سرمایه اجتماعی و شهروندی دموکراتیک، سرمایه اجتماعی و دموکراسی، انجمن های داوطلبانه

در راستای نظریات پوتنام، پکستون نیز در مطالعه خود در زمینه ارتباط دوسویه سرمایه اجتماعی و دموکراسی، هردو بعد عینی و ذهنی سرمایه اجتماعی را در استقرار و دوام دموکراسی مؤثر دانسته است. به عقیده وی، قرار گرفتن در شبکه های مشارکت مدنی،حس اعتماد به دیگران و ارزش های دموکراتیک را به افراد القاء می کند و افراد را ترغیب می کند که با رویگردانی از نظام اقتدارگرایی به سوی استقرار نظام دموکراتیک گام بردارند، که البته قبل از استقرار نظام دموکراتیک افراد جامعه نیز دارای ارزش های دموکراتیک هستند.
با بررسی پیشینه تجربی تحقیق، محققانی از کره جنوبی نیز بر پایه نظرات نظریه پردازان مطرح شده، در این ارتباط به مطالعه پرداحتند. پارک و شین در سال 2003 با مطالعه بر روی شهروندان کره جنوبی با عنوان سرمایه اجتماعی و شهروندی دموکراتیک، با تکیه بر نظریات توکویل، پوتنام، آلموند و ورباو.. ارتباط دو بعد سرمایه اجتماعی شامل درگیری اجتماعی و اعتماد اجتماعی را با ابعاد نگرشی و رفتاری شهروندی دموکراتیک مثبت ارزیابی کردند؛ بدین معنا که اعتماد اجتماعی در شکل گیری بعد نگرشی شهروندی دموکراتیک دخیل است و درگیری اجتماعی در ترغیب بیشتر شهروندان به انجام فعالیت سیاسی در جامعه می انجامد.
با توجه به نظریه های مطرح شده در زمینه رابطه سرمایه اجتماعی و شهروندی دموکراتیک، می توان به تأثیر مثبت سرمایه اجتماعی بر شهروندی دموکراتیک اشاره نمود.. علاوه بر آن، این مسئله مشهود است که دو مؤلفه کلیدی سرمایه اجتماعی – اعتماد و مشارکت مدنی – سهم بسزایی در روند گسترش شهروندی دموکراتیک دارند. در تبیین این رابطه می توان گفت، وجود توأمان دو عنصر کلیدی سرمایه اجتماعی، یعنی اعتماد و مشارکت مدنی در جامعه علاوه بر تسهیل سازی و تداوم دموکراسی، به توسعه شهروندی دموکراتیک نیز کمک می کند. بدین صورت که؛ وجود گسترده اعتماد در سطح جامعه به شکل گیری انجمن های داوطلبانه و ایجاد مشارکت مدنی کمک می کند، و از طرفی وجود شبکه های مشارکت مدنی به پرورش شهروندان آگاه به مسائل و امور سیاسی منجر می شود. از نگاهی دیگر با توجه به ابعاد نگرشی و رفتاری شهروندی دموکراتیک می توان گفت، از آن جا که مؤلفه اعتماد بیشتر امری ذهنی و نا محسوس است و کیفیت روابط اجتماعی را در بر می گیرد، می تواند بعد نگرشی شهروندی دموکراتیک – شامل: نگرش به دموکراسی، موازین و نظارت های رسمی، و قانون مداری – را توسعه دهد. و از طرفی دیگر، به دلیل این که مؤلفه مشارکت مدنی، امری ملموس و عینی است و به شبکه های گسترده انجمن های داوطلبی در جامعه مربوط می شود، به احتمال فراوان درصدد توسعه بعد رفتاری شهروندی دموکراتیک بر می آید. به طور کلی می توان گفت، از یک طرف، اعتماد اجتماعی در بین شهروندان، ایمان به دموکراسی را در ذهن آنان می پروراند، و از جهتی دیگر، وجود شبکه های مشارکت مدنی، آنان را به سوی اعمال رفتارهای دموکراتیک سوق می دهد.
بر مبنای دیدگاه های مربوط به ارتباط سرمایه اجتماعی با شهروندی دموکراتیک که در تحقیق حاضر نقطه اتکاء بر نظریات توکویل، آلموندووربا و پاتنام است، فرضیه های تحقیق حاضر بدین شرح می باشد:
15-2 فرضیه های تحقیق
فرضیه های اصلی
1) با افزایش سرمایه اجتماعی ، سطح شهروندی دموکراتیک نیز افزایش می یابد..
2) با افزایش اعتماد اجتماعی ، سطح شهروندی دموکراتیک نیز افزایش می یابد.
3) با افزایش مشارکت مدنی ، سطح شهروندی دموکراتیک نیز افزایش می یابد.
فرضیه های فرعی
1) رابطه اعتماد با بعد نگرشی شهروندی دموکراتیک قوی تر از رابطه مشارکت مدنی با آن است.
2) رابطه مشارکت مدنی با بعد رفتاری شهروندی دموکراتیک قوی تر از رابطه اعتماد با آن است.
3) افرادی که از اعتماد اجتماعی بیشتری برخوردارند، مشارکت مدنی بیشتری دارند.
4) بین نوع جنسیت دانشجویان با شهروندی دموکراتیک رابطه وجود دارد.
5) بین سن دانشجویان با شهروندی دموکراتیک رابطه وجود دارد.
6) بین مقطع تحصیلی دانشجویان با شهروندی دموکراتیک رابطه وجود دارد.
7) بین رشته تحصیلی دانشجویان با شهروندی دموکراتیک رابطه وجود دارد.
8) بین سال ورود به دانشگاه دانشجویان با شهروندی دموکراتیک رابطه وجود دارد.
9) بین احساس تعلق طبقاتی دانشجویان با شهروندی دموکراتیک رابطه وجود دارد.
10) بین تهرانی یا شهرستانی بودن دانشجویان با شهروندی دموکراتیک رابطه وجود دارد.
11) بین قومیت دانشجویان با شهروندی دموکراتیک رابطه وجود دارد.
12) بین سکونت در خوابگاه با سکونت نداشتن در خوابگاه، با شهروندی دموکراتیک رابطه وجود دارد
13) بین وضعیت تأهل دانشجویان، با شهروندی دموکراتیک رابطه وجود دارد.