رویکرد جامعه شناختی، جامعه پذیری سیاسی، ارزش های فرهنگی

رویکرد جامعه شناختی، جامعه پذیری سیاسی، ارزش های فرهنگی

رویکرد جامعه شناختی، جامعه پذیری سیاسی، ارزش های فرهنگی

مرحله دوم یا مرحله تشخیص و باز شناخت (ِiagnosis stageِِD): این مرحله زمانی آغاز می گردد که کودک در اصطکاک با نظام سیاسی قرار گرفته و برخی از نمونه ها و یا اشکال سلطه سیاسی یا سلطه در معنای عام را دریابد.
مرحله سوم یا مرحله مثالیstage) (Indealization:که این مرحله کودک گرایش به صدور احکام ارزش در اسلوب های معینی می نماید و در پرتو اسلوب های مثالی فوق به سلب یا ایجاب به قضاوت در خصوص اشکال سلطه و سیاست در حال جریان می پردازد .
مرحله چهارم : مرحله تحول به سمت نهادینه شدن(stage (Institutionalization :که در این مرحله ادراک برخی از اشکال مطروحه سیاسی فراتر رفته در خصوص تمامی اجزای تشکیل دهنده نظام سیاسی به قضاوت ارزشی می نشیند. (محمد عبدالرحمن :2001)
2-11-3 – رویکرد جامعه شناختی
2-11-3-1- دیدگاه نظم گرا (کارکردی )
2-11-3-1-1-نظریه پارسونز :
از نظر پارسونز جامعه پذیری فرایندی است که شخص از طریق آن یاد می گیرد که دیگران در جامعه چه نقشی را برای او تعیین کرده اند تا او به ایفای آن بپردازد؛ در جریان جامعه پذیری که از طریق ارتباط متقابل به وقوع می پیوندد، شخص یک سلسله «بایدها و نبایدها» را می آموزد. او می آموزد که «نقش من» یعنی برآوردن توقع طرف مقابل ونقش طرف مقابل یعنی پاسخ دادن به توقعات من، لذا جامعه پذیری فرایند فراگیری نقش های خویش و درونی کردن ارزشها وهنجارهای نهادی شده یک فرهنگ است تا جایی که کودک در مورد خویش عقیده خاصی پیدا کرده و بتواند تصویر واقعی خویش را چنانکه هست ببیند، در این صورت ملاک او از خوب یا بد بودن اعمالش نیز عقاید دیگران است.(مرادزاده،90:1378)
بحثی که در ایستایی شناسی بیشترین توجه پارسونز را به خود جلب می کنند این است که اعمال و حرکاتی که انسان در جامعه انجام می دهد و انتخاب هایی که می کند در واقع خارج از نظام جبرهای اجتماعی نیست و روابط یا عناصری از فرهنگ مادی و غیر مادی جامعه بر آنها تاثیر قاطع دارند. (ابوالحسن تنهایی ،181:1374)
پارسونز پس از تاکید برسلطه اجتماع بر انسان به تشریح تاثیرگذاری خرده سیستم های اجتماعی بر افراد پرداخته و مهمترین آنرا خرده سیستم فرهنگی می داند. مهمترین کارکرد خرده سیستم فرهنگی ایجاد پایداری و تضمین بقای جامعه (سیستم) است. وظیفه این بخش آن است که اندیشه ها، آراء و آرمانهایی را که باعث بقای جامعه می شوند بر اعضای سیستم ارائه و القاء نماید. و در عین حال آنرا به خرده سیستم های دیگر نیز منتقل سازد. این کار از دو طریق صورت می گیرد. یکی از طریق جامعه پذیری و آموزش و پرورش که در قالب قوانین، مقررات، آئین و و سنن مفید برای جامعه انجام می گیرد و دیگری از طریق کنترل اجتماعی. چنانچه جامعه پذیری از طریق آموزش و پرورش چه رسمی و غیر رسمی محقق نگردد، نظام فرهنگی برای حفظ پایداری و بقای جامعه از طریق کنترل اجتماعی و بکارگیری نیروهای نظامی و انتظامی اقدام خواهد کرد.(همان :صص190-192)
بدین ترتیب چناچه نظام فرهنگی کارکرد خود را به طور کامل ایفا کند، افراد در فرایند جامعه پذیری خواستها و کمال مطلوب های جامعه را همان خواست خود تلقی کرده و شخصیت آنان همان شخصیتی می شود که جامعه می پسندد و سالم می پندارد. (همان:194)
پارسونز معتقد است که جامعه پذیری در پنج مرحله محقق می شود:
مرحله اول: این مرحله شامل اولین روزهای زندگی فرد است. در این مرحله کودک قادر نیست مادرش را که منبع پاسخ گویی نیازهایش است، موجودی جدا از خود در نظر گیرد بالتبع بین کودک و ما در رابطه دو جانبه کنش و واکنش نیز صورت نمی گیرد و از آنجا که کودک کاملا وابسته به مادر است، در این مرحله کودک «سیستم وابستگی» را درونی می کند.
