روحیه کارآفرینی، فارغ التحصیلان، احساس مسئولیت

درک پیچیدگیهای جامعه و نظام های فنی و سازمانی (تشکیلاتی)
استدلال اقتصادی
مهارتهای مذاکره و معامله
قدرت تمرکز
براساس داده های جدول شماره 2، دانش آموختگان دانشگاههای ژاپن تعهد کاری، قدرت تمرکز و توانایی تصدی و انجام برخی امور و اهمیت دادن به دانش را مـهمتریـن تــوانایی و مـهارتـی دانـسته اند که دانش آموختگان دانشگاهها، پس از فارغ التحصیل شدن می بایست داشته باشند. آنان مهارت در به کارگیری رایانه، توانایی استدلال اقتصادی و برآورد نسبت مقدار کالا و هزینه های تولید آن و نیز دانستن زبان خارجی را توانایی کم اهمیت تر می دانند و در این باورها، تفاوت محسوسی میان دانش آموختگان دانشگاههای ژاپن در سالهای 90 – 1988 و 1995 وجود ندارد. در اروپا، توان دانش آموختگان برای ارزیابی خرد، مهمترین موضوعی است که بیش از ژاپنی ها مورد توجه است و این تفاوت عمده ای است که برآیند تاثیر ساختار بازار کار است. از نظر دانش آموختگان دانشگاههای اروپا، توانایی متکی بودن به خود در کار رتبه دوم را داردو میانگین امتیاز آن 95/3 است، در حالی که این رقم برای دانش آموختگان دانشگاههای ژاپن 98/2 در سال 1995 بوده و در مقایسه با دیگر موارد، اهمیت قابل توجهی نداشته است (نقل از یوشیموتو، 2000).
با این حال، وقتی ضرورتهای احراز شغل را از نظر دانش آموختگان دانشگاههای ژاپن و اروپا مقایسه می کنیم، می بینیم که خیلی از موارد با هم مشترک است. شایستگیهایی که برای کار لازم است ولی دانش آموختگان دانشگاههای ژاپن و اروپا خیلی به آنها توجه ندارند. مهارت در گفتگو و معامله، توانایی برنامه ریزی، هماهنگی و سازماندهی و همچنین به کارگیری رایانه است. شایستگیهای هم که دانش آموختگان دانشگاههای ژاپن و اروپا بسیار به آن توجه دارند ولی در عمل حائز اهمیت کمتری است، عبارت است از دانش نظری و دانستن زبان خارجی.
در کنفرانس منطقه ای آموزش عالی به چهارده شایستگی ای که فارغ التحصیلان آموزش عالی باید داشته باشد اشاره شده است. این خصایص عبارتند از:
1- قدرت شناخت بهتر دنیای معاصر و ویژگی های آن، و درک دیگران،
2- قدرت شناسایی تغییرات محیط داخلی و بین المللی،
3- توانایی مقابله با تغیرات و اتخاذ راهبردهای مناسب در استفاده از منابع موجود،
4- قدرت تفکر و تخیل و داشتن ذهنی پرورش یافته به جای انباشته از اطلاعات،
5- آشنایی با زبان و فرهنگ های خارجی،
6- توانایی مذاکره با طرف های مختلف تجاری، اقتصادی و اجتماعی،
7- قابلیت انعطاف، ابتکار عمل، داشتن روحیه خلاق و فعال و اعتماد به نفس،
8- قابلیت آموزش دیدن در حین کار،
9- قابلیت طبقه بندی و استفاده از انبوه اطلاعات،
10- داشتن استنباط صحیح از روابط انسانی و توسعه آن،
11- داشتن تجربه حرفه ای در محیط شرکتها برای عمل کردن مطابق موازین حرفه ای،
12- داشتن توان و روحیه کارآفرینی به جای کارجویی،
13- احساس مسئولیت نسبت به جامعه،
14- آشنایی با بیان فلسفی، تاریخی، روانشناسی و مردم شناسی علوم نسبت به انسان، محیط و سایر جوامع (غفرانی، 1376).
کامینگ در سال 1988 نتایج تعدادی از تحقیقات انجام شده در خصوص تبیین خواسته های کارفرمایان و مدیران کارخانه های استرالیا از کارگران آینده شان را جمع بندی و تحلیل کرد؛ و در خصوص نگرش ها، صفات، دانش ها و مهارتهای کلیدی و مورد نیاز آنان به مواردی مانند سخت کوشی، علاقه مندی به کار، دارا بودن روحیه کار جمعی، مسئولیت پذیری، انعطاف پذیری، مشارکت و همکاری نمودن در امور، نظم و دقت در انجام وظایف و توانایی گفتگو و حل مسائل اشاره کرده است (نقل از مهرعلی زاده، 1384).
در کنفرانس سال 1992 مهارتهای پایه در کانادا مهارتهایی مانند: دانش پایه، مدیریت فردی و مهارتهای کار گروهی مورد تاکید قرار گرفته اند (نقل از مهرعلی زاده، 1383).
کمیته مایر در سال 1992 مهارتهای مورد نیاز نیروی کار استرالیا را به شرح زیر معرفی کرد: