سبک‌های پردازش هویت، مهارت تفکر انتقادی، سلامت اجتماعی

کوتاه سخن این که، چنین به نظر میرسد بین متغیرهای اجتماعی از جمله سلامت اجتماعی با سبکهای هویت، یک ارتباط ضمنی وجود دارد. در تحقیق حاضر سه مدل متفاوت آزمایشی جهت بررسی نقش گرایش به تفکر انتقادی در ارتباط بین سبکها هویت و سلامت اجتماعی پیشنهاد شده است.
1-مدل اثر مستقیم: در این مدل فرض می‌شود که سبک‌های پردازش هویت و تفکر انتقادی به طور مستقیم و مستقل با متغیر سلامت اجتماعی ارتباط دارند.
2- مدل اثر تعدیلکننده: در این مدل فرض میشود قدرت و جهت ارتباط سبکهای هویت و سلامت اجتماعی با سطوح مختلفی از تفکر انتقادی تغیر می‌کند.
3- مدل اثر واسطهای: فرض این مدل آن است که رابطهی بین سبک‌های پردازش هویت و سلامت اجتماعی وقتی که اثر متغیر تفکر انتقادی کنترل شود به طور معنیداری تقلیل پیدا می کند(برزونسکی، 2004).
مروری در متونهای پژوهشی حاکی از آن است مطالعاتی که به بررسی و مطالعه‌ی سه متغیر مطرح در پژوهش پرداخته باشد محدود است بنابراین ارائهی نتایج تحقیقاتی که در پی می‌آید ممکن است به طور مسقیم با موضوع تحقیق حاضر ارتباط نداشته باشد ولی در راستای سوابق محسوب می شود با توجه به ادبیات مورد بررسی در مورد متغیرهای سبک‌های هویت، اثرآن برسلامت اجتماعی وابهام در نقش گرایش به تفکر انتقادی به عنوان زیر مجموعه‌ای از حل مسئله، سوال این پژوهش آن است که، در ارتباط بین سبک های هویت و سلامت اجتماعی آیا تفکر انتقادی نقش دارد؟ در صورت وجود نقش برای تفکر انتقادی، آیا تفکر انتقادی در ارتباط بین سبک‌های هویت و سلامت اجتماعی دارای نقش واسطه‌ای یا تعدیل‌گر؟
1-3 اهداف و فرضیههای پژوهش
هدف کلی:
شناخت نقش واسطهای تفکر انتقادی ،بین سبک‌های هویت و سلامت اجتماعی است.
هدفهای فرعی:
1 – شناسایی نقش واسطه‌ای تفکر انتقادی در ارتباط بین سبک‌های هویت و سلامت اجتماعی.
2- شناسایی نقش تعدیلگر تفکر انتقادی در ارتباط سبک‌های هویت وسلامت اجتماعی.
3- بررسی سلامت اجتماعی در ارتباط با انواع سبک‌های هویت.
فرضیههای پژوهش:
1- سبک‌های هویت پیشبینی کننده مناسبی برای سلامت اجتماعی و تفکر انتقادی است.
2- بین سبک‌های هویت و سلامت اجتماعی تفکر انتقادی نقش واسطه‌ای دارد.
۱-4. اهمیت و ضرورت پژوهش
مشخص بودن هویت یکی از مهمترین عوامل در روشن بود هدفمندی زندگی انسان است. فردی که در پرسش و پاسخ‌های مربوط به فرآیند هویت خویش درست عمل کرده است، دارای یک هویت شکل یافته است و با استناد به این هویت شکل گرفته است که مسیرهای مختلف زندگی خویش را تعیین می‌کند و در هنگام برخورد با مشکلات و فشارها، می‌تواند راه‌حلی مناسب یابد در یک جامعه هنگامی که افراد به هویت یافتگی موفق رسیدهاند از یک سو یاری دهندهی آنها در برخورد چالش‌ها و تصمیم‌گیرهای درست است از سوی دیگر سبب کاهش مشکلات روحی و روانی آنها نیز هست و در کل زمینه‌ساز و پیشنیاز سلامت اجتماعی فرد را تضمین می‌کند.
کسب هویت و فرآیندی که طی آن اتفاق می‌افتد بدور از رشد شناختی رخ نمی‌دهد رشد شناختی و استفاده از عنصر گرایش به تفکر انتقادی یک عامل بسیار مهم در ارزیابی افکار و باورهای مختلفی، که توسط اطرافیان، رسانههای ارتباطی و فناوریهای ارتباط جمعی است. تفکر انتقادی قبل از آن که در عرصهی تصمیم‌گیری برای عملکرد در زندگی فرد، کارآ باشد به انتخاب شیوهی زندگی و گزینش باورها و نگرشهایی که زیر بنای شکل‌گیری مسیر زندگی فرد است کمک میکند.اگر نوجوان وجوانان از تفکر انتقادی و مهارت‌های آن مانند حل مسئله، در فرایند کسب هویت کمک گیرند علاوه بر یافتن شخصیتی محکم و منسجم، سلامت اجتماعی فرد از پیامدهای آن میتواند باشد.
جامعه مورد تحقیق این پژوهش دانشجویان( دانشگاه خوارزمی – کرج) است از آن جا که این قشر بخش عمده‌ای از جمعیت جوان کشور را تشکیل می‌دهند ضرورت پرداختن به سلامت اجتماعی آنها امری ضروری است چرا که هر گونه نارسایی در این مورد سبب کاهش توانایی‌های آنان و در نتیجه کاهش پیشرفت در جامعه را سبب می‌شود و از نگاه دیگر می‌توان پیشبینی کرد سلامت روانی و اجتماعی آن ها در بلند مدت تاثیری منفی بر سلامت تمام احاد جامعه خواهد گذاشت.
به طور کلی اهمیت تحقیق حاضر در بررسی متغیرهای موثر(واسطه‌ای و یا تعدیل‌گر) بر سبک‌های هویت بر سلامت اجتماعی در دانشجویان دانشگاه خوارزمی است و نتایج آن می‌تواند ابتدا به شناخت علمی دقیقی از روابط این متغیرها کمک کند و ابعاد بیشتری از سازههای مورد بررسی را که تاکنون ناشناخته مانده است را آشکار سازد از طرفی مطرح کردن این متغیرها می‌تواند از چند واقعیت اساسی پرده بردارد:
ضعف دانش آموزان و معلمان در مهارت‌های گرایش به تفکر و لزوم تجهیز آنها به این مهارت.
ضرورت آموزش مهارت تفکر انتقادی و جاگرفتن در سیستم تعلیم وتربیت است که متاسفانه توجه وتعهد با این هدف در کلاس‌های درس و برنامه‌ریزی آموزش و پرورش مدارس به فراموشی سپرده شده است و یا از فعالیت‌های مربوط به آن پشتیبانی لازم به عمل نمیآید.