ، و لا أَدری من أَین جاء به اللیث، فإِنه حکاه; و قیل: الـمُعْصِر السحابه التی قد آن لها أَن تصُبّ…و قال الفراء: السحابه المُعْصِر التی تتحلَّب بالمطر … قال أَبو حنیفه: و قال قوم: إِن المُعْصِرات الرِّیاحُ ذوات الأَعاصِیر
المعصرات: ابر هایی که در آن باران دارد. و گفته شده است: ابر هایی که با فشرده شدن می بارد. و در قرآن: وَ أَنْزَلْنٰا مِنَ اَلْمُعْصِرٰاتِ مٰاءً ثَجّٰاجاً. و أُعْصِرَ الناسُ: بر آنها باران باریده شد. و بر این اساس برخی این آیه را قرائت کردند: فیه یغاث الناس و فیه یُعْصَرُون ; أَی یُمْطَرُون… ازهری گفت: از قراء مشهور کسی را نیافتم که یُعْصَرون بخواند و نمی دانم از کجا لیث آورده،که این را نقل کرده است. و گفته شده است: الـمُعْصِر ابری که زمان ریختنش است… و فراء گفته است: ابر المُعْصِر ابری است که به باران روان شود. ابو حنیفه گفت: و قومی گفته اند: المُعْصِرات باد هایی دارای گردباد است.
أنّ الأصل الواحد فی المادّه: هو ضغط فی شی‏ء لتحصیل نتیجه منظوره. کما فی‏ عَصْرِ العنب لاستحصال مائه. و عصر اللباس المغسول لإخراج رطوبته … و العَصْرُ فی السحاب نزول المطر… وَ أَنْزَلْنا مِنَ‏ الْمُعْصِراتِ‏ ماءً ثَجَّاجاً- 78/ 14. یراد نزول المطر من السحائب، فانّ السحاب یتشکّل من تبخیر المیاه، و البخار بسبب الخفّه فی وزنه یتصاعد فی الهواء، الى أن یصل الى طبقات لطیفه بارده من الجوّ، فیتجمّع و ینضغط و یحصل له الانعصار قهرا، و حینئذ تثقل ذرّات البخار و تکبر، و هذا یوجب نزوله و سقوطه على صوره قطرات المطر.فالتعبیر بالمعصرات دون السحائب: اشاره الى هذا الجریان الطبیعىّ المنظّم العجیب البارع.
اصل واحد در این ماده: فشار آوردن بر چیزی برای به دست آوردن نتیجه ی مورد نظر. مثلا فشردن انگور برای به دست آودن آبش. و فشردن لباس شسته برای خارج کردن رطوبتش… و فشردن در ابرها برای بارش باران… وَ أَنْزَلْنا مِنَ‏ الْمُعْصِراتِ‏ ماءً ثَجَّاجاً- 78/ 14. منظور بارش باران از ابرهاست، در حقیقت ابر از تبخیر آب ها تشکیل می شود و بخار به دلیل سبکی وزنش در هوا به سمت بالا می رود، تا اینکه به لایه های لطیف و سرد از جو برسد، پس جمع می شود و فشرده می شود و فشرده شدن به زور برایش رخ می دهد و در این هنگام ذرات بخار سنگین و بزرگ می شود، و این موجب بارش و سقوطش به صورت قطره های باران می شود. بنا براین به کاربردن معصرات به جای سحائب اشاره به این روند طبیعی منظم و عجیب دارد.
المُعْصِرات‏- [عصر]: ابرهاى باران زا.
ج) نتیجه گیری
“معصرات” از ماده ی عصر جمع مُعصِر، اسم فاعل از باب افعال است. از نظر مصطفوی اصل واحد در این ماده، فشار آوردن بر چیزی برای به دست آوردن نتیجه ی مورد نظر است. ولی ابن فارس برای این ماده سه اصل قائل است که معصرات را مشتق از اصل دوم می داند که به معنای فشردن چیزی تا از آن چیزی روان شود. بیشتر لغویان معصرات را به معنای ابرهای باران زا گرفته اند و تعداد اندکی آن را به معنای بادی می دانند که موجب ریزش باران می شود. معصر به معنای فشارنده است، بیشتر لغویان مصداق این وصف را ابرها یا ابرهای خاصی می دانند و معصرات را ابرهای باران زا معنا کرده اند، احتمالا از این جهت که ابرها خودشان را فشار می دهند. اما برخی مصداق این وصف را بادی می دانند که موجب فشردن ابرها می شود، و معصرات را بادهایی دانسته اند که با فشردن ابرها موجب ریزش باران می شوند. ولی در هر دو صورت، نتیجه و حاصل ریزش باران است. در روایات معصرات به معنای ممطرات یعنی باران فرو فرستنده ها آمده است که با هر دو قول لغویان یعنی ابر و باد سازگار است.
2-4. أحقاب
(لابِثینَ فیها أَحْقاباً (23))
“مدّتهاى طولانى در آن مى‏مانند!”
الف) روایات
و الحقب الواحد: ثمانون سنه، کل سنه اثنا عشر شهرا، کل شهر ثلاثون یوما، کل یوم ألف سنه. و روی ذلک عن علی بن أبی طالب.
یک حقب: هشتاد سال است، هر سال دوازده ماه، هر ماه سی روز و هر روز هزار سال است. و آن از علی بن ابی طالب7 روایت شده است.
و أخبرنی ابن فنجویه قال: حدّثنا محمد بن عبد الله بن محمد بن الفتح قال: حدّثنا أبو حامد محمد بن هارون الحضرمی قال: حدّثنا زیاد بن أبی یزید قال: حدّثنا سلیمان بن مسلم عن سلیمان الحتمی عن نافع عن [ابن عمر] عن النبی 9 قال: «و الله لا یخرج من النار من دخلها حتى یکونوا فیها أحقابا، و الحقب بضع و ثمانین سنه، و السنه ثلاثمائه و ستون و یوما، کل یوم ألف سَنَهٍ مِمَّا تَعُدُّونَ، فلا یتّکلنّ أحد على أن یخرج من النار»
… پیامبر9 می فرمایند: به خدا سوگند هر که وارد آتش شود از آن خارج نمی شود تا اینکه مدت احقابی را در آن بماند، حقب هشتاد سال و اندی است، و سال سیصد و شصت روز است، و هر روز هزار سال از آن چه شما می شمارید، کسی بر این تکیه نکند که از آتش خارج می شود.
ابن بابویه: عن أبیه، قال: حدثنا سعد بن عبد الله، عن یعقوب بن یزید، عن جعفر بن محمد بن عقبه، عمن رواه، عن أبی عبد الله (علیه السلام)، فی قول الله عز و جل: لابِثِینَ فِیها أَحْقاباً، قال: «الأحقاب: ثمانیه أحقاب، و الحقب: ثمانون سنه، و السنه ثلاثمائه و ستون یوما، و الیوم: کألف سنه مما تعدون».‏
…یعنى احقاب جمع حقب است و ما صدق آن هشت حقب است و هر حقبى هشتاد سال است و هر سال سیصد و شصت روز و هر روزى مانند هزار سال است از آنچه می شمارید.

مطلب مشابه :  بحث و گفتگو