سبک های والدگری و اضطراب کودکی، فرزند پروری آسان گیرانه، فرزند پروری بی اعتنا

دانلود پایان نامه

والدین مستبد علاوه بر کنترل مستقیم نا موجه، به نوع ظریف تری به نام کنترل روانشناختی نیز می پردازند که به موجب آن در ابراز کلامی، فردیت و دلبستگی کودکان به والدین دخالت کرده و در آنها دخل و تصرف می کنند( باربر،1996). این والدین، که دوست دارند تقریبا در مورد هرچیزی برای کودکان تصمیم گیری کنند، غالبا در عقاید، تصمیم گیری ها و انتخاب دوستان مداخله می کنند. هنگامی که آنها نا خشنود هستند، محبت خود را دریغ کرده و آن را به اطاعت کودک وابسته و مشروط می کنند.
آنها توقعات زیادی نیز دارند که با توانایی های در حال رشد کودک متناسب نیستند. کودکانی که در معرض کنترل روانشناختی قرار می گیرند مشکلات سازگاری نشان می دهند که رفتار های پرخاشگرانه، اضطراب، کناره گیری و سرپیچی را شامل می شوند(باربر و هامون،2002؛سیلک و همکاران،2003).
فرزند پروری آسان گیرانه
والدینی که از روش های فرزند پروری آسان گیرانه استفاده می کنند. مهرورز و پذیرا هستند ولی متوقع نیسند، کنترل کمی بر رفتار فرزندان خود اعمال می کنند و به آنها اجازه می دهند در هر سنی که باشند خودشان تصمیم گیری کنند، حتی اگر هنوز قادر به انجام این کار نباشند. فرزندان آنها می توانند که هر وقت که بخواهند غذا بخورند و بخوابند و هر مقدار که دوست داشته باشند تلویزیون تماشا کنند. آنها مجبور نیستند طرز رفتار خوب را یاد بگیرندیا کار های خانه را انجام دهند. گرچه برخی از والدین آسان گیر واقعا به این روش اعتقاد دارند، بسیاری دیگر به توانایی خود در تاثیر گذاشتن بر رفتار فرزند خود اطمینان ندارند.
فرزندان والدین آسان گیر تکانشی، سرکش و نافرمان هستند. در مقایسه با کودکانی که والدین آنها کنترل بیشتری اعمال می کنند، آنها نیز بیش از حد پرتوقع و به بزرگتر ها وابسته هستند و در تکالیف استقامت کمتری نشان می دهند. رابطه بین تربیت آسان گیرانه و رفتار وابسته در مورد پسر ها بسیار نیرومند است( بابر و اولسن،1997؛ بامریند،1997).
فرزند پروری بی اعتنا .
روش فرزند پروری بی اعتنا، پذیرش و روابط خوب کم را را با کنترل کم و بی تفاوتی کلی نسبت به استقلال دادن ترکیب می کند. این والدین اغلب از لحاظ هیجانی جدا و افسرده هستند، به قدری غرق در استرس خانوادگی هستند که وقت و انرژی کمی را برای فرزندان دارند. تربیت بی اعتنا در حالت افراطی، نوعی بد رفتاری با کودک است که غفلت نامیده می شود. در صورتی که این نوع بد رفتاری زود هنگام شروع شده باشد، تقریبا تمام جنبه های رشد، از جمله دلبستگی، شناخت، و از جمله خود گردانی ضعیف هیجانی، مشکلات پیشرفت تحصیلی، و رفتار ضد اجتماعی دارند. این امر باعث می شود که کودکان در این جو تربیتی احساس کنند که برای والدینشان اهمیتی ندارند و بی اعتنایی آنها نشانه طرد، انتقاد، و عدم پذیرش می دانند در نتیجه آنها برای جلب توجه والدین دست به اعمال نامناسب می زنند و از طریق ابراز تنفر، خیال پردازی و مشکلات خلقی واکنش نشان می دهند که به نوبه خود باعث سرزنش یا بی تفاوتی بیشتر و بی نصیب ماندن از مهر و محبت والدین می شود. اگر والدین از مراحل اولیه رشد کودک از جمله دلبستگی، شناخت و قابلیت های اجتماعی را دچار نقص می کنند. این سبک پیش بینی پیامد های ناسازگارانه ای از جمله پیشرفت های پایین اجتماعی و حرفه ای، رفتار های ضد اجتماعی و تکانشی شامل تخلفات ، سوء مصرف مواد و الکل و اعمال مجرمانه است. این فرزندان خود کنترلی هیجانی ضعیف و مشکلات تحصیلی دارند. و بیشتر مرتکب رفتار ناشایست اجتماعی می شوند. در خانواده هایی که هر دو والد بی اعتنا هستند، فرزندان به دلیل عدم دریافت محبت و اعمل کنترل احساس رها شدگی و معلق بودن و در زمان ها بحرانی احساس بی پناهی می کنند، لذا بالاترین اضطراب را تجربه می کنند(آنولا، استاتین و نورمی،2000).
سبک های والدگری و اضطراب کودکی
شیوههای فرزندپروری نظیر طردکردن، کنترل بیش از حد و الگوسازی رفتارهای اضطرابی، در بروز اختلالهای اضطرابی دوران کودکی نقش دارند. والدین کودکان مضطرب غالباً در مراقبت و سرپرستی از کودک، بیش از حد افراط می‌کنند و مانع از استقلال کودک می‌شوند یا استقلال او را محدود می‌کنند والدین کودکان مبتلا به اختلال‌های اضطرابی نه‌تنها خیلی کنترل‌کننده به نظر می‌رسند، بلکه از کودکان خود انتظارات متفاوتی دارند. مطالعات تأیید شده نشان می‌دهند والدین کودکان مضطرب با ابراز متقابل رفتار اجتنابی در جریان تعامل‌های خانوادگی ممکن است رفتار اجتنابی را در برخورد با مشکلات، هر چه بیش‌تر تقویت کنند (مظفری مکی آبادی و فروع الدین اصل، 1389؛ سادوک، 2007).
برخی پژوهش ها نشان داده اند که والد گری مضطربانه، مهار بیش از حد و طرد عاطفی کودک، با افزایش نشانه های اضطرابی همراه است(موریس و همکاران،2003؛جاکوبسن و همکاران،2012). پژوهش های انجام شده در مورد سبک های فرزند پروری نیز در تائید این نتایج اند: سبک فرزند پروری مستبدانه که با مهار گیری شدید، سطوح بالای جدی بودن، انضباط سخت گیرانه و سطوح پایین صمیمیت عاطفی مشخص می شود، با مشکلات درونی سازی شده( اضطراب، افسردگی و شکایات جسمانی) و سبک فرزند پروری سهل گیرانه – در بر گیرنده سطوح بالای صمیمیت و عدم مهار کودکان- با نشانه های برونی سازی شده همراه است(دیاز،2005). از سوی دیگر پژوهش هایی که به صورت پس رویدادی به بررسی مشکلات دوران بزرگسالی پرداخته اند، نشان داده اند مراقبت مادرانه که در برگیرنده گرمی و روابط مثبت مادر و کودک است با کاهش مشکلات اضطرابی و فزون حمایت

مطلب مشابه :  سازمان تأمین اجتماعی