مرحله دوم: در این مرحله کودک به تدریج به نیازهای خود پی برد و می آموزد که موجودی منفصل و جدا از مادر است. و لذا رابطه متقابل بین کودک و مادر آغاز شده و «سیستم خودگرانی» یا «سیستم استقلال» درونی می شود.
مرحله سوم: در این مرحله کودک متوجه مثلث رفتاری پدر – مادر- کودک و به عبارت ساده شناخت خانواده شده و نقش اعضای خانواده (پدر و مادر) را تشخیص می دهد. در این مرحله کودک می فهمد که پدر«نقش ابزاری» دارد، یعنی رابطه خانواده با محیط بیرون را برقرار کرده و مایحتاج خانواده را تامین می کند و مادر «نقش عاطفی» داشته و با رفع کدورتها و نگرانی ها، امنیت روحی و عاطفی خانواده را تامین می کند تا نهاد خانواده از حرکت نایستد. پسر از طریق پدر و دختر از طریق مادر هویت گرفته و نقش آتی خود را می آموزد، یعنی پسر «نقش ابزاری» و دختر «نقش عاطفی» و به عبارت دیگر پسر تصویر پدر و دختر تصویر مادر را درونی می کند. تا پایان مرحله سوم هر دختر بچه سه سیستم «وابستگی»،«استقلال»و «عاطفی» و پسربچه دو سیستم اول به اضافه سیستم «ابزاری» را درونی کرده اند.
مرحله چهارم : در این مرحله پای کودک به حوزه همسالان و همبازیها باز شده و با مشاهده رفتار گروه همسالان پی می برد که هر چند آنچه در خانواده او معتبر و درست است، دارای اعتبار عام می باشد، ولی بعضی از آموزش ها نیز خاص خانواده اوست. بدین ترتیب سیستم «عام» و «خاص» درونی می شود. درونی شدن سیستم «عام» به کودک این توانایی را می دهد که بتواند دست به تعمیم بزند، مثلاً دست به این تعمیم بزند که همسالان او نیز مانند او دارای پدر هستند. کودک در این مرحله می تواند، سیستم های قبلی را که درونی کرده، به منظور ایفای نقش از یکدیگر تفکیک کرده و نقش را در جای لازم ایفا کند.
مرحله پنجم: آ
خرین مرحله جامعه پذیری انسان انتخاب شغل و حرفه است. با فراگیری حرفه، سیستم بیرونی جدیدی درونی شده و مجموعه به سیستم های قبلی اضافه می گردد. با درونی شدن این مجموعه سیستم های بیرونی، فرد قدرت آنرا بدست می آورد که در تمام شرایطی که برای او پیش می آید، نقش در خور آن شرایط را ایفا کند. در اینجا دیگر ارزش های فرهنگی جامعه عموماً توسط فرد پذیرفته شده اند و انتظارات دیگران با رفتارهای بهنجار از سوی فرد پاسخ داده می شوند؛ یعنی نیازهای فرد مطابق با کنش دیگران و کنش وی رفع نیازهای دیگران است. بدین طریق است که سیستم فردی و سیستم اجتماعی دست در دست یکدیگر مداخله کرده و بدون اختلال عمل می کنند. (مراد زاده،11:1379)
2-11-3-1-2- پای1 (1962):
1. Lucian Pye
از جمله افرادی که جامعه پذیری سیاسی را از زاویه «فرایند رشد» بررسی کرد لوسین پای است. وی معتقد است، برای جامعه پذیری سه مرحله قابل تصور است :
فرایند جامعه پذیری پایه : که در این مرحله کودک با فرهنگ جامعه آشنا شده، به او آموزش داده می شود که چگونه می تواند عضو این جامعه شود. در سطح آشکار، این فرایند شامل یادگیری نگرش ها و ارزش ها، مهارت ها ،الگوهای رفتاری و تمامی دیگر جوانب یک جامعه خاص می باشد. در سطح پنهان این فرایند شامل تمام تجربیاتی می شود که ناخوداگاه فرد را شکل داده، پویایی ساختار شخصیت اساسی راتعین می کنند. در این مرحله فرد هویت خود را به عنوان یک عضو جامعه پیدا می کند و به عبارتی در فرهنگ عمومی خویش اجتماعی می شود. این مرحله، دوران تشخیص هویت خود است که مفهوم هویت فرهنگی نیز در این مرحله تحقق می یابد .
جامعه پذیری سیاسی: بعد از فرایند جامعه پذیری پایه، جامعه پذیری سیاسی مطرح می شود که به واسطه آن، فرد نسبت به جهان سیاسی خود آگاهی یافته، نحوه فهم حوا دث سیاسی و نحوه قضاوت در مورد آنها را کسب می کند، در این مرحله فرد فرهنگ سیاسی جامعه را در خود درونی ساخته، مفهوم هویت سیاسی نیز در همین مرحله تحقق می یابد.

مدیر

داغ ترین ها

No description. Please update your profile.

~~||~~Comments Are Closed~~||~~